گفتگوی اکبر کرمی با دکتر کاظم کردوانی: گره‌ها و گره‌گشایی‌‌ها در آموزش زبان‌مادری و آموزش به ‌زبان‌مادری 

سه شنبه, 13ام خرداد, 1404
اندازه قلم متن

در گفت‌وگو با کاظم کردوانی نویسنده و جامعه‌شناس برجسته ی ایرانی که زمانی «دبیر شورا ی بازنگری در شیوه ی نگارش و خط فارسی» بوده است، پرسیده‌ام: زبان‌مادری و دش‌واری‌ها آن در ایران چیست؟ گره‌ها و گشایش‌ها در آموزش زبان‌مادری و آموزش به ‌زبان‌مادری در ایران کدام است؟ چه کسانی و با چه برهان‌هایی به این گره‌ها چشم‌دوخته‌اند؟ و چه‌گونه اندیشه‌پرداخته‌اند. تاریخ، دانش، و گفت‌وگو‌ها ی کارشناسی چه جای‌گاهی در این گفتمان‌ها دارند؟ و چه‌گونه می‌توانند به بازشدن این گره‌ها کمک کنند؟ برهان‌ها و پادبرهان‌های آموزش زبان مادری و آموزش به زبان مادری کدام‌اند؟ و چه‌کسانی آن‌ها را پیش‌‌می‌برند؟ سیاست در این گفتمان‌ها چه جای‌گاهی دارد؟ و کردمان‌ها ی ما چه می‌گویند؟ ایران کجاست؟ و زبان فارسی چه جای‌گاهی در آن دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها را کجا باید جست؟ مطالعه ی تاریخ چه سهمی در درانداختن یک پاسخ‌ منصفانه و معنادار دارد؟ آیا در پاسخ به پرسش‌هایی از این دست باید به تاریخ بازگشت؟ و تا کجا باید پس رفت؟ چه کسی داور است؟ و داوری چه‌گونه باید باشد؟ آیا بازگشت به تاریخ راهی به رهایی از کژفهمی‌ها و برخی از دژدریافت‌ها می‌گشاید؟ یا تاریخ جعبه ی پاندورایی است که اگر گشوده شود، با خود ستیز و ویرانی و سوگ‌ها ی بسیار خواهد آورد؟ ایران کجاست؟ و زبان‌ها ی مادری در آن کجا قرار گرفته‌اند؟ آیا چنین پرسشی، پرسشی پیشینی است و برای دریافت پاسخ مناسب باید پای صحبت‌ها و مرده‌ریگ‌ها ی پیشینیان نشست؟ یا ایران امری پسینی است و در هم‌سازی‌ها، هم‌جوشی‌ها و هم‌دلی‌ها ی ‌پسینی مردمان ایران و تعادلات دمکراتیک آفریده خواهد شد؟ رام‌یاری (سیاست) در کجا ی این داستان ایستاده است؟ خردمندان کجا باید ب‌ایستند که در خدمت خودکامه‌گان نباشند و چماقی برای سرکوب تراشیده نشود؟ چه‌گونه می‌توان شهر، قدرت و داوری را در ایران سامان داد؟ و زبان را نه سازوکاری برای سرکوب که راهی برای رهایی و هم‌دلی کرد؟ رفتارها و کردارها ی محافظه‌کاران پهنه‌ ی زبان (و تا حدی فرهنگ) شگفت‌انگیزتر می‌شود، هنگامی که پای زبان‌های دیگر و زبان‌ها ی مادری (در برابر زبان فارسی) در میان باشد. آن‌ها می‌توانند هر زبان دیگری را به آسانی در پا ی زبان فارسی قربانی کنند و تا مرز نفی هویت‌ها ی زبانی و مادری پیش ‌روند. توسعه‌نایافته‌گی چهره­ ی مشترک این‌رفتارها است، که گاهی از یادها می‌رود. این هسته ­ی سخت چیست؟ کجاست؟ و چرا روان ایرانی در این لایه تا این پایه شکننده و انعطاف‌ناپذیر می­نماید؟ ناهم‌دلی و ناهم‌زبانی بر سربنیادی‌ترین بن‌پاره‌های فرهنگی و ملی امری عجیب و غریب و ویژه­ ی تنها ما ایرانی‌ها نیست؛ آن­چه عجیب و غریب و ویژه ­ی کشورها و ملت­هایی همانند ماست، ناتوانی ملی در گذار از دشواری‌هایی از این دست است که بازتاب ستبر توسعه‌نایافته‌گی است. با هم‌رسانی و بازخوردها ی خود به این گفت‌وگو ادامه دهید و بخشی از جریانی باشید که راه می‌برد و نه راه برده می‌شود. از پسند (ساب‌سکرایب) این کانال که کانالی برای شنیدن صداها ی تازه است هم کوتاهی نکنید؛ همه ی را‌ه‌ها ی بزرگ با همین گام‌ها ی کوچک آغاز می‌شود. https://t.me/KaramiAk


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.