
دونالد ترامپ چندی پیش در جریان اعتراضات سراسری خطاب به معترضان گفته بود، “کمک در راه است”. این وعده واکنش رئیسجمهور آمریکا به اقدامات خشونتآمیز خونین و سرکوبگرایانه حکومت جموری اسلامی علیه معترضان بود. اکنون روزهاست که از این وعده میگذرد و این کمک همچنان در راه است و احتمال اینکه واقعا تحقق یابد، روز به روز بعیدتر به نظر میرسد.
ترامپ تنها چند روز پس از اعلام این وعده، اظهارات خود را تعدیل و اعلام کرد، به او گفته شده که خشونت و سرکوب حکومت ایران علیه معترضان کاهش یافته و خطر اعدامهای گسترده رفع شده است.
نگرانیهای شدید از ابعاد خشونت
رسانه حقوق بشری هرانا روز جمعه بر اساس دادهها از تجمعات گزارش داد که شمار جانباختگان تأییدشده به ۵۰۰۲ نفر و شمار جانباختگان در حال بررسی به ۹۷۸۷ نفر رسیده است. طبق گزارش این رسانه همچنین دستکم ۷۳۹۱ نفر در جریان اعتراضات دچار جراحات شدید شده و مجموع بازداشتها به ۲۶۸۵۲ نفر افزایش یافته است.
بسیاری از کشورهای عضو سازمان ملل اما با ارزیابی ترامپ موافق نبوده و از این رو قرار است که امروز جمعه (۲۳ ژانویه / ۳ بهمن) شورای حقوق بشر سازمان ملل نشستی فوقالعاده برای بررسی “خشونت نگرانکننده” در ایران تشیکیل دهد. سازمان بینالمللی دیدهبان حقوق بشر نیز خواهان برگزاری چنین اجلاسی فوقالعاده شده بود.
رئیس جمهور آمریکا در کنار استدلال رسمی خود در مورد کاهش خشونت از سوی حکومت و رفع خطر اعدامهای جمعی به احتمال قوی انگیزههای دیگری را دنبال میکرده است، به ویژه فشارهای شماری از کشورهای عربی.
به گزارش رسانههای خبری نمایندگان عربستان سعودی، قطر، عمان و مصر در هفته گذشته گفتوگوهای فشرده دیپلماتیک انجام دادهاند تا جلوی حمله احتمالی ایالات متحده به ایران را بگیرند. بنا بر گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس این کشورها همچنین به حکومت جمهوری اسلامی هشدار دادهاند که خویشتنداری اختیار کند.
نگرانیها و مخالفتهای کشورهای خلیج فارس
به گفته پاولینه رابه، کارشناس اندیشکده خاورمیانه در برلین، کشورهای حوزه خلیج فارس دلایل گوناگونی برای مخالفت خود با حمله نظامی آمریکا به ایران دارند.
او در گفتوگو با دویچه وله در این باره میگوید: «کشورهای خلیج سخت علاقمندند که ایران ضعیف بماند، چون به میزان کمتری خطرناک خواند بود. آنها اما در عین حال بیم آن دارند که در صورت حمله [از سوی آمریکا] ابعاد خشونت از کنترل خارج شود و خود آنها هدف حملات ایران قرار گیرند.»
اکارت ورتس، مدیر مؤسسه گیگا (GIGA) در هامبورگ که ویژه پژوهشهای خاورمیانه است، نظری مشابه دارد.
او در این باره میگوید: «در حال حاضر احتمال سرنگونی رژیم ایران کم است، اما اگر چنین مسئلهای روی دهد، بعید به نظر میرسد که سقوط حکومت بدون خشونت صورت گیرد. کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است که به نوبه خود تیررس خشونت قرار گیرد و افزون بر این، این امکان وجود دارد که موج جدید آوارگان به جریان افتد.»
پاولینه رابه از اندیشکده خاورمیانه در برلین به نکتهای دیگر اشاره میکند و آن اینکه جمهوری اسلامی و کشورهای خلیج فارس سالهاست که میکوشند به یکدیگر نزدیک شوند و حملهای از طرف آمریکا میتواند این روند را نابود کند.
