ار اف ای – ناصر اعتمادی
پاییز امسال، تهران در سکوتی بیباران و آسمانی خشک فرو رفته است. میزان بارندگی در پایتخت به کمتر از یک میلیمتر رسیده و ذخایر سدها به پایینترین حد چند دهۀ اخیر سقوط کردهاند. در حالیکه رئیسجمهوری از احتمال تخلیه تهران سخن گفته، کارشناسان این تصمیم را نشدنی، نابخردانه و پرخطر میدانند و ریشۀ بحران را نه در قهر طبیعت، بلکه در سالها فساد و سوءمدیریت، توسعۀ بیضابطه و بیتوجهی به هشدارهای علمی جستجو میکنند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگر، تشنۀ تغییر بنیادین سیاستها و اندیشۀ حکمرانی است.

رودخانه کرج و سد امیرکبیر AFP – ATTA KENARE
پاییز امسال، تهران در سکوتی سنگین و بیباران فرو رفته است. شهری که باید در این ایام سال دستکم چند نوبت بارش را تجربه میکرد، همچنان زیر آسمانی خشک و بیابر به انتظار مانده است. آمارهای رسمی نشان میدهند که میزان بارندگی پایتخت در مهر و نیمه نخست آبان کمتر از یک میلیمتر بوده است و این رقم بیسابقه تهران را به خشکترین پاییز چند دهۀ خود اخیر رسانده است.
در شرایطی که معمولاً تا این زمان از سال ۵۰ تا ۶۰ میلیمتر بارندگی در تهران ثبت میشد، سازمان هواشناسی هیچ نشانهای از بارش تا پایان پاییز گزارش نکرده است. در سطح ملی نیز وضعیت بهتر نیست: ایران وارد ششمین سال خشکسالی متوالی شده است و میزان بارشها در سال آبی گذشته نسبت به میانگین بلندمدت، حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.
کاهش ذخایر سدها و هشدار کمسابقه دولت
در تهران، ذخایر سدها در پایینترین سطح چند دهه اخیر قرار دارند. حجم آب سدهای پایتخت از ۴۹۰ میلیون مترمکعب در سال گذشته به حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب کاهش یافته و ورودی آب به سدها ۴۳ درصد کمتر از سال قبل گزارش شده است. سد امیرکبیر، یکی از منابع اصلی تأمین آب شرب تهران، تنها ۱۴ میلیون مترمکعب آب در خود دارد. یعنی : معادل هشت درصد ظرفیت کل آن.
بهزاد پارسا، مدیرعامل شرکت آب منطقهای تهران، وضعیت کنونی را «بیسابقه» توصیف کرده و هشدار داده است که «پنج سال خشکسالی متوالی فشار شدیدی بر منابع آب استان وارد کرده و در صورت تداوم روند مصرف کنونی، تأمین پایدار آب شرب با چالش جدی مواجه خواهد شد».
اما هشدار اصلی از بالاترین سطح دولت آمد. رئیسجمهوری، مسعود پزشکیان، در جلسه اخیر ستاد بحران کشور اعلام کرد که اگر در چند هفته آینده بارشی رخ ندهد، «چارهای جز جیرهبندی یا حتی تخلیه تهران وجود نخواهد داشت».
تخلیه تهران : تصمیمی نشدنی و پرخطر
با این حال، طرح تخلیه تهران، هرچند نشانهای از شدت بحران است، اما از دید کارشناسان عملی نیست. جابهجایی میلیونها نفر از ساکنان پایتخت در زمانی کوتاه نه از نظر فنی و نه از منظر اجتماعی عملی نیست. زیرساختهای کشور توان اسکان و تغذیه چنین جمعیتی را ندارد و اجرای آن میتواند خود آغازگر بحرانهای تازهای باشد.
داریوش مختاری، کارشناس ارشد منابع آب در ایران به ایسنا، میگوید: «از سال ۱۳۹۵ بارها درباره توسعه بیرویه تهران هشدار داده شده، اما تراکمفروشی و شهرکسازی بیضابطه ادامه یافته است. اکنون که بارشی رخ نداده، کابوس تخلیه تهران در آستانۀ وقوع است. اما بهتر است بهجای این سناریو، انشعابات واحدهای خالی، استخرها و مجتمعهای کمکاربری قطع شود تا آب موجود میان ساکنان واقعی توزیع گردد.»
چنین پیشنهادی بازتاب واقعیتی بزرگتر است: بحران آب در ایران بیش از آنکه ناشی از قهر طبیعت باشد، نتیجۀ فساد و بی درایتی و سیاستهای نادرست شهری، برداشتهای بیرویه از منابع زیرزمینی و نبود نگاه و راهبرد ملی به مدیریت آب در کشور است.
