چشم انداز صف‌آرایی نیروهای نظامی آمریکا و ایران در خلیج فارس و دریای عمان

شنبه, 25ام بهمن, 1404
اندازه قلم متن

ناخدا محمد فارسی

انسداد سیاسی حکومت اسلامی ایران پس از کشتار چندین هزار نفری دی‌ماه و افزایش نگرانی از جنگ، حکمرانان نظام را ناگزیر به مذاکره با آمریکا نمود. نخستین دور مذاکرات در مسقط، پایتخت عمان، روز جمعه ۶ فوریه ۲۰۲۶، میان آمریکا و ایران برگزار شد. جالب توجه اینکه برای اولین بار فرمانده مرکزی نیروهای آمریکایی در منطقه (سنتکام)، سرلشکر برد کوپر، در محل مذاکرات حضور داشت و در گفت‌وگوها شرکت کرد. روزنامه وال‌استریت ژورنال و الجزیره حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات را غیرعادی عنوان کرده‌اند (۱). وال‌استریت ژورنال به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که فرمانده سنتکام به مذاکرات میان ایالات متحده و ایران پیوسته است، اما توضیح نداد هدف از این حضور چیست. آیا این نشانه‌ای از نمایش قدرت نظامی آمریکا است؟

 

از سوی دیگر، برابر با گزارشی در وال‌استریت ژورنال، نخست‌وزیر اسرائیل، آقای نتانیاهو، به آمریکا سفر کرد و روز ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ به مدت سه ساعت در کاخ سفید با آقای ترامپ دیدار داشت (۲). از محتوای گفت‌وگوهای آنان خبری منتشر نشد، اما پس از این دیدار، آقای ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که ایران برای توافق در مذاکرات هسته‌ای عمان آمادگی دارد و با وجود آماده بودن گزینه نظامی، ترجیح می‌دهد تا پایان مذاکرات از هر گزینه دیگری خودداری شود.

 

همچنین رسانه فردانیوز، وابسته به جمهوری اسلامی، بر اساس داده‌های میدانی و اطلاعاتی منتشرشده از تحرکات دریایی ایالات متحده در آب‌های جنوبی ایران گزارش داده و اعلام کرده است که واشنگتن طی هفته‌های اخیر با افزایش نسبی حضور شناورهای خود، در پی ارسال پیامی تهاجمی بوده است (۳). با این حال، بررسی آرایش نیروها و موقعیت جغرافیائی استقرار آن‌ها نشان می‌دهد که این تحرکات بیش از آنکه نشانه آمادگی برای درگیری مستقیم باشد، نمایش قدرتی کنترل‌شده در چارچوب بازدارندگی نظامی است.

 

تحلیل ژئوپلیتیکی صف‌آرایی نیروهای آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، در صورت شکست دیپلماسی با ایران، را می‌توان در چارچوب «بازدارندگی قهری» و یا مقدمه‌ای برای جنگ بررسی کرد. این صف‌آرایی احتمالاً دو هدف را هم‌زمان دنبال می‌کند: نخست، بازدارندگی و فشار حداکثری برای امتیازگیری دیپلماتیک؛ دوم، ایجاد آمادگی عملیاتی برای ضربه‌ای سریع و محدود در صورت شکست مذاکرات.

 

آرایش تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه چنین به نظر می‌رسد: گروه رزمی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن با ده‌ها جنگنده (F/A18) یا (F-35C)  برای اعمال برتری هوایی و انجام حملات دقیق؛ ناوشکن‌های مجهز به سامانه موشکی ایجیس و موشک‌های تاماهاوک برای اجرای ضربات موشکی از دریا؛ و بمب‌افکن‌های دوربرد (B52-B-1B) برای حمله به اهدافی در عمق خاک ایران. همچنین برای مقابله با حملات موشکی بالستیک ایران به کشورهای جنوبی خلیج فارس ـ از جمله حفاظت از پایگاه‌های آمریکا در قطر، بحرین، کویت و امارات ـ سامانه‌های پدافند هوایی تاد و پاتریوت در این کشورها مستقر شده‌اند. مهم‌ترین هدف این آرایش، تأمین امنیت تنگه هرمز و خطوط انتقال انرژی ارزیابی می‌شود.

 

افزون بر این، برابر با گزارشی در وال‌استریت ژورنال، آقای ترامپ از آمادگی برای اعزام ناو هواپیمابر دیگری به خاورمیانه به منظور افزایش فشار بر ایران برای توافق بر سر برنامه هسته‌ای خبر داده است (۴). با این حال، به گزارش مقامات پنتاگون، وی هنوز دستور رسمی برای اعزام دومین ناو هواپیمابر صادر نکرده و این برنامه ممکن است تغییر کند. یکی از مقامات پنتاگون اظهار داشته است که یک ناو هواپیمابر برای اعزام در دو هفته آینده، احتمالاً از ساحل شرقی ایالات متحده، در حال آماده‌سازی است. مقامات گفته‌اند ناو هواپیمابر جرالد فورد در حال تکمیل مجموعه‌ای از تمرینات آموزشی در سواحل ویرجینیا است.

 

در مقابل این صف‌آرایی و برتری هوایی آمریکا بر ایران ، می‌تواند به چند مؤلفه اشاره کرد:  توان موشکی بالستیک و کروز، شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای (عراق، یمن، لبنان)، جنگ نامتقارن دریایی در خلیج فارس توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران و تهدید بستن یا ناامن‌سازی تنگه هرمز، توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران که دارای بیش از هزار قایق تندرو مجهز به پرتابگر موشک‌های میان‌برد کروز است.

