روزی که نفت، قدرت و سیاست به هم رسیدند!

Saturday, 22nd August, 2026
اندازه قلم متن

پارسا زندی

 

روایت مستند ۲۸ مرداد و سقوط مصدق ، از نقش آمریکا و انگلیس تا نیروهای داخلی

مقدمه:

مدت ها درباره وقایع منتهی به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ملی شدن صنعت نفت، سقوط دولت دکتر محمد مصدق و نقش بازیگران داخلی و خارجی در این رخداد مهم تاریخی مطالعه و بررسی می کردم. هرچه بیشتر در اسناد، گزارش ها و روایت های مختلف دقیق شدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که ۲۸ مرداد را نمی توان با یک روایت ساده و یک طرفه توضیح داد.

به همین دلیل تصمیم گرفتم این موضوع را تا حد امکان بدون نگاه جناحی، سیاسی و سلیقه ای بررسی کنم ،نه با هدف دفاع مطلق از یک شخصیت یا جریان و نه برای محکوم کردن یک طرف و تطهیر طرف دیگر، بلکه با تکیه بر اسناد و منابع معتبر، به ویژه اسناد رسمی و رفع طبقه بندی شده آمریکا که بخش مهمی از برنامه ریزی و اجرای عملیات موسوم به تی پی آژاکس (TPAJAX) را روشن کرده اند.

مجموعه رسمی اسناد وزارت خارجه آمریکا نیز بخش مستقلی را به «برنامه ریزی و اجرای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX)، مارس تا اوت ۱۹۵۳» اختصاص داده است. 

در این بررسی تلاش  کردم نقش محمد مصدق، محمدرضا شاه، فضل الله زاهدی، آمریکا و انگلیس، روحانیون، بازار، ارتش، نیروهای خیابانی، مردم و حزب توده در کنار یکدیگر دیده شوند.

هدف این نوشته تحمیل یک قضاوت از پیش تعیین شده نیست. تلاش شده از احساسات و روایت های یک طرفه فاصله گرفته شود تا خواننده بتواند بر پایه اسناد و شواهد، قضاوت خود را انجام دهد.

ملی شدن نفت؛ آغاز یک بحران بزرگ

ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۳۰ یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران بود. برای بخش بزرگی از جامعه ایران، نفت تنها یک مسئله اقتصادی نبود؛ بلکه به نماد استقلال و مبارزه با نفوذ خارجی تبدیل شده بود.

با روی کار آمدن دولت مصدق و ملی شدن صنعت نفت، رویارویی ایران و بریتانیا وارد مرحله تازه ای شد. بریتانیا منافع اقتصادی و راهبردی بزرگی در صنعت نفت ایران داشت و در برابر ملی شدن نفت مقاومت کرد. تحریم نفت ایران و فشارهای اقتصادی و سیاسی، بحران را تشدید کرد.

پژوهش های تاریخی نیز رویارویی نفتی ایران و انگلیس را یکی از زمینه های اصلی بحران منتهی به کودتا می دانند. بریتانیا از مدت ها پیش تلاش هایی را برای کنار زدن مصدق آغاز کرده بود و این تلاش ها سرانجام با همکاری آمریکا به طرحی برای سرنگونی دولت او تبدیل شد.

در ابتدا دولت آمریکا بیشتر به دنبال یافتن راهی برای حل بحران بود، اما با آغاز ریاست جمهوری آیزنهاور و تشدید فضای جنگ سرد، نگرانی واشنگتن از نفوذ شوروی و حزب توده افزایش یافت.

به این ترتیب، مسئله نفت با نگرانی های امنیتی و ضدکمونیستی آمریکا پیوند خورد و زمینه برای دخالت مستقیم تر واشنگتن فراهم شد.

آیا آمریکا و انگلیس واقعا در کودتا نقش داشتند؟

امروز دیگر نمی توان نقش آمریکا در سرنگونی دولت مصدق را صرفا یک ادعای سیاسی دانست.

اسناد رسمی آمریکا که طی سال های مختلف رفع طبقه بندی شده اند، نشان می دهند که دولت آمریکا تصمیم به اجرای یک عملیات مخفی علیه دولت مصدق گرفت و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا (CIA)، در طراحی و اجرای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) نقش اساسی داشت.

مجموعه اسناد وزارت خارجه آمریکا نیز بخش مستقلی را به برنامه ریزی و اجرای این عملیات اختصاص داده است. 

اسناد موجود همچنین نشان می دهند که هدف عملیات، برکناری مصدق و روی کار آوردن فضل الله زاهدی بود. عملیات با همکاری اطلاعاتی و سیاسی آمریکا و انگلیس طراحی شد و سیا (CIA) مسئول اجرای بخش اصلی آن در ایران بود.

یکی از مهم ترین اسناد، تاریخچه داخلی سیا (CIA) به قلم دونالد ویلبر است که در مارس ۱۹۵۴، تنها چند ماه پس از کودتا، تهیه شد و جزئیات فراوانی از عملیات ارائه می دهد. این سند بعدها رفع طبقه بندی شد و به یکی از مهم ترین منابع اولیه درباره عملیات تبدیل شد. اسناد بعدی سیا (CIA) نیز نقش این سازمان را در برنامه ریزی و اجرای عملیات تایید کرده و جزئیات بیشتری درباره ساختار و نحوه اجرای آن آشکار کرده اند. 

