
ار اف ای – ناصر اعتمادی
شهلا شفیق، جامعهشناس و نویسنده ایرانی ساکن فرانسه، در گفتگو با نشریۀ فرانسوی «شارلی ابدو» و در تشریح تازهترین کتاب خود تأکید میکند که خیزش «زن، زندگی، آزادی» به طور همزمان استمرار دههها مقاومت و گسستی بنیادین است. به باور او، اگر چه این جنبش با سرکوب خونین و بیرحمی باورنکردنی رژیم اسلامی مواجه شد، اما توانست طرحی روشن برای آینده ایران بیافریند، آیندهای که به گفته شفیق، دیر یا زود تحقق خواهد یافت.

شهلا شفیق، جامعهشناس و نویسنده ایرانی ساکن فرانسه، در گفتگو با نشریه فرانسوی شارلی ابدو، تازهترین کتاب خود را با عنوان «تُندری از واژهها، انقلاب زن، زندگی، آزادی به روایت کسانی که آن را ساختهاند» تشریح کرده است. این اثر روایت تجربۀ زیستۀ نسلی است که در خیابانهای ایران شعار «زن، زندگی، آزادی» را فریاد زد.
شفیق در مقدمه کتاب جدیدش نوشته است : «در زندگی فردی و جمعی، ثانیههایی هست که ساعتها را در خود فشرده میکنند و ماههایی که دههها را متبلور میسازند. انقلاب زن، زندگی، آزادی چنین کیفیتی دارد: گذشته را در خود جمع و چشماندازی روشن برای آینده ترسیم میکند.»
به باور شهلا شفیق، خیزش «زن، زندگی، آزادی» به طور همزمان دربرگیرندۀ تداوم و گسستی بنیادین است: «این لحظه خاص، گذشتهای از مقاومت و شورش علیه نظم اسلامگرایانه را در خود متمرکز کرده، در زمان حال کیفیتی انقلابی یافته و چشماندازی برای آینده ایران گشوده است. آنچه به این جنبش ویژگی منحصربهفرد میدهد همین گسست بنیادین است.»
به گفتۀ شفیق پس از استقرار جمهوری اسلامی همه عرصههای اجتماعی، سیاسی و فردی در چنگال سرکوب قرار گرفتند. «حجاب اجباری نماد نظامی است که هیچ مجالی برای خودمختاری فردی و جمعی باقی نگذاشت و در برابر آن، مقاومت چندوجهی دههها ادامه یافت.»
سوژه فردی و جمعی در جستوجوی آزادی
شفیق با اشاره به پیشینه تاریخی زنان مبارز – از طاهره قرهالعین که در سال ۱۸۴۸ حجاب اجباری از سر برداشت تا آهو دریایی که در ۲۰۲۴ در واکنش به همین اجبار تن خود را به نماد اعتراض بدل کرد – میگوید که سوژه فردی و سوژه جمعی در جستجوی آزادی و خودمختاری محور این انقلاباند. «تصاویری چون موهای افشان زنان و حجابهای در حال سوختن، زیبایی این جنبش را رقم زدند.» او می افزاید : «اما من کوشیدم فراتر از زیباییشناسی، معنای تاریخی و اجتماعی این لحظه را برجسته کنم.»
نویسندۀ ایرانی تأکید میکند که کتابش بر پایه کلمات و روایتهای زنان و مردان، جوانان و کهنسالان و اقوام و زبانهای گوناگون ایران شکل گرفته است: «این تنوع همان چیزی است که به شعار زن، زندگی، آزادی معنایی عمیق میبخشد.»
امید و تراژدی در کلمات جوانان
به گفته شهلا شفیق جوانانی که پیش از کشته شدن در اعتراضات پیامهایی در شبکههای اجتماعی منتشر کردند، «میدانستند چه خطری در پیش است اما آگاهانه انتخاب کردند که آزادی ارزش خطر کردن دارد». او یادآوری میکند که جوانان «در توییتها و پیامهایشان میگفتند : ما چیزی برای از دست دادن نداریم. این آمیزهای از ناامیدی و امید بود، لحظهای شاعرانه شبیه تجربه عشق. آنها خود را به آینده و به جمع میسپردند.» نمونهای از این پیامها، نوشته آرتین ۱۵ ساله است که در نوامبر ۲۰۲۲ کشته شد: «یک روز همهچیز برای ما خوب خواهد شد. شاید من دیگر نباشم؛ اگر تو بودی، از ته دل برای من بخند.»
شفیق در ادامه به ساختار سرکوب جمهوری اسلامی اشاره میکند: «سپاه پاسداران و بسیج، همراه با نیروهای لباسشخصی، شیوهای چندلایه برای سرکوب ساختهاند. در انقلاب زن، زندگی، آزادی این روش به اوج رسید. آنها به چشم معترضان شلیک کردند تا زیبایی را نابود کنند و این لحظهای از بیرحمی باورنکردنی بود.»
با این حال، به باور شفیق، «اگر چه رژیم اسلامی توانست جنبش را در خون سرکوب کند، اما نتوانست آیندهای را که این انقلاب آغاز کرد نابود سازد.»
فشار بر خانوادهها و معامله بر سر اجساد : بخش مهمی از کتاب شفیق به فشارهای امنیتی بر خانوادههای کشتهشدگان اختصاص دارد. او میگوید : «رژیم اسلامی تنها به گرفتن جان جوانان بسنده نکرد. پیکر آنها را هم به گرو گرفت. خانوادهها را مجبور به معامله کرد : اجازه دفن یا مراسم مشروط به سکوت و پنهانکاری شد. هدف این بوده و هست که قبرها به مکان حافظه و مقاومت بدل نشوند.»
شفیق میافزاید: «این تجارت کریه نشاندهنده عمق فساد ساختاری نظام هم هست. ایدئولوژی اسلامگرایان اکنون صرفاً ابزاری برای حفظ قدرت است. به همین دلیل است که سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی بهشدت در برابر نفوذ و فساد آسیبپذیر شدهاند.» به باور شفیق، دو ستون اصلی جمهوری اسلامی – دروغ و ترس – در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی لرزید: «دروغ کاملاً فروپاشید. ترس ممکن است بازگردد، اما دیگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود.»
او یادآور میشود که خاطره مهسا امینی و دیگر جانباختگان همچنان الهامبخش مقاومت است. پیامهای خانوادهها و زندانیان سیاسی، سرودها و شعرهای تازه، همگی نشان میدهند که جامعه ایران هنوز با آرزوی آزادی زنده است. شهلا شفیق معتقد است که انقلاب «زن، زندگی، آزادی» اگرچه سرکوب شد، اما طرحی برای آینده ایران در خود دارد: «این جنبش نهفقط علیه نظم مستقر، بلکه برای آزادی و زندگی بود. رژیم میتواند آن را سرکوب کند، اما نمیتواند آیندهای را که این خیزش آغاز کرده نابود سازد. این آینده دیر یا زود تحقق خواهد یافت.»