 

با این صف‌آرایی‌ می‌توان سناریوی کاهش تنش کوتاه‌مدت همراه با تداوم رقابت راهبردی بلندمدت را متصور شد.  سناریوی دوم می‌تواند شامل حملات محدود و کنترل‌شده آمریکا به سایت‌های نظامی یا هسته‌ای ایران و پاسخ محدود ایران (برای مثال حمله به پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا) باشد.  سناریوی سوم، گسترش جنگ منطقه‌ای است؛ سناریویی که می‌تواند با ورود حزب‌الله یا حوثی‌ها و حمله به کشتی‌رانی یا زیرساخت‌های انرژی همراه شود و به جهش قیمت نفت و بحران اقتصادی جهانی بینجامد.  در چنین شرایطی، نگرانی چین و اروپا از اختلال در تأمین انرژی تشدید خواهد شد و افزایش شدید قیمت انرژی فشار تورمی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

می‌توان تحلیل کرد که صف‌آرایی آمریکا در خلیج فارس لزوماً به معنای جنگ قریب‌الوقوع نیست، بلکه ابزاری برای تقویت اهرم مذاکره، بازدارندگی در برابر پیشرفت‌های هسته‌ای و مدیریت بحران در چارچوب «فشار کنترل‌شده» است. با این حال، در محیطی با سطح بالای بی‌اعتمادی و احتمال خطای محاسباتی، یک حادثه محدود می‌تواند به چرخه‌ای از درگیری ناخواسته تبدیل شود.

 

جمع‌بندی داده‌های میدانی نشان می‌دهد که اگرچه آمریکا همچنان از نظر تعداد و فناوری ناوگان دریایی یک قدرت بزرگ محسوب می‌شود، اما در محیط عملیاتی خلیج فارس، تراکم نیرو، فاصله جغرافیایی، هزینه درگیری و برتری موضعی ایران، توازن را به‌گونه‌ای رقم زده که هرگونه اقدام نظامی می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود. به همین دلیل، آرایش فعلی آمریکا بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از خطای محاسبات راهبردی است.

 

به منظور جلوگیری از درگیری نظامی، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مشاور رهبر، همراه با هیئتی به عمان سفر کرد و با رهبران این کشور دیدار داشت. اگرچه از محتوای این دیدار خبری منتشر نشده است، اما می‌توان تحلیل کرد که سفر وی حامل پیامی از سوی رهبر ایران به آمریکا، از طریق مقامات عمانی، بوده است. دیپلمات‌های آمریکایی و ایرانی نیز هفته گذشته مذاکرات غیرمستقیمی را در عمان برگزار کردند که هدف آن احیای دیپلماسی در بحبوحه تجمع نیروهای دریایی ایالات متحده در نزدیکی ایران و تهدید تهران به پاسخ شدید در صورت حمله بود.

 

لازم به یادآوری است که روز ۲۲ بهمن سالروز انقلاب ۱۳۵۷ بود و آیت‌الله علی خامنه‌ای دو روز پیش از آن، در پیامی تلویزیونی خطاب به ملت ایران خواستار آن شد که مردم با حضور در جشن ۲۲ بهمن و نشان دادن اراده و ایستادگی، دشمن را مأیوس کنند. وی با اشاره به رخدادهای دی‌ماه تأکید کرد که حضور مردم در راهپیمایی و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی موجب عقب‌نشینی دشمن از طمع‌ورزی علیه ایران و منافع ملی خواهد شد.

 

او همچنین تأکید کرد که قدرت ملی بیش از آنکه وابسته به موشک و هواپیما باشد، به اراده و ایستادگی ملت‌ها وابسته است و از مردم خواست با انگیزه و مقاومت در برابر وسوسه‌ها، دشمن را مأیوس کنند؛ چرا که به گفته او، تا زمانی که دشمن مأیوس نشود، از آزار دست برنخواهد داشت. با توجه به فرمان کشتار مردم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، آیا مردم ایران بار دیگر برای سخنان آیت‌الله علی خامنه‌ای اعتباری قایل باشند؟ بعید به نظر می‌رسد. بر اساس گزارش‌های میدانی، حضور مردم در سالروز انقلاب ناچیز بوده و برای نمایش حمایت عمومی، بسیاری از کارکنان ادارات و حقوق‌بگیران با دستور مقامات به شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن وادار شده‌اند.

 

با کشتار دی‌ماه، که از سوی منتقدان به عنوان جنایت علیه بشریت توصیف شده، و بازداشت بسیاری از چهره‌های میدانی خیزش، از جمله برخی فعالان جریان اصلاحات، نظام اسلامی حتی در میان بخشی از همراهان خود نیز با بحران مشروعیت روبه‌رو شده است؛ تا آنجا که بقای آن با تردید جدی مواجه است. با این حال، آلترناتیوی که بتواند در صورت فروپاشی نظام جایگزین شود نیز تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که گذار به حکومتی دموکراتیک همواره با دشواری همراه بوده و در مقاطعی یک نظام اقتدارگرا جای خود را به اقتدارگرایی دیگر داده است. در این چارچوب، چشم‌انداز روشنی دیده نمی‌شود. همچنین موضع آقای ترامپ و نتانیاهو در صورت توافق یا شکست مذاکرات هسته‌ای نیز تضمینی برای بهبود وضعیت ارائه نمی‌دهد.

 

تنها راه نجات و رهایی پیروزمندانه از نظام فاشیستی اسلامی، از منظر نویسنده، مقاومت مدنی سراسری مردم ایران است؛ راهی طولانی اما ممکن.

ناخدا محمد فارسی

۱۴ فوریه ۲۰۲۶

 

۱ – https://www.fardanews.com/

۲ – https://mail.google.com/mail/u/0/?hl=en-GB#inbox/FMfcgzQfBkQwSkVpjrXBcmMXttLvbWpk

۳ – https://www.fardanews.com/

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.