
ایران وایر
وبسایت «رویداد ۲۴»، دوشنبه ۱۷شهریور۱۴۰۴ در گزارشی که آن را «اختصاصی» خوانده، مدعی شده است که «بابک زنجانی»، ابربدهکار بانکی ایران، قصد دارد باشگاه پرسپولیس را خریداری کند.
این وبسایت در بخشی از گزارش خود ادعا کرد که «احمد دنیامالی»، وزیر ورزش و جوانان جمهوری اسلامی، موافقت ضمنی خود را با واگذاری باشگاه پرسپولیس به بابک زنجانی اعلام کرده و منتظر «دستور نهادهای بالادستی» برای واگذاری کامل پرسپولیس به این چهره مشهور به «مفسد اقتصادی سابق است.»
در بخشی از گزارش رویداد ۲۴ که شباهتی به یک آگهی تبلیغاتی برای بابک زنجانی دارد، نوشته شده: «بابک زنجانی برای پاک کردن آن سابقه منفی، نیاز به سرمایه اجتماعی دارد و در این مسیر، چه چیزی بهتر از مالکیت پرسپولیس؟ همین حالا که او هنوز به باشگاه وارد نشده، بسیاری از هواداران برایش غشوضعف میکنند، چون تصور میکنند با حضور او، پرسپولیس رئال مادرید میشود.»
آیا هواداران فوتبال ایران که سالهاست راه خود را با شعارهایشان در ورزشگاهها از حاکمیت جدا کردهاند، به ادعای این رسانه، برای بابک زنجانی «غشوضعف» میروند؟ آیا احمد دنیامالی توانایی موافقت یا مخالفت برای واگذاری استقلال و پرسپولیس را دارد؟
***
چرا نمیتوان تکذیب وزارت ورزش را جدی گرفت؟
قریب به ۱۲ ساعت پس از انتشار خبر موافقت وزیر ورزش و جوانان با واگذاری باشگاه پرسپولیس به بابک زنجانی، خبرگزاری دولتی «ایرنا» به نقل از حساب کاربری «محسن معتمدکیا»، مدیرکل «روابط عمومی وزارت ورزش» در شبکه اجتماعی «ایکس» (توییتر سابق)، گزارش رویداد ۲۴ را تکذیب کرد.
مدیرکل روابط عمومی وزارت ورزش و جوانان در حساب ایکس خود نوشته بود: «شایعهپردازی یک سایت درباره موافقت ضمنی وزیر ورزش و جوانان با فروش باشگاه پرسپولیس به بابک زنجانی، عاری از واقعیت است و وزارت ورزش و جوانان این شایعه کذب را تکذیب کرده و حقوق قانونی خود برای پیگیری قضایی را محفوظ میداند.»
آنچه باید در مورد تکذیبهای محسن معتمدکیا بدانیم این است که هر خبری که او تاکنون تکذیب کرده، به حقیقت پیوسته است.
او ۱۹تیر۱۴۰۱، خبر حضور «کارلوس کیروش» در ایران را تکذیب کرد، آن را «بیاساس» دانست و مدعی شد که نشر چنین اخباری، باعث چند دستگی در فوتبال ایران میشود؛ کارلوس کیروش ۱۶شهریور۱۴۰۱ سرمربی تیم فوتبال ایران شد.
محسن معتمدکیا ۲۳خرداد۱۴۰۱، هرگونه دست داشتن، نقش داشتن یا تصمیم دولت جمهوری اسلامی برای برکناری «دراگان اسکوچیچ» از سرمربیگری تیم ملی را هم تکذیب کرده بود که البته دراگان اسکوچیچ هم با اخراج از سمت خود در جامجهانی، مربی ایران نبود.
معتمدکیا بهعنوان مدیرکل روابط عمومی وزارت ورزش، ۱۲آبان۱۴۰۱ خبر استعفای احتمالی «حمید سجادی» از وزارت ورزش را تکذیب کرد و در حساب توییتر خود نوشت: «اگر قصدتان برهم زدن آرامش و تمرکز وزیر بود که موفق نشدید، چون ایشان در حال خدمترسانی به مردم عزیز ایران است.» حمید سجادی ۲مرداد۱۴۰۲ از سمت خود به عنوان وزیر ورزش و جوانان استعفا داد.
از عشق بابک زنجانی به فوتبال چه میدانیم؟
این نخستین بار نیست که نام بابک زنجانی به پرسپولیس نزدیک میشود. او ۱۲آذر۱۳۹۲ گفته بود که پرسپولیس را با هزینهای ۲۰۰ میلیارد تومانی میخرد و به پیشکسوتهای این باشگاه مانند «علی پروین» واگذار میکند. رقمی معادل حدود ۹هزار میلیارد تومان در شهریور۱۴۰۴.
«محمد دادکان»، اسفند۱۳۹۲ در گفتوگو با رسانههای ایران مدعی شد که بابک زنجانی در دوره مدیریت سردار «محمد رویانیان» چنان به پرسپولیس نزدیک شده بود که قراردادهای بازیکنان را شخصا و از حساب خودش پرداخت میکرد و به آنها پاداشهایی چند میلیارد تومانی میداد.
صدها تصویر از بابک زنجانی با ستارههای سابق پرسپولیس حد فاصل سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ به ثبت رسیده است؛ تصاویری که نشان میداد او نه هوادار، که دیوانه پرسپولیس است.
بابک زنجانی چون به پرسپولیس نرسید، راه میانبر را انتخاب کرد؛ باشگاه راهآهن را خرید تا ولع حضورش در فوتبال را ارضا کند.
«اقتصاد آنلاین»، ۳۰شهریور۱۳۹۳ در مصاحبهای با یکی از نزدیکان بابک زنجانی، بخشهایی ناشناخته از زندگی او را روشن کرد. در بخشی از این گزارش نوشته شده بود: «پدرش وضع مالی خوبی نداشت. بازنشسته راهآهن بود و به نظرم باشگاه راهآهن را هم خرید که بگوید به یاد پدرش بوده، چون نسبت به شغل پدرش همیشه عرق و تعصب داشت.»
در بخشی دیگر آمده بود که او به نام باشگاه راهآهن، عبارت «سورینت» را اضافه کرد، چون میخواست نام معشوقهاش هم در فوتبال ایران باشد: «او یک نت به انتهای نام باشگاه اضافه کرد و شد سورینت.» همچنین در این گزارش، بابک زنجانی شیفته فوتبال و پرسپولیس معرفی شد. موضوعی که باتوجه به تلاشهایش برای نزدیکی به این باشگاه، غریب نبود.
بابک زنجانی البته پرسپولیس را هم برای عشق دوران کودکیاش میخواست، هم برای «پولشویی» و هم برای «سفیدنمایی»؛ آنچه بار دیگر برایش به فوتبال ایران بازگشته است.
آیا بابک زنجانی دوباره قهرمان جمهوری اسلامی میشود؟
خبرگزاری «تابناک» ۳شهریور۱۳۹۴ در گزارشی، خریداری شدن باشگاه راهآهن توسط بابک زنجانی را «پولشویی به سبک یک تاجر نفتی» نامید و نوشت: «برخی رسانهها برای پرداختن به ابعاد فساد بابک زنجانی در ورزش و باشگاه راهآهن، محدودیتهایی دارند.»
مقصود تابناک از «محدودیتها»، اشاره به هزینههایی داشت که بابک زنجانی برای تطمیع برخی از سردبیران وقت رسانههای ورزشی در ایران متقبل شده بود.
ماجرای سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ به گونهای متفاوت در حال تکرار شدن است. اردیبهشت۱۴۰۴، رسانههای ایران از بازگشت بابک زنجانی به فوتبال ایران با آنچه «بازپسگیری امتیاز باشگاه راهآهن» مینامیدند خبر دادند و حالا بار دیگر، موضوع نزدیک شدن او به باشگاه پرسپولیس به گوش میرسد.
گزارشها و شواهد از نزدیک شدن دوباره بابک زنجانی به حوزههای پتروشیمی، هواپیمایی و راهآهن حکایت دارد و حالا روزنامه «کیهان»، رسانه تحت امر «علی خامنهای» در یادداشتی، او را یک قهرمان اقتصادی معرفی کرده و نوشته است: «بابک زنجانی در جابهجایی میلیاردها یورو از وجوه مسدود ایران و کمک به بانک مرکزی و وزارت نفت برای تسهیل در دور زدن تحریمها نقش داشت. حامیان و برکشندگان دیروز زنجانی، دوست داشتند او اعدام شود و پولها برنگردد، تا بتواند به بازی سیاسی مبتذل خود ادامه دهند.»
چرا وزیر راه و شهرسازی بارسلونا را به حسین هدایتی ندهد؟
در یک فضای استاندارد، شنیدن خبر موافقت وزیر ورزش و جوانان جمهوری اسلامی با واگذاری پرسپولیس به بابک زنجانی، مانند این میماند که بشنویم «فرزانه صادق مالواجرد»، وزیر راه و شهرسازی، با واگذاری باشگاه بارسلونا به «حسین هدایتی» موافقت کرده، یا «احمد میدری»، وزیر توسعه، کار و رفاه اجتماعی برای واگذاری باشگاه «ایتیکی موهان باگان» هندوستان به «شهرام جزایری» اظهار تمایل کرده است.
وزارت ورزش و جوانان ۷اردیبهشت۱۴۰۳ پرسپولیس را به شش بانک و چهار شرکت پتروشیمی واگذار کرد. به این ترتیب، بانکهای «شهر» (۳۰درصد)، «ملت» (۲۰درصد)، «تجارت» (۲۰درصد)، «صادرات» (پنج درصد)، «رفاه» (پنج درصد) و «اقتصاد نوین» (پنج درصد) سهامداران جدید پرسپولیس شدند و «هلدینگ خلیج فارس» بهعنوان مالک جدید استقلال شناخته شد.
وزارت ورزش و جوانان، دیگر اختیار و قدرتی برای تصمیمگیری در زمینه مدیریت یا مالکیت این دو باشگاه ندارد. اما رویداد ۲۴ نوشته است: «وزیر ورزش و جوانان گفته همانطور که یک روز از بالا به آنها گفته شد سهام پرسپولیس را بخرید، ممکن است یک روز به آنها گفته شود سهام پرسپولیس را بفروشید.»
ماجرا ساده است. بابک زنجانی باید به فوتبال ایران برگردد؛ هم برای کسب مقبولیت میان بخشی از جامعه و هم برای دست یافتن به برندی که او را مقابل تحریمهای احتمالی بیشتر و بینالمللی محافظت کند. در حقیقت، شاید از پرسپولیس برای تجارتهای غیرقانونی و دور زدن تحریمهای بیشتر بابک زنجانی بهعنوان سپر بلا استفاده شود.