
حمید آصفی
بخش دوم | سیاست؛ میدان اصلی پس از جنگ
جنگ، هرقدر هم سخت و پرهزینه باشد، سرانجام روزی پایان مییابد؛ اما آزمون واقعی حکومتها از همان روز آغاز میشود. تاریخ، فرماندهان را با پیروزیهای نظامی به یاد میآورد، اما حکومتها را با کیفیت مدیریت همان پیروزیها قضاوت میکند.
پس از پایان درگیری نظامی، مسئله اصلی دیگر میدان نبرد نیست؛ مسئله، ناتوانی جمهوری اسلامی در تبدیل دستاوردهای نظامی به منافع پایدار برای ایران است. اگر دستاوردهای نظامی به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی تبدیل نشوند، پیروزی بهتدریج فرسوده میشود و سرمایهای که با هزینههای سنگین به دست آمده، در اثر سوءمدیریت از میان میرود.
بزرگترین خطای راهبردی آن است که تصور شود قدرت نظامی، بهتنهایی ضامن امنیت و اقتدار است. قدرت نظامی فقط دروازه را میگشاید؛ عبور از آن دروازه، وظیفه دیپلماسی است. هرجا دیپلماسی از حرکت بازمانده، دستاوردهای نظامی نیز دیر یا زود به بنبست رسیدهاند.
جنگ اخیر، محاسبات امنیتی منطقه را تغییر داد. بسیاری از کشورهای عربی دریافتند که امنیت خلیج فارس را دیگر نمیتوان بدون در نظر گرفتن ایران تعریف کرد. آنان همچنین دیدند که تکیه کامل بر قدرتهای فرامنطقهای، نهتنها امنیت پایدار ایجاد نکرد، بلکه خود به منشأ بحران تبدیل شد.
این، سرمایهای کمنظیر برای ایران است؛ سرمایهای که جمهوری اسلامی اگر از اسارت نگاه امنیتی و ایدئولوژیک خارج میشد، میتوانست آن را به پایهگذار ترتیبات جدید امنیتی منطقه تبدیل کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، امکان طرح دوباره ایده امنیت منطقهای با مشارکت کشورهای ساحلی وجود دارد. این همان فرصتی است که سالها به دلیل بیاعتمادی یا اتکای همسایگان به چتر امنیتی آمریکا، جدی گرفته نمیشد. اکنون شرایط تغییر کرده است. هنر سیاست، شناخت لحظههای تاریخی است؛ لحظههایی که اگر از دست بروند، شاید دههها تکرار نشوند.
در سوی دیگر، آمریکا نیز در موقعیتی پیچیده قرار دارد. فشارهای داخلی، مخالفت با گسترش جنگ و هزینههای سیاسی، فضای تازهای ایجاد کرده است. یک دیپلماسی هوشمند، از چنین شرایطی برای گشودن مسیر توافق، کاهش تنش و تأمین منافع ملی استفاده میکند؛ نه اینکه با تصمیمهای شتابزده، همه جریانهای مخالف جنگ را دوباره در یک جبهه واحد علیه ایران قرار دهد.
رفتار یک کشور پیروز، با رفتار حکومتی که اسیر هیجان پیروزی است، تفاوت دارد.
کشور پیروز، از هر دستاورد نظامی، امتیاز سیاسی میسازد.
از هر امتیاز سیاسی، منفعت اقتصادی خلق میکند.
و از هر منفعت اقتصادی، رضایت اجتماعی، سرمایه ملی و ثبات پایدار میآفریند.
این همان «زنجیره تبدیل قدرت» است؛ زنجیرهای که اگر در حلقه نخست متوقف شود، همه حلقههای بعدی نیز از میان خواهند رفت.
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo