آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه : خطری جدی برای خبرنگاران ایرانی

جمعه, 15ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

 

رسانش

روزنامه‌نگاران رسانه‌های فارسی زبان در داخل و خارج کشور در کمتر از یک سال پوشش سه رویداد بزرگ و هراس‌افکن در تاریخ کشور را بردوش گرفته‌اند، جنگ دوازده روزه‌ اسرائیل و ایران در تیرماه، تظاهرات‌های اعتراضی در تهران در دی ماه و تا امروز که ششمین روز حمله‌ی امریکا و اسراییل به ایران است. در بسیاری از رسانه‌ها این خبرنگاران شبانه‌روز کاری کرده‌اند که افزون بر استرس ِ پوشش خود ِ رخ‌دادها با بی‌خوابی و خستگی توانفرسا نیز رودرروی بوده‌اند. بسیاری از صاحبان رسانه‌ها و مدیران اجرایی و اداری دانسته یا نادانسته، رویکردی درخور در برابر خطر جدی و دیرپای «آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه» خبرنگاران ندارند. ابتکار برگزاری جلسه‌های روان‌کاوی جمعی یا فردی در شماری از رسانه‌ها شاید در لحظه دل‌آسا باشد اما راه‌یافتی اثرمند و درمان‌گر نیست. خبرنگاران در داخل و خارج از کشور، جز کم‌شماری از ناداران وجدان و اخلاق‌ ِحرفه‌ای، حتا در رسانه‌های پروپاگاندیست نیز در خطر قرار دارند. در این میان به‌ویژه خبرنگاران مستقل بی‌پناه‌تر‌اند، نبود نهادی مستقل و کارآ در دفاع بی چون‌وچرا از حقوق روزنامه‌نگاران آن‌ها را بی‌پناه‌تر کرده است و با این نیستی نهادهای جهانی مدافع حقوق روزنامه‌نگاران نیز چشم بر وضعیت اندوه‌بار خبرنگاران ایران در وضعیت جنگ بسته‌اند.

برگردان پاره‌ای از راهنمای ایمنی «کمیته‌ی حفاظت از روزنامه‌نگاران(CPJ)» درباره‌ی آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه بخش نخست تلاشی است که در حد توانم برای آشنایی و جلب توجه همکارانم به این پدیده و به سلامت خود در این روزهای پُر فاجعه آغاز کرده‌ام.

آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه : خطری جدی برای خبرنگاران ایران

آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه (PTSD) ( در فارسی بیشتر اختلال استرس پس از سانحه ترجمه شده است)، واکنشی به‌هنجار به رویدادهای ناهنجار است. این آشفتگی نه‌تنها گزارش‌گران جنگ که همچنان می‌تواند دامن‌گیر خبرنگارانی شود که حادثه‌های ناگوار و همراه با رنج و مرگ انسان را پوشش می‌دهد. رویدادهایی به‌مانند اجرای حکم اعدام، تیراندازی‌ و کشتارهای جمعی، بمب‌گذاری‌ها، آزار جنسی ِ کودکان، خشونت‌های خانگی، خودکشی و هراس‌افکنی، از مواردی هستند که می‌توانند منجر به استرس یا آشفتگی سخت شوند.

استرس ِ پسا حادثه به اشکال گوناگونی بروز می‌کند. فردی که دوره‌ی آشفتگی را می‌گذراند، تنها می‌تواند این احساس را بیان کند که یک جای کار درست نیست یا آن‌که باید تلاش‌هایی انجام شود. برای خبرنگاران که وظیفه‌شان تنها مشاهده و گزارش رویدادهاست و نه دخالت در آن‌ها، نگریستن به فجایع انسانی می‌تواند فشار‌های عاطفی شدیدی ایجاد کند. خبرنگارانی که با قربانی‌های آسیب‌دیده گفت‌و‌گو می‌کنند، در دستخوش یا زیستن ِ با پدیده‌ای هستند که کارشناسان بالینی آن را «آسیب روانی غیرمستقیم» یا «جانبی» می‌نامند. همچنین، سردبیران و تدوین‌گرانی که با تصاویر و ویدئوهای دلخراش سر و کار دارند، ممکن است با نگریستن همیشگی به این صحنه‌ها دچار چنین آشفتگی‌هایی شوند. مدیران رسانه‌ها نیز در تمامی سطوح، به دلیل مسئولیت در برابر خطرهایی که خبرنگاران و عکاسان‌شان با آن روبرو هستند، به‌ویژه در پی زخمی شدن و روبرو شدن با خطر مرگ، از فشار و استرس شدید زیان‌مند شوند.