او میافزاید: «پایگاههای نظامی ایالات متحده در قطر، عربستان سعودی و بحرین میتوانند به نخستین اهداف احتمالی حملات ایران بدل شوند و پای کشورهای حوزه خلیج فارس به طور مستقیم به جنگ کشیده شود».
خطرات اقتصادی
البته حتی اگر ایران دست به حملات مستقیم به کشورهای حوزه خلیج فارس نزند، ممکن است که رویایی خشونتآمیز بین تهران و واشنگتن پیامدهای سنگینی برای این کشورها داشته باشد.
پاولینه رابه در این باره از جمله به این نگرانی کشورهای خلیجنشین اشاره میکند که ایران در صورت حمله آمریکا دست به مسدود کردن مسیرهای بازرگانی بزند؛ اقدامی که اقتصاد این کشورها را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
او ضمن اشاره به امکان مسدود کردن راههای آبی در خلیج فارس میافزاید: «اینکه بلوکه کردن این راهها به چه معنی خواهد بود، مسئلهای است که در دریای سرخ شاهد آن بودهایم؛ هنگامی که حوثیهای یمن که از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی محسوب میشوند کشتیرانی بینالمللی در این دریا را هدف حملات خود قرار دادند.»
به گفته این کارشناس مسایل خاورمیانه بروز چنین تحولی در خلیج فارس طبیعتا پیامدهای اقتصادی سنگینی خواهد اشت، نخست برای کشورهای عربی و سپس برای کل اقتصاد جهانی.

اکارت ورتس، مدیر مؤسسه گیگا در هامبورگ میگوید، کشورهای حوزه خلیج فارس در حال حاضر سخت نگران بروز چنین اختلالاتی هستند. او در این رابطه به فرایند انتقالی در این کشورها اشاره میکند که در حال حاضر خود را برای دوران پس از انرژی فسیلی آماده میکنند.
این کارشناس در این باره میافزاید: «عربستان سعودی قصد دارد در این پروسه، از لحاظ اقتصادی به جایگاهی تازه دست یابد و هر گونه ناآرامی بسیار مختلکننده خواهد بود. اما این نگرانی در مورد بازارهای سنتی این کشور نیز وجود دارد که از طریق استخراج معادن به ویژه نفت تغذیه میشود. هر گونه ناامنی برای این بازارها به مثابه سم است. این بازارها بر اساس اعتماد و همچنین زنجیزهای کارآمد از تولید تا مصرف عمل میکنند و هر دوی اینها شرطهایی مهم برای فعالیتهای اقتصادی در حوزه خلیج فارس است.»
به باور ورتس یک عامل دیگر نیز در میان کشورهای خلیج فارس نقش بازی میکند و آن، تمایل به ثباتی در منطقه است که بر ساختارهای خودکامه استوار است.
او در این باره تصریح میکند: «نخبگان کشورهای حوزه خلیج فارس ظاهرا رژیمهای قدیمی و آشنا را به نیرویی جدید ترجیح میدهند که با آن کمتر آشنایی دارند. طبیعی است که این کشورها مخالفتهایی در قبال رژیم ایران دارند، در عین حال اما در دو طرف در سالهای گذشته موفق شدهاند دورهای یخی را پشت سر گذارند و مناسبات دیپلماتیک خود را تعمیق کنند. این چیزی است که آنها نمیخواهند به خطر بیاندازند.»
به گفته پاولینه رابه، پژوهشگر اندیشکده خاورمیانه در برلین، نخبگان سیاسی در کشورهای عربی همچنین میخواهند مانع از آن شوند که در این کشورها جنبشهایی اعتراضی مانند سال ۲۰۱۱ میلادی (بهار عربی) به جریان افتد.
او متعقد است، این احتمال میرود که کشورهای خلیج فارس بر خلاف رژیم ایران به راههایی دیگر برای حفظ ثبات خود متوسل شوند و با توجه به تجربیات خود بکوشند که به شکلی هدفمند برخی خواستهای شهروندان خود را محقق کنند.

