محمد جواد اکبرين: دلواپس باشيد!

Wednesday, 7th May, 2014
اندازه قلم متن

mohammad_javad_akbarain“به همه چشم بند زدند. برای من هم دستبند و چشم بند آوردند. کمی مقاومت و بگو مگو کردم، اما فایده ای نداشت و حالی هم باقی نمانده بود. همه را در راهروی ورودی بند به صف کردند، همراه با دستبند و چشم بند و رو به دیوار. برخی ناله می کردند. دوباره شروع کردند از پشت و بسیار محکم با باتوم بر کول و کتف بچه ها کوبیدن. صدای ناله ها بیشتر شد. در فاصله در اصلی بند تا مینی بوس تونلی درست کردند و همه را از میان تونل زیر مشت و لگد به سمت مینی بوس بردند و سوار بر آن کردند. در طول مسیر و در کف مینی بوس خون ریخته بود.”

اين بخشى از انبوه خاطرات زندانيان فلسطينى نيست كه در سالهاى اخير توسط ناشران دولتى چاپ شده باشد؛ خاطرات زندانيان ابوغريب عراق هم نيست تا سوژه ى برنامه ها و فيلم هاى ضد آمريكايى و ضد اسرائيلى شود؛ اين گزارش برادرمان “عماد بهاور” است از يك فاجعه!

نزديك به ٢٠ روز مى گذرد از پنج شنبه سياه اوين؛ يا اين ماجرا مطلقا رخ نداده يا اگر داده سكوت عملىِ دولت و ساير بخش هاى حكومت در قبال آن چه معنايى دارد؟ آن هم در شرايطى كه قوه قضاييه شاخ و شانه كشيده براى قربانيان اين فاجعه!

آثار جنايت در حال زوال است؛ با همسر “بهزاد عرب گل” از ديگر زندانيان مظلومِ آن واقعه گفتگو مى كنيم مى گويد: “به مجلس و نهاد ریاست جمهوری مراجعه کردیم فقط وعده دادند که یک هیات تحقیق تشکیل می دهند اما تا الان که نزدیک بیشتر از دو هفته از این قضیه می گذرد، هیچ خبری از کمیته تحقیق نیست. سوال من این است وقتی آثار ضرب و شتم از بدن این عزیزان برود، دیگر کمیته حقیقت یاب چه فایده ای دارد؟ الان باید بروند به زندان و ببینند چه بر سر عزیزان ما آمده و آثار ضرب و شتم و کبودی ها را بر بدن آنها ببینند. چند بار تماس گرفتیم اما تنها جوابی که دادند این بود که بررسی خواهند کرد”.

همسر آقاى عرب گل سرانجام نااميدانه مى گويد: “کاری هم نخواهند کرد زیرا همان موقع که ما نماینده خانواده ها مراجعه می کردیم به ما می گفتند که فقط می توانند در حیطه اختیارات خود عمل کنند. به مراجع قضایی هم که مراجعه کردیم گفتند دادستان تشریف ندارند و فقط با آقای خدابخشی می توانیم صحبت کنیم ایشان هم می گفتند حرفهایمان را منتقل می کنند! به آقای خدابخش گفتم چه روزی می توانیم خود دادستان را ببنیم، جواب دادند از روز و ساعات کاری دادستان خبر ندارند!”

پيگيرى هاى شخصى چاره كار نيست؛ قربان بهزادیان نژاد و محسن میردامادی، از اعضاى ارشد ستاد مهندس موسوى نامه ای را خطاب به محمدباقر نوبخت معاون رییس جمهور و سخنگوی دولت در رابطه با وقایع پنج شنبه ۲۸ فروردین مى نويسند و نسبت به امحاى مدارك حمله به زندان هشدارمى دهند و مى خواهند هیات منصوب از سوی دولت ضمن استماع مطالب هر دو طرف بخصوص مجروحان و مصدومان با مشاهده تصاویر دوربین های مداربسته بدون سانسور و تقطیع، واقعیت را به طور کامل دریابند. آنها توضيح مى دهند که درگیری در بند ۳۵۰ حدود ۲ ساعت ادامه داشته و تصاویر دوربین های هواخوری، راهرو و ورودی بند بخش عمده واقعه را نشان می دهد.

رسانه ها خبر داده بودند كه رییس جمهور و هیات دولت، هیاتی را جهت تحقیق و تهیه گزارشی در مورد وقایع بند ۳۵۰ اوین تعيين كرده اند؛ آن هيات كيست و كجاست و چه كرده است؟ در كجاى دنيا وقتى جنايتى رخ مى دهد صحنه جرم را رها مى كنند و “سرِ فرصت” ماجرا را پيگيرى مى كنند؟

گذشت ٢٠ روز از پنج شنبه سياه اوين و احتمال سپردن پرونده به “گذشتِ زمان” و نقش مستقيم دستگاه قضايى در ارتكاب اين جنايت و سرانجام ادعاى “ارتقاى رتبه”ى متهم اصلى نشان مى دهد كه ملجاء و پناهى براى مظلومان وجود ندارد؛ در چنين شرايطى مجامع بين المللى و پيگيرانِ حقوق بشر بايد دخالت كنند و اين است كه مدعيان وقيحِ اصولگرايى را “دلواپس” مى كند كه مبادا جهان پس از پرونده ى هسته اى، پرونده ى جناياتى از اين دست را بهانه كند! و البته كه بايد دلواپس باشند؛ اينكه جهان در پيگيرى پرونده مراعات حقوق بشر در ايران چقدر صداقت دارد بحث ديگرى است؛ مدعاى اين يادداشت اين است كه وقتى “دادرس”، خود بيدادگر مى شود حتما بايد راه ديگرى را براى احقاق حق برگزيد؛ به ويژه در برابر حُكّام جائرى كه جز زبان زور و تهديد نمى فهمند و لياقت نجابت ندارند.

از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.