
حمید آصفی
مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر تئاتر بیپایان تضاد میان واقعیت و ایدئولوژی جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. قطعنامهای که فرانسه و عربستان برای اجرای راهحل دو کشوری فلسطین ارائه کردند، با حمایت ۱۴۲ کشور تصویب شد. اکثریت جهان گفت «آری» به تشکیل دولت فلسطین، اما ایران، همانند همیشه، «نه» گفت. این «نه» نه یک موضع قدرتمند بلکه نمایش وفاداری به سیاستهای تکراری و ایدئولوژیک است؛ سیاستی که بیش از مصالح واقعی، به خودنمایی و ژستهای سیاسی وفادار است.
رای منفی ایران، فاصله گرفتن از اجماع جهانی را عریان کرد و چهره دیپلماسی کشور را به عنوان ابزاری نمایشی و غیرواقعی نشان داد. نتیجه؟ انزوا، هزینههای اقتصادی و سیاسی که مردم باید بپردازند، و فرصتهای از دست رفتهای که دیگر هیچکس جبران نمیکند.
اسرائیل بدون فوت وقت، قطعنامه را «سیرک سیاسی» خواند و تاکید کرد که این اعلامیه نه کمکی به صلح میکند و نه حماس را وادار به بازگرداندن گروگانها یا خلع سلاح میکند؛ بلکه حماس را به ادامه جنگ تشویق میکند. این واکنش، عریانترین سند ناکارآمدی سیاستهای ایران در منطقه است؛ سیاستهایی که به جای تعامل واقعی، تنها به نمایش ایدئولوژیک و ژستهای پرطمطراق خلاصه شدهاند.
همزمان، برخی چهرههای جمهوری اسلامی، از جمله محسن رضایی، خواستار تشکیل ارتش اسلامی شدند و علی لاریجانی پیشنهاد داد «بیایم ستاد مشترک تشکیل بدهیم». این اظهارات نه تنها دور از واقعیت و نمادین است، بلکه شکاف ایران با دنیای عرب را عریان میکند. برخلاف تصور برخی در تهران، کشورهای عربی نه سکوت کردند و نه برخورد سرد داشتند؛ بلکه یکپارچه و محکم حمله اسرائیل به قطر را محکوم کردند و موضع ایران را از پیش به حاشیه فرستادند. حتی شورای امنیت سازمان ملل این حمله را محکوم کرد، اگرچه بدون نام بردن از اسرائیل، که نشاندهنده محدودیت واقعی نفوذ ایران در صحنه بینالمللی است. فراتر از این، هیچ واکنش عملی دیگری شکل نگرفت و تصویر کامل قدرت واقعی منطقهای را به نمایش گذاشت: ایران در انزوای سیاسی و نمادین گرفتار است.
«نه» به تشکیل دولت فلسطین، در نگاه جهانی، دفاع از عدالت نیست؛ وفاداری به آرمان ایدئولوژیک است که هیچ کشوری حاضر به همراهی با آن نیست. این سیاست، چیزی جز انزوا، فشارهای بینالمللی و تضعیف دیپلماسی ایران در آینده به همراه ندارد. ایران همچنان در مسیر سیاستهای نمایشی و تکراری اصرار دارد، بیآنکه کوچکترین اثرگذاری واقعی در صحنه بینالمللی داشته باشد.
واقعیت این است که ایران در این بازی، کاسه داغتر از آش شده است. کشورهای دیگر، از فرانسه و عربستان تا اکثریت مجمع عمومی، در پی راهحلهای عملی و دیپلماسی منطقهای هستند، اما ایران، با ژستهای ایدئولوژیک و شعارهای از پیش باخته، در حاشیه باقی میماند. نتیجه این سیاست؟ تضعیف جایگاه ایران در مذاکرات آینده، از دست رفتن فرصتها و ادامه انزوای بینالمللی.
این تجربه یک بار دیگر ثابت کرد که سیاست خارجی ایران هنوز در چرخهای تکراری و از پیش باخته گرفتار است. «نه» به تشکیل دولت فلسطین، نه موضع قدرت، نه ایستادگی راهبردی، بلکه نمادی از سیاستی است که جهان را پشت سر خود میبیند و ایران را در انزوا رها میکند. ژستهای ایدئولوژیک، بیاعتنایی به واقعیتهای منطقهای و وفاداری به نمایش سیاسی، چهره ایران را به عنوان کشوری منزوی، ناکارآمد و گرفتار سیاستهای بینتیجه، در ذهن جهانیان تثبیت کرده است.
#حمیدآصفی
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo