
انتشار مجموعۀ اشعار فروغ فرخزاد شاعر معروف ایرانی با ترجمۀ لیلی انور از سوی انتشارات گالیمار و مجموعهای از آثار منثور او شامل نامهها، مصاحبهها، مقالات و داستانهای کوتاه با ترجمه سباستین ژالود در انتشارات «لهبِل لِتر» از اخبار جذاب این روزهای بازار نشر فرانسه برای مخاطبان فارسی زبان و علاقه مندان به ادبیات فارسی در فرانسه است.
به مناسبت انتشار این دو کتاب، ماتیاس اِنار نویسنده و مترجم شناخته شدۀ فرانسوی در مطلبی در روزنامۀ لوموند معرفی کوتاهی از فروغ فرخزاد و آثار او برای مخاطب فرانسوی زبان داشته است.
این مطلب با اشاره به شبهای شعر گوته که از سوی کانون نویسندگان ایران و با همکاری انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان در دهۀ ۵۰ خورشیدی برگزار میشد شروع میشود.
ماتیاس اِنار نویسنده و مترجم فرانسوی و برندۀ جایزه گنکور، یادآوری میکند که در شامگاه دوشنبه ۱۰ اکتبر ۱۹۷۷ در باغ زیبا و آراستۀ انجمن فرهنگی روابط ایران و آلمان، دو هزار نفر در اطراف حوض و میان درختان گرد آمدند و در پشت نردهای ویلا، حدود ده هزار نفر دیگر در پیادهروها جمع شدند تا شعر بشنوند.

اِنار مینویسد شاعران، زن و مرد ده شب پیاپی «در برابر دیکتاتوری و سانسور» شعر خواندند و ادامه میدهد: «ایران انقلاب خود را با شعر آغاز کرد».
نویسندۀ این مطلب معتقد است «این شبها همچنین اوج قدرت شعر نو بودند؛ جنبشی برای نوسازی شعر فارسی که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و دنیای هزارسالۀ شعر کلاسیک فارسی را دگرگون کرد؛ دنیایی که از آسیا تا اروپا، از مالزی تا صربستان گسترده بود و قواعدش فرهنگهایی چون هند مغولی و امپراتوری عثمانی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده بود».
اِنار در اینجا به فروغ فرخزاد میرسد و او را یکی از جذابترین چهرههای تحول ادبی ایران میخواند: «ستارهای درخشان در شعر، که تصویرش هنوز بر تیشرتها و دیوار اتاق نوجوانان دیده میشود».
نویسنده با اشاره به ترجمه و انتشار آثار فروغ در فرانسه میگوید مجموعۀ این آثار، نمونهای کمنظیر از انتشار آثار یک شاعر ایرانی در فرانسه و حتی در اروپاست.
ماتیاس اِنار که با زبان فارسی نیز آشناست و مدتی در تهران زندگی کرده است از خواننده میخواهد که میان این کتابها رفتوآمد کند و بگذارد نامههای فروغ، بهنوعی، شعرهایش را تفسیر کنند؛ در حالی که کیفیت بالای ترجمهها لذت خواندن را دوچندان میکند.
ماتیاس اِنار از قول لیلی انور در مقدمۀ اشعار فروغ مینویسد: «چرا جاذبۀ جهانی شعر فروغ فرخزاد، نزدیک به شصت سال پس از مرگش، همچنان پابرجاست؟» و پاسخ میدهد: «آنچه اهمیت دارد، صداست؛ صدایی با فردیت، اصالت و جهانشمولی. صدایی که فراتر از سکوت و مرگ دوام میآورد».
نویسنده معتقد است نامههای فروغ بازتاب زندگی دشوار او هستند؛ میان لذت آفرینش و دشواری یافتن جایگاهی در جهانی که تقریباً بهطور کامل در سلطۀ مردان بود.

او با اشاره به دو مجموعۀ آخر فروغ یعنی «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» مینویسد این دو مجموعه از آنرو تکاندهندهترند که در آنها پژواکی هراسانگیز از تهران امروز به گوش میرسد؛ تهران پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات اخیر:
حیاط خانۀ ما تنهاست
حیاط خانۀ ما تنهاست
تمام روز
از پشت در صدای تکهتکهشدن میآید
و منفجرشدن
همسایههای ما همه در خاک باغچههاشان بجای گل
خمپاره و مسلسل میکارند
همسایههای ما همه بر روی حوضهای کاشیشان
سرپوش میگذارند
و حوضهای کاشی
بیآنکه خود بخواهند
انبارهای مخفی باروتاند
و بچههای کوچهی ما کیفهای مدرسهشان را
از بمبهای کوچک پر کردهاند
حیاط خانهی ما گیج است
من از زمانی که قلب خود را گم کردهاست میترسم
من از تصویر بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت میترسم
