
آقای اسماعیل نوری علا به تاریخ اول آگوست ۲۰۲۵ در خبرنامه گویا نوشته ای با عنوان “معمای رضا پهلوی” فهرستی از ویژگی هایی که به رضا پهلوی نسبت داده می شود را مطرح کرده و سپس نام بردن از افراد و شخصیت هایی که خارج از حیطه جریان راست افراطی به رهبری شازده مشغول فعالیت های سیاسی هستند، می فرمایند که چرا به اشکالات و نقطه ضعف های این اشخاص پرداخته نمی شود.
جناب نوری علا من به عنوان یک ایرانی ساکن محله سعادت آباد که ویرانی خیابان شرقی و سر در زندان اوین را شاهد بوده ام، شخم خوردن میدان تجریش را دیده ام، چند روز بعد زیر و رو شدن محلهای بزرگ در آستانه اشرفیه را دیده ام و خبر قتل عام خوابگاه دختران سید خندان را به توصیه و سفارش خاندان پهلوی(کل اجمعین) توسط نتانیاهو آدم خوار شنیده ام، به شرح زیر پاسخ فرمایشات شما را می دهم.
الف. نرگس محمدی، نسرین ستوده، حامد اسماعیلیون[۱]، حسن شریعتمداری و . . . . هرگز خود را پادشاه قانونی، رهبر دوران گذار، پدر ملت ایران، سرکرده دکان هایی چون شورای ملی، فرشگرد، ققنوس، وکیل مردم ایران و . . . . معرفی نکرده اند که در وضعیت فعلی به نقاط ضعف آنها پرداخته شود. اگر یادتان باشد در سال ۱۳۵۷ مردم در خیابان ها و پشت بام ها، مرگ بر هویدا، مرگ بر نصیری و . . . . نمی گفتند بلکه میگفتند مرگ بر شاه.
ب. اما چرا به رضا پهلوی اتهام دروغگویی می زنند زیرا:
- او یک بار به عنوان پادشاه قانونی !!! سوگند می خورد ولی بار دیگر خود را جمهوری خواه معرفی می کند. جل الخالق.
- او یک بار هم در مصاحبه با بیژن فرهودی می گوید من دوران خلبانی را تمام و تکمیل نکرده ام (یعنی قادر به پرواز نیستم) ولی یک بار دیگر می گوید به عنوان خلبان نیروی هوایی در جنگ ایران و عراق از آسمان کشور دفاع کرده ام!!! دروغگو چقدر کم حافظه می شود.
- از یک سو آقا رضا و شما اطرافیانش می گوئید که پنجاه هزار نفر از سپاهیان حکومت اسلامی از طریق اسرائیل اینترنشنال با او بیعت کرده اند و از سوی دیگر اعلام می کنید که بیش از ۸۰ درصد مردم ایران خواهان بازگشت پهلوی ها هستند. از همه مهمتر، هم شما و هم ما داخل کشوری ها معتقدیم که حکومت اسلامی در ضعیف ترین حالت دوران خود به سر می برد و نتانیاهو و پرچمش هم همواره بالای سرتان در احتزاز بوده و سر مبارک شازده به دیوار ندبه چسبیده و آسمان بی دفاع کشور هم آماده نمایش هواپیماهای دشمن است. پس چه مرگتان است؟ پس چرا نمی آیید و تاج و تخت بر باد رفته را دوباره علم نمی کنید؟ پس چرا این هشتاد درصدی ها حتی یک نفرش به شما لبیک نگفت؟ کدام اپوزیسیون و در کجای دنیا پیدا می شود که با این همه امتیاز و امکاناتی که شما نام بردید در اختیار داشته باشد ولی فقط و فقط از راه دور . . . . . میدانیم که رضا پهلوی و حامیانش دروغ می گویند. ما شاهد حرکت شبانه ضد حکومتی مردم سبزوار را که می گفتند “آب، برق ،زندگی ،حق مسلم ماست” بودیم ولی شما به صورت رذیلانهای با شعارهای انحرافی و مورد علاقه خود( این آخرین نبرده/ پهلوی بر می گرده!!!) آن را پخش کردید و چنان وقیحانه عمل کردید که گویا مردم سبزوار شاهد دروغ پردازی شما نیستند. یادتان باشد اگر روزگار بر وفق مراد شما دگرگون شد و به ایران آمدید، یادتان باشد که مردم سبزوار می دانند که شماها حقه باز و دروغگو هستید و به شما اعتماد نخواهند داشت.
