رضا پهلوی و رسوایی‌های بی‌پایان: نیروی نیابتی دیجیتال اسرائیل در جنگ ترکیبی منطقه‌ای؟

چهارشنبه, 16ام مهر, 1404
اندازه قلم متن

 یادداشت فیس بوکی مهرداد درویش پور

رسوایی‌های پی‌درپی جریان راست افراطی سلطنت‌طلب و رضا پهلوی گویی پایانی ندارد. هنوز خبر بازداشت و تصمیم به اخراج یکی از مشاوران برجسته‌ی او از آمریکا ـ که به همکاری با جمهوری اسلامی نیز متهم شده بود ـ تازه است که روزنامه‌ی هاآرتص از نقش نیابتی دیجیتال این جریان در جنگ اسرائیل با ایران پرده برداشت.

در سال‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه با ظهور اشکال نوینی از نیروهای نیابتی نظامی، سیاسی و رسانه‌ای همراه بوده است. در حالی که جمهوری اسلامی ایران از طریق گروه‌هایی چون حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و حشد الشعبی عراق، نیابت رزمی خود را در منطقه تثبیت کرده، گزارش اخیر هاآرتص و مرکز تحقیقات مارکر از نوعی نیروی نیابتی دیجیتال در سوی مقابل پرده برمی‌دارد. این گزارش نشان می‌دهد که رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلب، با بهره‌گیری از حمایت‌های رسانه‌ای، دیپلماتیک و شاید اقتصادی اسرائیل، به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تهاجمی این کشور بدل شده‌اند. نیرویی که نه تنها حمله نظامی اسرائیل به ایران را مشروع جلوه می‌دهد و آن را ناجی ایرانیان می‌خواند، بلکه نسل‌کشی در غزه را نیز توجیه‌پذیر می‌داند.

بر اساس این گزارش، شبکه‌ای از فعالان رسانه‌ای و سایبری در هماهنگی با نهادهای اسرائیلی تلاش دارند تا با تبلیغات ساختگی، چهره‌ای محبوب و قابل‌اعتماد از رضا پهلوی در افکار عمومی ایرانیان ترسیم کنند؛ اقدامی که فراتر از تبلیغات سیاسی معمول، به نوعی جنگ روایت‌ها و عملیات روانی در خدمت اهداف ژئوپلیتیک اسرائیل تبدیل شده است. این پدیده، که می‌توان آن را «جنگ نیابتی دیجیتال» نامید، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی استقلال سیاسی این بخش از اپوزیسیون، مشروعیت‌بخشی به مداخلات خارجی، و تأثیرات آن بر آینده‌ی تحولات منطقه‌ای مطرح می‌کند.

 

۱. نقش نیروهای نیابتی دیجیتال در عصر جنگ‌های ترکیبی (Hybrid Warfare)

نیروهای نیابتی دیگر صرفاً شامل نظامیان و شبه‌نظامیان نیستند، بلکه جنگ اطلاعاتی، رسانه‌ای، سایبری و دیپلماتیک را نیز در بر می‌گیرند. سلطنت‌طلبان افراطی و رضا پهلوی، در این چارچوب، هرچه بیشتر به‌عنوان بازوی رسانه‌ای و مشروعیت‌ساز اسرائیل در تقابل با جمهوری اسلامی تعریف می‌شوند.

۲. مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تهاجمی اسرائیل

زمانی که رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلب با حمایت اسرائیل به‌عنوان «تنها آلترناتیو معتبر» برای آینده‌ی ایران معرفی می‌شوند، این تصویر می‌تواند به اسرائیل امکان دهد تا اقدامات نظامی یا دیپلماتیک خود علیه جمهوری اسلامی را با توجیه «حمایت از مردم ایران» مشروع جلوه دهد.

۳. تضاد با استقلال اپوزیسیون

چنین رابطه‌ای استقلال سیاسی اپوزیسیون را زیر سؤال می‌برد و بی‌اعتمادی میان نیروهای مردمی و دموکراتیک را تشدید می‌کند؛ به‌ویژه برای آن دسته از جریان‌هایی که بر استقلال از قدرت‌های خارجی تأکید دارند.

۴. نقش شبکه‌های رسانه‌ای و سایبری

پشتیبانی اسرائیل از رضا پهلوی از طریق شبکه‌های رسانه‌ای حقیقی یا ساختگی، تولید محتوا، تبلیغات هدفمند و عملیات سایبری، سلطنت‌طلبان را به نیرویی بدل کرده که بیش از آن‌که در خدمت منافع مردم ایران باشد، در خدمت اهداف ژئوپلیتیک اسرائیل عمل می‌کند. رسانه‌هایی که در خدمت این نیروی نیابتی دیجیتال هستند، با حذف یا بی‌اعتبارسازی دیگر شخصیت‌ها و جریان‌های اپوزیسیون، به شکاف و بی‌اعتمادی میان مخالفان جمهوری اسلامی دامن می‌زنند و انسجام اپوزیسیون را تضعیف می‌کنند.

