ششماه از خونبارترین اعتراضات ضد حکومتی در ایران میگذرد. برخلاف اغلب سرکوبهای سالها و دهههای اخیر که اعتراضات صنفی را برای ماهها به سکوت میکشاند، اینبار اصناف مختلف در ایران مطالبات خود را در تجمعهای اعتراضی مطرح میکنند.
روز دوشنبه، هشتم تیرماه چندین شهر ایران صحنه اعتراض کارگران، بازنشستگان و پرستاران و دیگر اعضای کادر درمان بودند. همزمان با تجمع بازنشستگان مخابرات در شهرهای مختلف ایران، بازنشستگان شکر نیشکر هفتتپه، کشاورزان، کارگران و رانندگان در شهرهای ساری، گرمسار، رشت و تهران نیز تجمع اعتراضی برگزار کردند. شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران نیز از تجمع کادر درمان در مقابل سازمان اداری و استخدامی کشور در تهران خبر داده است. در تبریز نیز در ساعات نخست روز دوشنبه، کارکنان بخش درمان با تجمع مقابل دانشگاه علوم پزشکی این شهر اعتراض کردند، کادر درمان معترض پلاکاردهایی به دست داشتند که از شرایط دشوار معیشتی آن ها پرده بر میداشت. بر یکی از این پلاکاردها نوشته شده که «حقوق ۱۲ تا ۲۰میلیون تومانی توهین به زحمات شرافت ماست.» برخی دیگر نیز پلاکاردهایی با عنوانهایی چون «عدالت مزدی» یا «عدالت حقوق و مزایا» در دست دارند. اغلب این تجمعکنندگان زن هستند.
مزدبگیران و زحمتکشان البته تنها گروه اعتراضکننده این روزها نیستند. بر اساس گزارشهای منتشر شده از ایران، برخی مدیران شرکتهای واردکننده خودرو نیز به معترضان به دستمزدهای ناکافی و شرایط معیشتی دشوار پیوستهاند.
درباره اعتراضات صنفی این روزها در ایران چه میدانیم؟
***
از اعتراضات صنفی اخیر در ایران چه میدانیم؟
اعتراضات بازنشستگان کارکنان مخابرات و تامین اجتماعی که از پیش از جنبش «زن زندگی آزادی» در شهرهای مختلف ایران شکل گرفته و هر یکشنبه دوام داشته است؛ البته بهجز دورههای محدودی که شرایط کشور فوق امنیتی بوده، مثل اعتراضات ۱۴۰۱، اعتراضات دیماه و دو جنگ با اسراییل و جنگ اخیر با اسراییل و آمریکا. خواسته بازنشستگان یکی است، بهتر شدن شرایط معیشتی. شعارهایشان بعد از چند سال هنوز همانهاست: «یخچال بازنشسته خالیتر از همیشه است» یا «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و «خیابان سنگر است؛ مبارزه تا تحقق مطالبات ادامه دارد.»
البته شرایط معیشتی هر روز در حال سخت تر شدن است. برای همین اعتراضات گروههای دیگر که قبلا هم شکل گرفته بود، این روزها گستردهتر، در شهرهای بیشتری و با پیوستن گروههای صنفی بیشتری به این موجهای اعتراضی ادامه دارد.
مثلا در اهواز در گرمای پنجاه درجه سانتیگراد بازنشستگان تامین اجتماعی و کارگران سابق شرکت نیشکر هفتتپه اعتراض کردند. در ویدیوهایی که در اختیار ایرانوایر قرار گرفته، «فریدون نیکوفرد»، بازنشسته شرکت هفتتپه میگوید که ۳۵ سال بیمه پرداخت کردیم قرار نیست بیش از یک میلیون تومان دو درصد بیمه را پرداخت کنیم»؛ موضوعی که اشاره به یکی از اصلیترین مطالبات بازنشستگان در پوشش بیمههای درمانی بعد از سالها پرداخت حق بیمه دارد، آنهم زمانیکه با بیشترین احتمال بیمار شدن و لزوم درمان کمهزینهتر روبهرو هستند.
در روزهای گذشته، خبرهای رسیده از ایران از موج جدید و گستردهتری از اعتراضات کارگری خبر میدهند. روز دوشنبه، هشتم تیرماه، جمعی از رانندگان استیجاری برای سومین روز متوالی مقابل ساختمان نهاد ریاست جمهوری در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند. این رانندگان میگویند از سال ۱۴۰۰ در انتظار اجرای قانون و تبدیل وضعیت شغلی خود هستند، اما تاکنون هیچ نهاد مسوولی به مطالبات آنها رسیدگی نکرده است.
در تبریز نیز کادر درمان در مقابل دانشگاه علوم پزشکی تبریز اعتراض کردند؛ شعارها حول محور عدالت در نظام پرداختهاست، موضوعی که سالهاست کادر درمان در ایران با آن دست و پنجه نرم میکنند.
