داستان غم‌انگیز خشک‌شدن هورالعظیم و سوختن زاگرس؛ گفت‌وگو با اعظم بهرامی

Friday, 18th September, 2026
اندازه قلم متن

ایران وایر

وقتی از محیط زیست ایران صحبت می‌کنیم، دیگر درباره یک موضوع لوکس یا فانتزی حرف نمی‌زنیم؛ ما درباره مایه حیات، امنیت و بقای خودمان روی این نقشه صحبت می‌کنیم. امروز سرزمین ما از چند جبهه در حال عقب‌نشینی است؛ تالاب‌هایمان مثل هورالعظیم عمداً خشک می‌شوند تا نفت استخراج شود، جنگل‌های زاگرس و شمال زیر پای زمین‌خواری و ویلاسازی خاکستر می‌شوند، و با غارت آب‌های زیرزمینی، زمین زیر پایمان در حال فروپاشی و نشست کردن است. آیا این یک بحران طبیعی است یا یک خودکشی دسته‌جمعی مدیریتی؟ امروز همراه با اعظم بهرامی، پژوهشگر و فعال محیط زیست، به این سوال پاسخ می‌دهیم که چطور تصمیمات غلط، ایران را به سمت غیرقابل‌سکونت شدن پیش می‌برد. 

 سال‌هاست می‌شنویم که بخش زیادی از تالاب هورالعظیم را عمداً خشک کرده‌اند چون برای شرکت‌های نفتی ارزان‌تر بود که روی زمین خشک حفاری کنند تا روی آب. هور‌العظیم پهنه آبی که بخشی از آن در جنوب غرب استان خوزستان و بخش بزرگی از آن در خاک عراق قرار دارد بی‌رمق و کم‌جان است. آیا واقعاً ارزشش را داشت که معیشت، اکوسیستم و هوای پاک مردم خوزستان فدای استخراج نفت شود؟ سود این نفت کجاست و دودش چرا باید فقط در چشم مردم برود؟

«اعظم بهرامی» پژوهشگر و فعال محیط‌زیست پیش از پاسخ دادن به این پرسش به سال‌ها پیش باز می‌گردد. برای مرور آنچه هورالعظیم بود و آنچه شد.

این کنشگر محیط‌زیست می‌گوید: «سال‌ها قبل در جریان جنگ ۸ساله میان ایران و عراق، دولت «صدام حسین» برای انتقام گرفتن از مردمان ساکن در نزدیکی «هورالهویزه» که بخش عراقی هورالعظیم است بخشی از این تالاب را خشکاند.»

 رویه‌ای که به گفته بهرامی یکی از نمونه‌های سوءاستفاده از منابع طبیعی در سرکوب شهروندان است: «ما هم این الگو را در رفتار جمهوری اسلامی در مناطق مختلف دیده‌ایم. در آن زمان تقریبا دو سوم تالاب از بین رفت. در فاصله سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ هم ایران دستکاری‌های زیرساختی مثل ساخت سد کرخه را انجام داد که دبی رودخانه کرخه را به شدت برای این تالاب کم کرد. از سال ۱۴۰۰ هم به نقل از معصومه ابتکار بخش عظیمی از تالاب به خاطر تصویب شورای عالی امنیت ملی به نفع یک شرکت نفتی چینی خشکانده شد.»

اعظم بهرامی می‌گوید بررسی مستندات موجود نشان می‌دهد بخش بزرگی از هورالعظیم تنها در مدت ۵روز خشکانده شد و پس از آن تا به امروز نه هر سال که تقریبا هر ماه یک بحران تازه در این تالاب رقم زده شده است.

مسوولیت کشورهای همسایه در مقابل سکوت ایران

مقامات جمهوری اسلامی هربار که فعالان محیط‌زیست درباره بحران هورالعظیم و آنچه در میدان نفتی «سهراب» رخ می‌دهد اعتراض می‌کنند همواره تقصیر را به گردن سدسازی‌های ترکیه یا عدم همکاری عراق در احیای هورالعظیم می‌اندازند اما به راستی چه اندازه از نابودی هورالعظیم واقعا توسط اقدامات همسایگان ایران رخ داده و چقدر حاصل بی‌عملی و انفعال دیپلماسی خود ایران بوده است؟

میدان نفتی سهراب واقع در مخزن یک تالاب هورالعظیم خوزستان، یکی از میدان‌های پر مناقشه است که سال‌ها از دریافت مجوز محیط‌زیستی بازمانده بود تا اینکه مردادماه ۱۴۰۵ مجوز توسعه و بهره‌برداری را از سازمان حفاظت محیط‌زیست گرفت.

به باور اعظم بهرامی مهمترین تخلفات در این زمینه توسط «شرکت ملی نفت ایران» رخ داده است: «در عراق سال ۸۲ تمام سازه‌هایی که با هدف خشکاندن هور ساخته شده بود تخریب و ۷۵درصد تالاب در سمت عراق احیا شد. اما از این سو وزارت نفت دست وزارت نیرو را در تخریب باز گذاشت و حالا هم وزارت نیرو مجوز میدان نفتی را از محیط‌زیست ایران گرفته است.»

