حسین جرجانی: چرا شاه بد بود؟

جمعه, 28ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

ایران امروز – حسین جرجانی 
هشدار

نوشتاری که در پی می‌آید محصول یک تحقیق و استفاده از روش‌های علمی نیست. تنها هدف من، یادآوری ذهنیات خودم در سال‌های اولیه پس از ورود به دانشگاه در سال ۱۳۵۳ است. در این یادآوری، افزون بر خوانده‌ها و شنیده‌های خودم، بر مشاهدات شخصی و گفتگو با روستائیانی که با آن‌ها در تماس بوده‌ام، تکیه می‌کنم. در نوشتن این متن، فقط و فقط بر حافظه خودم تکیه دارم و برای سرعت بخشیدن به نگارش از جستجوی اینترنتی و یا کمک گرفتن از هوش مصنوعی و یا کنترل “فاکت”ها خودداری خواهم کرد. روایتی است برای شنیدن و تعمق، و نه برای اثبات چیزی.

علت نوشتن این متن این است که به نظر من، عدهٔ زیادی از همفکران من، که با رژیم شاه فقید ایران مخالف بودند و با رژیم او “مبارزه” کردند، دلایل مخالفت خود را برای دیگر ایرانیان روشن نکرده‌اند. ایرانیانی که در سن و سال من هستند، ممکن است اوضاع زمان شاه را فراموش کرده باشند. ایرانیانی که یک نسل یا بیشتر بعد از ما هستند، تجربه زیستن در آن زمان را ندارند. بهتر است که “ما” هر از گاهی برای آن‌ها تعریف کنیم که “ما” چرا با شاه مخالف بودیم. یک تصور اشتباه این است که عده‌ای فکر می‌کنند “ما” به دلایل “ایدئولوژیک” با شاه مخالف بودیم. در حالیکه به گمان من هیچ‌وقت اینطور نبوده است. من، به دلیل مدیریت نادرستِ کشور با آن “رژیم” مخالف بودم. اگر هم در مراحلی به دنبال این یا آن ایدئولوژی رفته‌ام، برای پیدا کردن راه صحیح مدیریت کشور بوده است.

برویم به سراغ این موضوع که به نظر من “چرا شاه بد بود؟”

اصل اول انقلاب سفید
پس از انقلاب سفید در سال ۱۳۴۱ (که من مخالفت اصولی با آن ندارم، بلکه اهداف ظاهری آن را هم می‌پسندم) اجرای اصل اول، الغای رژیم ارباب و رعیتی، آغاز شد. در کارِ اجرا، به جای ارزشیابی و سپس تقسیم زمین‌ها بر مبنای ارزش، زمین‌های ملاکان بزرگ ابتدا در “انواع” مختلف قرار داده شدند و سپس بین کشاورزان تقسیم شدند. نتیجهٔ عملی این بود که زمین مناسب کشت غلات، یا درختان میوه، یا سبزی‌کاری، یا حبوبات، یا هر چیز دیگر در مساحت‌های مساوی بین کشاورزان تقسیم شدند. بنابراین یک کشاورز نیم هکتار زمین گندم در یک نقطه داشت، نیم هکتار در یک کیلومتر آن طرف‌تر؛ ۱۰۰۰ متر مربع باغ در اینجا داشت، ۱۰۰۰ متر مربع باغ در دو کیلومتر آ‌ن طرف‌تر، … . هر کس با آبیاری سنتی آشنا باشد، می‌داند که نمی‌توانی با بیل در نیمه شب، از این قطعه زمین به قطعه دیگر بدوی.

از عواقب اجرای نامناسب اصل الغای رژیم ارباب و رعیتی این شد که ساختار کشاورزی به تدریج از کشت غلات و حبوبات به سمت کشت میوه و سبزیجات رفت. نوع کشاورزی عوض شد! رساندن سبزیجاتِ تازه، به علت مشکلات جاده‌ای و حمل و نقل بدون سردخانه، به صورت محلی باقی ماند. اما میوه‌کاری ادامه یافت.

اصل دوم انقلاب سفید
هم‌زمان مطابق اصل دوم انقلاب سفید، ملی شدن جنگل‌ها و مراتع، و با مداخله ژاندارمری، تفنگ‌های روستائیان جمع‌آوری شد و “قرق” مراتع برداشته شد. پیش از آن هیچ چوپانی نمی‌توانست گوسفندهای خود را به مراتع ده دیگر ببرد. در نتیجه نوعی تعادل بین مرتع و تعداد گوسفندان وجود داشت. در سال‌های پیش از سال ۱۳۴۱، حد تعادل در حدود ۲۸ میلیون گوسفند، با وزن متوسط هر گوسفند در حدود  ۲۳ تا ۲۵ کیلوگرم.

