ایران در گرداب بحران و تفرقه

جمعه, 27ام تیر, 1404
اندازه قلم متن

تهدید جنگ، تضعیف حاکمیت و مسئولیت تاریخی نیروهای دموکرات

ایران در یکی از حساس‌ترین و پرمخاطره‌ترین لحظات تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ شرایطی آمیخته از تهدیدات خارجی، تفرقه داخلی، بی‌ثباتی حاکمیتی و سردرگمی اپوزیسیون. مجموعه‌ای از عوامل و بازیگران داخلی و منطقه‌ای، فضای سیاسی کشور را به سمت تقابل، بی‌ثباتی و حتی فروپاشی هل می‌دهد. پرسش حیاتی این است: در این وضعیت، نیروهای دموکرات، جمهوری‌خواه، میهن‌دوست و باورمند به حقوق بشر چه مسئولیتی دارند؟

آتش‌بس یا سکوت پیش از طوفان؟

آتش‌بس اخیر میان ایران و اسرائیل، برخلاف ظاهرش، به هیچ‌وجه نشان از صلح یا آرامش ندارد. این یک «توقف تاکتیکی» است، نه یک توافق استراتژیک. اسرائیل، با حمایت مستقیم ایالات متحده، در حال بازسازی و تجهیز مجدد قدرت نظامی خود است. عملیات‌های مقطعی اسرائیل در سوریه و دیگر نقاط منطقه، نشانه‌هایی روشن از یک آمادگی کامل برای ورود به مرحله بعدی درگیری است؛ مرحله‌ای که ممکن است با یک حادثه کوچک آغاز شود.

اروپا نیز، با درگیری مستقیم در بحران اوکراین و هراس از تهدیدات روسیه، در موضعی قرار ندارد که بتواند سیاستی مستقل نسبت به واشنگتن و تل‌آویو اتخاذ کند. ضعف سیاسی اروپا، هم به‌خاطر وابستگی امنیتی‌اش و هم به‌دلیل نفوذ نهادهای خاص و لابی‌های پرقدرت، در حال حاضر آن را از ایفای نقشی مستقل و متعادل بازداشته است.

نیروهایی که خواهان تشدید بحران‌اند

در این فضای آشفته، برخی گروه‌ها در خارج از ساختار رسمی جمهوری اسلامی، آگاهانه یا ناآگاهانه در حال تشدید فضای جنگی هستند:

۱. سلطنت‌طلبان

جریانی که همچنان در پی بازگشت به دوران سلطنت است، در رأس آن آقای رضا پهلوی. برخی از حامیان او امید دارند که در صورت وقوع حمله نظامی و ایجاد خلأ قدرت در کشور، فرصتی برای بازگشت خاندان سلطنت فراهم شود. اطرافیان این جریان بیش از آن‌که به دغدغه‌های ملی توجه داشته باشند، در سودای وزارت‌خانه‌ها، منابع نفتی و قدرت‌های اقتصادی‌اند. رویای آن‌ها، بازگشت به قدرت از مسیر ویرانی است.

۲. سازمان مجاهدین خلق

سازمانی که به دلیل کارنامه‌اش در همکاری با دشمنان ایران و نبود پایگاه اجتماعی در داخل کشور، تنها مسیر خود را در برخورد نظامی و بی‌ثباتی گسترده می‌بیند. آن‌ها هم، مانند دیگر جریان‌های فرصت‌طلب، در انتظار لحظه سقوط و هرج‌ومرج هستند تا شاید سهمی در آینده قدرت داشته باشند.

۳. اتحادهای مسلح کردی

مردم کرد، در طول تاریخ معاصر ایران، همواره به‌عنوان بخشی وفادار، رشید و ریشه‌دار از ملت ایران شناخته شده‌اند. کردها بارها در بزنگاه‌های حساس، از تمامیت ارضی کشور دفاع کرده‌اند و امروز نیز، بخش عمده جامعه کرد همچنان بر این اصل ملی پای می‌فشارد و هم‌صدا با دیگر اقوام ایرانی، خواهان آینده‌ای دموکراتیک و مستقل برای ایران است.

با این وجود، برخی گزارش‌ها از ائتلاف‌هایی میان گروه‌های مسلح کردی حکایت دارد که سابقاً تفاوت‌های ایدئولوژیک و راهبردی جدی داشتند. نزدیکی امروز آن‌ها، به‌ویژه در صورت ارتباط با حمایت خارجی نظیر اسرائیل، می‌تواند سوال‌برانگیز و نگران‌کننده باشد. این اتحادها، اگر در مسیر پروژه‌هایی همچون «کردستان بزرگ» تعریف شوند، به‌طور بالقوه می‌توانند به زیان خود مردم کرد و آینده ملی کشور تمام شوند.

جمهوری اسلامی؛ نظامی در بحران درون‌ساختاری

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز، پس از ضربات اخیر و شکست در برقراری امنیت راهبردی، با تضعیف جدی در ساختار سیاسی و نظامی خود مواجه شده است. اختلافات درونی در میان نهادهای امنیتی، سپاه، دولت و نیروهای ایدئولوژیک هر روز آشکارتر می‌شود. حتی در بین اصول‌گرایان و محافظه‌کاران، صدای شکاف و انشقاق شنیده می‌شود.

در کنار آن، گروه‌هایی که از تداوم تحریم‌ها، واسطه‌گری اقتصادی و فساد ساختاری سود می‌برند، انگیزه‌ای برای کاهش بحران ندارند. آن‌ها در هرج‌ومرج، فرصت‌های سودآور می‌بینند و به همین دلیل، هرگونه تلاش برای عادی‌سازی روابط خارجی یا بازسازی داخلی را با مانع‌تراشی مواجه می‌کنند.

مسئولیت نیروهای دموکرات و وطن‌دوست در چنین شرایطی

در این فضای پیچیده، وظیفه نیروهای مستقل و وطن‌دوست که هیچ وابستگی به قدرت‌های خارجی، ساختارهای استبدادی و فرصت‌طلبان ندارند، بسیار سنگین و حیاتی است. این نیروها باید با تمرکز بر اصول و باورهای مشترک، راهکاری برای عبور از بحران فعلی ارائه دهند و از افزایش تنش‌ها جلوگیری کنند.

نیروهایی که به اصول زیر ایمان دارند، باید به عنوان پایه و سنگ بنای حرکت‌های سیاسی و اجتماعی مدرن و وطن‌دوستانه مطرح شوند:

  • جمهوریت و رد سلطنت‌طلبی
  • دموکراسی و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری‌ها
  • جدایی دین از حکومت
  • تمامیت ارضی ایران
  • پرهیز از تمرکزگرایی در ساختار قدرت
  • احترام به حقوق بشر و کرامت انسانی
  • استقلال سیاسی و مخالفت با جنگ و تنش‌های نظامی

اختلاف نظرها محترم‌اند؛ اما اکنون زمان اشتراک‌گرایی است

بدیهی است که در میان نیروهای جمهوری‌خواه، دموکرات و وطن‌دوست، دیدگاه‌های متنوعی نسبت به آینده ساختار سیاسی ایران وجود دارد؛ از فدرالیسم گرفته تا تمرکزگرایی، از نحوه توزیع قدرت تا نوع نظام انتخاباتی. همه این دیدگاه‌ها در یک ایران آزاد، دموکراتیک و پساجمهوری‌اسلامی، حق دارند که مطرح شوند، تبلیغ شوند و در معرض رأی مردم قرار بگیرند.

اما امروز، در میانه این بحران فراگیر، تلاش برای رسیدن به تفاهم کامل بر سر همه مسائل جزئی، نه‌تنها ممکن نیست، بلکه مانع عمل سیاسی مؤثر است. اولویت نخست، گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک از جمهوری اسلامی است. برای تحقق این هدف، تنها اشتراکات حداقلی، بدون هیچ شرط‌گذاری، می‌تواند محور وحدت و همگرایی باشد.

اکنون وقت آن است که بپذیریم: تنها مسیر رسیدن به فردای آزاد، عبور از نظام فعلی با تکیه بر حداقل اصول مشترک است.

فرصت کوتاه است؛ وظیفه سنگین

در غیاب چنین هماهنگی و بلوغی، آینده‌ای جز جنگ، فروپاشی و یا بازتولید یک خودکامگی جدید در انتظار ما نیست. کشور نیازمند بلوغ سیاسی، اتحاد بر سر اصول بنیادین، و عبور از منافع شخصی است.

ایران در گرداب بحران و تفرقه فرو رفته است؛ تنها هم‌صدایی نیروهای ملی و دموکرات می‌تواند آن را از سقوط نجات دهد.

رحیم کاظمی سرشت

 

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.