نشان‌های استرس و همه‌گیری در میان خبرنگاران
نشانه‌های آشفتگی یا استرس بیشتر نامحسوس هستند. یک خبرنگار ممکن است پریشان‌تر، گوشه‌گیر، کرخت، افسرده، غمگین یا خشمگین به نظر برسد؛ این احساس‌ها می‌توانند همیشگی یا گاه‌گاهی باشند. نشانه‌های جسمی بیشتر بدخوابی، بی‌اشتهایی، تپش قلب، عرق کردنِ بی‌دلیل، حمله‌های عصبی، حالت تهوع، سردرد و درد در قفسه سینه هستند. تنش در رابطه‌های شخصی و حرفه‌ای و همچنین زیاده‌روی در مصرف الکل یا مواد مخدر نیز رایج هستند. از دیگر نشانه‌ها می‌توان به پافشاری غیرعادی بر کار برای فرار از خودتقصیرانگاری و رفتارهای وسواس‌گونه اشاره کرد.
بنا بر پژوهشی که متخصصان آلمانی، تیگن و گروت‌وینکل در سال ۲۰۰۱ انجام شد، از هر هفت خبرنگار شاغل در آمریکا و اروپا، بیش از یک نفر نشانگان (syndrome) آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه سخت را نشان داده است. پژوهش دیگری در سال ۲۰۰۳ توسط آنتونی فاینستاین، روان‌پزشک کانادایی، فاش کرد که از هر چهار خبرنگار جنگی، بیش از یک نفر دارای علائم استرس شدید است. ( آمارهای تاره افزوده بر مقاله :سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۲۰۲۳ این شمار را ۱۹درصد اعلام کرده است. دانشگاه کمبریج در پژوهشی جدید برای خبرنگاران در مناطق جنگی این آمار ۲۷ درصد و برای روزنامه‌نگاران به شکل عمومی ۱۱ درصد برآورد کرده است.) پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که تنش در محیط کار، چه میان همکاران و چه با مدیران، می‌تواند واکنش‌های فردی را در آشفتگی تشدید کند. بروس شاپیرو، مدیر اجرایی مرکز «دارت» برای روزنامه‌نگاری و تروما، در سخنرانی سال ۲۰۱۰ خود در ملبورن استرالیا خاطرنشان کرد: «خبرنگاران گروهی مقاوم هستند، اما ما نیز مانند آتش‌نشانان، افسران پلیس، امدادگران یا سربازان در برابر آسیب‌های روانی آسیب‌پذیریم و به آموزش، حمایت روانی و رهبری آگاه به این مسائل نیاز داریم.»

نشانگان آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه در سال ۱۹۸۰ از سوی کارشناسان بالینی بازشناسی شد که با کهنه‌سربازان آمریکایی ِ جنگ ویتنام کار می‌کردند. این آشفتگی‌ با چیره شدن نشان‌های همراه است که چندین ماه یا بیشتر ادامه می‌یابند. همچنین می‌تواند نشان‌هایی چون گوشه‌گیری یا کرختیِ عاطفی، ترس شدید، احساس خشم یا خودتقصیرانگاری، احساس درماندگی، توجه بیش از اندازه به تهدیدها، اختلال در هوشیاری و پریش‌حواسی را بیشتر کند.
آشفتگی استرس ِ پسا حادثه می‌تواند به‌گونه‌ای چشمگیر شیوه‌ی ارتباطاتی شبکه‌های عصبی در مغز را تغییر دهد. متیو فریدمن، مدیر اجرایی مرکز ملی آمریکا برای آشفتگی استرس ِ پسا حادثه، می‌گوید این تغییرها «می‌تواند انگزاننده‌ی بازسازی و باززیستن ِ در گذشته شود.» عدم درمان این آشفتگی می‌تواند بیماری‌های چون فشار خون بالا را نیز تشدید کند.

