سینا قنبرپور: ایران بدون نهادهای اطلاعاتی و امنیتی چه سرنوشتی دارد؟

چهارشنبه, 13ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

نیروهای اطلاعاتی ایران و ساختمان‌های استقرار آن‌ها هدف حملات اسراییل و آمریکا بوده‌است. با ادامه جنگ این پرسش مطرح است که ایران بدون قوای نظامی و اطلاعاتی چه وضعیتی در آینده پیش رو خواهد داشت؟ 

برخلاف آن که در پی انقلاب ۱۳۵۷ تمام قوای نظامی و اطلاعاتی رژیم پهلوی به جمهوری اسلامی به ارث رسید اما با شروع جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران به نظر می‌رسد علاوه بر ویرانه‌های ناشی از جنگ، آینده ایران با یک خلاء اطلاعاتی جبران‌ناپذیر مواجه شود. براساس آنچه ارتش اسراییل تا کنون اعلام کرده، دستکم «سید یحیی حمیدی»، معاون وزیر اطلاعات ایران در امور اسراییل و «محمد باصری»، از مسوولان ارشد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. این به جز خبری است که خبرگزاری فارس منتشر کرد و از کشته شدن «غلامرضا رضاییان»، رییس سازمان اطلاعات فرماندهی انتظامی (فراجا) خبر داد. 

به جز ساختمان‌های اصلی وزارت اطلاعات در خیابان شهیدعراقی و سیدخندان و مقر قرارگاه امنیتی ثارالله سپاه در تهران دیگر مراکز اطلاعاتی از جمله ساختمان وزارت اطلاعات در مهاباد شامگاه ۱۱اسفند ۱۴۰۴ نیز مورد حمله قرار گرفت و ویران شد. 

شروع جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران سرنوشت کشور به ویژه سیستم اطلاعات و امنیت ایران را به عراق پس از حمله آمریکا شبیه کرده‌است. 

«بابک دربیکی»، فعال سیاسی با تاکید بر این که فروپاشی نظامی و اطلاعاتی ایران موقعیتی به وجود می‌آورد که بسیاری از خارجی‌ها به اسناد و مدارک اصلی کشور دست می‌یابد به ایران‌وایر می‌گوید: «همه چیز به منافع ایدئولوژیک محدود نمی‌شود. ایران منافع متعارضی با کشورهای منطقه از جمله در مساله آب دارد و فروپاشی سیستم اطلاعاتی خطرات بسیار بزرگی در زمینه امنیت انرژی برای ایران ایجاد می‌کند». 

همچنین «امید شمس» حقوقدان و سخنگوی «شورای حقوقدانان برای ایران دموکراتیک» نیز با تایید این که فروپاشی کشور در پی جنگ و در نتیجه فروپاشی اطلاعاتی ایران را با خلاء سیستم اطلاعات و امنیت مواجه می‌کند به ایران‌وایر تاکید می‌کند:‌ «طبیعی است کشورهای دیگر از این وضعیت و خلاء بخواهند به نفع خود استفاده کنند و اطلاعات موثری که وجود دارد را از ایران تخلیه کنند». جبران‌ناپذیر مواجه شود.

۶ نهادی که فقط برای اشخاص پرونده‌سازی می‌کردند

تا پیش از حمله آمریکا و اسراییل در ۹اسفند ۱۴۰۴، درباره آینده ایران پس از فروپاشی جمهوری اسلامی سناریوهای مختلفی مطرح بود؛ از گذار کنترل‌شده و انتقال بدنه اداری و نظامی به ساختاری جدید، تا فروپاشی در پی حمله نظامی. اکنون با شروع جنگ، هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و امنیتی و انهدام بخشی از نیروی دریایی ایران، این پرسش مطرح است که چه میراثی برای ایرانِ پس از جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند؟ این در حالی است که ایران پیشتر تسلط خود بر آسمان را از دست داده و عملا نیروی هوایی ایران فاقد هر اثرگذاری شده‌است. 

