مهاجرت ایرانیان برای اینترنت؛ «از ایران رفتم که کارم از دست نرود»

Friday, 17th April, 2026
اندازه قلم متن

 

ایران وایر

نیمی از فرصت دو هفته‌ای آتش‌بس بین آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی گذشته است. مقامات ایران می‌گویند که با تداوم آتش‌بس موافقت نکرده‌اند و ده‌ها میلیون نفر ایرانی، در لحظه تنظیم این گزارش، برای بیش از هزار و صد ساعت در ایران در خاموشی مطلق دیجیتال قرار دارند. شهروندان ایرانی که در این سال‌ها با هر نابه‌سامانی اوضاع، چاره کار را در خارج از مرزها یافته‌اند، این‌بار در جستجوی اینترنت، «آواره» کشورهای همسایه شده‌اند؛ آن‌هم معدود کشورهایی که با وجود حملات سپاه پاسداران به کشورهای همسایه، هنوز امکان تردد به آن‌ها برای ایرانی‌ها باقی مانده است. 

«سپیده» یک معلم ایرانی است که از راه دور برای یک موسسه آموزشی خارجی به دانش‌آموزان زبان انگلیسی درس می‌دهد. او به ایران‌وایر می‌گوید که او تنها فردی نیست که برای اینترنت ناچار به مهاجرت شده و با وجود این‌که عاشق کارش است، وضعیت اینترنت در این سال‌ها مثل کار در معدن او را فرسوده کرده است.

این گزارش درباره رنج ایرانیانی است که برای دسترسی به اینترنت، راهی غربت شده‌اند.

«از ایران رفتم که اینترنتم وصل باشد و کارم را از دست ندهم»

در دهه‌های اخیر، همزمان با تنگ‌تر شدن عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، جمعیت بیشتری از ایرانیان به فکر مهاجرت از کشور افتاده‌اند. بعضی که توانسته‌اند راه‌های کم‌خطرتر را طی کرده‌اند و برخی دیگر که امکان مهاجرت کم‌خطر را نداشته‌اند، به بهای جان‌شان از ایران بیرون شده‌اند. 

در این‌ سال‌ها مهاجرت از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند، البته رویه‌ای جهانی بوده‌ است. جامعه‌شناسان عوامل گسترده‌ای را جزو دلایل مهاجرت از قاره‌‌های فقیر چون آسیا به قاره‌های ثروتمندتر چون اروپا و آمریکای شمالی شمرده‌اند، از جمله بالا رفتن آب دریاها، خشکیدگی و غیرقابل کشت شدن زمین‌ها، فقر و جنگ؛ اما مهاجرت برای دسترسی داشتن به اینترنت احتمالا تنها مختص ایرانیان است.

«سپیده»، نام مستعار یک معلم ایرانی است که برای موسسه‌ای خصوصی در یک کشور دیگر درس می‌دهد. دانش‌آموزانش همگی غیرایرانی هستند و چند سالی است که این شغل، به شغل تمام‌وقت او تبدیل شده است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید که وقتی برای اولین‌بار در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و به خاطر قطعی اینترنت ناچار به خروج از خانه و زندگی‌اش در ایران و مستقر شدن در یک خوابگاه در یکی از کشورهای همسایه شده، متوجه شده که او تنها مهاجر اینترنت نیست: «وقتی مهاجرت کردم تازه متوجه شدم که فقط مشکل من نیست و مشکل خیلی‌های دیگر هم هست. مهاجرت من برای این بود که اینترنتم وصل باشد و کارم را از دست ندهم.»

او به رنجی که در چند سال اخیر با شرایط اینترنت و قطعی‌های مکرر برق ایران در فصل گرما کشیده اشاره کرده و می‌گوید: «یعنی برایتان بگویم، علی‌رغم این‌که واقعا عاشق کارم هستم اما همین کار به ظاهر ساده که امکانات خاصی نمی‌خواهد و فقط یک اینترنت لازم دارد، در این چند سال اخیر که کار تمام‌وقت من شده، اندازه یک عمر، مثل یک کار در معدن برای من فرسایشی بوده. خسته‌ام کرده، در واقع پیرم کرده.»

سپیده ادامه می‌دهد: «هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شدم با سلام و صلوات و نذر و نیاز که خدایا امروز اینترنت قطع نشود. خدایا امروز فیلترشکنم وصل شود. خدایا امروز برق قطع نشود. تابستان‌ها اصلا خجالت می‌کشیدم و نمی‌دانستم به مدیر و ادمین کلاس‌ها چه بگویم. نمی‌دانستم بگویم چند روز برق قطع می‌شود؟ خب اتفاق می‌افتد همه‌جای دنیا ولی یک روز در میان؟! نمی‌دانستم چه بگویم. می‌گویند نیاز مادر اختراع است. کم‌کم شروع کردم سریع آمارش را در می‌آوردم که کدام منطقه برق وصل است و لپ‌تاپ به‌دست، اسنپ می‌گرفتم من را برسان به فلان منطقه که برق وصل است. می‌رفتم توی یک کافه می‌نشستم یا توی پارک می‌نشستم که فقط بتوانم کلاسم را برگزار کنم. چون دیگر نمی‌توانستم. روز در میان نمی‌توانستم سر کار حاضر نشوم. چون هم کارم به‌خطر می افتاد، هم اعتبارم.»