پ. چرا به رضا پهلوی بی سواد و بی اطلاع از رویدادهای روز نسبت می دهند؟
او در مصاحبه ای به زبان انگلیسی می گوید تروریستهای حکومت اسلامی، دکتر عبدالرحمن قاسملو را در نایت کلاپ میکونوس به قتل رسانده است. درحالی که اکثر مردم کوچه و بازار و مسافرین روزانه خط اتوبوسرانی بی.آر. تی خط راه آهن و میدان تجریش همه می دانند که آقای قاسملو در وین، پایتخت اتریش به قتل رسیده است . علاوه بر آن میکونوس، رستوران است نه نایت کلاپ (که مورد علاقه ایشان است) و مهمتر این که در رستوران میکونوس زنده یاد دکتر شرافکندی و یارانش قتل عام شده اند.
ت. چرا ثبات رفتاری و گفتاری ندارد؟
- ۱. در جریان جنبش سبز، کراوات سبز پوشیده و می گوید حاضر است با میر حسین موسوی متحد شود، امروز او و یارانش را خائن می خواند.
- ۲. در انتخابات ریاست جمهوری ایران، کراوات بنفش می زند و در حالی که بسیاری از مردم در داخل کشور، روحانی را روباه بنفش می خواندند او می گوید از روحانی و از هر کسی مثل او حمایت میکند.
- ۳. یک بار در مصاحبه ای با آقای منوچهر بی بی یان، مصدق را شخصیت برجسته و خدمتگزار ایران می خواند ولی امروز او و هواداران مزد بگیرش، مصدق را خائن و مانع توسعه ایران می نامند بدون این که معنی، مفهوم و تعریف توسعه را بدانند.
- ۴. بیش از ۴۶ سال از دلارهای هفت تومانی مسروقه از جیب مردم بدبخت ایران در جهت تخریب مبارزین داخل کشور و خوش گذرانی استفاده کرده و در برابر پرسشی که چه کاره هستید یا شغل شما چیست ، می گوید کار سیاسی می کنم. یعنی مفت می خورم و مفت می گردم.
- ۵. یک روز به دکتر امیر احمدی می گوید دست مرا در دست آقای محمد خاتمی (سید خندان نظام آخوندی) بگذارید؛ امروز مخالفین خود را اصلاح طلب می نامد.
- ۶. از هفت میلیون دلار پولی که عربستان سعودی به رضا پهلوی داده، نیم میلیون دلار آن خرج خرید خانه در مراکش شد[۲] و حساب بقیه نامعلوم است. در حالی که مبالغ قابل توجهی از CIA نیز دریافت کرده است.
- ۷. او به بهانه های مختلف از اشخاص ساده لوح گدایی کرده و پول دریافت می کند. یک روز برخی را به رستوران دعوت کرده و مبالغ قابل توجهی تحت عنوان “پول بشقاب” دریافت می کند، یک روز به بهانه کمک به مردم داخل کشور وجوهات جمع می کند(درست مثل پول گرفتن آخوندها از مردم) و تا به امروز حساب این پول ها و چگونگی مصرف آن را شفاف سازی نکرده است.[۳]
- ۸. ایشان درست در شهر مونیخ که از نظر تاریخی خواستگاه و پروش دهنده نازیسیم و فاشیسم می باشد، پایگاه می گستراند و گام به گام با تاکتیک هایی پیش می رود که فاشیست ها و دیکتاتورهای معروف تاریخ از قبیل هیتلر، موسولینی، استالین، چائوسشکو و . . . . . رفته اند. او هم مثل آنها خود را پدر ملت می خواند!!! امروز در سده ۲۱، خود پدر خواندن دیکتاتورها دقیقا توسعه پدر سالاری سنتی تاریخ گذشته را که متاسفانه هنوز در ایران دین زده برقرار است، تداعی می کند و آن این که پدر، بزرگ و سرکرده خانواده است و اعضای خانواده باید بی چون و چرا از فرمان های او اطاعت نمایند. پدر می تواند زن و فرزندان را از سر خیر خواهی کتک بزند و تنبیه کند، پدر میتواند برای حفظ آبرو و شرف خانواده! دختران خود را با داس سر ببرد، پدر می تواند زن خانواده را سر بریده و سر او را در کوچه و خیابان برای زهر چشم گرفتن از دیگر زنان و دختران بگرداند به طوری که آب از آب تکان نخورد. اما امروز زنان و دختران جسور و زنان شجاع و تاریخ ساز ایران، نظام واپسگرای پدر سالاری را که ریشه در سنت های تبهکار دین و دربار دارد بر نمی تابد و همان گونه که دنیا شاهد بود با چنگ و دندان و قربانی دادن هزاران آزادیخواه، پاشنه آشیل نظام اسلامی را که حجاب بود نشانه رفته و بدون حمله نظامی بیگانگان و زورگویان خارجی موفق به آتش زدن شال ها، روسریها و چادرها شده، قوانین حجاب اجباری را به زباله دان تاریخ سپرده و رهبران حکومت اسلامی را وادار به قبول شکست نمایند.
