یک قیاس ساده

سه شنبه, 6ام آبان, 1393
اندازه قلم متن

khazar
عبدالحسین طوطیایی، عضو بازنشسته هیات‌علمی‌ سازمان تحقیقات کشاورزی

آنچه در دو، سه‌دهه اخیر بر سر نقش بی‌بدیل طبیعت شمال کشور آورده شد، بی‌تردید قابل تامل است. اما داستان تنها به زوزه ناایستای اره‌موتوری‌ها در این طبیعت آسیب‌دیده و فروافکندن قامت تناور هزاران درخت نمی‌انجامد. اینک از طرح چندهزارمیلیاردی انتقال آب خزر به میانه خشک فلات مرکزی ایران به‌طور جدی خبر می‌رسد. خبر برای دلسوزان آخرین بقایای به‌جامانده در کناره‌های سراسر از بتن دریای خزر شوک‌آفرین است. «محمدرضا عطارزاده»، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا در نشستی خبری اخیرا اعلام کرده «طرح شیرین‌سازی و انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران از دوسال پیش مطالعات خود را آغاز کرده است و با پیگیری‌های دولت و شخص رییس‌جمهور و تامین اعتبار این پروژه از منابع اعتباری خارج از مجموعه‌ آب کشور با سرعت بیشتری در دستور کار قرار گرفته است.» به‌ گفته کمیسیون انرژی مجلس، اولین مسیر اجرایی پروژه انتقال آب خزر، شیرین‌سازی آب دریای خزر و انتقال آن از مسیر ساری، سمنان، قم، کاشان و اصفهان خواهد بود. طرح انتقال آب دریای خزر به مناطق خشک مرکزی کشورمان که در اواخر دوره دولت دهم مطرح شد و به‌دلیل عوارض جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی‌اش بیشتر به یک «دروغ سیزده» شبیه بود حالا در دولت اعتدال هم رونق دارد؛ البته در این مجال کوتاه، اشاره به مواردی از پیامدهای زیست‌محیطی چنین طرحی «مشتی از خروار» است.

طرح‌های بزرگ انتقال آب که در دنیا انجام گرفته یا دستاوردهای جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی داشته یا به‌عنوان آخرین راه‌حل ممکن به‌کار گرفته شده است. از سال۱۹۶۰ میلادی دولت شوروی سابق برای توسعه کشاورزی حدود ۵/۵میلیون‌هکتار مسیر آب‌های ورودی به دریاچه آرال را منحرف کرد. آرال از اواسط دهه۱۹۶۰ پسروی خود را آغاز کرد و تا ۱۹۹۸ حدود ۶۰درصد سطح آن خشکید و از ۶۸هزارکیلومترمربع در سال۱۹۶۰ و چهارمین دریاچه دنیا، به ۲۸هزارو۶۸۷کیلومترمربع و هشتمین دریاچه دنیا، در سال۱۹۹۸ رسید. در این مدت نمک آب هم از ۱۰گرم در لیتر به ۴۵گرم در لیتر رسید. سرانجام و در تداوم روند خشک‌شدن و شورترشدن دریاچه و تبدیل آن به چند واحد کوچک‌تر در سال ۲۰۰۳ دریاچه آرال‌جنوبی با سرعتی بیشتر از پیش‌بینی‌ها شروع به خشکیدن کرد. در سال۲۰۰۴ سطح دریاچه به ۱۷هزارو۱۶۰کیلومترمربع، یعنی یک‌چهارم مساحت اصلی و شوری آب به پنج‌برابر رسید و در نتیجه اکثر جانوران و گیاهان آن از بین رفتند. شوری آب دریاچه جنوبی هم به صدگرم در لیتر رسید. خشک‌شدن آب دریاچه موجب تغییرات آب‌وهوایی در منطقه شد، تابستان‌ها گرم‌تر و خشک‌تر و زمستان‌ها سردتر و طولانی‌تر شدند. آب‌شدن ۲۵درصد از یخچال‌های تاجیکستان را هم ناشی از اثرات خشک‌شدن این دریاچه می‌دانند. توفان‌های شن و نمک، بستر خشک‌شده دریاچه را فرسایش داده و ده‌ها‌میلیون‌تن گردوغبار را در هر سال به مناطق اطراف آن منتقل می‌کند.

