رنگ‌های بی‌همتا؛ امضای هنری ایران با روناس و نیل و اسپرک

Monday, 13th July, 2026
اندازه قلم متن

 

تصویر ترکیبی از دو رنگرز سنتی در سنندج با زمینه قالی ساروق و مواد اولیه رنگرزی گیاهی/ فارس

ایندیپندنت فارسی

گاهی یک ترکیب رنگی بیش از یک سند تاریخی، ما را به گذشته می‌برد. قرمز لاکی یک فرش قدیمی، آبی عمیق یک کاشی یا سبز زیتونی دست‌بافته‌ای عشایری تنها رنگ نیستند. ردپای گیاهان، خاک، آب ‌و دانشی‌اند که طی قرن‌ها در یک سرزمین شکل گرفته‌اند.

پیش از آنکه رنگ‌های شیمیایی و فرمول‌های صنعتی جهان را یکدست کنند، رنگ‌ها نیز مانند ادویه‌ها و عطرها، زادگاه داشتند. آن‌گاه که یک گیاه تنها در اقلیم خاصی می‌رویید، یک ماده معدنی از منطقه‌ای محدود به دست می‌آمد و راز اصلی در شیوه فراوری و ترکیب رنگ‌ها نهفته بود. به همین دلیل، برخی رنگ‌ها به نام شهرها و کشورها شناخته می‌شدند و هویت بصری سرزمین‌ها را شکل می‌دادند. ایران نیز یکی از مهم‌ترین مراکز این جهان رنگارنگ بود.

مهم‌ترین رنگ قرمز در تاریخ نساجی و قالیبافی ایران، از ریشه گیاه روناس (Rubia tinctorum) به دست می‌آمد. روناس کرمان، یزد و خراسان به دلیل شرایط اقلیمی و ترکیب خاک، از مرغوب‌ترین انواع روناس جهان به شمار می‌رفت و رنگی عمیق و پایدار ایجاد می‌کرد.

تا پیش از ساخت جوهر روناس مصنوعی (Alizarin) در آلمان در سال ۱۸۶۹، روناس یکی از محصولات صادراتی ارزشمند ایران بود و بخش بزرگی از قرمزهای مشهور فرش‌های کرمان، کاشان و اصفهان با همین گیاه به دست می‌آمد. هارالد بومر، پژوهشگر برجسته رنگرزی طبیعی، در کتاب «کوک‌بویـا» (Kökboya) از جایگاه ویژه روناس ایران در سنت رنگرزی منطقه یاد می‌کند.

آبی نیل (ایندیگو) نیز اگرچه منحصر به ایران نبود، شیوه استفاده از آن کنار روناس، پوست انار و دندانه‌های مختلف (موادی که برای تثبیت و رنگ‌پذیری بیشتر پارچه و الیاف به کار می‌روند)، طیف‌های خاص سرمه‌ای و آبی فرش‌های ایرانی را پدید می‌آورد.

همین موضوع درباره رنگ زرد اسپرک (Reseda luteola) نیز صدق می‌کند. اسپرک که در اصفهان، خراسان و برخی مناطق دیگر ایران کشت می‌شد، یکی از مهم‌ترین منابع رنگ زرد طبیعی بود و در ترکیب با نیل، سبزهایی خاص را به وجود می‌آورد که در قالی‌های عشایری و شهری ایران دیده می‌شود.

پوست انار نیز علاوه بر ایجاد طیف‌های زرد، خاکی و طلایی، در تثبیت رنگ‌ها نقش مهمی داشت و در کنار روناس و نیل، بخشی از امضای رنگی قالی‌ها و منسوجات ایرانی را شکل می‌داد. بسیاری از رنگ‌های زیتونی و خاکی فرش‌های روستایی و عشایری نیز حاصل همین ترکیبات بودند.

در کنار این رنگ‌زاهای شناخته‌شده، پوست گردو نیز یکی از مواد مهم رنگرزی طبیعی در ایران بود. پوست سبز گردو و گاه پوست خشک آن، طیف‌هایی از قهوه‌ای، خاکی، زیتونی و بژ گرم ایجاد می‌کرد که به‌ویژه در رنگرزی پشم و نخ برای قالی، گلیم و دست‌بافته‌های روستایی، کاربرد داشت. اهمیت پوست گردو در این بود که هم در بسیاری از مناطق کوهستانی ایران در دسترس بود و هم رنگ‌هایی می‌داد که با سلیقه بصری فرش‌های روستایی و عشایری سازگار بود.

برگ مو نیز در برخی مناطق برای گرفتن طیف‌های زرد، سبز کم‌رنگ یا خاکی به کار می‌رفت، هرچند نسبت به موادی مانند روناس، نیل، اسپرک و پوست انار جایگاه محدودتری داشت.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که رنگرزی سنتی تنها به گیاهان کمیاب وابسته نبود و گاهی باغ، تاکستان و درختان محلی نیز بخشی از شناسنامه ‌رنگی یک منطقه را می‌ساختند.

رنگرزی گیاهی و سنتی در هر منطقه به‌شدت به عوامل محیطی بستگی داشت. مثلا تغییر میزان سختی آب مورداستفاده در فرایند رنگرزی مستقیما بر محصول نهایی تاثیر می‌گذاشت. گاهی در یک روستا استفاده از آب دو چشمه یا چاه، باعث تفاوت در طیف‌های رنگی می‌شد. این موضوع اهمیت دانش شناخت مواد را که نسل در نسل میان رنگرزان سینه‌به‌سینه حفظ شد، نشان می‌دهد.

برخی رنگ‌های گرانبها نیز از منابعی به دست می‌آمدند که امروزه کمتر شناخته شده‌اند. پیش از ورود قرمزدانه مکزیکی به بازارهای جهانی، برای تولید رنگ قرمز، از گونه‌های محلی حشرات رنگزا در ارمنستان و مناطق جنوب شرقی و شمال غرب ایران استفاده می‌شد. این رنگ از گران‌ترین رنگ‌های جهان به شمار می‌رفت و در پارچه‌ها و آثار نفیس کاربرد داشت.

ایران تنها در رنگ‌های گیاهی شهرت نداشت. پژوهش‌های تاریخ هنر نشان داده‌اند که بخشی از کبالت مورداستفاده در ظروف آبی و سفید مشهور چین در دوران یوان و مینگ، از معادن ایران تامین می‌شد. چینی‌ها این رنگ را «آبی مسلمانان» می‌نامیدند. به همین ترتیب، فیروزه نیشابور نیز نه فقط یک سنگ زینتی، بلکه منبع الهام طیفی از رنگ آبی بود که بعدها از راه تجارت ایران و عثمانی با نام «تورکاز» (turquoise) وارد زبان‌های اروپایی شد.

برخی رنگ‌ها حتی نام ایران را با خود حمل می‌کنند. «کبود ایرانی» (Persian Blue)، «فیروزه‌ای ایرانی» (Persian Turquoise)، «رُز ایرانی» (Persian Rose)، «صورتی ایرانی» (Persian Pink)، «سبز ایرانی» (Persian Green) و «نارنجی ایرانی» (Persian Orange) در فرهنگ‌نامه‌های رنگ و سامانه‌های طراحی ثبت شده‌اند.

امروز که صنعت رنگرزی شیمیایی بسیاری از تفاوت‌های منطقه‌ای را از میان برده است، شاید کمتر به یاد آوریم که زمانی هر شهر و سرزمینی امضای رنگی خود را داشت. همان‌طور که «آبی پروسی» یا «قرمز ونیزی» یادآور جغرافیایی خاص‌اند، رنگرزان کرمان، یزد، کاشان و اصفهان نیز تنها پشم و پارچه را رنگ نمی‌کردند. آن‌ها هویت بصری یک سرزمین را می‌ساختند؛ هویتی که با یک نظر، شناسنامه هنری و تاریخی اثر را پیش روی هنردوستان پهن می‌کرد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.