به گفته اعظم بهرامی الگوی رفتاری سیستم حکمرانی را باید در اکوسیستم‌ها و مدل‌ها و جغرافیای مختلفی مشاهده و درباره آن تحلیل کرد: «در گذشته ارمنستان رودهای بالادست ارس را آلوده می‌کرد تا جایی که شائبه مشاهده آلودگی‌های رادیواکتیو در آب ارس ایران مطرح شد اما واکنش دولت تقریبا هیچ بود. در محافظت از خلیج فارس، خزر، تالاب هامون هم همین شرایط است آن‌ها حتی با دولت طالبان نتوانستند به یک توافق برد برد در زمینه تامین حق آبه برسند. به همین سبب طبیعی است که به جای پاسخگویی و قبول مسوولیت دست به فرافکنی و مقصر دانستن کشورهای دیگر بزند.»

به باور بهرامی، اکوسیستم‌ها به هم مرتبط هستند و این‌که کشورها با هم نسبت به آن‌ها حساس باشند مساله نادرستی نیست اما ایران با فرافکنی عراق و ترکیه را مقصر مشکلات هورالعظیم می‌داند.

او در توضیح این ادعا می‌گوید:‌ «سدهای ترکیه بیشتر دجله را تحت تاثیر قرار می‌دهد که به قسمت عراقی هورالعظیم می‌ریزد. ورودی هورالعظیم کرخه است، سد کرخه هم ساخت ایران است.»

 کنوانسیون‌های بین‌المللی کجای این قصه هستند؟ایران خودش میزبان و پایه‌گذار کنوانسیون بین‌المللی رامسر برای حفاظت از تالاب‌ها بوده است. چطور می‌شود دولتی که عضو این معاهده است، خودش بزرگ‌ترین عامل تخریب تالاب‌هایش باشد؟ آیا هیچ راهی برای شکایت یا فشار بین‌المللی وجود دارد؟

اعظم بهرامی بر این باور است که نهادهای بین‌المللی در زمینه محیط‌زیست کارکرد خود را از دست داده‌اند و هرگز موضوعاتی مانند حقوق بشر و محیط‌زیست در اولویت‌های گفتگوهای سیاسی در جهان نیست.

او می‌گوید شیب اقتصادی به سمت و سویی رفته که تمامی تلاش‌های پیشین برای رسیدن به گرسنگی صفر و آب نوشیدنی سالم دارد برمی‌گردد به پیش از دوران پاندمی کرونا: «در چنین شرایطی یک کنفرانس رامسر که ضمانت اجرایی ندارد نمی‌تواند اثر معناداری در این وضعیت ایجاد کند اما سال ۱۴۰۴ که زیمبابوه میزبان کنفرانس رامسر بود درباره اینکه در یک مشارکت سه‌طرفه بین ترکیه،ایران و عراق احیا شود اما همانطور که می‌بینی تلاش قابل مشاهده‌ای را نمی‌بینیم.»

پیوندهای تاریخی زنان و تالاب‌ها؛ دست‌های بسته زنان هور 

سهم واقعی زنان در اقتصاد غیررسمی وابسته به هور پیش از خشکانده شدن از حصیربافی، فرآوری لبنیات گاومیش، جمع‌آوری نی و ماهی خرد چقدر بخش مهمی از درآمد خانواده را تشکیل می‌داد. با خشک‌شدن تالاب و مهاجرت مردان برای کار در پروژه‌های نفتی یا شهرهای دیگر، شمار زیادی از خانوارهای هورنشین حالا عملاً توسط زنان اداره می‌شوند و این زنان چه دسترسی‌ای به آب، سوخت، و خدمات درمانی دارند؟

اعظم بهرامی با اشاره به اینکه حتی در تحقیقات سازمان‌های جهانی درباره خاورمیانه زنانی که زندگی آن‌ها در پیوند با آب و تالاب تعریف می‌شود بسیار نادیده گرفته شده‌اند، می‌گوید:‌ «با این‌که آمار نداریم اما زنان به‌ویژه زنان روستایی که در حاشیه دریا، رودخانه، تالاب یا دریاچه‌ها زندگی می‌کنند زندگی‌شان وابسته به آب ست. همین زنان با مهاجرت مردان از روستاهای خوزستان ابزارهای لازم برای سرپرستی خانواده را ندارند. بسیاری از آن‌ها حساب بانکی، اینترنت، موبایل، امکان رانندگی ندارند. حق خرید و فروش زمین، حق تصمیم‌گیری برای فرزند، هیچ ندارند و فقط هرچه درآمد دارند صرف خانواده می‌کنند.»

این پژوهشگر می‌گوید در مناطقی مثل هورالعظیم که تالاب خشک می‌شود زنان و دختربچه‌ها به زنان و دختران «آب‌آور» تبدیل می‌شوند؛ پدیده‌ای که اولین تبعات آن ترک تحصیل دختران است.

