
خبرنامه گویا – کیهان لندن – شبکه آمریکایی «الحره» به نقل از منابع نظامی و سیاسی آگاه در داخل ایران گزارش داد، کشور شاهد افزایش شدید و بیسابقه اختلافات و درگیریهای داخلی میان ارتش و سپاه پاسداران است؛ اختلافاتی که به وقوع درگیریهای مسلحانه در چندین شهر اصلی ایران انجامیده است. این تنشها بعد از کشته شدن علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد؛ رخدادی که خلأ سیاسی و امنیتی بزرگی در ساختار نظام ایجاد کرده است.
در این گزارش که ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شد، مفصل به نقل از افسران سابق ارتش ایران و فعالان متخصص در امور ایران گفته شد، که طی هفتههای اخیر درگیریهای مسلحانه میان نیروهای ارتش رسمی و سپاه پاسداران در شهرهای مهمی از جمله تهران، تبریز، اصفهان و مناطقی از اهواز رخ داده است.
این درگیریها همزمان با دوره تنشهای نظامی اخیر منطقه میان آمریکا و اسرائیل رخ داده و به کشته و زخمی شدن نیروهایی از هر دو طرف انجامیده است؛ موضوعی که نشاندهنده لرزش عمیق در نهادهای نظامی و امنیتی حکومت است.
اتهام خیانت و موج گسترده بازداشتها
بر اساس همین منابع، این درگیریهای مسلحانه پس از آن آغاز شد که سازمان اطلاعات سپاه، افسران و نیروهای ارتش رسمی را از پایگاههای نظامی مشترک اخراج و آنها را به «خیانت» و انتقال اطلاعات حساس امنیتی به واشنگتن و تلآویو متهم کرد. طبق این اتهامات، اطلاعات منتقلشده مربوط به محل استقرار موشکهای بالستیک و پهپادهای حکومت ایران بوده است.
در پی این تنشها، موج گستردهای از بازداشتها دهها نظامی ارتش رسمی را هدف قرار داد که همچنان در بازداشت سپاه پاسداران به سر میبرند؛ موضوعی که نشانه تشدید شکاف و قطببندی میان دو نیروی اصلی نظامی کشور است.
نبود تمرکز در تصمیمگیری و رقابت بر سر نفوذ
ناظران و تحلیلگران مسائل ایران، این تشدید بحران را ناشی از فقدان «مرکزیت تصمیمگیری» پس از کشته شدن خامنهای در حمله هوایی به مقر او در تهران میدانند. با وجود آنکه پسرش، مجتبی خامنهای، از نظر تئوریک به رهبری رسیده، اما تاکنون نتوانسته همان نفوذ و اقتدار تعیینکننده پدرش را اعمال کند. در نتیجه، قدرت واقعی به شبکهای پیچیده از نهادهای امنیتی و نظامی منتقل شده که جناحهای مختلف آن بر سر نفوذ و اداره بخشهای مختلف حکومت با یکدیگر رقابت میکنند.
در این گزارش به ریشههای اختلاف ارتش و سپاه از ابتدای انقلاب پرداخته شده است.
کارشناسان مسائل ایران معتقدند که درگیری کنونی نه بر سر اصلاحات سیاسی یا تغییر دموکراتیک، بلکه صرفاً نزاعی بر سر قدرت است؛ ارتش به دنبال شکستن حلقه انزوایی است که سپاه طی دههها بر آن تحمیل کرده و همچنین در پی انتقام از امتیازات گسترده نظامی، اقتصادی و سیاسی سپاه است.
عدم توازن در قدرت و تسلیحات
آمارهای موجود نشاندهنده تفاوت چشمگیر در ساختار دو نیروی نظامی است:
ارتش ایران: از نظر تعداد نیرو برتری دارد و حدود یک میلیون نفر (۷۰۰ هزار نیروی فعال و ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره) را شامل میشود، اما از تجهیزات نظامی قدیمی و فرسودهای رنج میبرد که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون بهطور اساسی نوسازی نشدهاند؛ مسئلهای که توان رزمی واقعی آن را بهشدت محدود میکند.
سپاه پاسداران: حدود ۵۰۰ هزار نیرو در شاخههای زمینی، دریایی، هوافضا و نیروی قدس دارد و همچنین بر نیروهای بسیج با ۳۰۰ هزار نیروی فعال و میلیونها داوطلب نظارت میکند. سپاه کنترل انحصاری برنامههای موشکی بالستیک، پهپادی و پرونده هستهای را در اختیار دارد و به همین دلیل، نیروی نظامی اصلی و تأثیرگذار ایران محسوب میشود.
قدرت سپاه تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود؛ این نهاد از طریق بازوی اقتصادی خود، «قرارگاه خاتمالانبیا»، بر بخشهای مهم اقتصاد ایران و تجارت خارجی تسلط دارد و از بودجههای مستقل و عظیمی برخوردار است که ارتش رسمی فاقد آنهاست؛ موضوعی که نفوذ سیاسی و اجتماعی سپاه را نیز تقویت میکند.
هشدار درباره «وضعیت لرزان» خطرناک
پژوهشگران امنیتی و تحلیلگران راهبردی هشدار دادهاند که انتقال اختلافات از عرصه سیاست و رقابتهای پشتپرده به درگیریهای میدانی و شکافهای امنیتی، نشاندهنده «وضعیت لرزان» خطرناک در ساختار حکومت ایران است. به باور آنها، این روند ممکن است سپاه پاسداران را به اعمال تدابیر سرکوبگرانه شدیدتر در شهرها وادار کند تا پیش از گسترش ناآرامیها و خروج اوضاع از کنترل، وضعیت را دوباره مهار کند.
بعد از قتلعام مردم در خیزش خونین دیماه ۱۴۰۵ گزارشهای زیادی از ریزش در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی منتشر شد. تلفات ارتش و سپاه پاسداران در جنگ ۴۰ روزه بالا بود اما آمار دقیقی هنوز منتشر نشده است.
پیشتر برخی تحلیلگران و کارشناسان نظامی درباره تشدید اختلافات میان قوای مسلح جمهوری اسلامی در صورت مرگ علی خامنهای صحبت کرده بودند.
منابع کیهان لندن درگیریها میان سپاه و ارتش پس از جنگ ۴۰ روزه را تأیید میکنند.