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب کشور، در گفتگویی با انصافنیوز گفته است: «رفتار تهران شبیه شهری که بحران آب دارد نیست. رئیسجمهوری مانع آبیاری چمنهای نهاد ریاستجمهوری شد، اما شهرداری تهران چنین حسی ندارد. وقتی مردم میبینند فوارهها روشناند و خیابانها از آب شسته میشوند، حس کمآبی در آنان شکل نمیگیرد».
او تأکید کرده است که صرفهجویی ۱۵ درصدی در مصرف آب، هرچند امیدوارکننده است، اما بدون تغییر رفتار عمومی شهروندان و همکاری واقعی مدیریت شهری، نمیتواند پاسخگوی بحران کنونی باشد.
مافیای آب یا سوءمدیریت ساختاری؟
در ماههای اخیر، برخی فعالان محیطزیست از «مافیای آب و سدسازی» سخن گفتهاند، اما بزرگزاده این تعبیر را رد میکند و میگوید: «مافیای آب وجود ندارد، هرچند در تعریف برخی پروژهها خطا و نفوذ محلی وجود داشته است.» او از اصلاح بیش از ۲۰۰ پروژه آبی کشور خبر داده که در برنامه هفتم توسعه در دستور کار بازنگری قرار گرفتهاند.
با این همه، در افکار عمومی، بیاعتمادی نسبت به نحوه مدیریت منابع آب همچنان پابرجاست. از سدسازیهای بیحساب قرارگاههای سپاه پاسداران گرفته تا انتقال آب بینحوضهای و تخریب منابع زیرزمینی، مجموعهای از سیاستهای نادرست طی سالیان، وضعیت امروز را رقم زدهاند.
مقامهای دولتی تلاش میکنند بحران کنونی را به کاهش بارندگی نسبت دهند، حال آنکه خشکسالی و کمآبی در ایران پدیدهای مزمن و ساختاری است. فقدان برنامهریزی درازمدت، بیتوجهی به هشدار کارشناسان، نبود سیاست قیمتگذاری واقعی آب و گسترش بیرویه شهرها، همه دست به دست هم دادهاند تا بحران کنونی شکل گیرد.
در واقع، طرح تخلیه تهران همانقدر نابخردانه است که شیوهی کنونی مدیریت آب در کشور. بحران امروز حاصل یک سال بیبارانی نیست، نتیجۀ دههها سوءمدیریت و بیتوجهی به اصول علمی است.
آیا همکاری با اسرائیل ممکن است؟
آیا بحران آب میتواند زمینهساز همکاری ایران و اسرائیل در آینده شود، کشوری که در جهان بهعنوان پیشتاز فناوریهای مدیریت و بازیافت آب شناخته میشود؟ اسرائیل با وجود اقلیم خشک خود، توانسته از طریق تصفیه و نمکزدایی، بازیافت ۹۰ درصد فاضلاب و آبیاری قطرهای، نهتنها نیاز داخلی، بلکه صادرات فناوری آب را نیز تأمین کند.
از منظر فنی، بهرهگیری از تجربه و فناوری اسرائیل میتواند برای ایران نجاتبخش باشد، اما از منظر سیاسی، چنین همکاریای در شرایط کنونی ناممکن است. سیاست رسمی جمهوری اسلامی که بر دشمنی ایدئولوژیک با اسرائیل بنا شده، هرگونه تبادل علمی یا فنی میان دو کشور را مسدود کرده است.
با این حال، واقعیت اقلیمی دیر یا زود همه مرزهای سیاسی را پشت سر خواهد گذاشت. روزی که بحران آب از کنترل خارج شود، شاید سیاستگذاران ایران ناگزیر شوند نگاه خود را از تقابل ایدئولوژیک به همکاری فنی تغییر دهند؛ زیرا در جهانی خشکتر، آب نه ابزار قدرت، بلکه شرط بقاست.
در این فاصله تهران همانند دیگر شهرهای کشور امروز بر لبه پرتگاه کمآبی ایستاده است. کاهش بیسابقه بارشها، افت شدید ذخایر سدها و نابودی منابع زیرزمینی، تصویری روشن از آیندهای تیره ارائه میدهد. بحران آب، اگر همچنان درگیر سیاست بماند و نه در خدمت زندگی، میتواند به بحرانی اجتماعی و امنیتی بدل شود.
در برابر این وضعیت، تنها یک گزینه واقعبینانه باقی مانده است: تغییر فوری الگوی مصرف، بازنگری در ساختارهای مدیریتی و پذیرش واقعیت اقلیمی جدید. در غیر این صورت، تهرانِ بیآب، دیگر صرفاً کابوس نیست، بلکه آیندهای محتمل برای کل کشور است.