اختلاس در تامین اجتماعی؛ نمونه‌ای از ساختار فاسد جمهوری اسلامی

Monday, 13th July, 2026
اندازه قلم متن

در هفته تامین اجتماعی، نگاه‌ها به سازمانی معطوف شده که قرار بود نماد امنیت اجتماعی برای میلیون‌ها کارگر، بازنشسته و خانواده‌های آنها باشد. انتشار گزارش ایلنا درباره پرونده‌های فساد در این سازمان بار دیگر موضوع فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.

مجموع مبالغ اختلاس و تخلفات نقدی تومانی ذکرشده در گزارش فساد تامین اجتماعی، ۱۸ هزار و ۵۰۶ میلیارد و ۵۹۸ میلیون تومان است.

اگر خسارت حاصل از ارزان‌فروشی یک شرکت ۵۰ هزار میلیارد تومانی را نیز به آن اضافه کنیم، این رقم به بالای ۵۱ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان می‌رسد.

این بدون احتساب چهار میلیارد و دو میلیون یورو و ۵۹ میلیون دلار تخلفات ارزی این سازمان است.

این اعداد و ارقام چه می‌گویند؟

اول: اهمیت این پرونده‌ها فقط در بزرگی اعداد نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که صاحبان اصلی منابع این سازمان نه دولت، بلکه میلیون‌ها کارگر و کارفرمایی هستند که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده‌اند تا در روز بیماری، بیکاری، از کار افتادگی یا بازنشستگی، از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار باشند.

مساله هم یک مدیر یا یک دولت نیست؛ مرور پرونده‌های مختلف نشان می‌دهد فساد در تامین اجتماعی به یک مدیر، یک دولت یا یک دوره سیاسی محدود نبوده است.

از پرونده‌های مربوط به شرکت‌های زیرمجموعه شستا تا پرداخت‌های خارج از ضابطه، قراردادهای بحث‌برانگیز و تخلفات مالی، نام مدیران و دولت‌ها تغییر کرده‌اند، اما اصل مساله بارها تکرار شده است.

همین تکرار شاید مهم‌ترین پیام این پرونده‌ها باشد. وقتی یک الگو در دوره‌های مختلف بازتولید می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفا به عملکرد افراد نسبت داد.

این تداوم و تکرار، بیش از هر چیز از ضعف ساختارهای نظارتی، شفافیت ناکافی و نبود پاسخگویی موثر حکایت می‌کند.

دوم: در ذهن بسیاری، فساد با واژه‌هایی مانند اختلاس یا رشوه گره خورده است؛ اما آنچه در پرونده‌های تامین اجتماعی دیده می‌شود شکل دیگری از فساد را نیز نشان می‌دهد: فساد در قالب امتیاز دادن، پاداش‌های خارج از ضابطه، هدیه دادن، بذل و بخشش و تصمیم‌هایی که منابع عمومی را در اختیار گروهی محدود قرار می‌دهد.

شاید همین نوع فساد بیش از هر چیز افکار عمومی را خشمگین می‌کند.

اختلاس، دست‌کم در ظاهر، سرقت پنهانی از یک صندوق است، اما وقتی از منابعی که متعلق به میلیون‌ها کارگر و بازنشسته است، برای اعطای هدیه، پاداش یا امتیاز به مدیران استفاده می‌شود، این احساس شکل می‌گیرد که صاحبان قدرت، از جیب دیگران به یکدیگر بذل و بخشش می‌کنند.

اینجا هم مساله فقط از دست رفتن پول نیست؛ مساله از بین رفتن این باور است که منابعی که مردم سال‌ها برای آن زحمت کشیده‌اند، قرار است روزی به خودشان بازگردد.

  • نماینده مجلس: زنجانی و طبری آزاد شده‌اند، مالک بانک آینده هم به ریش مردم می‌خندد

    نماینده مجلس: زنجانی و طبری آزاد شده‌اند، مالک بانک آینده هم به ریش مردم می‌خندد

سوم: یکی از ویژگی‌های مشترک بیشتر پرونده‌های مطرح‌شده این است که سال‌ها پس از وقوع، از طریق تحقیق و تفحص، شکایت یا تغییر مدیریت، آشکار شده‌اند.

این موضوع پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: اگر نظارت موثر وجود داشت، آیا این حجم از تخلفات می‌توانست تا این اندازه تکرار شود؟

شفافیت، پاسخگویی و نظارت مستقل، سه ستون اصلی حفاظت از صندوق‌های عمومی در بسیاری از کشورها هستند.

هر جا یکی از این ستون‌ها تضعیف شود، احتمال تکرار فساد افزایش می‌یابد؛ صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار باشد یا چه مدیری سازمان را اداره کند.

اینجا بحث تنها بر سر گذشته نیست و پرسش اصلی این است: آیا ساختاری که امکان تکرار چنین تخلفاتی را فراهم کرده، اصلاح شده یا ممکن است اصلاح شود؟

در صورت بقای جمهوری اسلامی، پاسخ این سوال قطعا منفی است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.