نه خیر آقای نوری علا، دختران حماسه ساز ایران نیاز به پدری مانند رضا پهلوی ندارند و بهتر است او و هوادارانش از خر شیطان پیاده شوند و در نایت کلاپ های مورد علاقه به خوش گذرانی بپردازند و وادارمان نکنند شعر معروف عشقی نازنین را که در جوانی و در سر حوض منزل مسکونیاش به دستور پدر بزرگ این آقا، ناجوانمردانه به قتل رسید در همه جا آواز دهیم. البته آقای نوری علا حق دارند از خانواده پهلوی سپید نمایی و دفاع نمایند زیرا با جستجویی در شبکه های اجتماعی به راحتی عکس ها و مستنداتی از رقص و پایکوبی ایشان به همراه مثلث رسانه ای چمن [۴] در جشن و سرورهای ورود به دروازه های تمدن بزرگ! را در تلویزیون بریز و بپاش رضا قطبی (همبازی و پسر دایی فرح دیبا) می توان یافت که امتحانش نیز مجانی است.
پایان بخش مطالب من دردناک است و آن این که هر هفته گروهی از ایرانیان آزاده در سرتاسر گیتی تظاهراتی را بر علیه اعدام برپا داشته و برای پایان دادن به آدم کشی تلاش می کنند ولی دیدیم که در کنفرانس چهار مرداد در مونیخ، برپایی چوبه های دار را پس از به تخت نشستن رضا پهلوی تبلیغ و ترغیب می کنند و در کمال حیرت کل اجمعین کف زده و هورا کشیده و از اعدام دفاع می نمایند در حالی که در طول دادگاه حمید نوری قریب به اتفاق شاکیان به دنبال دادخواهی بودند و هرگز سخنی از انتقام جویی و قتل و آدم کشی به میان نیاوردند. جماعت شاه اللهی برای آینده ایران چه برنامه ترسناکی را توسط اوباش تدارک دیده است؟
ش. بابکان
تهران – دوازدهم امرداد ۱۴۰۴
پانوشت ها:
[۱]. دنیا شاهد بود که در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، آقای اسماعیلیون با حرکت درست و سنجیده توانست تجمع یکصد هزار نفری را در برلین سازماندهی کند ولی برای چندمین بار است که شاه اللهی ها با همه توان و نیروی خود نتوانستند بیش از ۳۵۰ تا ۵۰۰ نفر را در یک جا گردهم آورند. جالب است که هرگز و هرگز حامد اسماعیلیون خود را رهبر مردم که هیچ حتی رهبر گروهی هم که در کانادا سازمان داده، معرفی نکرده است. آفرین به شرف او.
[۲]. خاطرات احمد علی مسعود انصاری، صفحه ۳۳۹.
[۳]. مصاحبه های آقای حسن اعتمادی، خانم رکسانا گنجی (دختر دکتر منوچهر گنجی)، احمدعلی مسعود انصاری(پسر دختر خاله فرح دیبا و از نزدیکان و مشاوران مالی رضا پهلوی)، خانم ویکتوریا آزاد، آقای رامین پرهام و . . . . که زمانی از نزدیکان، حامیان و همراهان شازده بودند و در شبکههای اجتماعی مثل نقل و نبات در دسترس می باشد، موید این ادعاست.
[۴]. آقایان جمشید چالنگی، علیرضا میبدی و علیرضا نوری زاده.