
تصویر ترکیبی از ریانا و شکیرا بر زمینه مینیاتور ایرانی شیرین اثر حسین بهزاد/ AFP/کاخ موزه نیاوران
سفر فرهنگی نامها پایانی ندارد؛ از «رُمینا» و «کیانا» و در ایتالیا گرفته تا رواج نامهایی مانند «آزاد» و «کیان» در میان کودکان لبنانی
جام جهانی فوتبال امسال نام «یامال» بازیکن نوزدهساله اسپانیایی را بر سر زبانها انداخت؛ نامی که در اصل همان «جمال» است و به ریشههای مراکشی او بازمیگردد. همانطور که خواننده محبوب اختتامیه جام جهانی «شکیرا» نیز میراث لبنانی خود را در نامش حمل میکند.
نامها برخلاف تصور رایج، صورتهایی ثابت و تغییرناپذیر نیستند. آنها همراه انسانها، کتابها، امپراتوریها، مهاجران و محصولات فرهنگی سفر میکنند و در هر ایستگاه، بخشی از آهنگ، املا یا حتی معنایشان را با زبان میزبان هماهنگ میکنند.
«کوروش»، هنگام عبور از فارسی باستان به منابع یونانی، به «کیروس» و سپس در زبان انگلیسی به «سایرس» (Cyrus) تبدیل شد و صورت «سیروس» نیز بعدها به زبان فارسی برگشت و رواج یافت؛ مسیری چند هزارساله که بسیار پیشتر از مهاجرتهای معاصر آغاز شده بود.
در سوی دیگر، نام «ریحانه» با «ریانا» (Rihanna)، خواننده باربادوسی، شهرتی بینالمللی پیدا کرد و واژه عربی «شاکرة» با «شکیرا» جهانی شد.
نامهایی که پیش از صاحبانشان مهاجرت کردند
برخی نامهای ایرانی و خاورمیانهای نه همراه مهاجران معاصر، بلکه از طریق تاریخنگاری، متون دینی و ادبیات کلاسیک وارد زبانها و فرهنگهای اروپایی شدند. «کوروش» نمونه روشن این مسیر است.
داریوش به «داریوس» (Darius) و سپس به «داریا»، خشایارشا به «زِرکسیز» (Xerxes) و «اردشیر» به «آرتاکسرکسیز» (Artaxerxes) تبدیل شد. در چنین مواردی، زبانهای اروپایی نام را مستقیم از فارسی امروز دریافت نکردهاند، بلکه آن را در زنجیرهای از زبانهای واسطه در هزارههای گذشته به ارث بردهاند؛ دورانی که احتمالا اردشیر «اَرتَخْشَثْرَه» و داریوش «دارَیَوَهوش» تلفظ میشد.