
رادیو زمانه
روژان کلهر – نمایش «رقص روی لیوانها» نوشتهی امیر رضا کوهستانی در یک عمارت متروکه در نقطهای از تهران به شکل زیرزمینی توسط چند جوان جسور و خلاق اجرا میشود. یک اجرای محیطی که از تمام فضای عمارت ویران بهره میگیرد.
اجراهای آلترناتیو در سطح شهر تهران
تئاتر ایران بحرانزده است. بخشی از این بحران به دلیل بحران معیشتی و کاهش سبد فرهنگی خانوار رخ داده، بخشی هم به دلیل سانسور و تهی کردن اجراها از محتوای اجتماعی، به ویژه بعد از قیلم ژینا. تئاتر ایران اما با اینحال زنده است. بسیاری از اجراها با محتواهای اجتماعی از روی زمین به زیرزمین رفتهاند و با عنوان «اجرای آلترناتیو» در حلقههایی از تماشاگران با رویکردهای حمایتی بدون مجوز ارشاد اسلامی به نمایش درمیآیند. طبعاً این نمایشها شناسنامه و کارگردان و بازیگر دارند اما برخی گروهها به دلایل امنیتی مایل نیستند نام و نشانشان در رسانهها بازتاب بیابد. اغلب در کانالهای تلگرامی این گروهها با هم ارتباط دارند. تعیین قیمت بلیط و بقای اقتصادی برای این گروهها یک چالش بسیار بزرگ است.
اجرای یک نمایش زیرزمینی با احتساب دستمزد بازیگران حدود ۱۱۹ میلیون تومان هزینه دارد. سالنهای اجرای آلترناتیو معمولاً ۵۰ درصد فروش را به عنوان اجارهبها برمیدارند. با احتساب اجرای این سالنها، به هزینه تولید تئاتر ۵۷ میلیون تومان افزوده میشود. باید توجه داشت که اکثر اجراهای آلترناتیو دو الی سه شب بیشتر ادامه پیدا نمیکند و گنجایش سالن هم از ۱۰۰ نفر فراتر نیست. با اینحال، تماشاگران تئاتر آلترناتیو میدانند که این نوع تئاتر یک تلاش مدنیست و برای همین هم تلاش میکنند با پرداخت قیمت بلیط این گونه نمایشهای سانسورگریز را زنده نگه دارند. در ماه گذشته نمایشهای «جرمنگاری»، «حد» (بر اساس نمایشی از دونالد بارتلمی) و «بیخواب» (اقتباسی از مکبث) و همینطور «رقص روی لیوانها» (نوشته امیررضا کوهستانی) به این شکل روی صحنه تئاتر آلترناتیو ایران اجرا شد.
«رقص روی لیوانها» اما در این میان دست به ابتکار زد و نمایش را در یک عمارت مخروبه اجرا کرد و به این ترتیب نه تنها در هزینه سالن صرفهجویی کرد، بلکه مهمتر از آن فضای آن عمارت مخروبه را در خدمت بیان پرتگاهها و بحرانهای شخصیتی آدمهای نمایش درآورد و یک تجربه تازه را برای تماشاگران رقم زد. گزارشگر زمانه این نمایش را تماشا کرده است.
نمایشنامهی «رقص روی لیوانها» سومین اثر امیررضا کوهستانی یکی از موفقترین کارگردانان تئاتر ایران است که برای نخستینبار سال ۱۳۸۰ در چندین جشنواره هنری در اروپا روی صحنه رفت.این نمایشنامه برای اولینبار ۵ آذر ۱۳۸۰ در جشنوارهی تئاتر استان فارس در سالن استاد لایق اجرا شده بود. نویسنده در مقدمه کتابش که توسط نشر چشمه منتشر شده مینویسد:
این نمایشنامه بیشتر برای اجرا نوشته شده و نه خواندن. و مقصود نویسنده، از طریق خواندن نمایشنامه سختتر دریافت میشود.
نمایشنامهی «رقص روی لیوانها» با گفتوگوی پسری جوان به نام «فرود» با دکتر روانشناساش آغاز میشود. «فرود» اعتقاد دارد که «شیوا»، خدای هندوها وارد زندگیاش شده. داستان به عقب بازمیگردد و ارتباط «فرود» با «شیوا»، دختری هفده ساله را میبینیم که فرود تلاش میکند بسیار مستبدانه و خودرأی به شیوا رقص آموزش دهد و به یک معنا خواست و پسند و اراده خودش را به او تحمیل کند. در پایان هم سرنوشتی جز نابودی در انتظارشان نیست.
