ژیلا حسینی، فروغ کردستان؛ زندگی کوتاه زنی که رنج کردستان را می‌سرود

یکشنبه, 6ام مهر, 1404
اندازه قلم متن

ایران وایر

مهر هر سال، یادآور خاموشی نابه‌هنگام «ژیلا حسینی»، شاعر جوان سقزی است؛ زنی که تنها ۳۲ سال زیست، اما با شعرهای نو کُردی، راهی تازه به دنیای ادبیات کردستان گشود. فراز‌وفرودهای زندگی کوتاهش و شباهت‌های او با «فروغ فرخزاد»، باعث شد بسیاری او را «فروغ کردستان» بنامند. شاعری که مزارش هر سال محل گردآمدن عاشقان ادبیات است. در این مطلب، مروری داریم بر زندگی کوتاه ژیلا حسینی. هویت افرادی که از ژیلا گفته‌اند، به‌دلایل امنیتی نزد «ایران‌وایر»‌ محفوظ است. 

****

«دل تنگم چه تاریک است | آنگاه که پنجه‌های عشق‌ورزی | سوز تار اشتیاقش را می‌لرزاند | 

در آن هنگام | یاد دوری‌ات | دل رنجورش را می‌لرزاند | می‌نوازد آواز غم | شعری نو را می‌سراید»

شعر «سه‌تار» از ژیلا حسینی 

ژیلا حسینی، شاعر سقزی، تنها ۳۲ سال زیست، او در همین عمر کوتاه اما رد ماندگاری در ادبیات کُردی بر جای گذاشت. بسیاری او را «فروغ کردستان» خوانده‌اند، چراکه زندگی‌ او در بسیاری وجوه به «فروغ فرخزاد»، شاعر ایرانی شباهت داشت، از جمله ازدواج زودهنگام، طلاق، ازدواج دوباره، شاعری و مرگ براثر تصادف در اوج جوانی. با‌این‌حال گروهی دیگر معتقدند ژیلا نیازمند چنین مقایسه‌ای نیست. او نخستین زنی بود که شعر نو کُردی سرود و صدای زنان نسل خود شد.

ژیلا در سال ۱۳۴۳ در خانواده‌ای اهل فرهنگ در سقز به دنیا آمد. پدربزرگ‌ او «شیخ عبدالقادر»، شاعر و خطاط بود و پدرش «شیخ مهران حسینی»، قاضی دادگستری و روشن‌فکر بود. مادر ژینا، زنی خانه‌دار بود که حالا همراه پسرش زندگی می‌کند. 

یکی از نزدیکان ژیلا درباره‌ او می‌گوید: «کتابخانه پدر که اکنون هم بخشی از آن باقی مانده، نخستین مدرسه ادبی ژیلا بود که او را با جهان شعر پیوند. سرنوشت ژیلا اما به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد و او در ۱۵ سالگی با “وفا حسینی” که از اقوام پدری‌اش بود ازدواج کرد. پنج سال بعد، این زندگی به جدایی انجامید که حاصل آن دختری به نام “بهار” بود. چندی بعد، ژیلا دوباره ازدواج کرد؛ این بار با “شاهرخ نوسودی” در سنندج و صاحب یک پسر و یک دختر به نام‌های “رامین” و “ژینا” شد.» 

ژیلا به همراه رامین و ژینا
ژیلا به همراه رامین و ژینا

مسیر شاعری ژیلا نیز به‌مانند زندگی شخصی‌ او، پرفرازونشیب بود. او ابتدا به فارسی می‌نوشت، اما با ورود به رادیو سنندج و آغاز گویندگی در برنامه‌ای کُردی، به زبان مادری روی آورد. شعرهای ژیلا موزون و جلوه‌ای از رنج مردمان کُرد بود.