نقش بریتانیا نیز در پژوهش های تاریخی و اسناد موجود به طور گسترده بررسی و مستند شده است. مقام های بریتانیایی پیش از کودتا درباره امکان براندازی مصدق با طرف آمریکایی گفت وگو کرده بودند و در نهایت طرح مشترکی برای سرنگونی مصدق و روی کار آوردن زاهدی شکل گرفت.

با این حال، یک نکته مهم را باید روشن کرد: دولت بریتانیا برخلاف آمریکا، بخش قابل توجهی از اسناد مستقیم مربوط به نقش عملیاتی خود را همچنان منتشر نکرده است. بنابراین درباره نقش انگلیس باید میان اسناد مستقیم، گزارش های آمریکایی و پژوهش های تاریخی تفکیک قائل شد.

اگر شاه اختیار عزل نخست وزیر را داشت، پس چرا کودتا؟

این یکی از مهم ترین پرسش های تاریخی درباره ۲۸ مرداد است.

محمدرضا شاه فرمان عزل مصدق و انتصاب فضل الله زاهدی را صادر کرد و اصل وجود این فرمان ها محل تردید تاریخی نیست.

در متمم قانون اساسی مشروطه، اصل چهل و ششم، عزل و نصب وزیران را به موجب فرمان شاه می داند. به همین دلیل، طرفداران مشروعیت اقدام شاه به این اصل استناد می کنند.

اما مسئله به همین سادگی نیست.

مصدق و طرفدارانش تفسیر متفاوتی از ساختار مشروطه داشتند و بر اصول مربوط به مسئولیت وزیران در برابر مجلس و تشریفات قانونی اجرای فرمان های سلطنتی تکیه می کردند. از همین رو، درباره اینکه آیا اصل چهل و ششم به شاه اختیار مستقل برای برکناری نخست وزیری را که از مجلس مشروعیت گرفته بود می داد یا نه، اختلاف حقوقی و تاریخی جدی وجود دارد.

بنابراین نمی توان با اطمینان گفت که این موضوع از نظر حقوقی کاملا بدیهی و بدون اختلاف بوده است.

اما حتی اگر تفسیر طرفداران اختیار شاه را بپذیریم، یک واقعیت همچنان پابرجاست: وجود فرمان شاه، نقش سازمان یافته آمریکا و انگلیس در تلاش برای سرنگونی مصدق را از بین نمی برد.

اسناد تاریخی نشان می دهند که افسران سیا (CIA) در چارچوب عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) دو فرمان سلطنتی برای برکناری مصدق و انتصاب زاهدی تهیه کردند و شاه آنها را امضا کرد.

بنابراین وجود فرمان سلطنتی و وجود عملیات خارجی را نمی توان دو واقعیت متناقض دانست.

محمدرضا شاه؛ پادشاهی مردد در لحظه سرنوشت ساز

نقش محمدرضا شاه در ۲۸ مرداد را نیز باید با دقت و بدون ساده سازی بررسی کرد.

شاه در آن مقطع نه شخصیتی کاملا مستقل از قدرت های خارجی بود و نه صرفا ابزاری بی اختیار. با این حال، شواهد تاریخی نشان می دهد که او درباره برکناری مصدق تردید داشت و برای پذیرش طرح کودتا تحت فشار قرار گرفت.

بر اساس پژوهش های تاریخی، شاه پس از دیدار با کرمیت روزولت و دریافت اطمینان از حمایت آمریکا و انگلیس، سرانجام با اجرای طرح موافقت کرد؛ اما موافقت او با تردید و اکراه همراه بود.

این تردیدها در کنار رفتار شاه در روزهای بعد اهمیت زیادی پیدا می کند.

پس از شکست مرحله نخست عملیات در ۲۵ مرداد، شاه به جای ماندن در کشور، از ایران خارج شد و ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت.

این اقدام را نمی توان نادیده گرفت.

پادشاهی که قرار بود فرمان عزل نخست وزیر را صادر کند و فرماندهی عالی نیروهای مسلح را در اختیار داشت، در حساس ترین لحظه از کشور خارج شد و عملا سرنوشت سیاسی خود را به نتیجه عملیاتی سپرد که بخش مهمی از طراحی آن در خارج از ایران انجام شده بود.

از این منظر، می توان گفت یکی از ویژگی های مهم رفتار شاه در آن مقطع، تردید، اتکا به حمایت خارجی و ناتوانی در اتخاذ تصمیمی مستقل و قاطع در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ سیاسی ایران بود.

البته بهتر است از عبارت «شاه کاملا بی اراده بود» با احتیاط استفاده شود. شاه در سال های بعد به تدریج قدرت بسیار گسترده ای به دست آورد و خود به یکی از قدرتمندترین بازیگران سیاسی ایران تبدیل شد.

اما این واقعیت، رفتار او در سال ۱۳۳۲ را تغییر نمی دهد.

شاه در لحظه ای که مرحله نخست عملیات شکست خورد، کشور را ترک کرد و منتظر ماند تا نتیجه تحولات مشخص شود. این رفتار با تصویری که بعدها از شاه به عنوان حاکمی مقتدر ساخته شد، تفاوت آشکاری دارد.

نکته مهم دیگر این است که کودتا موقعیت سیاسی شاه را به طور بنیادین تغییر داد.