معمولاً اکثر تئاترهای غیررسمی و به اصطلاح زیرزمینی در ایران در پلاتوها و برخی سالنهای خصوصی بدون تبلیغات علنی اجرا میشوند و کمتر پیش میآید گروهی برای اجرا فضای غیرمتعارفی مانند یک ساختمان متروکه مخوف را که سالها قبل دچار حریق شده در نظر بگیرد. البته بسیاری از گروهها در پارکینگ خانههاشان یا حتی محیط آپارتمانشان نیز اجرا میگذارند و بیشتر تماشاگرانشان هم در حلقهی آشنایان و دوستانشان است. اما این گروه، ساختمانی متروک را که در یک فضای خاکی قرار دارد و ظاهراً مشخص نیست مالکش کیست برای اجرا در نظر گرفته است. پنجرههای عمارت شکسته و دری دو دهنه با نردههای آهنی به یک راهروی سرباز راه پیدا میکند. در دو طرف راهرو اتاقهای کوچک و بزرگ تودرتو، با دیوارهای سوخته و منقش به دیوارنوشتهایی پراکنده قرار دارد.
نمایش با ورود تماشاگران به همان راهرو و پخش یک فیلم روی دیوار بالایی ورودی آغاز میشود. تصویر، شیشهی جلوی یک خودرو را نشان میدهد. دختری پشت فرمان نشسته و دختری دیگر سوار خودرو میشود و پس از جر و بحثی کوتاه و شکایت دختر راننده از دیرآمدن دختر همراه، ماشین حرکت میکند.
کارگردان با این ترفند در آغاز نمایش، صحنهای از نمایشنامهی «رقص روی لیوانها» را نشان میدهد و سپس بعد از توقف خودرو، دقیقاً از پشت درهای میلهای که بسته شدهاند نور اتوموبیلی از پشت سر تماشاگران به داخل راهرو میتابد که همان خودروییست که در فیلم دیدهایم. دو دختر از خودرو پیاده شده و پس از باز کردن در نردهای وارد ساختمان میشوند. درحال صحبت از میان تماشاگران که ایستادهاند، به یکی از اتاقها میروند و لباسهایشان را عوض میکنند. با دو لباس یکشکل، یک شلوارک کوتاه مشکی و بلوزی سفید بدون شال و روسری وارد فضای باز راهروی عمارت متروک میشوند و شروع به تمرین رقص میکنند.
کارگردان در اقتباس زیرزمینی از نمایش کوهستانی، علاوه بر اینکه یک رابطه عاشقانه بین زن و مرد را به یک رابطه عاشقانه بین یک ترنس و یک زن بدل کرده است، با این کار بُعد تازهای هم به نمایش بخشیده و با جابهجا کردن برخی صحنهها با توجه به ساختار اجرا و مکانی که برای اجرا در نظر گرفته و استفاده از تصویر به اجرایی متفاوت از این نمایش رسیده است. او به خوبی توانسته از بدن، احساس، بیان و آواز خواندن بازیگران بهره بگیرد.
روی کف زمین پر از خردهشیشه و موزائیکهای شکسته است. فضای تاریک ساختمان متروکه با چند نور موضعی نیمهروشن است. دو بازیگر از تمام فضای ساختمان متروکه بازی میگیرند و تماشاگران با رفتن بازیگران به اتاقهای دیگر آنان را دنبال میکنند.
نخستین بدعتی که این گروه انجام داده تغییر «فرود»، پسرجوان در نمایش کوهستانی به یک دختر است؛ بدون آنکه به نمایشنامه و مفهوم آن ضربه بزند و در همان حال موفق شده عمق بیشتری هم به نمایشنامه ببخشد. اگر در نمایشنامه اصلی ارتباط یک دختر و پسر مطرح میشود اینجا ارتباط دو دختر است که حوادث بعدی را رقم میزند: فرود و شیوا که گویی عاشق یکدیگرند و ارتباطی نامتعارف دارند. فرود با رفتار و منشی که کمی پسرانه است در مقابل شیوا قرار گرفته است.