یکی از شاعران سقزی درباره فضای دهه سوم زندگی ژیلا و میزان تاثیرگذاری او توضیح می‌دهد: «دهه شصت و هفتاد شمسی، دورانی پر از تحولات سیاسی و اجتماعی در کردستان بود، از جنگ و فقر گرفته، تا فشار سنت‌های مردسالارانه. همین بستر اجتماعی، الهام‌بخش شعرهای اعتراضی ژیلا شد. او در فضایی نوشت و شعر سرود که کردستان از اثرات انقلاب، جنگ و محرومیت‌ها به‌شدت آسیب دیده بود. او با زبان شاعرانه فریاد زنانه و اعتراض‌گونه سر داد. میراث او امروز حضور ده‌ها شاعر و نویسنده زن در کردستان است.» 

ژیلا حسینی، فروغ کردستان؛ زندگی کوتاه زنی که رنج کردستان را می‌سرود

برخی از اهالی قلم اما او را تنها یک شاعر نمی‌دانند. مثل نویسنده‌ای سقزی که می‌گوید: «کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که هنر در چند نسل آن ادامه داشته باشد. خانواده ژیلا اما چنین بود. پدربزرگش شاعر، پدرش قاضی، خودش شاعر و مترجم و حالا دخترش “بهار” که در خارج از ایران، کار روزنامه‌نگاری و شعر را ادامه می‌دهد.» 

با‌این‌حال، لقب «فروغ کردستان» همچنان محل بحث است. یکی از شاعران همشهری ژیلا معتقد است: «سال‌هاست “مستوره اردلان” را به‌عنوان نخستین زن تاریخ‌نگار کُرد می‌شناسیم و هیچ‌وقت او را با دیگران مقایسه نکرده‌ایم، چون خودش بنیان‌گذار کاری تازه بود. ژیلا هم چنین است؛ او نخستین زنی بود که شعر نو کُردی سرود و شاید لزومی به قیاس او با فروغ نباشد.» 

مرگ ژیلا اما ناگهانی و تلخ بود. ۶مهر۱۳۷۵، ژیلا همراه با دختر ده‌ماهه‌ خود ژینا، در مسیر سنندج – دهگلان، هنگامی که قصد داشت به تهران برود تا با “شیرکو بیکس” شاعر نامی کردستان دیدار کند، در سانحه رانندگی جان باخت. 

پیکر او و ژینا در آرامستان روستای «دوزخدره»، زادگاه خانوادگی‌شان به خاک سپرده شد.

مزار ژینا، فرزند ده‌ماهه ژیلا که با او در تصادف کشته شد
مزار ژینا، فرزند ده‌ماهه ژیلا که با او در تصادف کشته شد

اکنون قریب به سی سال از مرگ ژیلا می‌گذرد، اما مردم سقز او را از یاد نبرده‌اند. مزار او در بالادست آرامستان دوزخدره، هر‌از‌گاهی، به‌ویژه در سالگرد وفاتش، محل گردآمدن عاشقان ادبیات است. در سال ۱۳۹۸ نیز انجمن «هیوای  زانست»، کتابخانه‌ای به نام او در محله بهارستان سقز افتتاح کرد. این کتابخانه امروز یکی از مراکز ترویج کتاب‌خوانی برای نوجوانان است و یاد ژیلا را در میان نسل جدید زنده نگه داشته است.

باوجود عمر کوتاهش، جدا از ده‌ها اثر چاپ‌نشده، چندین کتاب ارزشمند از ژیلا به جا مانده است: «گه‌شه ئه‌وین»، دفتر شعر کردی، «قەڵای ڕاز»، مجموعه شعر و داستان کوتاه، «طلب مغفرت»، ترجمه داستانی از «صادق هدایت»، «دزیره»، ترجمه رمان از فارسی به کُردی، «چتر»، دفتر اشعار کُردی برای کودکان. 

امروز، سه دهه پس از مرگ ژیلا حسینی، صدای او همچنان در شعر زنان کُرد طنین‌انداز است. شاعر جوانی که از دل جامعه سنتی برخاست، به سنت‌ها اعتراض کرد و صدای زنان شد؛ زنی که اگر زندگی به او مجال بیشتری می‌داد، بی‌گمان اکنون در کنار بزرگان ادبیات کُردی می‌درخشید.

ژیلا حسینی ملقب به فروغ کردستان
ژیلا حسینی ملقب به فروغ کردستان

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.