روایت گلشیفته فراهانی از کودکی تا تبعید در گفتگو با نوول ابسرواتور

یکشنبه, 26ام مرداد, 1404
اندازه قلم متن

ناصر اعتمادی

گلشیفته فراهانی در گفتگویی با نشریۀ فرانسوی نوول ابسرواتور از کودکی و نوجوانی‌اش در ایران، آغاز مسیر هنری‌اش و تجربه تبعید سخن گفته است. او که امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین صداهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» در خارج از ایران است، از خانه‌ای می‌گوید که در آن انضباط و آزادی همزمان وجود داشت.

از چهار سالگی پای پیانو نشست و روزهایش با برنامه‌ای آهنین پُر می‌شد: صبح تا شب کلاس موسیقی، زبان و ورزش. اما همان پدر و مادری که چنین نظمی را تحمیل می‌کردند، به او و خواهر و برادرش اجازه داده بودند که دیوارهای خانه را پُر از نقاشی کنند. پدر، کارگردان تئاتر، درگیر نوشتن و جنگ با سانسور بود و مادر، بازیگر، عملاً همه‌ چیز را اداره می‌کرد و بچه‌ها را با اتوبوس از کلاسی به کلاس دیگر می‌برد. گلشیفته فراهانی گفته است که خانه‌شان محل رفت‌وآمد روشنفکران و هنرمندانی چون بهرام بیضایی و امیرحسین آریانپور بود.

در چهارده‌سالگی با معرفی خواهرش شقایق جلوی دوربین داریوش مهرجویی در فیلم «درخت گلابی» ایستاد. شرط خانواده این بود که پس از فیلم برای تحصیل موسیقی به وین برود، اما خود او خیلی زود دریافت که مسیرش موسیقی نیست. خانواده ابتدا شوکه شد، اما او با استدلالی ساده قانع‌شان کرد: «مردم ایران برای شنیدن چایکوفسکی نمی‌آیند، سینما رسانه‌ای است که همه را تکان می‌دهد.» فیلم‌های بعدی‌ گلشیفته فراهانی یکی پس از دیگری موفق شدند : از «زمانه» تا «بوتیک». در بیست‌سالگی، به قول خودش، «مادر ملت» بود : چهره‌ای که برای بسیاری نماد امید و کرامت انسانی بود.

با وجود شهرت، هیچ‌گاه با صداوسیما یا نهادهای حکومتی ایران همکاری نکرد و پیشنهادهای پرسود آنها را رد کرد. در عوض، زندگی‌اش را با فیلم‌هایش تعریف کرد. همزمان به سراغ کارگاه‌های تئاتر رفت و تجربه‌های افراطی گروتفسکی و دیگران را آزمود : تمرین‌های نفس‌گیر آواز و بدن که بعدها دریافت باید از آن‌ها فاصله بگیرد. از کار با عزیزالله حمیدنژاد یاد گرفت در لحظه فیلم‌برداری تهی شود و نقش را بپذیرد : «مثل نی‌ای که در آن بدمند.»

سال ۲۰۰۸، با بازی در فیلم ریدلی اسکات، به هدف حملات امنیتی حکومت ایران تبدیل شد و راه بازگشت به کشور بر او بسته شد. در پاریس، ژان‌کلود کریر و همسرش نهال تجدد او را در خانه‌شان پذیرفتند و کریر برایش درهای تازه‌ای گشود. چند سال در خانۀ آن‌ها زندگی کرد و بعدها آپارتمانی درست روبروی خانه‌شان خرید تا همچنان نزدیک آنان باشد.

امروز، پس از بیش از شصت فیلم در سینمای جهان، گلشیفته فراهانی نه تنها بازیگری شناخته‌شده، که یکی از پرطنین‌ترین صداهای معترض ایرانیان در تبعید است : صدایی که از «مادر ملت» در بیست‌سالگی به چهرۀ «زن، زندگی، آزادی» در میانسالی بدل شده است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.