اسلامیست های تکفیری با سرعتی باورنکردنی در عراق پیشروی می کنند. شهرهای موصل و تکریت در فاصله چهار روز گذشته سقوط کرده است. ارتش عراق پس از اندک مقاومتی از برابر این نیروها عقب نشینی و به گفته برخی از ناظران فرار می کند. از شمار واقعی جنگجویان داعش (دولت اسلامی عراق و شام) اطلاع دقیقی در دست نیست. تعداد آنان را از چند صد نفر تا دو هزار نفر تخمین زده اند. پیشروی سریع آنان و اشغال مناطقی در ۱۰۰ کیلومتری بغداد این پرسش را به ذهن می آورد که چرا ارتش عراق و سپاه قدس حامی آن نتوانسته اند پیشروی سریع این ارتش نسبتا کوچک را سد کنند؟ چرا نظامیان عراقی از برابر آنان می گریزند؟ آیا ساکنان سنی مذهب مناطق اشغال شده از این گروه خطرناک استقبال می کنند؟ کدام یک از دولت های منطقه از این جریان خطرناک تکفیری که کشتن شیعیان را هموار کننده راه بهشت می داند و برآن است که در عراق، سوریه و مرزهای سنی نشین ایران دولت اسلامی ضد ایرانی و ضد شیعه مستقر سازد، حمایت می کند؟
پیشروی برق آسای تروریست های تکفیری داعش در چند روز گذشته بنابه اخبار و گزارش های خبرگزاری های جهان نزدیک به ۵۰۰ هزار عراقی(اکثرا شیعیان) را از خانه و کاشانه خود فراری داده است. اگر وضع به همین منوال ادامه یابد به زودی بغداد در تیررس سپاه داعش قرار می گیرد و در صورت سقوط بغداد رویای تکفیری ها برای سلطه بر عراق به حقیقت می پیوندد. حقیقتی وحشتناک، حقیقتی به مفهوم بی ثباتی، و بی خانمانی میلیونها عراقی. حقیقتی به مفهوم تهدید مرزهای ایران و حتی جنگ میان ارتش تکفیری ها و ایران. داعش به ناگهان از آسمان به زمین عراق نیفتاده است. ماهها بود که این جریان در بخشی از مناطق سنی نشین عراق بویژه در استان نینوا سنگر گرفته بود و خود را برای حملات اخیر آماده می کرد. چرا دولت نوری مالکی و حامیان آن در برابر حملات داعش غافلگیر شده اند؟
دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی و ناتوانی و بی علاقگی دولت نوری مالکی در اعمال سیاستهای به دور از تبعیض مذهبی و در نتیجه هراس بخش های سنی نشین عراق از اعمال احتمالی سیاستهای تبعیض آمیز تا چه حد در بستر سازی فاجعه ای که در عراق در جریان است، نقش داشته است؟ اگر شعله های آتشی که در عراق زبانه می کشد به مرزهای ایران سرایت کند، چه عواقبی در پی خواهد داشت؟ اگر دولت تکفیری ها در بخشی از عراق، یعنی در همسایگی ایران مستقر شود، چه پیامدهایی برای ایران و کل منطقه در پی خواهد داشت؟ نزدیک به ۲۰ درصد جمعیت ایران(حدود پانزده میلیون) را اهل تسنن تشکیل می دهد که عمدتا در مناطق مرزی ایران سکونت دارند.
سیاستهای به شدت تبعیض آمیز جمهوری اسلامی علیه این بخش از جمعیت ایران که فقر و تنگدستی نیز در میان آنان بیداد می کند، ایران را تا چه حد مستعد رسوخ تکفیری ها و گسترش جنگ و تنش در مرزهای کشور کرده است؟
حقیقت آن است که پیشروی غافلگیر کننده داعش در بخش های سنی نشین عراق، بیش از هر چیز ریشه در شکاف عمیق میان دولت نوری مالکی و جمعیت سنی مذهب (چهل درصد جمعیت عراق) دارد. سیاستهای آلوده به تبعیض دولت نوری مالکی نه فقط تامین کننده وحدت عراق نبوده بلکه بستر ساز شرایط وخیمی است که امروز نه تنها موجودیت عراق را تهدید می کند بلکه می تواند کل منطقه را در آتش جنگهای جهادی سنی و شیعه بسوزاند.
حکومت نظامی- امنیتی آقای خامنه ای که در سالهای گذشته پیشبرنده سیاستهای آپارتاید مذهبی در ایران بوده و همواره امنیت و اقتدار خود را با قدرت تولید موشک، پهباد، انرژی هسته ای و نظامیگری و توانایی در سرکوب تعریف کرده، بطور قطع در گسترش شیعه هراسی و رشد و گسترش جریانات تروریستی جهادی و تکفیری در منطقه نقش مهمی داشته است. پس از حمله نظامی احمقانه و فاجعه بار دولت بوش به عراق، این کشور برای حفظ موجودیت و ترمیم ویرانیهای جنگ به روی کار آمدن یک دولت وحدت ملی، دولتی به دور از هرگونه تبعیض قومی و مذهبی نیازمند بود. اما تنگ نظری های برخی را رهبران سیاسی و مراجع مذهبی این کشور همراه با اعمال نفوذ دو قدرت رقیب(ایران و عربستان) در این کشور عراق را به شرایط خطرناک امروز کشاند. آمریکا نیز که با مداخله نظامی عراق مسوول اصلی شرایط وخیم کنونی عراق است، با رها کردن سریع این کشور از مسئوولیتهای اخلاقی خود فرار کرده است.
اوضاع نگران کننده عراق بار دیگر به همه بازیگران بین المللی و آکتورهای سیاسی منطقه ای یادآوری می کند که امنیت کشورهای خاورمیانه از راههای نظامی، مسابقه تسلیحاتی و خصومت میان دولت های منطقه تامین نمی شود. برعکس همکاری های منطقه ای و مبارزه با تبعیض های مذهبی و فقر و جهل است که می تواند خاورمیانه را از خطر سقوط در سراشیب جنگ های مذهبی برهاند. اگر دولت ایران نتواند به سرعت از سیاستهای تبعیض آمیز مذهبی و نگاه امنیتی به مناطق مرزی ایران، فاصله بگیرد بی تردید آنچه امروز در عراق جریان دارد، فردا به مرزهای ایران نیز خواهد رسید.
فرماندهان نظامی منصوب آقای خامنه ای در ماههای اخیر بارها مستقیم و غیرمستقیم از قدرت نفوذ استثنایی ایران در عراق، سوریه و لبنان و نقش سپاه قدس در تغییر معادلات منطقه حرف زده بودند. آنها مدعی بودند که عمق دفاع استراتژیک ایران از مرزهای عراق به مدیترانه و مرزهای اسرائیل انتقال یافته است. آنها “دلواپس” پیشرفت مذاکرات هسته ای دولت روحانی با آمریکا بودند. حالا باید پرسید که رهبر جمهوری اسلامی که مسوول اصلی سیاستهای تبعیض مذهبی و نگرش امنیتی به مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشور است، “دلواپس” چیست؟ آیا وظیفه اصلی سپاه همچنان سرکوب داخلی است؟ آیا سپاه تا خرخره آلوده به رانت های اقتصادی که در عراق غافلگیر شده توانایی دفاع از مرزهای ایران را دارد؟ آیا اساسا برای پیش گیری از نفوذ تروریست های جهادی به مرزهای ایران به غیر از راههای نظامی راه دیگری به ذهن مسئوولان جمهوری اسلامی خطور می کند؟
علی کشتگر
Ali.keshtgar@yahoo.fr