به گفته این معلم زبان، بعد «جنگ ۱۲روزه شد که اینترنت قطع شد، تمام تماس‌ها، راه‌های ارتباطی همه‌چیز قطع شد. فکر کنید به یک دفعه، معلم یک موسسه یهو غیب می‌شود. نه خبری، نه تماسی، نه تماس مستقیمی، هیچی! یهو غیب می‌شود. یعنی بعد از چند روز که وصل شد، من حتی رویم نمی‌شد که مسیج بزنم که برگشتم. هر چند که خب خبرها را شنیده بودند، خیلی لطف داشتند و نگران بودند. دوباره رسید به اعتراضات (دی‌ماه۱۴۰۴). یهو دوباره همه‌چیز قطع شد. حتی نمی‌شد تماس تلفنی بگیریم که بگوییم زنده‌ایم، هستیم، فقط راه ارتباطی‌مان قطع شده و نمی‌توانیم کلاس‌هایمان را برگزار کنیم، شما یک فکری به‌حال کلاس‌ها بکنید. من چند روز صبر کردم و دیدم فایده‌ای ندارد و مجبور شدم بلافاصله یک بلیط خریدم، بلیطی که تا قبل از این مسایل ۴ میلیون بود، شد ۴۰میلیون تومان. نمی‌توانستم روزهای اول بخرم. توانش را نداشتم تا دیگر قیمت بلیط رسید به ۱۱میلیون تومان و من خریدم.»

او بعد از خروج از ایران می‌تواند با رییس و همکارانش تماس بگیرد: «وقتی آمدم دیدم ادمین موسسه به چه قشنگی، هر روز مسیج می‌زد که امیدوارم امروز وصل بشوی و خبر بدهی که حالت خوب است. هر روز این مسیج را برای من تکرار می‌کرد.»

در جریان جنگ ۱۲روزه و بعد از آن در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، اینترنت در ایران به‌طور سراسری قطع شد. در جنگ ۱۲روزه در خردادماه ۱۴۰۴، برای چند روز و در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ برای حدود دو هفته اینترنت در ایران رسما و به‌صورت گسترده قطع بود. ۱۹اسفند۱۴۰۴، یعنی ده روز پس از شروع جنگ آمریکا و اسراییل با ایران، «نت بلاکس»، نهادی که بر دسترسی آزاد کاربران به اینترنت نظارت دارد، گزارش داد که ایرانیان یک‌سوم سال ۲۰۲۶ را در خاموشی مطلق طی کرده‌اند. از آن زمان، بیش از ۴۰ روز می‌گذرد و با احتساب تداوم خاموشی اینترنت در این روزها، احتمالا کمی کمتر از دو سوم روزهای سال ۲۰۲۶ را ایران در خاموشی تحمیل شده از سوی حکومت گذارنده است؛ با اختلاف فاحش از سایر موارد، طولانی‌ترین مدت خاموشی سراسری اینترنت از سوی دولت یک کشور در جهان.

سپیده در ادامه صحبت‌هایش از رنجی که در جریان این مهاجرت اجباری بر او تحمیل شده، می‌گوید: «یک ماه بیرون از ایران به سختی خوابگاهی پیدا کردم. با یک سری آدم‌های دیگر مجبور شدم زندگی کنم. در سرمای شدید منفی ۱۵درجه، با یک کوله آمده بودم. فقط تنها ویژگی مثبت و امیدواری که نمی‌گذاشت که خیلی خرد شوم این بود که شغلم را می‌توانستم حفظ کنم. اینترنت که وصل شد برگشتم که بروم یک سر بزنم. نگرانی و دل‌تنگی خیلی اذیت می‌کرد. که جنگ شد. دوباره من ده روز کامل ناپدید شدم. ده روز بیکار ماندم و بعد مسیری را پیدا کردم که فیلترشکن غیرقانونی بخرم. آن‌هم با هزار استرس. به‌خاطر داشتن فیلترشکنی که می‌خواستم برای کارم استفاده کنم، کلی استرس که الان ایست بازرسی یهو نگه ندارند، بگویند فیلترشکن داری.»