شاه پیش از ۲۸ مرداد پادشاهی بود که با محدودیت های جدی سیاسی روبه رو بود و دولت مصدق از پشتوانه پارلمانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار بود. اما پس از کودتا، شاه به تدریج به مرکز اصلی قدرت سیاسی کشور تبدیل شد.

به بیان دیگر، کودتا برای شاه فقط بازگشت به قدرت نبود؛ آغاز مرحله ای تازه از سلطنت او بود که در آن قدرت شخصی و سیاسی شاه به شکل چشمگیری افزایش یافت.

فضل الله زاهدی؛ نخست وزیری در سایه کودتا

فضل الله زاهدی نیز در این میان نقش مهمی داشت.

زاهدی پیش از کودتا در مخالفت با مصدق فعال بود و از مدت ها پیش با شبکه های مخالف دولت ارتباط داشت.

پژوهش های تاریخی نشان می دهند که زاهدی در طرح های مختلف برای کنار زدن مصدق نقش داشت و در نهایت به گزینه اصلی برای نخست وزیری پس از سقوط دولت مصدق تبدیل شد.

در طرح تی پی آژاکس (TPAJAX)، زاهدی گزینه اصلی برای جانشینی مصدق بود.

بنابراین نخست وزیری او را نمی توان صرفا نتیجه یک تحول خودجوش داخلی دانست. او بخشی از ساختار سیاسی بود که با همکاری نیروهای داخلی و خارجی برای سرنگونی دولت مصدق شکل گرفته بود.

در عین حال، زاهدی را نیز نباید شخصیتی کاملا بی اختیار تصور کرد. او اهداف سیاسی و قدرت طلبی خود را داشت و در صحنه داخلی ایران یک بازیگر سیاسی مستقل محسوب می شد.

با این حال، قدرت او پس از کودتا به شدت به حمایت شاه، ارتش و پشتیبانی آمریکا وابسته بود.

به همین دلیل، تصویر دقیق تر آن است که زاهدی را بازیگری داخلی بدانیم که در چارچوب ائتلافی قرار گرفت که بخش مهمی از پشتوانه آن را آمریکا و انگلیس فراهم کرده بودند.

۲۵ مرداد؛ شکست نخستین مرحله

در شب ۲۴ به ۲۵ مرداد، سرهنگ نعمت الله نصیری مامور شد فرمان شاه را به مصدق ابلاغ کند.

اما دولت مصدق از طرح آگاه شد و نصیری دستگیر شد.

مرحله نخست عملیات شکست خورد.

شاه کشور را ترک کرد و ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت.

در ظاهر، کودتا شکست خورده بود، اما عملیات متوقف نشد.

شبکه های سیاسی، تبلیغاتی و عملیاتی که برای سرنگونی دولت ایجاد شده بودند، وارد مرحله بعد شدند.

پس از شکست مرحله نخست، کرمیت روزولت و شبکه عملیاتی سیا (CIA) تلاش کردند طرح جدیدی را برای سرنگونی دولت اجرا کنند. نسخه های فرمان های سلطنتی در تهران توزیع شد، تلاش برای جلب افسران ارتش ادامه یافت و فعالیت های تبلیغاتی و خیابانی شدت گرفت.

اسناد رسمی آمریکا نیز نشان می دهند که برنامه تی پی آژاکس (TPAJAX) دربرگیرنده ابعاد سیاسی، تبلیغاتی و نظامی بود و در ماه های مارس تا اوت ۱۹۵۳ برنامه ریزی و اجرا شد. 

۲۸ مرداد؛ خیابان، تبلیغات و ارتش

در روز ۲۸ مرداد، فضای تهران به سرعت تغییر کرد.

گروه هایی از نیروهای خیابانی به حرکت درآمدند و درگیری ها گسترش یافت. بخشی از این نیروها سازمان یافته و از سوی شبکه های مخالف مصدق بسیج شده بودند.

در روزهای پیش از کودتا نیز تظاهرات و تبلیغات ضد مصدق با هدف ایجاد ترس از قدرت گرفتن حزب توده انجام شده بود.

شبکه عملیاتی آمریکا و متحدان داخلی آن تلاش کردند از نگرانی جامعه نسبت به کمونیسم برای تغییر فضای سیاسی استفاده کنند. پژوهش های تاریخی نقش تبلیغات، شایعه پراکنی، مطبوعات و سازمان دهی نیروهای خیابانی را در این مرحله بررسی کرده اند.

اما نمی توان سقوط دولت را فقط به نیروهای خیابانی نسبت داد.

عامل تعیین کننده، ورود بخش هایی از ارتش و نیروهای نظامی بود.

رادیو تهران به تصرف نیروهای مخالف دولت درآمد، مراکز دولتی مورد حمله قرار گرفتند و در نهایت نیروهای نظامی به خانه مصدق حمله کردند.

بنابراین نیروهای خیابانی در ایجاد فشار و آشوب نقش داشتند، اما بدون ورود نیروهای نظامی، سقوط دولت به این شکل بسیار دشوار بود.

نقش مردم؛ قیام مردمی یا عملیات سازمان یافته؟

در مورد نقش مردم نیز باید از دو روایت افراطی فاصله گرفت.

نمی توان گفت هیچ کس از مردم با شاه همراه نبود.