در انقلاب ۱۳۵۷، ساختار و توان نظامی به‌جامانده از دوره محمدرضا پهلوی امکان مقاومت هشت‌ساله در برابر حمله صدام‌حسین را فراهم کرد. اما درباره آینده ساختار امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی تردیدهای جدی وجود دارد؛ به‌ویژه با توجه به رخدادهایی مانند ترور قاسم سلیمانی و اسماعیل هنیه که به‌عنوان نشانه‌هایی از ضعف امنیتی تعبیر شده‌اند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تشکیل اطلاعات نخست‌وزیری بر پایه داده‌ها و ساختار ساواک، وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ تاسیس شد. اما در دهه‌های بعد نهادهای اطلاعاتی موازی متعددی ایجاد شد؛ از جمله سازمان اطلاعات سپاه، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه، حفاظت اطلاعات سپاه و ارتش، سازمان اطلاعات نیروی انتظامی و واحدهای حراست. نتیجه فعالیت این سازمان‌ها موازی‌کاری‌هایی چالش‌برانگیز بوده است. 

بابک دربیکی، فعال سیاسی درباره فعالیت‌ این نهادهای موازی به ایران‌وایر می‌گوید:‌«عموما این نهادها مشغول پرونده‌سازی برای افراد بوده‌اند. پرونده‌هایی که گاه شامل بازجویی‌ها و بعد حتی محاکمه آنها هم بوده‌است و گزارش‌هایی که علیه افراد تهیه کرده‌اند. سرنوشت این شخصی‌نگاری‌ها و پرونده‌سازی‌ها بعد از جمهوری اسلامی و سوءاستفاده از آنها نامشخص است کما این که شاهد بودیم هنوز از اسناد ساواک بر علیه افراد استفاده می‌شود». 

سناریوهایی درباره آینده ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی در مورد وضعیت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مطرح بود اما با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران عملا آنچه پیش رو قرار می‌گیرد سرنوشتی شبیه «استخبارات»، سازمان اطلاعات حزب بعث عراق در پی سقوط صدام حسین است. 

بیم از بین رفتن اطلاعات و سرمایه‌های مهم کشور 

هدف قرار گرفتن قرارگاه امنیتی ثارالله سپاه توسط ارتش اسراییل، هدف قرار گرفتن ساختمان‌های وزارت اطلاعات و سایر نهادهای نظامی و اطلاعاتی موجب تخریب و از بین رفتن بخش عظیمی از اطلاعات و داده‌هایی است که مردم ایران برای دادخواهی و ردیابی جنایات جمهوری اسلامی به آن نیاز داشتند اما عملا با این حجم از تخریب امکان از بین رفتن آنها به شدت افزایش یافته است. از سوی دیگر فرضیه‌ای از پیش مطرح بود که نهادهای امنیتی اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای در امان ماندن بسیاری از اطلاعات را معدوم کنند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با ایجاد چرخه‌های فاسد مالی سعی در دور زدن تحریم‌ها داشت که اگر این سیستم سقوط کند بسیاری از اطلاعات مربوط به منابع مالی نباید مخدوش یا معدوم شود چرا که منابع ملی در اختیار افراد یا گروه‌هایی است که باید آنها را به کشور بازگردانند. 

بابک دربیکی درباره خطرات چنین وضعیتی به ایران‌وایر می‌گوید: «تا سال‌ها پس از انقلاب ۱۳۵۷ به دلیل مختل شدن سیستم اطلاعاتی، از سرنوشت بسیاری اموال ایران بی‌خبر بودیم. برای مثال ایران در آفریقای جنوبی منافعی مشترک با پاکستان داشت که تا مدت‌ها آن‌ها از آن منتفع شده بودند. الان نیز با وجود سیستم‌های دورزدن تحریم‌ها تکلیف بسیاری از اموال ایران که به دست افراد سپرده شده می‌تواند نامشخص باقی بماند و در نتیجه مردم متضرر شوند». 

امید شمش نیز دراین‌باره تاکید می‌کند:‌ «طبیعی است کشورهای دیگر هم از این وضعیت و خلاء بخواهند به نفع خود استفاده کنند و اطلاعات موثری که وجود دارد را از ایران تخلیه کنند. باید پروتکل‌هایی وجود داشته باشد که به سرعت بتواند این سیستم اطلاعات و امنیت را بازیابی و محافظت کند. نمی‌توانید کشور را از زیرساخت‌های اطلاعاتی و امنیتی خالی کنید. چه بسا در فرصتی که مشغول ساخت سازمان جدید باشید هزاران اتفاق برای کشور بیفتد». 

ایران بدون ساختار اطلاعاتی مثل یک کشور بی دفاع

حمله آمریکا و اسراییل به ایران در حالی صورت گرفت که هر دو کشور وعده تغییر رژیم در ایران را دادند. در چنین شرایطی پرسش این است که هر نیرویی در ایران سر کار بیاید برای اداره ایران علاوه بر سیستم اداری و اجرایی به سیستم امنیتی نیاز دارد و در چنین شرایطی چه سناریویی پیش رو قرار می‌گیرد؟

امید شمش در پاسخ به این که تخریب و تعطیلی نهادهای اطلاعاتی ایران را با خلاء اطلاعاتی و امنیتی مواجه می‌کند می‌گوید: «چنین خلائی ایجاد می‌کند. طبیعی است که نمی‌توان بدون نگه‌داشتن بخشی از نیروهای اطلاعاتی کار را پیش برد. شما که نمی‌توانید در وضعیت تهدید ترکیه و عراق و داعش و طالبان و سنگ اندازی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس یکباره کل نهادهای اطلاعاتی را با اطلاعات صفر و پرسنل صفر از روز اول گذار پیش ببری».  

سخنگوی «شورای حقوقدانان برای ایران دموکراتیک» همچنین درباره چگونگی انتقال سیستم اطلاعاتی به آینده سیاسی ایران توضیح می‌دهد: «در شرایط تغییرات بنیادین جامعه و حکومت، دو حالت وجود دارد؛ شرایطی که حکومت حاکم ایدئولوژیک نیست و صرفا با برکناری مقامات اصلی می‌توان سیستم را تغییر داد و در حالت دیگر که حکومت ذات ایدئولوژیک دارد و سیستم به طور کامل درگیر فساد و جنایت بوده‌است. در این حالت نمی‌توان بدنه را حفظ کرد. شما نمی‌توانید نیرویی که شبیه نازی‌ها بوده یا با یک دولت شبه‌نازی کاری می‌کرده را بگذاری سر کار بماند». 

او در توضیح چگونگی بازیابی سیستم اطلاعات و امنیت ایران در شرایط پس از جمهوری اسلامی تاکید می‌کند:‌ «پروتکل‌هایی برای حفظ اسناد و مدارک لازم است زیرا ممکن است هر یک از این نیروهای وفادار به رژیم ایدئولوژیک سابق دست‌کم بتوانند پرونده‌های خود را امحاء و وضعیت خود را سفید کنند. به هر حال باید توجه داشته باشیم که هیچ راه‌حل کامل و بی نقصی وجود ندارد».

به گفته او شاید بخش‌هایی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مثلا دپارتمان‌های مبارزه با فساد قابل بازیابی باشند. اما به طور کلی بدنه باید پاکسازی شود. در واقع نیروهای امنیتی و اطلاعاتی باید راستی آزمایی شوند که در سرکوب و جنایات جمهوری اسلامی نقش نداشته‌اند. 

تخریب پی در پی زیرساخت‌های نظامی، انتظامی و اطلاعاتی ایران تصویری از یک کشور بی‌دفاع را پیش روی ما قرار می‌دهد. در فرضی که به طور کلی همه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی تخریب شود چه وضعیتی پیش روی ایران قرار می‌گیرد؟

شمس در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «تجربه خود جمهوری اسلامی این بود که بخشی از نهادهای اطلاعات و امنیتی را از نو ساخت. اما حفظ بخشی از نیروها و بدنه نهادهای اطلاعاتی به این معنا نیست که اجازه دهیم سیستم جدید تحت نفوذ باقیمانده عوامل جمهوری اسلامی قرار بگیرد. باید به باقیمانده نیروهای اطلاعات جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از نیروهای ساواک یا باقیمانده نازی‌ها مشکوک بود». 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.