پس از اجرای اصل دوم انقلاب سفید، تعادل بین مرتع و تعداد گوسفندان، در اثر از بین‌رفتن قرق، به هم خورد و تعداد گوسفندان به ۶۲ میلیون در نیمه دهد ۱۳۵۰ رسید، اما وزن هر گوسفند به حدود ۱۱ کیلوگرم کاهش یافت. پوست و دنبه و شکمبه و امعا و احشا را که از ۱۱ کیلوگرم کم کنی، دیگر چیزی نمی‌ماند! نتیجه آ‌ن بود که تولید کل گوشت داخلی پایین آمد.

وام به کشاورزان
در ابتدای اجرای اصول مختلف انقلاب سفید، وام‌های سهل‌الوصول و با بهره کم هم به کشاورزان “اعطا” شد. متاسفانه کشاورزان به اندازه کافی با سیستم بانکداری و مفهوم وام و بهره بانکی آشنایی نداشتند. بخشی از این وام‌ها صرف سفرهای زیارتی یا عروسی و جهازیه شدند. هنگامیکه زمان سررسید پرداخت وام‌ها فرارسید، کشاورزان چیز دیگری برای فراهم کردن پول نداشتند، به جز همان زمین‌های قطعه قطعه شده‌ای که در مالکیت آن‌ها بود. کشاورزان زمین‌ها را به قیمت پایین به همان ملاکان سابق یا جدید فروختند و نوع جدیدی از فئودالیسم (رژیم ارباب-رعیتی) به وجود آمد.

پاسخ دولت به بحران: دخالت به جای ترویج
مشاهده اثرات آسیبی انقلاب سفید مانند کمبود گندم یا برنج یا گوشت، و یا کمبود‌های سالانه (مانند کمبود گوجه‌فرنگی در یک سال و کمبود پیاز یا سیب‌زمینی در سال دیگر) برای همه، مخصوصا وزارت کشاورزی و سازمان برنامه، بسیار واضح بود. چاره‌ای که دولت به کار برد، دست زدن به واردات گسترده بود. ترویج کشاورزی و دامداری به برنامه‌ریزی وسیع و کارشناسی زیادی احتیاج داشت و زمان زیادی می‌طلبید. دولت چنین اندیشید که استفاده از پول نفت برای وارادات کالاهایی مانند گندم یا گوشت (مخصوصا در سال‌های پس از ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳) بسیار ساده‌تر از آموزش و ترویج کشاورزی است.

غم‌انگیزترین نکته این بود که کسانی که اجازه واردات را صادر می‌کردند، دیگران را، مخصوصا، کشاورزان را در جریان تصمیم‌های خود نمی‌گذاشتند. در تعطیلات “اجباری” ۱۶ آذر سال ۱۳۵۴ من و چند تن از دوستانم به بندرعباس سفر کردیم. در بخشی از کنار دریا و با فاصله‌ای از بندر، چنان بوی تعفنی ساحل را پر کرده بود که مشام را می‌آزرد. اگر دقت می‌کردی، می‌توانستی ببینی که موج دریا چیزهایی را به ساحل آورده است! چه چیز؟ پیاز! می‌شد حدس زد که چون در سال قبل از آن، پیاز بسیار نایاب و گران شده بود، کشاورزان زیادی به کشت پیاز روی آورده بودند. همزمان، کسانی فکر کرده بودند که با واردات پیاز هم کمبود را جبران کنند و هم پولی به جیب بزنند. اما در آن سال به قدری کشت پیاز زیاد شده بود و قیمت آن پایین آمده بود که برای بعضی از واردکنندگان تخلیهٔ پیاز از کشتی‌ها صرفه اقتصادی نداشت، و پیازها را همانجا در دریا ریخته بودند.

علت چه بود؟
همه شواهد به این سو اشاره دارند که دستگاه حکومتی، یا هر اسم دیگری که می‌خواهید روی آن بگذارید، اجرای اهداف حتی خوب، مانند اصل اول و دوم انقلاب سفید، را بدون کار کارشناسی کافی، بدون مشورت با دست‌اندکاران واقعی، و بدون در نظر گرفتن نظرات متخصصین وزارت کشاورزی و سازمان برنامه به پیش می‌بردند. خرد جمعی در پیشبرد کارها به کار نمی‌رفت و مسئولان رژیم، حتی در حد محمد رضا پهلوی، شاه فقید ایران، در پی حل مشکلات، بدون دخالت “مردم = ایرانیان” بودند. انتقادپذیری در آن زمان و آن رژیم به قدری پایین بود، که حتی پس از مشاهده اشتباهات، هیچ کس جرات مطرح کردن آن‌ها را نداشت.