بخشی از جامعه واقعا از مصدق ناراضی شده بود. بحران اقتصادی، توقف صادرات نفت، فشارهای اقتصادی، اختلافات سیاسی و ترس از گسترش کمونیسم، فضای اجتماعی را پیچیده کرده بود.

از سوی دیگر، نمی توان گفت همه مردم ایران علیه مصدق بودند.

جامعه ایران در آن زمان چندپاره بود و بخش مهمی از جامعه همچنان از مصدق حمایت می کرد.

بنابراین حضور مردم در خیابان را باید واقعیتی تاریخی دانست، اما این حضور را نباید با «قیام کاملا خودجوش و مستقل از عملیات خارجی» یکی دانست.

در همان حال، نمی توان حضور واقعی بخشی از مردم در حمایت از شاه را نیز انکار کرد.

دقیق تر آن است که بگوییم عملیات خارجی توانست از شکاف ها و نارضایتی های واقعی داخلی استفاده کند و بخشی از آنها را در جهت سرنگونی دولت مصدق سازمان دهی کند.

نقش روحانیت؛ نه یکپارچه و نه قابل حذف

روحانیت ایران در آن دوره یک جریان یکپارچه نبود.

آیت الله کاشانی در مراحل مهم نهضت ملی شدن نفت و در قیام سی ام تیر ۱۳۳۱ از متحدان مصدق بود، اما بعدها به شدت از او فاصله گرفت.

در ماه های پیش از کودتا، کاشانی و برخی دیگر از روحانیون در اردوگاه مخالفان مصدق قرار گرفتند. پژوهش های تاریخی نقش این شبکه ها را در بسیج اجتماعی و تبلیغات ضد مصدق بررسی کرده اند.

با این حال، نسبت دادن کودتا به «کل روحانیت» نادرست است.

همه روحانیون یک موضع نداشتند و همه آنها در عملیات نقش نداشتند.

آنچه می توان با احتیاط بیشتری گفت این است که بخشی از نیروهای مذهبی و روحانی در ائتلاف مخالفان مصدق قرار گرفتند و برخی از آنها در بسیج اجتماعی علیه دولت نقش داشتند.

در مورد ارتباط مستقیم برخی از این افراد با شبکه های خارجی نیز باید میان موارد مستند و مواردی که هنوز درباره آنها اختلاف پژوهشی وجود دارد تفاوت گذاشت.

این همان مرزی است که یک مقاله مستند باید رعایت کند.

نیروهای خیابانی و شبکه های سیاسی

یکی از تصاویر شناخته شده ۲۸ مرداد، حضور گروه های جاهل، لات و نیروهای خیابانی در تهران است.

در آن روزها، افرادی مانند شعبان جعفری و شبکه های مشابه در بسیج خیابانی نقش داشتند.

با این حال، استفاده از تعبیر «اوباش حکومتی» بدون توضیح می تواند واقعیت را ساده کند.

بخشی از این نیروها از شبکه های مخالف مصدق و نیروهای سلطنت طلب حمایت می کردند و در برخی موارد نیز منابع مالی و سازمان دهی خارجی به کار گرفته شد.

پژوهش های تاریخی درباره عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) نشان می دهند که شبکه های خیابانی، مطبوعاتی و سیاسی در کنار نیروهای نظامی برای تغییر فضای سیاسی به کار گرفته شدند.

اما این نیروها به تنهایی کودتا را پیروز نکردند.

خیابان فضا را تغییر داد، اما ارتش قدرت را تغییر داد.

حزب توده؛ خیانت یا یک شکست تاریخی؟

حزب توده یکی از مهم ترین نیروهای سیاسی ایران در آن دوره بود و به دلیل سازمان یافتگی و نفوذ اجتماعی خود می توانست بر معادلات سیاسی اثرگذار باشد.

این حزب از خطر کودتا بی خبر نبود.

اسناد اطلاعاتی آمریکا نشان می دهند که حزب توده درباره احتمال کودتا هشدارهایی دریافت کرده بود و حتی درباره چگونگی واکنش در صورت وقوع کودتا دستورالعمل هایی داشت. با این حال، حزب در روزهای سرنوشت ساز نتوانست به شکل موثری از دولت مصدق دفاع کند.

یکی از عوامل مهم، نگرانی حزب از درگیری مستقیم با حکومت و همچنین محاسبات مربوط به شوروی و فضای جنگ سرد بود.

با این حال، باید از یک ادعای بدون سند پرهیز کرد.

اسناد موجود ثابت نمی کنند که حزب توده برای سرنگونی مصدق با آمریکا و انگلیس همکاری کرده باشد.

از سوی دیگر، انفعال آن در روزهای حساس را نیز نمی توان نادیده گرفت.

بنابراین شاید تعبیر دقیق تر، نه «خیانت اثبات شده»، بلکه شکست سیاسی و خطای راهبردی بزرگی باشد که به موفقیت کودتا کمک کرد.

مصدق؛ نه قدیس و نه خائن

بررسی نقش خارجی نباید ما را به این نتیجه برساند که مصدق هیچ اشتباهی نداشت.

دولت او با بحران اقتصادی بسیار دشواری مواجه بود. توقف صادرات نفت، فشار اقتصادی و بن بست مذاکرات با بریتانیا شرایط دشواری ایجاد کرده بود.