۵. پررنگ شدن نقش نیروی نیابتی دیجیتال در برابر نیابت رزمی

در ادبیات ژئوپلیتیک، نیابت به گروه‌هایی اطلاق می‌شود که در خدمت منافع یک قدرت خارجی عمل می‌کنند؛ چه نظامی، چه رسانه‌ای، چه دیپلماتیک. با گسترش فضای مجازی، شکل جدیدی از نیابت تحت عنوان «نیابتی دیجیتال» پدید آمده است.

نیروهای نیابتی رزمی جمهوری اسلامی، مانند حزب‌الله، حوثی‌ها یا حشد الشعبی، با حضور فیزیکی در میدان نبرد و حمایت مستقیم مالی و تسلیحاتی، در چارچوب استراتژی منطقه‌ای ایران عمل می‌کنند. در مقابل، نیروی نیابتی دیجیتال با تولید محتوا، تبلیغات هدفمند، عملیات روانی و دیپلماسی عمومی، در فضای رسانه‌ای و سایبری، به منافع قدرت‌های خارجی خدمت می‌کند. جریان سلطنت‌طلب و رضا پهلوی، که به نزدیکی خود با اسرائیل مباهات می‌کنند، به‌وضوح در این چارچوب می‌گنجند و از بیشترین حمایت اسرائیل نیز برخوردارند.

همان‌طور که گزارش هاآرتص نشان می‌دهد، هدف این نیابت دیجیتال نه صرفاً تبلیغ یک چهره سیاسی، بلکه مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های منطقه‌ای اسرائیل و تقابل با جمهوری اسلامی در فضای مجازی و سیاسی است.

این افشاگری، بی‌تردید، به مشروعیت رضا پهلوی در میان بخش بزرگی از جامعه‌ی ایران آسیب خواهد زد. حساسیت عمومی نسبت به دخالت خارجی، به‌ویژه از سوی اسرائیل یا آمریکا، ممکن است به‌جای تقویت، موجب بی‌اعتمادی نسبت به او شود. همچنین روشن شدن این‌که محبوبیت او در رسانه‌ها حاصل تبلیغات ساختگی بوده، می‌تواند به یک رسوایی رسانه‌ای برای رسانه‌های حامی‌اش بدل شود.

از منظر رقابت سیاسی نیز این گزارش می‌تواند به رقبای او فرصت دهد تا مشروعیتش را زیر سؤال ببرند و او را به‌عنوان «نامزد مورد حمایت اسرائیل» یا حتی «آلت دست» آن معرفی کنند؛ برچسبی که در فضای سیاسی ایران بسیار آسیب‌زننده است. این‌که خامی سیاسی، توهم قدرت یا گرایش به سوداگری، کدام عامل نزدیکی او به اسرائیل بوده، تغییری در این واقعیت نمی‌دهد که اسرائیل از او به‌عنوان نیروی نیابتی دیجیتال برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی بهره می‌برد.

از منظر افکار عمومی خارج از ایران نیز، این افشاگری شکاف میان جمهوری‌خواهان مستقل و سلطنت‌طلبان را تشدید خواهد کرد. هرچند طرفداران او ممکن است همچون گذشته این رابطه را توجیه کنند، اما بسیاری دیگر آن را نشانه‌ای از فقدان استقلال سیاسی رضا پهلوی خواهند دانست.

پرسش اصلی این‌جاست: چرا رسانه‌های اسرائیلی در این مقطع چنین گزارشی را منتشر کرده‌اند؟ آیا به‌دلیل کاهش اثرگذاری این جریان در پی رسوایی‌های پی‌درپی؟ یا به‌منظور هشدار به جمهوری اسلامی و نمایش توان سایبری اسرائیل در جنگ‌های نیابتی دیجیتال از طریق حمایت از رضا پهلوی؟

پاسخ هرچه باشد، جمهوری اسلامی از این رسوایی برای مشروعیت‌بخشی به خود بهره خواهد برد و اپوزیسیون مستقلی که می‌کوشد نشان دهد گذار از جمهوری اسلامی بدون وابستگی به قدرت‌های خارجی یا حمله نظامی ممکن است، در موقعیتی دشوارتر قرار خواهد گرفت. ایستادگی هم‌زمان در برابر دو جبهه، آن‌هم در نبردی نابرابر، بی‌تردید دشوار و طاقت‌فرساست. اما انتشار این گزارش بار دیگر نشان داد که راهی جز تقویت «صدای سوم» برای دستیابی به صلح، دموکراسی و امنیت جامعه‌محور در ایران وجود ندارد.

https://www.facebook.com/photo?fbid=25655526824035716&set=a.174393962575686

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.