
ار اف ای – ناصر اعتمادی
به گزارش میزان، خبرگزاری قوۀ قضائیه ایران، علی خامنهای با درخواست کتبی حجت الاسلام کاظم صدیقی برای معاف شدن از امامت نماز جمعه تهران پس از هفده سال فعالیت در این جایگاه موافقت کرده است.

حجت الاسلام صدیقی دلیل معافیت خود را از این مقام “تمایل برای تمرکز بر کارهای علمی و تدریسی و تبلیغی” اعلام کرده است. اما اینگونه کنارهگیریها – بهویژه در سطح جایگاه حساس امامت نماز جمعه تهران – اغلب بیارتباط با فشارهای سیاسی، نارضایتیهای درونی حاکمیت یا جابهجاییهای هدفمند در دستگاه روحانیت حکومتی نیست. پیشتر نیز چهرههایی چون احمد جنتی یا محمد امامیکاشانی با دلایل مشابه کنار گذاشته شده بودند.
در فضای سیاسی حاکمیت ایران، استعفانامههایی نظیر نامۀ کاظم صدیقی اغلب نقابهایی برای پنهانکردن فشارهای پشتپرده هستند. در ماههای اخیر، گزارشهای رسمی و غیررسمی متعددی دربارۀ فساد اقتصادی و سوءاستفادههای مالی کلان کاظم صدیقی و اعضای خانوادۀ وی که به دستگیری دو فرزند او نیز منجر شدند در فضای رسانهای و حتی در برخی حلقههای درونی نظام اسلامی ایران منتشر شدند. در صورتی که این افشاگریها در برکناری کاظم صدیقی نقش داشته باشند، این اتفاق میتواند چند معنا و پیامد مهم داشته باشد :
۱. تشدید تضادهای دروننظام و تصفیۀ نمادین چهرهها
در شرایطی که اعتماد عمومی نسبت به کلیت حاکمیت اسلامی شدیداً رو به افول است، نهادهای امنیتی یا نهاد رهبری ممکن است برای حفظ ظاهر پاکدستی و بازسازی چهرۀ نظام، تصمیم به حذف بیسروصدای برخی چهرههای پرحاشیه بگیرند – بهویژه اگر این چهرهها دیگر کارکرد سیاسی چشمگیری نداشته باشند. صدیقی از این منظر، گزینهای آسان برای حذف بود.
۲. فرسایش جایگاه روحانیت سنتی و تقدم چهرههای امنیتیمحور
اگر فساد خانوادۀ صدیقی واقعاً در کنارهگیری او نقش داشته است و نهادهای نظارتی و اطلاعاتی با اطلاع از این مفاسد اجازۀ ادامۀ حضور او را نداده باشند، این نیز نشان میدهد که نهاد روحانیت سنتی دیگر مصون از حذف نیست، مگر آنکه پیوندی عمیق با ساختارهای نظامی-امنیتی داشته باشد. بهعبارت دیگر، توازن قدرت بهطور کامل از “لباس روحانیت” به “فرماندهی نظامی” منتقل شده است.
۳. نشانهای از برخوردهای گزینشی و نمایشی با فساد
اگر هم این کنارهگیری واقعاً ناشی از فساد صدیقی بوده باشد، حذف چهرهای مثل او – که بیشتر نقشی نمادین و تشریفاتی داشته – صرفاً نوعی قربانیکردن مهرۀ سوخته است تا بتوان برای مدتی کوتاه فشار درونی حکومت را تخلیه کرد. زیرا در مقابل، فسادهای ساختاریتر در سطوح بالاتر و نزدیکتر به بیت رهبری معمولاً بدون پیگرد باقی میمانند.
بنابراین، احتمال نقشداشتن افشاگریها دربارۀ فسادهای مالی صدیقی و فرزندانش در برکناری او وجود دارد و اگر چنین باشد، معنای آن این است که نظام برای بازسازی ظاهر خود در شرایط بحران مشروعیت، دست به جابهجاییهای انتخابی میزند که البته نه بر مبنای شفافیت، بلکه با هدف مدیریت تصویر و کنترل بحرانهای بالقوه درونساختاری انجام میشوند.