گزارش میدانی «شرق» از «پارسجنوبی»
آذر جزایری: عقربههایساعت، ۹ صبح را نشان میدهد که به عسلویه میرسیم. با اینکه تا رسیدن خورشید به وسط آسمان سهساعتی باقی است اما گرمای کشنده، در فرودگاه عسلویه نفسها را سنگینتر میکند. بازدید از عرشه فازهای ۱۲، ۱۷ و ۲۲ پارسجنوبی برنامهای است که وزارت نفت برای ۴۰خبرنگار داخلی چیده. آنطور که برنامه سفر نشان میدهد ۱۲۰کیلومتر راه دریایی در پیش است تا به عرشه B12 برسیم. فازی که قرار است معادل سه فاز پارسجنوبی گاز بدهد و یکی از مهمترین فازهای درحالتوسعه کشور محسوب میشود. ۳ بعدازظهر، کشتی ما کنار عرشه B12 پهلو میگیرد. مدیران و کارکنان در بدو ورود کفش، دستکش و کلاه ایمنی را به دست تکتک خبرنگاران میدهند تا بازدید با آموزش نکات ایمنی جنبه رسمی به خود گیرد.
کارکنان واحد HSE با لباسهای قرمز در هر جایی دیده میشوند؛ آنها با تاکید بر نکات ایمنی و حفظ امنیت عرشه درحال راهنمایی گروه هستند؛ حفظ ایمنی ۴۰خبرنگار کار چندان آسانی نیست. در ۳۰روز گذشته کمتر کسی را میتوان یافت که برای دیدار با اعضای خانوادهاش پا را از این سکو بیرون گذاشته باشد. شهاب انوشه، مدیر راهاندازی پروژه فاز ۱۲ که در تمامی لحظههای بازدید کنارمان است تامین گاز زمستان را دلیل اصلی فراق کارکنان میداند: «باید گاز را به زمستان برسانیم و به همین دلیل ساعتکاری از ۱۲ به ۱۸ساعت افزایش یافته است.» تاکید وی به کارکنان جوشکار که همان نزدیکها مشغول به کارند، نشان میدهد کار از ۱۸ساعت هم فراتر رفته چراکه وی اصرار دارد جوشکاری آن بخش باید تا شب تمام شود.
مدیران زیرمجموعه انوشه نیز سعی دارند تا هرطور که میتوانند کارکنان فعال در این واحد را متقاعد به اجرای این دستور کنند. این تاکید محور سوال خبرنگاران قرار میگیرد؛ انوشه در پاسخ از برنامه زمانبندی میگوید و اینکه برای رساندن گاز به زمستان امسال چارهای جز این نیست؛ کار در این فاز تماما توسط ایرانیها درحال انجام و سرعت عمل آنها بهحدی است که حتی توتال هم به این سرعت کار دست نیافته است. زندگی روی عرشه چندان آسان بهنظر نمیرسد.
بهجز تمامی سختیهایی که جسته و گریخته همه شنیدهاند، ارتباط تلفنی هم که تنها دلخوشی کارکنان عسلویه است، ممکن نیست. یکی از کارکنان در این اثنا میگوید: اینجا تلفن همراه به هیچ عنوان آنتن نمیدهد و تنها وسیله ارتباطی، تلفن ماهوارهای است که هر دقیقه تماس با آن سهدلار محاسبه میشود. البته اینترنت وجود دارد، اما ظاهرا به وصلبودن همیشه آن اطمینانی نیست. حضور در عرشه یعنی فقط کار و کار؛ کار برای رساندن گاز به خشکی برای گرمماندن خانههای ایرانیان در زمستان سرد. یکی از مهندسان روی عرشه که ۳۷روز است به خانه نرفته، رو به ما با ناامیدی میگوید: «تا چند روز آینده هم شانسی برای رفتن به خانه نداریم.»
حداقل حقوق برای نیروهای داخلی
از تمامی سختیها که بگذریم، دستمزد کارکنانی که در ظل گرما ۱۸ساعت کار میکنند، معضلی است که عدمرضایت از شغل را در پی دارد. پیشتر برخی از مسوولان و مجلسنشینان بارها تاکید کرده بودند نیروهای اقماری نفتی دستمزد قابلملاحظهای دارند درحالیکه باید حقوق آنها متناسب با قانون کار باشد. به سراغ یکی از مدیران عرشه میرویم تا از نحوه درآمد آنها اطلاعی کسب کنیم. اگرچه درآمد آنها دلاری است و حقوق خود را به دلار دریافت میکنند اما به نسبت دیگر همکاران خارجی خود از حداقل حقوق برخوردارند. همواره استنباط این بوده که متخصصان ایرانی در عرشهها خود را با متخصصان خارجی فعال در عرشههای کشورهای همسایه مقایسه میکنند، اما موضوع چیز دیگری است.
حقوق روی تمام عرشهها براساس یک قانون بینالمللی پرداخت میشود. گرانترین حقوق متعلق به کارکنان نروژی و کشورهای اسکاندیناوی است. فرقی نمیکند نیروهای این کشورها در کجا مشغول به کار باشند چون قانون بینالملل بر بالاتربودن دستمزد آنها تاکید دارد. پس از آنها نیروهای کشورهای آمریکایی و اروپایغربی بیشترین حقوق را میگیرند. در رتبه بعدی اروپایشرقی و سپس ایرانیها، البته ارزانتر از نیروهای ما هم وجود دارد.
