
ایران وایر
جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی با صدور بیانیهای در واکنش به کشته شدن رها شیخی، کودک سهساله اهل خمین، و خانوادهاش به دست ماموران امنیتی، این حادثه را «جنایت» خوانده و خواستار محاکمه فوری آمران و عاملان آن شدند.
در این بیانیه آمده است که در شرایطی که رسانههای حکومتی تلاش دارند با بهرهبرداری از فضای پس از جنگ اخیر با اسراییل، تصویر وحدت ملی را تبلیغ کنند، «شلیک ماموران امنیت بازرسی شهرستان خمین به یک کودک سهساله به نام رها شیخی و خانوادهاش»، موجب «بهت، حیرت و اندوه عمیق مردم ایران و از جمله ما زندانیان» شده است.
زندانیان سیاسی در این بیانیه ضمن ابراز تاثر شدید نسبت به این واقعه، تاکید کردهاند که حتی در شرایط جنگی، هیچ نهادی مجاز به نقض قانون و استفاده فراقانونی از زور نیست و چنین شرایطی، مسئولیت نیروهای مسلح در رعایت اصول و مقررات را دوچندان میکند.
در ادامه این بیانیه آمده است: «در فاجعه مربوط به رها و خانوادهاش، کاملاً آشکار است که مامور یا ماموران خاطی آموزش لازم برای مقررات ایست و بازرسی را ندیدهاند.»
امضاکنندگان بیانیه رفتار جمهوری اسلامی را نهتنها سهلانگارانه بلکه «جنایتکارانه» توصیف کردهاند و آن را در ادامه سلسله فجایعی چون سرنگونی هواپیمای اوکراینی و موارد مشابه دانستهاند.
آنها در پایان، ضمن محکومیت شدید این رخداد، خواستار «محاکمه فوری عاملان و آمران این فاجعه» و همچنین «تغییر اساسی و بنیادین در رفتار جمهوری اسلامی با جان ارزشمند فرزندان ایران» شدهاند.
متن کامل بیانیه به این شرح است:
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی در اعتراض به قتل «رهای ایران» (رها شیخی) و خانوادهاش
در شرایطی که دستگاههای تبلیغاتی و رسانهای جمهوری اسلامی به صورت بیوقفه مدعای شکلگیری نوعی انسجام و وحدت ملی را پس از جنگ اخیر با اسرائیل تکراری کنند، جز شلیک ماموران امنیت بازرسی شهرستان خمین به یک کودک سه ساله به نام رها شیخی و خانوادهاش و کشتارهای آنها به صرف اینکه خودروی آنها به فرمان ایست ماموران توجه نکرده و به راه خود ادامه دادهاند، موجب بهت و حیرت و البته تاثر و اندوه عمیق مردم ایران و از جمله ما زندانیان شده است.
از این رو، ضمن ابراز اندوه بسیار بابت این رخداد تلخ و محکوم کردن شدید رفتار آمران و عاملان این جنایت، نکاتی را در باب این فاجعه به مردم ایران یادآوری میکنیم.
۱_ در پی کشتار مردم غزه در حملات ارتش اسرائیل، قتل تعداد پرشماری از کودکان فلسطین در چشم مردمان جهان بر نماد کودککشی تبدیل شده، مسئولین نظام اسلامی هم خود را با این فریاد دردمندانه مردم جهان همآوا نشان داده و در لباس حمایت از کودکان غزه در تمامی سخنرانیها و اخبار، این کشتار را چون داغ ننگی بر پیشانی ارتش و دولت اسرائیل کوبیدند، در حالی که لوله سلاح ماموران جمهوری اسلامی تفاوتی میان پیر و جوان، کودک و بزرگسال نگذاشته و داغ مرگ کودکان بسیاری را بر دل والدینشان (اگر زنده مانده باشند) گذاشته. کارون حاجی زاده – کیان پیر فلک، اسرا پناهی، سارینا اسماعیل زاده ، نیکا شاکرمی و …
همچنین کودکانی که در سرنگونی هواپیمای اوکراینی کشته شدند.
جمهوری اسلامی در جایی که بقا خود را در خطر میبیند، پروایی از کشتن کودکان ندارد.
۲_ شرایط جنگی و غیر آن، مجوز ارتکاب رفتارها و اقدامات فراقانونی و غیر قانونی نیست. از قضا در شرایط جنگی و ملتهب میزان صلاحیت مأموران و آموزش دیدگی آنان در اشراف به مقررات مربوط به ایست بازرسی و شرایط تعقیب یا احیاناً شلیک، اهمیت دو چندان می یابد.