خبرهای دیگری از اعتراض کارگران کارخانه پشم بافی «ایران برک» رشت در روز دوشنبه، هشتم تیرماه، بهدلیل تاخیر چندماهه در پرداخت حقوق و مشکلات بیمهای منتشر شده است. کارجویان شهرستان هویزه در استان خوزستان نیز روز دوشنبه در اعتراض به عدم تحقق وعدههای مسوولان و در مقابل فرمانداری این شهرستان، تجمع کردند.
گزارشها حاکی از ان است که کادر درمان معترض در مقابل ساختمان سازمان اداری و استخدامی کشور در تهران نیز نسبت به بیتوجهی مسوولان به مطالبات صنفی و معیشتی خود، معترض بودند. آن ها از فرسودگی شغلی، شیفتهای اجباری سنگین، کمبود نیروی انسانی و دستمزدهایی که با تورم و هزینههای زندگی تناسبی ندارد، انتقاد کردند. اعضای کادر درمان خواستار اجرای کامل قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری، افزایش واقعی کارانهها، اصلاح اضافهکار، اجرای قانون ارتقای بهرهوری و استخدام نیروهای جدید برای کاهش فشار کاری هستند.
زنجیری از بحرانها؛ مطالباتی که نادیده گرفته میشود
«مهدی کوهستانینژاد»، مشاور اتحادیههای جهانی که برای یک دهه عضو هیات مدیره ائتلاف سلامت استان آنتاریو در کانادا بوده به ایرانوایر میگوید که اعتراضات صنفی که شاهد آن هستیم ناشی از زنجیره ای از بحرانهاست که حکومت برای پاسخگویی به آنها سرمایهگذاری نکرده و آن ها را در اولویت قرار نداده است، چون تصور میکند که «آخر روز تیربارهای توی خیابان این مساله را حل میکند.»
به گفته آقای کوهستانینژاد، عمدهترین مشکل کادر درمان ایران، فرسودگی، اضافهکارهای با دستمزد پایین و اجباری است. او با مقایسه ایران با کشور کلمبیا که یکی از کشورهای در حال توسعه در آمریکای جنوبی است، میگوید: «در رابطه با ایران، در مجموع از تعداد بالای ۲۳۰ هزار نیروی کادر درمان صحبت میکنیم که اگر بخواهیم مقایسهاش کنیم با کشورهای دیگر، چون کلمبیا با حدود ۵۳ میلیون جمعیت که یازده هزار بیمارستان دارد، ایران با ۹۰ میلیون جمعیت چیزی حدود ۱۰۰۰تا ۱۱۰۰ بیمارستان دارد. تعداد کادر درمان، اعم از نیروی خدماتی، پرستار، متخصص آزمایشگاه و سایر نیروهای درمان، در ایران به ازای تعداد مشخصی از بیمار، نصف تعداد کادر درمان در کشورهای با شرایط مشابه است.»
به گفته آقای کوهستانینژاد، بحرانی که کادر درمان ایران با آن روبهروست، در هیچ کشور دیگری با شرایط مشابه دیده نمیشود: «بهخاطر این است که ما با سوءاستفاده از قدرت روبهرو هستیم. در واقع قدرت به نیروی کار تحمیل میکند که اینقدر ارزش نیروی کار توست. در حالیکه ارزش نیروی کار بسیار بالاتر از اینهاست. برای همین است که نیروی کادر درمانی ایران دایم در حال کمتر شدن است. میروند خارج از کشور، حتی به کشورهای ترکیه و کشورهای اطراف ایران. یعنی حاضرند بروند کشورهای دیگر زندگی کنند یا حتی بروند تو اسنپ و کارهای خدماتی عمومی کار کنند تا پرستار و کادر درمان باشند.»
در سالهای گذشته بهویژه بعد از جنبش «زن زندگی آزادی»، تعداد نیروهای بخش درمان که از ایران مهاجرت کرده و به کشورهای مختلف جهان رفتهاند، چند برابر شده است. بر اساس آمارهای رسمی تنها در هشت ماه نخست منتهی به آذر۱۴۰۳، ۴ هزار و پانصد نفر از کادر درمان از ایران خارج شدهاند. آمارهای سالهای ۱۴۰۲ این رقم را بیشتر و بعضا تا ده هزار نفر شامل پزشک، پرستار، ماما و سایر اعضای مجموعه درمان برآورده کردهاند.
مهدی کوهستانینژاد همچنین به تبعیض مضاعف زنان شاغل در بخش درمان نیز اشاره کرده و میگوید: «تبعیض اصلی ما در این زمینه این است که ۷۵ درصد نیروی کار بخش بهداشت و درمان ما زنان هستند. از این روست که با تبعیض مضاعف روبهرو هستیم. نهتنها با کشورهای دیگر، حتی در داخل جامعه خودمان هم نگاه کنیم، در مقایسه با بخش های دیگر، دستمزد بسیار پایینتر از چیزی است که باید باشد. برای همین است که میبینیم اعتراضات بخش بهداشت ما رفته بالا.»