یاد بگیرید که از خود مراقبت کنید. نسبت به کار خود وقفه ایجاد کنید، به سردبیر خود بگویید که به یک ماموریت تازه‌ای نیاز دارید. به خود توانایی آشکار کردن احساس‌تان را بدهید.

مراقبت از خود
پذیرش این‌که شما دچار آسیب شده‌اید، شاید دشوارترین گام باشد. (…) روزنامه‌نگار باید یاد بگیرد که از خود مراقبت کند. یک استراحت کوتاه می‌تواند بسیار مفید باشد. پش شجاعت آن‌را پیدا کنید و به سردبیر خود بگویید به نفس تازه کردن نیاز دارید. مهم‌تر، این کار به شما اجازه می‌دهد با رنج‌تان کنار آیید یا احساس‌تان را به گونه‌ای دیگر بیان کنید. به گفته‌ی کارشناسان علمی، ورزش‌ کردن منظم برای بیرون ریختن استرس بسیار کارآمد است. دو مرکز معتبر (Le National Institutes of Health National Center for Complementary and Alternative Medicine) می‌گویند که ورزش‌های تنی-روحی مانند یوگا، تای‌چی، چی‌گونگ و مدیتیشن می‌توانند سودمند باشند.

بیان احساس راه دیگری برای تخلیه استرس است. این واقعیت که روزنامه‌نگاران درباره‌ی تجربه‌های خود با یکدیگر گفت‌وگو کنند، برای آن‌ها سودمند خواهد بود. این مکان می‌تواند جایی در تحریریه یا در کافه‌ای نزدیک آن‌ باشد. مسئولان تحریریه‌ها باید به فراهم آوردن زمان و انجمن‌هایی برای گردهم آیی، بازبینی و گفت‌وگو میان همکاران کمک کنند. پنی اوون از روزنامه «اوکلاهما» پس از بمب‌گذاری در ساختمان فدرال اوکلاهماسیتی در مصاحبه‌ای با مرکز دارت گفت: «آنچه من به‌راستی به آن نیاز داشتم، وقت‌گذرانی با همکاران روزنامه‌نگار بود تا درباره‌ی آنچه پیش‌آمده بود صحبت کنیم. اما وقتی کارمان تمام می‌شد، همه آنقدر از حمله و بمب‌گذاری دلزده بودیم که هیچگاه نتوانستیم آن دورهمی و گفت‌وگوی بزرگ را برگزار کنیم.» دورهمی هر کجا که باشد، چارچوب گفت‌وگوها باید به گونه‌ای باشد که هیچ‌کس احساس نکند مورد داوری قرار می‌گیرد وروزنامه‌نگاران باید برای درد‌دل کردن با یکدیگر احساس امنیت کنند.

صحبت با یک مشاور گزینه دیگری برای روزنامه‌نگارانی است که دوران استرس عاطفی را سپری می‌کنند. مرکز دارت راهنمایی برای انتخاب یک درمانگر ارائه می‌دهد. بسیاری از روان‌درمانگران در درمان آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه، تجربه دارند و توصیه‌ی یک دوست نقطه آغاز خوبی در جستجوی یک مشاور خوب است. برخی فرهنگ‌ها در بازشناختن آشفتگی ِ استرس ِ پسا حادثه مقاوم‌تر هستند. روزنامه‌نگارانی که در کشورهایی با آگاهی کمتر نسبت به این پرسمان زندگی می‌کنند، بهتر است به وب‌سایت مرکز دارت مراجعه کنند.


سرچشمه‌ها :

CPJ Guide de Sécurité des Journalistes 10

Feinstein A., Owen J., Blair N. “A Hazardous Profession: War, Journalists, and Psychopathology.” [Une profession à risques: Guerre, Journalistes et Psychopathologie] American Journal of Psychiatry. 159 (9): 1570-1576.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.