مصدق همچنین با شاه، آیت الله کاشانی، بخشی از مجلس و گروه های سیاسی مختلف وارد اختلاف شد.

انحلال مجلس نیز از بحث برانگیزترین تصمیمات او بود و مخالفانش آن را مغایر با روح نظام مشروطه می دانستند.

در نتیجه، زمینه داخلی برای سقوط دولت وجود داشت و مصدق نیز در ایجاد یا تشدید برخی از این شکاف ها بی تقصیر نبود.

اما باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت:

یک دولت ممکن است اشتباه سیاسی داشته باشد؛ اما این مسئله به خودی خود دخالت مخفی دولت های خارجی برای سرنگونی آن را مشروع نمی کند.

نفت؛ انگیزه اصلی یا بخشی از ماجرا؟

نفت بدون تردید یکی از محورهای اصلی بحران بود.

ملی شدن صنعت نفت، منافع اقتصادی و راهبردی بریتانیا را به شدت تهدید کرد.

اما درباره آمریکا مسئله پیچیده تر بود.

واشنگتن از یک سو نگران بحران نفت و تاثیر آن بر ثبات منطقه بود و از سوی دیگر، در چارچوب جنگ سرد، از قدرت گرفتن حزب توده و احتمال افزایش نفوذ شوروی در ایران بیم داشت.

اسناد و پژوهش های تاریخی نشان می دهند که نگرانی های مربوط به نفت و جنگ سرد در سیاست آمریکا علیه مصدق در کنار یکدیگر قرار گرفتند. پژوهش های تاریخی درباره اسناد تازه منتشرشده نیز بر پیوند نگرانی های جنگ سرد با تصمیم گیری درباره عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) تاکید کرده اند. 

پس از کودتا نیز شرکت های آمریکایی وارد کنسرسیوم نفت ایران شدند.

بنابراین ساده سازی ماجرا به اینکه «کودتا فقط برای نفت بود» دقیق نیست؛ همان طور که نادیده گرفتن اهمیت نفت نیز با شواهد تاریخی سازگار نیست.

نفت و جنگ سرد در ایران به یکدیگر پیوند خوردند.

بعد از کودتا چه اتفاقی افتاد؟

پس از سقوط مصدق، فضل الله زاهدی نخست وزیر شد و محمدرضا شاه قدرت بسیار بیشتری به دست آورد.

مصدق محاکمه شد و پس از پایان دوران زندان، تا پایان عمر در حصر خانگی باقی ماند.

حزب توده سرکوب شد و جبهه ملی نیز از قدرت سیاسی کنار گذاشته شد.

به تدریج فضای سیاسی ایران به سمت تمرکز بیشتر قدرت در دربار حرکت کرد.

کودتا نقطه عطفی در بازگشت قدرت سلطنتی و افزایش نفوذ آمریکا در عرصه سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران بود.

شاه پس از کودتا دیگر حاضر نبود مانند سال های پیش از آن صرفا در جایگاه یک پادشاه محدود به تشریفات سلطنتی باقی بماند.

او به تدریج ارتش، دولت و ساختار سیاسی کشور را بیشتر تحت کنترل خود قرار داد.

به این ترتیب، کودتا از یک سو مصدق را از قدرت کنار زد و از سوی دیگر به آغاز دوره ای انجامید که در آن شاه به مرکز اصلی قدرت سیاسی کشور تبدیل شد.

پژوهش های تاریخی، کودتا را یکی از عوامل مهم در بازگشت حکومت اقتدارگرایانه شاه و تضعیف فعالیت سیاسی سازمان یافته در ایران می دانند.

برخی پژوهشگران نیز معتقدند پیامدهای بلندمدت این روند در شکل گیری شرایطی که سرانجام به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید، بی تاثیر نبوده است.

البته درباره اینکه بدون کودتا حتما انقلاب ۱۳۵۷ رخ نمی داد، نمی توان با قطعیت سخن گفت.

اگر کودتا اتفاق نمی افتاد چه می شد؟

این شاید جذاب ترین و در عین حال دشوارترین پرسش باشد.

هیچ مورخی نمی تواند با اطمینان بگوید اگر ۲۸ مرداد رخ نمی داد، ایران امروز چه کشوری بود.

ممکن بود مصدق در انتخابات بعدی شکست بخورد.

ممکن بود اختلاف او با شاه ادامه پیدا کند.

ممکن بود بحران نفت از راه مذاکره حل شود.

ممکن بود حزب توده نفوذ بیشتری پیدا کند.

حتی ممکن بود بحران سیاسی دیگری در فاصله ای کوتاه رخ دهد.

بنابراین هر تصویری از ایران بدون کودتا باید به عنوان یک سناریوی احتمالی مطرح شود، نه یک حقیقت قطعی.

اما یک نکته مهم وجود دارد:

کودتا یکی از مسیرهای احتمالی تحول تدریجی سیاسی و پارلمانی ایران را قطع کرد.

پس از کودتا، قدرت شاه به شکل محسوسی افزایش یافت و فضای سیاسی کشور به سمت تمرکز قدرت و محدود شدن رقابت سیاسی رفت.

اگر کودتا رخ نمی داد، احتمال داشت نظام پارلمانی فرصت بیشتری برای تثبیت پیدا کند؛ اما اینکه این مسیر حتما به دموکراسی پایدار منتهی می شد، قابل اثبات نیست.

