عضو پیشین شورای شهر مشهد: دستور دادند مجسمه ۳۰ متری فردوسی در دانشگاه نصب نشود

چهارشنبه, 5ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

با بالا گرفتن بحث‌های مربوط به زینب موسوی، کمدینی که با ادبیاتی تند و جنسیت‌زده درباره فردوسی و شاهنامه صحبت کرده بود، امیر شهلا، عضو شورای شهر پنجم مشهد، در مصاحبه‌ای خبر داد در دولت ابراهیم رئیسی اجازه نصب مجسمه ۳۰ متری فردوسی را در دانشگاه اصلی این شهر ندادند.

شهلا سه‌شنبه چهار شهریور در گفت‌وگو با وب‌سایت انتخاب، از سرنوشت تلخ یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های هنری ایران پرده برداشت و توضیح داد ۱۶ آذر‌ ۹۹ عملیات ساخت این مجسمه عظیم شروع و دقیقا یک سال بعد، عملیات ساختش تمام شد.

روایتی تازه از «ضدیت با فردوسی» در مشهد

به گفته شهلا، حدود ۵۰ نفر و سه هزار «نفر ساعت» کار شبانه‌روزی انجام شد تا این مجسمه در مشهد ساخته شود.

قطعات مختلف در نهایت سرهم شد و در ارتفاعی ۳۰ متری به پایان رسید اما به گفته شهلا، بعد از انجام کار به دانشگاه فردوسی دستور دادند که «اجازه نصب را در دانشگاه ندارید».

به گفته عضو سابق شورای شهر مشهد، این اثر عظیم که از مجسمه مشهور «مسیح ریو» در برزیل نیز بزرگ‌تر بود، می‌توانست به یک جاذبه گردشگری و نمادی هویتی برای مشهد بدل شود.

سردیسی که به‌جای مجسمه اصلی در دانشگاه نصب شد
سردیسی که به‌جای مجسمه اصلی در دانشگاه نصب شد

با این حال، تنها یک سردیس ۸.۵ متری به جای آن در دانشگاه نصب شد و مجسمه اصلی اکنون در انبار خاک می‌خورد.

این مصاحبه هم‌زمان با اعلام جرم دادستانی تهران برای زینب موسوی و تشکیل پرونده برای این فعال فضای‌ مجازی منتشر شد.

دلیل این برخورد، «صحبت‌های خلاف عفت‌ عمومی مجری برنامه» در مورد ابوالقاسم فردوسی، از «مفاخر ادبیات و شعر ایران» اعلام شد.

رویکرد جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه و زیر آتش حملات اسرائیل، ناگهان تغییر کرد و مقامات و حامیان حکومت، پای مفاهیم و نمادهای ملی و میهنی را وسط کشیدند.

دلایل مخالفت با نصب مجسمه فردوسی

عضو پیشین شورای شهر مشهد در مصاحبه خود درباره مخالفت‌ها با نصب مجسمه سراینده شاهنامه، توضیح داد یکی از بحث‌ها این بود که ارتفاع مجسمه از ارتفاع حرم امام رضا بیشتر است و عده‌ای این موضوع را «بی‌احترامی به حرم» در نظر گرفتند.

اجزای این مجسمه اکنون بخشی در انبارهای پروژه‌های حسین ثابت، سرمایه‌گذار اثر و بخشی در انبارهای دانشگاه فردوسی باقی مانده است.

در اتفاقی مشابه، سال ۱۳۹۳ شورای اسلامی شهر سلماس دستور داده بود مجسمه فردوسی از میدانی در این شهر حذف شود و در نهایت این اتفاق افتاد.

شهلا مجسمه‌ای که در مشهد ساخته شده بود را یک جاذبه گردشگری و هویت بصری برای این شهر خواند و گفت حتی از آلمان و تاجیکستان پیشنهاد شهروندی و انتقال مجسمه را گرفته‌اند، اما سازنده به دلیل علاقه به فردوسی و مشهد، نپذیرفته است.

به گفته او، زیر این مجسمه یک گالری و نمایشگاه بزرگ با موضوع شاهنامه طراحی شده بود، اما هیچ تمایلی برای بهره‌گیری از آن وجود ندارد.

در هفته‌های گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، در تهران مجسمه آرش کمانگیر نصب شده است، اما تا چند سال پیش، ستیز با نمادهای ملی به اشکال مختلف در کشور جریان داشت.

