حاکمیت ملاها برای ملاها؛ تحلیل جابه‌جایی‌های نمایشی در ساختار قدرت طالبان

یکشنبه, 21ام دی, 1404
اندازه قلم متن

تحولات اخیر در بدنه مدیریتی و سیاسی گروه طالبان نشان‌دهنده تلاشی نظام‌مند برای تحکیم قدرت در دستان حلقه‌ای محدود از وفاداران به رهبری این گروه در قندهار است. برخلاف ادعاهای اولیه مبنی بر تشکیل یک دولت فراگیر، جابه‌جایی‌های گسترده در سطوح والیان، وزرا و فرماندهان نظامی حکایت از آن دارد که طالبان به دنبال حذف کامل صداهای نیمه‌منتقد و تقویت هسته سخت قدرت بر مبنای وفاداری مطلق به «هبت‌الله آخوندزاده» هستند. این تغییرات که اغلب تحت پوشش اصلاحات اداری صورت می‌گیرد، در واقع واکنشی به هراس از فروپاشی درونی و تلاش برای یک‌دست‌سازی حاکمیتی است که تنها منافع قشر خاصی از روحانیون تندرو را تأمین می‌کند. بررسی این روند نشان می‌دهد که جغرافیای قدرت در افغانستان تحت کنترل طالبان، بیش از پیش به سمت تمرکزگرایی افراطی و حاکمیت تک‌قومی و تک‌جناحی میل کرده است.

طبق گزارش تحلیلی منتشر شده در ایندیپندنت فارسی، فرامین اخیر رهبر طالبان برای جابه‌جایی مهره‌های کلیدی در ولایات راهبردی، بیش از آنکه جنبه کارکردی داشته باشد، با هدف خنثی‌سازی نفوذ فرماندهان میدانی انجام شده است. این گزارش تأکید می‌کند که هسته مرکزی قدرت در قندهار با اشراف بر این موضوع که برخی از اعضای میانه یا متمایل به جناح کابل ممکن است تحت فشارهای بین‌المللی به دنبال انعطاف باشند، اقدام به جایگزینی آن‌ها با افرادی کرده است که کمترین زاویه را با قرائت‌های افراطی رهبری دارند. این جابه‌جایی‌ها نه تنها باعث بهبود وضعیت معیشتی یا ثبات سیاسی نشده، بلکه با جابه‌جایی مسئولان از یک ولایت به ولایت دیگر، عملاً چرخه بسته‌ای از قدرت را ایجاد کرده که در آن تخصص و کارآمدی هیچ جایگاهی ندارد و تنها ملاها برای حفظ منافع ملاهای دیگر در جایگاه‌های ریاستی قرار می‌گیرند.

بسیاری از ناظران سیاسی بر این باورند که این استراتژی طالبان، نوعی فرار به جلو برای مقابله با بحران مشروعیت داخلی و بین‌المللی است. با حذف چهره‌هایی که به هر دلیلی ممکن بود در برابر فرامین منع تحصیل زنان یا محدودیت‌های شدید اجتماعی مقاومت کنند، طالبان عملاً هرگونه احتمال اصلاح از درون را مسدود کرده است. این روند منجر به شکاف بیشتر میان حاکمیت و بدنه جامعه مدنی افغانستان شده و ثبات ادعایی آن‌ها را به آرامشی پیش از توفان بدل کرده است. تمرکز قدرت در دستان «شورای کویته» سابق و وفاداران قندهاری، باعث سرخوردگی در میان سایر جناح‌های مذهبی و قومی شده که در ابتدا به امید تقسیم قدرت با این گروه همکاری می‌کردند. از این رو، جابه‌جایی‌های کنونی را باید به عنوان ابزاری برای نظارت پلیسی بر بدنه خودِ طالبان و جلوگیری از شکل‌گیری هسته‌های مقاومت یا نافرمانی در درون این جنبش قلمداد کرد.

در جمع‌بندی نهایی، می‌توان گفت که حاکمیت کنونی در افغانستان به شکلی بی‌سابقه به سوی یک «الگوی اقتدارگرایی مذهبی مطلق» حرکت می‌کند که در آن تمام ارکان دولت در خدمت حفظ بقای هسته سخت قدرت است. این جابه‌جایی‌های نمایش نه‌تنها باری از دوش مردم افغانستان برنداشته، بلکه با تقویت تندروترین لایه‌های طالبان، چشم‌انداز هرگونه تعامل سازنده با جهان را تیره و تار کرده است. تا زمانی که ملاها تنها بر اساس وفاداری‌های قبیله‌ای و گروهی میان کرسی‌های قدرت جابه‌جا می‌شوند، هیچ تغییری در سیاست‌های کلان و ضدحقوق‌بشری این گروه پدید نخواهد آمد. جامعه جهانی باید درک کند که این تغییرات داخلی، صرفاً بازی با مهره‌ها برای خرید زمان و تحکیم پایه‌های استبداد است و نمی‌توان از این ساختار بسته، انتظار گشایشی در حقوق بنیادین مردم، به ویژه زنان و اقلیت‌ها، داشت.

منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار تحلیلی بر پایه گزارش منتشر شده در ایندیپندنت فارسی (Independent Persian) تهیه و تدوین شده است.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.