————————————————————-

جمع بندی :

آن روز که ایران از مسیر دیگری رفت

پس از کنار هم گذاشتن اسناد، پژوهش ها و اتفاقات آن دوره، به نظر می رسد ۲۸ مرداد را نمی توان با یک علت توضیح داد.

آمریکا و انگلیس برای سرنگونی دولت مصدق برنامه ریزی کردند، سیا (CIA) در اجرای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) نقش مستقیم و سازمان یافته داشت؛ شاه فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی را صادر کرد، مخالفان داخلی مصدق در اجرای عملیات نقش داشتند، بخشی از روحانیون و شبکه های مذهبی در اردوگاه مخالفان قرار گرفتند،نیروهای خیابانی فضای لازم را ایجاد کردند، بخش هایی از ارتش عامل تعیین کننده در سقوط دولت شدند، بخشی از مردم ناز به صورت واقعی در حمایت از شاه وارد خیابان شدند، و حزب توده در حساس ترین لحظه نتوانست دفاع موثری از دولت مصدق انجام دهد.

اما در این میان، نقش محمدرضا شاه جایگاه ویژه ای دارد.

شاه در لحظه ای که سرنوشت دولت مصدق در حال تعیین شدن بود، نه تنها در تصمیم گیری تردید داشت، بلکه پس از شکست مرحله نخست عملیات از کشور خارج شد.

او ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت و از خارج از ایران منتظر نتیجه تحولات ماند.

این رفتار نشان می دهد که شاه در آن مقطع اعتماد کافی به توانایی خود برای رویارویی مستقل با بحران نداشت و به حمایت قدرت های خارجی وابستگی قابل توجهی پیدا کرده بود.

اسناد رسمی آمریکا نیز نقش این کشور در بازگرداندن شاه به قدرت و کنار زدن مصدق را مستند کرده اند. مجموعه اسناد رسمی «روابط خارجی ایالات متحده» نیز پیامدهای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) و اقدامات آمریکا پس از تغییر دولت را در اسناد جداگانه بررسی کرده است. 

بنابراین نمی توان نقش حمایت خارجی از بازگشت شاه را انکار کرد.

اما در عین حال، نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که شاه در تمام دوران سلطنت خود صرفا یک ابزار بی اختیار آمریکا و انگلیس بود.

شاه در سال های بعد به تدریج قدرت بسیار گسترده ای به دست آورد و در بسیاری از تصمیم های داخلی و خارجی نقش مستقیم داشت.

او به حاکمی قدرتمند تبدیل شد و حتی در برخی مسائل با دولت های غربی اختلاف نظر پیدا کرد.

اما نقطه آغاز این قدرت گسترده را نمی توان از ۲۸ مرداد جدا کرد.

شاه در سال ۱۳۳۲ با حمایت خارجی به قدرت بازگشت و پس از بازگشت، ساختار سیاسی کشور را به سمت تمرکز بیشتر قدرت در دربار هدایت کرد.

از این منظر، می توان گفت کودتا برای شاه یک نقطه عطف بود.

پادشاهی که پیش از آن در برابر نخست وزیری قدرتمند مانند مصدق با محدودیت و تردید روبه رو بود، پس از کودتا به تدریج به حاکم اصلی کشور تبدیل شد.

این تغییر تنها نتیجه اراده شخص شاه نبود؛ بلکه محصول مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی بود.

فضل الله زاهدی نیز در این میان نقش مهمی داشت.

او یک بازیگر داخلی با اهداف سیاسی خود بود، اما نخست وزیری او در چارچوب عملیاتی شکل گرفت که آمریکا و انگلیس برای سرنگونی مصدق طراحی کرده بودند.

اسناد تاریخی نیز نشان می دهند که زاهدی پیش از کودتا در تلاش های مختلف برای کنار زدن مصدق نقش داشت و سرانجام به گزینه اصلی برای نخست وزیری پس از سقوط او تبدیل شد.

بنابراین زاهدی را نه باید صرفا یک «مهره بی اختیار خارجی» دانست و نه سیاستمداری کاملا مستقل.

او یک بازیگر داخلی بود که در شرایطی به قدرت رسید که پشتوانه اصلی عملیات سیاسی و نظامی برای سرنگونی دولت، ائتلافی میان نیروهای داخلی و قدرت های خارجی بود.

در مورد محمدرضا شاه نیز همین پیچیدگی وجود دارد.

نمی توان گفت او هیچ اراده ای نداشت؛ اما نمی توان وابستگی او به حمایت خارجی در لحظه بازگشت به قدرت را نیز انکار کرد.

نمی توان گفت او در تمام دوران سلطنت خود مجری تصمیم آمریکا و انگلیس بود؛ اما نمی توان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که حکومت او برای سال ها از پشتیبانی گسترده آمریکا و غرب برخوردار بود و این حمایت در حفظ ساختار قدرت او نقش مهمی داشت.

بنابراین نه می توان گفت همه چیز فقط کار آمریکا و انگلیس بود و عوامل داخلی هیچ نقشی نداشتند و نه می توان گفت مردم به تنهایی مصدق را کنار زدند و دخالت خارجی وجود نداشت.