او به شعار کادر درمان معترض در تبریز که روی پلاکاردی از حقوق ۱۲ تا ۲۰میلیون تومانی خود خبر داده بودند نیز اشاره کرده و میگوید: «واضح است که حقوق ماهانه کفاف پرداخت کرایه تاکسی و خوراک روزانهشان را هم نمیدهد، با این چطوری زندگی کنند؟! در هر کشوری که بروید کادر درمان با همان درآمد سه شیفت ۱۲ساعته یک زندگی راحت دارند. میتوانند خانه بخرند، ماشین بخرند و مخارجشان را بدهند. در صورتیکه در ایران فاجعه است. بخشیشان ماشین خوابی میکنند و این بحران است. بحرانی که نشان میدهد برای حکومت منافع مردم مهم نیست، بیشتر ایدئولوژیاش مهم است و برای همین است که میبینیم هم در میان فرهنگیان، هم کارکنان بخش انرژی، معادن و کارگران شهرداریها و خودروسازیها با یک بحران روزمره روبهرو هستند.»
پیشتر و در زمانی که قیمت دلار حدودا ۷۲هزار تومان بود، دبیرکل خانه پرستار اعلام کرده بود که دستمزد ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلاری پرستاران ایرانی در مقایسه با دستمزد ۴ تا ۱۰ هزار دلاری پرستاران در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، باعث شده آنها به فکر مهاجرت باشند.
اعتراضات در میان کارگران و کارکنان بخشهای مختلف
به گفته آقای کوهستانینژاد، مشاور اتحادیههای بین المللی کارگری، مساله بهداشت و کمبود نیروی کار بخش درمان در کنار بیمههای درمانی ناکارآمد که عملا هزینه درمان و دارو را بر شانه بیمار انداختهاند، از جمله مسایل اصلی و مطالبات همیشگی اقشاری بوده که امروز در ایران در حال اعتراضند.
او توضیح میدهد: «بحران حل نمیشود تا زمانیکه سیستم اقتصادی ایران تغییر کند. همه به هم مثل زنجیر وصل هستند و فقط بحث دستمزد پایین بخش بهداشت نیست. حتی هیات علمی دانشگاههایمان هم با بحران دستمزد روبهرو هستند. این بحران دستمزد کفاف زندگی را نمیدهد، ما به خاطر بیکاری بالا، فقر زیاد، تورم و گرانی با بحران سراسری روبهرو هستیم. بازنشستگان یکی از خواستههای اصلیشان حل مساله بیمه درمانیشان است. در واقع اینها همه یک زنجیری است که آخر روز همه به هم وصل میشوند به کادر درمانی. مخارج درمان بسیار بالاست، دارو قیمتهایشان بسیار بالا رفته و حکومت سرمایهگذاری نمیکند در بحث بهداشت چون فکر میکند، آخر روز تیربارهای توی خیابان این مساله را حل می کند.»
به گفته این فعال کارگری، «مطابق گفته خودشان (حکومت) بین ۵۵ تا ۷۵ میلیون در ماه باید دریافت کنی که زیر خط فقر نباشی. بنابراین، این کادر درمان یک سوم زیر خط فقر دریافت میکنند برای همین است که در خواستههایشان میگویند خوراک روزانه و کرایه تاکسی مان هم نیست.»
او عدم پرداخت حقوق را بحران دیگر در نظام کار ایران دانسته و میگوید: «ما با بحران دیگری در بخش دیگر روبهرو هستیم. بحران عدم پرداخت دستمزد؛ از کارگران ماشینسازی تبریز که حقوقشان را دریافت نکرده اند تا کارگران صید کنارک تا کارگران فولاد اصفهان. این در کنار این است که بسیاری از کارگران بین دو تا سه کار دارند و بازهم کفاف هزینههای پایه زندگیشان را نمیدهد.»
آقای کوهستانینژاد با تاکید بر اینکه با افزایش روزافزون تورم، کارگران میگویند خوراکش تخممرغ، نان و عدسی شده، میگوید: «همین طور تورم میرود بالا و حتی لبنیات هم از زندگی مردم حذف شده. البته در کنار بحران دستمزد پایین و عدم پرداخت دستمزد، بحران بیکاری هم وجود دارد. میلیونها کارگر در این چند ماه بیکار شدهاند.»
بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای داخل ایران دستکم یک میلیون نفر و در برخی تخمینها تا ۴ میلیون نفر در دوران جنگ ۴۰روزه و پس از آن بیکار شدهاند. گفته میشود فقط در سال گذشته، بیسر و صدا، ۲۰۰ هزار زن از بازار کار ایران ناپدید شدهاند.