در فاجعه مربوط به رها و خانواده اش کاملاً آشکار است که مامور یا ماموران مخاطی ، آموزش لازم برای مقررات مربوط به ایست بازرسی ندیدهاند.
از آن مهمتر مقررات مربوط به استفاده از سلاح را هم، حتی در حد بدیهیات نمی دانستند؛ و گرنه دست به چنین جنایتی نمی زدند.
۳_ در شرایطی که مسئولان پس از جنگ مهیب ۱۲ روزه با اسرائیل دائما از اتحاد و انسجام ملی (حتی در مورد زندانیان سیاسی میزنند، آنچه در واقع میبینم بیاعتنای جمهوری اسلامی و رهبر آن به خواست مردم ( اعم از رفراندوم و تغیر ساختاری) است. آنچه مشاهده میشود شکاف بین ملت_حاکمیت است و نه اتحاد این دو. وانگهی اگر ادعای مسئولان و رهبر جمهوری اسلامی را در باب آن اتحاد و انسجام کذایی جدی فرض کنیم، بر این ادعا چه نقیضی بزرگتر از ایست بازرسیهای بی حد و حصر بی ضابطه و شلیک نیم خشاب گلولهی جنگی بر سر و روی مردم همین کشور و کشتن طفلی سه ساله به مجازات توقف نکردن راننده می توان یافت؟
۴_ سوء استفاده از ابزارهای «گشت» و «بررسی» و «ایست بازرسی» حکایت دیروز و امروز نیست. سال هاست که ملت ایران به این قبیل تجارب شکست خورده مبتلا است .
زمانی به بهانههایی از قبل صدای موزیک و مصرف الکل و روابط خصوصی افراد و زمانی دیگر، دو تجربهی موسوم به «گشت ارشاد» که حاصل عینی آن کشته شدن مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ بود که حاصل خود آن، جنبش اجتماعی، زن، زندگی، آزادی بود و تقدیم بی شمار شهید و آسیب دیده به راه بی بازگشت آزادی در واکنش، جمهوری اسلامی قصد آن داشت که با وضع قانون
مشهور به «حجاب و عفاف»، به برخوردها و تهدیدهای خود لباس قانونی بپوشاند، که با اعتراضات وسیع مردم و کنشگران این قانون غیر متمدنانه و آزادی ستیز نیز به محاق رفت. اینک این بیت عیار به لباسی دیگر در آمده است.
در جبران شکستهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شناسایی رخنههای امنیتی در جنگ ۱۲ روزه، گشتهای ایست بازرسی، دیگر باره و به طور وسیعتر برقرار شده است تا بلکه «جاسوسان اسرائیل» و ادوات و ابزارهای آنها را کشف و ضبط کنند. حتی اگر چنین کارهایی توجیه نظامی و امنیتی داشته باشد، باز باید به جمهوری اسلامی یادآوری کرد که این ناکارآمدی دستگاه های امنیتی است که باعث شده آزادی و حتی امنیت جانی شهروندان ایران به دست این گشتهای ایست بازرسی در معرض تمدید و تهدید قرار بگیرد و جمهوری اسلامی، مردمان این مرز و بوم را چنین مرگ ارزان بپندارد. نتیجه برای حکومت هرچه باشد، مسیرش از نقض حقوق و آزادیها و حتی سلب حیات بسیار کوتاه رها جان، و البته خانواده اش و دیگر شهروندان کشور می گذرد.
در پایان ما، جمعی از زندانیان سیاسی، رفتار سهل انگارانه و بلکه جنایت کارانه جمهوری اسلامی را از فاجعه هواپیمای اوکراینی و قبل از آن و تا _ به ویژه _ قتل رهای ایران و متاسفانه احتمالاً بعد از آن، به شدت محکوم میکنیم و خواستار محاکمه فوری عاملان و آمران این فاجعه و تغیر اساسی و بنیادین رفتار جمهوری اسلامی با جان بی نهایت ارزشمند فرزندان ایرانیم.
سیامک ابراهیمی
مطلب احمدیان
سعید احمدی دلجو
سجاد ایمان نژاد
محمود اوجاقلو
محمدباقر بختیار
شهریار براتی
مرتضی پروین
سید مصطفی تاج زاده
خشایار سفیدی
حسین شنبه زاده
سید محمد رضا فقیهی
ابوالفضل قدیانی
محسن قشقایی
مهدی محمودیان
محمد نجفی