در روزهای جنگ و بعد از آن، بارها مقامات مختلف امنیتی و اعضای سپاه پاسداران شهروندان ایرانی را تهدید کرده‌اند که ارتباط با رسانه‌های خارج از ایران جرم و مصداق «جاسوسی» است. همین موضوع نیز به بهانه‌ای برای برگزاری ایست‌های بازرسی در نقاط مختلف شهرهای مختلف در گوشه و کنار ایران شده است. ویدیوها و تصاویری در رسانه‌های داخل ایران از بازداشت و اعترافات کاربرانی منتشر شده که می‌گویند از انفجارها فیلم و عکس گرفته و برای رسانه‌ها ارسال کرده‌اند. یک جوان عرب اهوازی، به نام «حسین غاوی» که با معلولیت زندگی می‌کرد نیز در بازداشتگاه اطلاعات سپاه در اهواز و زیر شکنجه کشته شد. سازمان حقوق‌بشری «کارون» در گزارشی نوشته که اتهام او «فیلم‌برداری از مناطق بمباران شده» و ارسال آن برای رسانه‌های خارج از ایان بوده است. 

پیش‌تر گزارش‌های متعددی از ایست‌های بازرسی در اقصی نقاط ایران و فضای وحشتی که این ایست‌ها برای شهروندان ایجاد می‌کنند، به‌دست ایران‌وایر رسیده است. 

با همه این‌ها، سپیده بعد از تهیه فیلترشکنی مذکور، به اینترنت وصل می‌شود و با کندی و قطعی‌های متعدد و به‌قول خودش، با «کمترین کیفیت» کارش را ادامه می‌دهد. اما این فیلترشکن هم بعد از دو هفته از کار می‌افتد و او دوباره ناچار به خروج از ایران می‌شود: «مجبور شدم با اتوبوس، توی زمستان، یک مسیر سی ساعته را تحمل کنم که خودم را برسانم بیرون از ایران و کارم را نجات بدهم.»

«قطعی اینترنت چه کمکی به پیروزی در جنگ می‌کند؟!»

سپیده به شرایط جنگی کشورهای مجاور ایران اشاره کرده و می‌گوید که اینترنت حتی در کشورهایی چون عراق، قطع نیست و کارکنان بخش‌های مختلف که تحت‌تاثیر حملات ایران قرار گرفته و ناچار شده‌اند از خانه کار کنند، دسترسی به اینترنت دارند: «برایم این سوال است. ما از کجا باید بفهمیم، هیچ‌کس هم جواب نمی‌دهد. ما از کجا بفهمیم دلیل قطعی اینترنت چیست؟ کشور عراق سال‌هاست درگیر جنگ بوده و هست، من دوستم اهل عراق است و عراق زندگی می‌کند، کارشان تحت تاثیر این جنگ قرار گرفته و کارش ریموت شده و باید از خانه کار کند، ولی اینترنت‌شان وصل است و وصل بوده. من ماندم دلیل این‌که در ایران اینترنت اول از همه قطع می‌شود، چیست؟»

او خود پاسخ سوال خودش را می‌دهد و می‌گوید: «بله ما می‌دانیم دولت ما هیچ اهمیتی به مردم نمی‌دهد، این را بارها به هزاران شیوه مختلف ثابت کرده ولی خود دولت هم دایم دارد اعلام می‌کند که چقدر ضرر اقتصادی دارد این قضیه. من نمی‌فهمم چرا همچنان ادامه پیدا می‌کند. قطعی اینترنت چه سودی برایتان دارد. به‌غیر از آزار و ضرر چه دارد؟ ما را آواره کردند. درست است شاید بعضی‌ها فکر کنند توی ایران نیستیم و حداقل جان‌مان در امان است. ولی من ترجیح می‌دهم در استرس بمباران باشم ولی بدانم کنار خانواده‌ام هستم، در مملکت خودم هستم. مهاجرت اجباری واقعا به‌غیر از همه سختی‌ها و هزینه‌ها، یک افسردگی و ناراحتی روح و روانی دارد که معلوم نیست چه کسی باید جواب بدهد. من چند سال باید بروم تراپیست که این چند ماه مهاجرت اجباری و روحیه‌ای که در این مدت از دست دادم را دوباره به‌دست بیاورم.»

او در پایان نیز به شیوع افسردگی در بین ایرانیان در کشوری که در آن اقامت دارد اشاره کرده و می‌گوید: «این وضعیت ماست و این‌جا من آدم‌هایی را می‌بینم که هر روز غمگین و افسرده‌ایم. هزینه‌های بالا را داریم می‌پردازیم تا اینترنت داشته باشیم. دیگر اینترنت جزو نیازهای اولیه است. مثل سقف بالای سر است. مثل غذای روزانه‌ست. ما به‌خاطر این حق مسلم‌مان که اصلا نمی‌دانیم چرا، به چه علت و چطوری قطعی اینترنت می‌تواند به پیروز شدن در جنگ کمک کند، آواره و سرگردانیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد و کِی این وضعیت تمام می‌شود.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.