۲۸ مرداد حاصل برخورد قدرت خارجی با شکاف های عمیق داخلی ایران بود؛ اما قدرت خارجی در این ماجرا فقط تماشاگر نبود، بلکه در برنامه ریزی، سازمان دهی، تبلیغات و ایجاد ائتلاف مخالفان مصدق نقش فعال داشت.

مصدق اشتباهات سیاسی داشت.

شاه از فرمان سلطنتی استفاده کرد و در مقطع حساس کشور را ترک کرد.

مخالفان داخلی نیز نقش خود را ایفا کردند.

زاهدی در چارچوب ائتلافی به نخست وزیری رسید که بخش مهمی از پشتوانه آن را حمایت خارجی تشکیل می داد.

بخش هایی از ارتش وارد عمل شدند.

گروه هایی از مردم نیز به خیابان آمدند.

اما در پس همه این عوامل، یک عملیات سازمان یافته خارجی نیز وجود داشت که هدف آن تغییر حکومت ایران بود.

پس از کودتا، این وضعیت به تدریج ساختار سیاسی جدیدی ایجاد کرد.

شاه که پیش از کودتا در چارچوب محدودتر سلطنت مشروطه قرار داشت، پس از کودتا به مرکز اصلی قدرت سیاسی کشور تبدیل شد.

حکومت او در سال های بعد، به ویژه در حوزه نظامی، امنیتی و اقتصادی، روابط بسیار نزدیکی با آمریکا برقرار کرد و حمایت آمریکا و متحدان غربی به یکی از پایه های مهم قدرت حکومت پهلوی تبدیل شد.

این وابستگی را نباید به این معنا تفسیر کرد که شاه در تمام دوران حکومت خود صرفا مجری اراده آمریکا و انگلیس بود. چنین برداشتی نیز ساده سازی تاریخ است.

اما در عین حال، نمی توان واقعیت دیگری را نیز نادیده گرفت:

بازگشت شاه به قدرت در سال ۱۳۳۲ در نتیجه مجموعه ای از تحولات بود که حمایت آمریکا و انگلیس در آن نقش اساسی داشت.

کودتا یکی از مسیرهای احتمالی تحول تدریجی سیاسی و پارلمانی ایران را قطع کرد.

پس از کودتا، قدرت شاه به شکل محسوسی افزایش یافت و فضای سیاسی کشور به سمت تمرکز قدرت و محدود شدن رقابت سیاسی رفت.

اگر کودتا رخ نمی داد، احتمال داشت نظام پارلمانی فرصت بیشتری برای تثبیت پیدا کند؛ اما اینکه این مسیر حتما به دموکراسی پایدار منتهی می شد، قابل اثبات نیست.

شاید مهم ترین درس ۲۸ مرداد همین باشد:

یک کشور زمانی در برابر دخالت خارجی آسیب پذیر می شود که اختلافات داخلی، ضعف نهادهای قانونی، بحران اقتصادی و بی اعتمادی سیاسی به اندازه ای عمیق شده باشد که قدرت خارجی بتواند از آنها استفاده کند.

هفتاد و سه سال پس از آن حادثه، شاید بهتر باشد ۲۸ مرداد را نه با نفرت و نه با ستایش، بلکه با سند و عقل تاریخی بررسی کنیم.

مصدق را نه قدیس بدانیم و نه خائن.

شاه را نه تنها عامل بیگانه بدانیم و نه منجی ایران.

او را باید در بستر تاریخی خودش دید؛ پادشاهی که در یکی از حساس ترین لحظات سلطنت خود از کشور خارج شد، با حمایت آمریکا و انگلیس به قدرت بازگشت، پس از کودتا قدرت خود را به شکل چشمگیری افزایش داد و در ادامه سلطنت خود به حمایت غرب برای حفظ ساختار سیاسی حکومتش اتکا داشت؛ اما در عین حال، در سال های بعد به بازیگری قدرتمند و صاحب تصمیم در سیاست داخلی و خارجی ایران تبدیل شد.

روحانیون، نظامیان، حزب توده، بازار و مردم را نیز نباید یکپارچه و هم فکر تصور کرد.

تاریخ پیچیده تر از آن است که در یک جمله خلاصه شود.

اما یک چیز را نمی توان نادیده گرفت:

در ۲۸ مرداد، منافع خارجی، بحران نفت، جنگ سرد، اختلافات داخلی، رقابت سیاسی، ضعف نهادهای مشروطه و قدرت نظامی در یک نقطه به هم رسیدند و نتیجه آن، سقوط دولت مصدق و تغییر مسیر سیاسی ایران بود.

شاید به همین دلیل بتوان گفت:

۲۸ مرداد فقط روز سقوط یک دولت نبود؛ روزی بود که ایران از مسیری که می توانست طی کند، وارد مسیری دیگر شد.

اینکه اگر آن مسیر ادامه پیدا می کرد ایران به کجا می رسید، پاسخی قطعی ندارد.

اما همین پرسش، پس از بیش از هفت دهه، همچنان یکی از مهم ترین پرسش های تاریخ معاصر ایران باقی مانده است.

و قضاوت نهایی باید با خواننده باشد؛ با تکیه بر اسناد، نه بر نفرت و علاقه؛ بر شواهد، نه بر روایت های سیاسی.

تاریخ را نمی توان تغییر داد، اما می توان آن را صادقانه تر فهمید.