برای آگاهی بیشتر از فاجعه‌های زیست‌محیطی خشک‌شدن دریاچه آرال ازجمله مشکلات و بیماری‌های تنفسی، قلبی و سیلیکوز، افزایش ۳۰‌درصد ناباروری و عقب‌ماندگی‌های ذهنی کودکان، کم‌خونی، افزایش فلزات سنگین در آب آشامیدنی و… . به گزارشات مفصلی که تاکنون ارایه شده است، ارجاع داده می‌شود. ایالات کالیفرنیا، آریزونا و یوتا، با ساختن لوله عظیم انتقال آب لس‌آنجلس در سال۱۹۳۰، دوران طرح‌های عظیم انتقال آب رودخانه کلرادو را آغاز کردند و به این ‌ترتیب باعث خشک‌شدن دریاچه اوونز و نیز نابودی ساکنان محلی دره اوونز در کالیفرنیا شدند. در حال حاضر، رودخانه کلرادو، مانند رودخانه‌های سیر دریا و آمو دریا در آسیای میانه، فقط در برخی مواقع سال به دریا می‌پیوندد که این امر موجب ایجاد فجایع زیست‌محیطی ناگهانی شده است؛ به‌طوری که باعث نابودی مناطق باتلاقی دلتای کلرادو شده است.

طرح‌های دیگری از جمله انتقال آب به توکیو که از قرن۱۶میلادی، اجرای بزرگ‌ترین رودخانه ساخت انسان برای انتقال آب‌های معادن باستانی اعماق صحرا در لیبی، انتقال آب در هندوستان از ارتفاعات هیمالیا و احداث یک خط لوله بزرگ از سد تهری (این سد که بعد از اتمام، پنجمین سد بزرگ جهان خواهد بود، ۴۲هزارهکتار اراضی حاصلخیز را مدفون می‌کند) از مثال‌های برجسته‌ای هستند که بدون بررسی دقیق آنها گام‌نهادن در این وادی پرمخاطره از منطق به دور خواهد بود. آنچه در بررسی این پروژه‌ها و تفاوت عمده با استخراج آب از دریای خزر بر نگرانی‌ها می‌افزاید تاسیسات عظیم شیرین‌کردن آب دریا و معضل آب بسیار شورشده بجامانده از فرآیند شیرین‌شدن در طرح برداشت از دریای خزر است. این مشکل به تنهایی می‌تواند بقایای طبیعت کم‌جان این خطه را به نمک‌زار و کانونی از بحران‌های انسانی و دیگر عرصه‌های حیاتی در منطقه تبدیل کند. انتقال آب در طول حداقل ۶۰۰ – ۵۰۰کیلومتر و به ارتفاعی بیش از هزارو۳۵۰متر صرف‌نظر از نیازهای سخت‌افزاری و نیروگاه اختصاصی برق، به حفر تونل‌ها، تخریب جاده و محدوده‌های کشاورزی و… می‌انجامد.

به یاد داشته باشیم اگر دستاورد مثبت چنین طرحی بر فرض تامین آب آشامیدنی برای پنج‌میلیون‌نفر باشد با سیاست راهبردی افزایش جمعیت چه بسا در ۳۰سال آینده و افزایش چنین جمعیتی در منطقه هدف (به تبع افزایش منابع آب آشامیدنی) باز به نقطه صفر حال برسیم. آیا در آن سال‌ها باز دریای خزری خواهد بود که پاسخ میل به تخریب ما را برای ساختن در جای دیگری بدهد؟ پیشنهاد راقم در این مجال و دانش اندک این است که دست‌اندرکارانی که به هر حال نگاه اجرایی به این طرح پرمخاطره دارند با اجرای یک طرح پایلوت به انتقال مقادیر محدودی آب دریای خزر به ترکمن صحرا (در مجاورت دریا) مبادرت کنند. ارزیابی پیامدهای این پروژه بسیار ساده چشمان همه ما و متولیان امر را برای برنامه موردنظر خواهد شست. کلام آخر آنکه از تمامی صاحب‌نظران عرصه حیات و تولید مصرانه بخواهیم با مشارکتی فعال تمامی زوایا و حاشیه‌های این پروژه را مورد واکاوی قرار دهند تا آنان که با امضایی چندثانیه‌ای به تراژدی ماندگاری در محیط‌زیست دستور می‌دهند به تامل و بررسی بیشتری واداشته شوند. به‌خاطر بسپاریم مشاوران چنین مطالعه پرهزینه‌ای چه‌بسا در وسوسه جاذبه‌ها چشم بر پیامدهای زیست‌محیطی آن ببندند.
از: شرق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.