سال ۱۳۸۱ احمد جنتی در نماز جمعه تهران، خواستار تخریب مجسمه کاوه آهنگر در اصفهان شد، چرا که او اعتقاد داشت این مجسمه به محلی نمادین برای تجمع «ضد انقلاب» تبدیل شده است.

تابستان سال ۱۳۹۰، یاسوج مرکز کهگیلویه و بویراحمد درگیر اخبار تخریب مجسمه آریوبرزن بود.

در سال ۱۳۸۹ نیز به طور گسترده‌ای و مشکوکی، مجسمه‌ها که بسیاری از آنان به نمادهای ملی مربوط بودند به سرقت رفتند. هرگز انگیزه و هویت سارقان مشخص نشد.

افتتاح آرامگاه فردوسی با سخنرانی رضاشاه، پاییز ۱۳۱۳
افتتاح آرامگاه فردوسی با سخنرانی رضاشاه، پاییز ۱۳۱۳

حذف نام فردوسی از پردیس دانشگاه

شهلا در بخش دیگری از گفت‌وگو به اقدام دیگری اشاره کرد که به باور او نشانه‌ای از بی‌توجهی به میراث فردوسی در مشهد است: «در همان زمان اسم دانشگاه فردوسی را هم به پردیس دانشگاه تبدیل کردند…»

به گفته او، نام این شاعر حماسه‌سرا را از یکی از پر رفت ‌و آمد‌ترین مناطق مشهد حذف کردند چون احساس می‌کردند «شاید فردوسی مبدا نوعی ملی‌گرایی است».

عضو دوره پنجم شورای شهر تهران تاکید کرد: «زبان و ادبیات فارسی مدیون ایثار و گذشت و تلاش حکیم ابوالقاسم فردوسی است.»

در مورد استندآپ کمدی موسوی نیز عمده اعتراضات کاربران رسانه‌های اجتماعی در دو روز گذشته به هم‌راستایی آن با مواجهه و مخالفت جمهوری اسلامی با ارزش‌های ملی و میهنی بود.

گذشته‌ای پر از حذف آثار مرتبط با شاهنامه

این نخستین بار نیست که در مشهد نمادهای مرتبط با فردوسی حذف یا محو می‌شوند.

خرداد ۱۳۹۰، در میدان فردوسی مشهد بزرگ‌ترین نقاشی دیواری کشور با موضوع «داستان‌هایی از شاهنامه» به مساحت دو هزار و ۲۰۰ متر مربع ناگهان پاک شد.

این اثر که به سرپرستی ندا رئوفیان خلق شده بود، در اقدامی «شگفت‌انگیز» از سوی اداره اراضی آستان قدس رضوی محو شد و به جای آن عبارت «این ملک موقوفه حضرت رضا است» بر دیوار نقش بست.

شهرداری وقت مشهد با ابراز تاسف از این اقدام گفت که همه مراحل طراحی و اجرای نقاشی با هماهنگی آستان قدس انجام شده بود.

مدیر امور هنری شهرداری نیز این اقدام را «بی‌سابقه» خواند.

اسفند ۱۳۹۳ بار دیگر این رویکرد تکرار و نقاشی‌های دیواری دیگری با مضامین شاهنامه در بلوار فردوسی مشهد پاک شد. این نقاشی‌ها چهار سال پیش از آن تاریخ و با توافق شهرداری و مرکز فناوری اطلاعات سپاه اجرا شده بود.

این آثار از اقبال عمومی گسترده‌ای برخوردار بودند، اما «به دلایلی نامعلوم» محو شدند و وعده ترسیم مجددشان هرگز محقق نشد.

محمدجعفر یاحقی، استاد برجسته ادبیات فارسی، همان زمان در واکنش به این اقدام گفت: «نگاه نامناسب و اساعه ادب به فردوسی به معنای ضدیت با ملیت و تمامیت ارضی ایران است.»

از محو نقاشی‌های عظیم شاهنامه‌ای در سال‌های ۱۳۸۹، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۳ گرفته تا توقف نصب مجسمه ۳۰ متری فردوسی در ۱۴۰۰، مشهد بارها صحنه ماجراهایی بوده که بسیاری آن را «ضدیت با فردوسی» تعبیر کرده‌اند.

از: ایران اینترنشنال


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.