افزایش ریزگرد و بیماری‌های تنفسی و قلبی به دلیل خشکاندن عمدی هورالعظیم و تالاب شادگان موجب شده که کار مراقبتی بی‌مزد از کودکان و سالمندان بیمار را به‌طور نامتناسب روی دوش زنان گذاشته شود، بی‌آنکه  آیا هیچ برنامه توانمندسازی اقتصادی، اشتغال جایگزین و یا تعاونی زنان برای این جامعه طراحی شده باشد.

اعظم بهرامی می‌گوید «عدم اجرای چنین طرح‌هایی موجب کوچ اجباری نزدیک به چهار هزار خانواده در عرض ۵سال از شادگان و روستاهای اطراف آن شده است.»

زنان زاگرس و هورالعظیم در قیاس با همتایان‌شان در آن سوی مرزها

اعظم بهرامی می‌گوید سرمایه‌گذاری‌های دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی با هدف فراهم‌کردن پتانسیل برابر برای رشد همه ساکنان زنان کردستان عراق در آن سوی مرز یا زنان حاشیه هورالهویزه در عراق انجام شده است.  حمایت‌هایی که  هم به احیای تالاب‌ و جنگل منجر شده و هم به توانمندسازی‌ زنان منطقه.

او تاکید می‌کند به‌دلیل ناکارآمدی حکومت ایران در زاگرس به‌شکل مداوم آتش‌سوزی‌های عظیم رخ می‌‌دهد: «همین حالا که صحبت می‌کنیم در مناطق مرتفع استان فارس آتش‌سوزی است. در حالی که آن سوی مرز در کردستان عراق روی آموزش زنان و کودکان برای احیای درخت بلوط سرمایه‌گذاری شده است.»

او با ابراز تاسف می‌گوید هیچ سازوکاری برای محافظت از محیط‌زیست در ایران جواب نداده چون سیستم حاکمیتی بزرگترین مانع است: «شما ببینید حتی ثبت میراث جهانی کردن منابع طبیعی هم نتوانست از نابودی آن‌ها جلوگیری کند. نمونه می‌خواهید جنگل‌های هیرکانی، حالا بزرگترین مرکز دفن زباله در هیرکانی است. همین حالا تخت جمشید در خطر خارج شدن از میراث جهانی یونسکو است.»

به گفته اعظم بهرامی پروژه‌های کوچکی که به صورت مردمی در این مناطق برای احیا انجام می‌شود به واسطه فساد سیستماتیک حکومت و شیوه‌های ناپایداری که به کار می‌بندد بسیار عملی‌تر و قابل اجراتر از شیوه‌های دولتی است.

این پژوهشگر محیط‌زیست در پاسخ به‌اینکه آیا درحال حاضر تالاب هورالعظیم در نقطه غیرقابل بازگشت قرار دارد می‌گوید: «اولین اقدامی که باید انجام شود توقف کامل هرگونه پروژه نفتی و گازی است. اگر این پروژه‌ها به شکل کامل متوقف شود. این اتفاق در دوران جمهوری اسلامی هرگز نخواهد افتاد چون این حکومت به دنبال کسب درآمد هرچه بیشتر و هزینه کردنش برای هرچیزی جز آسایش مردم است. اگر در آینده حکومتی دموکرات داشته باشیم با یک شیوه‌های خیلی رادیکالی در مورد این مناطق شاید بشود بخش‌هایی را نجات داد.»

چهره غم‌انگیزه خالی از سکنه روستاها

تغییرات اقلیمی اسفبار در خاورمیانه را وقتی به سیستم حکمرانی ایران علاوه کنیم تلخی و سختی شرایط منابع طبیعی بیشتر به چشم می‌آید. اعظم بهرامی این شرایط را «گره انسانی» توصیف می‌کند و می‌گوید: «الان وضع به جایی رسیده که ۹۹درصد مردم خوزستان می‌خواهند مهاجرت کنند. ماجرای خشکی تالاب و آب گره پیدا کرده با حوزه انسانی.»

او تصویری هولناک مقابل چشم ما می‌گذارد: «فکر کنید روستاهایی که در آن‌ها زمین بازی کودک و مدرسه ساخته شده اما خالی از سکنه شده‌اند. کسی نیست که در آن مدارس درس بخواند و در آن زمین‌ها بازی کند.»

به گفته اعظم بهرامی در استان فارس مناطق تالابی وجود دارد که به نقطه «غیرقابل بازگشت» رسیده‌اند: «مثلا تالاب پریشان. در حال حاضر یک سری تالاب دایمی داشته‌ایم که فصلی شده، یک سری تالاب فصلی داشتیم که خشک شده یا مساحتش به یک سوم کاهش پیدا کرده، دو سوم خشک شده هم قابل احیا نیست. چشم‌انداز هورالعظیم هم روشن نیست اما آرزوی نجاتش را که می‌توانیم داشته باشیم. آرزو و امید الان تنها چراغ راه ماست.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.