فیلیپینیها و هندیها ارزانترین نیروهایی هستند که میتوان برای کار در عرشه استخدام کرد. شاید برای همین باشد که روی شناور فوقسنگین جرثقیلدار این فاز، بیشتر نیروهای خدماتی فیلیپینی و هندی هستند. آنطور که کارکنان ایرانی گلایه میکنند دستمزد روزانه این نیروها ۲۵۰ تا ۵۰۰دلار است. کار برای همه یکسان است اما گویی تبعیض بر عرشهها سایهای سنگین انداخته است. تا جاییکه برخی از کارکنانی که با ما گفتوگو میکنند، میگویند یکی از مدیران فعال در این فاز کمتر از کارمند خود حقوق میگیرد، تنها به این دلیل که کارمند وی متعلق به اروپایشرقی است و او ایرانی. با تمامی اینها اواخر آذرماه سکوی B فاز ۱۲ با یکمیلیونفوتمکعب وارد مدار تولید خواهد شد.
در حال حاضر مرحله راهاندازی آن بیش از ۹۰درصد پیشرفت داشته و آنگونه که انوشه مدیر راهاندازی این فاز میگوید طبق برنامه زمانبندی وزارت نفت، کار اجرایی را آغاز خواهد کرد. بازدید از این فاز با یک نتیجه به پایان میرسد، مهاجرت نیروهای نفتی و گازی ایران به کشورهای همسایه روبه افزایش است. یکی از مدیران فعال در این سکو که تمایلی برای انتشار نامش ندارد، میگوید از ابتدای سال تاکنون پنج تا ششایرانی فعال در این سکو مهاجرت را به ماندن ترجیح دادهاند تا از این طریق درآمد خود را بالا ببرند. از این رو شاید چالش اصلی مدیران نفتی ما در سالهای نهچنداندور، مهاجرت متخصصان نفتی ایرانی به کشورهای دیگر باشد.
دعوت به سکوت در فاز A17
در ادامه بازدید، اگرچه اجازه بازدید از فازA 17 داده شد اما هیچیک از مدیران این فاز حاضر به پاسخگویی نشدند. حتی اگر مدیری پاسخ کوتاه به سوالات میداد مدیری دیگر وی را به سکوت تشویق میکرد. یکی از مدیران این سکو از آغاز دوباره کار در این سکو خبر میدهد: در دوسال گذشته بهدلیل نبود تجهیزات، سرچاهی که انحصار آن در اختیار آمریکاییهاست و تحریم مانع خرید آن میشد، کار در این فاز متوقف شده بود اما ظاهرا چند ماهی است تجهیزات خریداری شده اما در همین دو سال با ایجاد خوردگی در تجهیزات، ادامه کار دشوار شده است
به گفته این مقام مسوول طی این مدت ۱۲نفر روی سکو فعال بودهاند در حالیکه هماکنون بیش از ۱۵۰نفر بهطور شبانهروزی کار میکنند. بر همین اساس پیشراهاندازی این فاز کمی پیچیدهتر از دیگر فازها شده با این حال مسوولان سکو امیدوارند تا سال آینده بتوانند این فاز را وارد مدار تولید کنند. با بهرهبرداری از عرشه این فاز بالغ بر ۵/۱۴میلیونمترمکعب گاز در روز، به تولیدات گاز کشور افزوده خواهد شد. با این حال برنامهریزیها برای تزریق گاز این میدان تا اواخر دیماه به شبکه سراسری اعلام میشود.
سایه سنگین قطریها بر فاز ۲۲
بعد از پایان بازدید از عملیات لولهگذاری فاز ۲۲ معلوم میشود که این فاز هم از برنامه عقب است. اما یک نگرانی درخصوص این فاز وجود دارد. رقمهای برداشت از این فازها براساس ظرفیت اسمی اعلام میشود در حالیکه باید به انتظار نشست تا زمان تولید دید که قطریها تا چه میزان از گاز میدان برداشت کردهاند و چقدر گاز برای ایرانیها باقیمانده است. کارشناسان شرکت تاسیسات دریایی از مجموع ۱۱۰کیلومتر خط لوله این فاز، عملیات لولهگذاری حدود ۹۰کیلومتر را با بهرهگیری از شناور سیمستر به انجام رساندهاند که تا ۱۸شهریور ادامه خواهد داشت.
امید زنگنه
زنگنه میخواهد تا زمستان از پارسجنوبی صدمیلیونمترمکعب گاز بیشتری نسبت به شرایط فعلی برداشت کند تا شاید حداقل در زمستان به نصف برداشت قطر از این میدان برسیم. از نان شب واجبتربودن توسعه فازهای پارسجنوبی را تنها زمانی لمس خواهید کرد که پا به عرشهها بگذارید و شاهد زحماتی باشید که کارکنان نفتی بهصورت شبانهروزی در گرمای هوایی وصفناشدنی میکشند تا شاید درآمد ارزی ایران را پنجمیلیارددلار دیگر افزایش دهند.