میان‌بُر زدن
آفت عمومی ما ایرانیان در این ۱۲۰ سال گذشته آن بوده که برای رسیدن به اهداف والای خود عجله داشته‌ایم و می‌خواستیم هر مسیری را با میان‌بُر برویم. کشاورزی مشکل دارد، خوب جنس را وارد می‌کنیم. کارشناس نداریم، خوب کرور کرور دانشجو به خارج می‌فرستیم. نهاد‌های مدنی نداریم، خوب حزب می‌سازم که آنها نهاد مدنی بسازند. همه چیز را به جای اینکه از پایین بسازیم و به بالا ببریم، می‌خواهیم از بالا بسازیم و به پایین حقنه کنیم!

انقلاب سفید و انقلاب سیاه
نتیجه کلی انقلاب سفید، و مخصوصا اصل اول و دوم آن، این بود که کشاورزی و دامداری ایران در ابتدا قطعه‌قطعه شد، سپس از تولید غلات و حبوبات به تولید سبزیجات و میوه کشیده شد. در ادامه کشاورزان و دامداران، به علت تولید پایین و بی‌برنامه مجبور شدند زمین‌های خود را بفروشند یا رها کنند و به حاشیه شهرهای بزرگ مهاجرت کنند.

در حاشیه شهرهای بزرگ، کشاورزان و دامداران، در معرض تبلیغات مذهبی سازمان‌یافته قرار گرفتند و به دنبال توهم “پول نفت بر سر سفره‌های مردم” و “بهشت موعود” به سربازان امام خمینی و انقلاب سیاه تبدیل شدند. به این ترتیب انقلاب سفید به انقلاب سیاه کشیده شد.

نتیجه‌گیری
می‌خواهم بگویم که خوب است این بار با چشمان باز مسیر آینده را انتخاب کنیم. خوب است ایرانیان جوان بدانند که “زمان شاه” همه‌چیز گل و بلبل نبود. نارسایی‌ها فراوان بودند، کمبودها فراوان بودند، آزادی‌های سیاسی وجود نداشتند، تصمیم‌های فردی غالب بودند، و هزار مشکل دیگر. گاهی اوقات تصویری اسطوره‌ای از “زمان شاه” ارائه می‌شود. خوب است بدانیم که اسطوره‌ها واقعی نیستند و نمی‌توان آن‌ها را تغییر داد.

“ما”، تمام ایرانیان، امروز در آن نقطه‌ای هستیم که در آبان ۱۳۵۷ بودیم. آن روزی که صدای انقلاب “ما” با تاخیر بسیار شنیده شده بود. کاش شاه فقید آن صدا را زودتر شنیده بود. و کاش “ما” به او فرصت داده بودیم که، هرچند با تاخیر، از حوادث تاریخ درس می‌گرفت. حیف. بود، آنچه بود. رفت، آنچه رفت.

اگر باورمندان به “شاه و شاهزاده” می‌خواهند به اسطوره‌ها اشاره کنند و به زمان گذشته برگردند، بهتر است که به آبان ۱۳۵۷ برگردند و از آنجا ادامه دهند، به آنجایی که شاه فقید صدای انقلاب مردم ایران را شنید. آنجا که معلوم بود فردمحوری، جلوگیری از نهادهای مدنی، از بین بردن احزاب سیاسی، دور انداختن نظرات کارشناسی، …، جواب نمی‌دهند. یک کشور بزرگ را نمی‌توان با تکیه به یک فرد اداره کرد.

راه گفتگو بسته نیست، اما نقطه شروع گفتگو مهم است. توصیه من به باورمندان به “شاه و شاهزاده” این است که به آبان ۱۳۵۷ برگردید.

پس‌نویس
من هم اشتباه دیگران را تکرار کردم و به جای مطرح کردن آلترناتیو مورد نظر خودم (سوسیال دموکراسی که راه‌های دربرگیر و مسالمت‌آمیز برای گذار از جمهوری اسلامی را تبلیغ می‌کند) به گذشته پرداختم. با پوزش از این اشتباه.


با احترام – حسین جرجانی
https://hosseinjorjani.com/

۱۷ آوریل ۲۰۲۶
۲۸ فروردین ۱۴۰۵


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.