——————————————————

منابع و اسناد:

اسناد رسمی و رفع طبقه بندی شده

۱. وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، مجموعه روابط خارجی ایالات متحده، ایران، ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴

این مجموعه رسمی شامل اسناد شورای امنیت ملی، ریاست جمهوری، وزارت خارجه و سازمان سیا (CIA) است و بخش مستقلی با عنوان «برنامه ریزی و اجرای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX)، مارس تا اوت ۱۹۵۳» دارد. همچنین بخش دیگری از این مجموعه به پیامدهای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) اختصاص دارد. (Office of the Historian)

۲. دونالد ان ویلبر، سازمان سیا (CIA)، «سرنگونی نخست وزیر مصدق در ایران: نوامبر ۱۹۵۲ تا اوت ۱۹۵۳»، مارس ۱۹۵۴

یکی از مهم ترین گزارش های داخلی سازمان سیا (CIA) درباره طراحی و اجرای عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) که بعدها از حالت محرمانه خارج شد. این سند در مارس ۱۹۵۴ و توسط دونالد ویلبر، از طراحان اصلی عملیات، تهیه شد. (National Security Archive)

۳. سازمان سیا (CIA)، «پاینده شاه!: سازمان اطلاعات مرکزی و سقوط نخست وزیر ایران محمد مصدق»

این گزارش تاریخی سازمان سیا (CIA) از منابع مهم درباره برنامه ریزی و اجرای عملیات علیه دولت مصدق است.

۴. آرشیو ملی امنیت، اسناد مربوط به کودتای ۱۹۵۳ ایران

مجموعه ای از اسناد رفع طبقه بندی شده آمریکا و بریتانیا درباره نقش دولت های خارجی، سازمان سیا (CIA)، شبکه های داخلی و روند عملیات. (National Security Archive)

۵. اسناد وزارت خارجه آمریکا درباره پیشنهاد بریتانیا برای بررسی کودتا علیه مصدق، نوامبر ۱۹۵۲

این اسناد برای بررسی روند نزدیک شدن آمریکا و انگلیس به ایده سرنگونی مصدق اهمیت ویژه دارند.

۶. اسناد آرشیو ملی بریتانیا، مجموعه اف او ۳۷۱ (FO 371)

این مجموعه شامل اسناد وزارت خارجه بریتانیا درباره ایران، ارتش، وضعیت سیاسی و روابط با شاه و زاهدی است.

۷. اسناد رسمی آمریکا درباره نقش دولت ایالات متحده در بازگرداندن شاه به قدرت

در اسناد مربوط به دوران پس از کودتا، از جمله اسناد مربوط به سیاست آمریکا پس از تغییر دولت، به نقش این کشور در حمایت از دولت جدید اشاره شده است. اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا همچنین نشان می دهند که پس از کودتا، دولت آمریکا درباره حمایت از دولت جانشین مصدق برنامه ریزی می کرد. (Office of the Historian)

پژوهش های دانشگاهی

۸. مارک جی گازیوروسکی، «کودتای ۱۹۵۳ در ایران»، نشریه مطالعات بین المللی خاورمیانه

از پژوهش های مهم دانشگاهی درباره نقش آمریکا، بریتانیا و نیروهای داخلی در کودتا.

۹. مارک جی گازیوروسکی و مالکوم بیرن، «محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران»، انتشارات دانشگاه سیراکیوز، ۲۰۰۴

مجموعه ای از مقالات پژوهشگران مختلف درباره دولت مصدق، نیروهای داخلی، حزب توده، بریتانیا، نفت و سیاست آمریکا.

۱۰. دانشنامه ایرانیکا، مدخل «کودتای ۱۳۳۲» نوشته مارک جی گازیوروسکی

برای بررسی توالی وقایع، نقش نیروهای داخلی، ارتش، شبکه های خیابانی و عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX)، منبع دانشگاهی ارزشمندی است.

۱۱. دانشنامه ایرانیکا، مدخل «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ایران»

برای بررسی روند تصمیم گیری آمریکا، طراحی عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX)، نقش کرمیت روزولت و نحوه اجرای عملیات در ایران.

۱۲. مارک جی گازیوروسکی، پژوهش های مربوط به عملیات تبلیغاتی سیا (CIA) و کودتای ۱۹۵۳ در ایران

برای شناخت شبکه تبلیغاتی، عملیات روانی، مقابله با حزب توده و آماده سازی فضای سیاسی پیش از کودتا.

۱۳. فریدون عظیمی، «ایران؛ بحران دموکراسی»، ۱۹۸۸

از پژوهش های دانشگاهی مهم درباره بحران سیاسی ایران و تحولات منتهی به کودتای ۱۳۳۲.

۱۴. یرواند آبراهامیان، پژوهش های مربوط به کودتای ۱۳۳۲ و تاریخ سیاسی ایران معاصر

برای بررسی ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران و نقش نیروهای داخلی و خارجی.

یادداشت درباره منابع:

این مقاله بر یک منبع واحد تکیه ندارد.

اسناد رسمی دولت آمریکا، اسناد سازمان سیا (CIA)، اسناد آرشیو ملی بریتانیا و پژوهش های دانشگاهی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.

باید توجه داشت که همه اسناد مربوط به ۲۸ مرداد هنوز در دسترس عموم نیستند. حتی در مجموعه رسمی روابط خارجی ایالات متحده نیز برخی اسناد منتشر نشده یا با حذف بخش هایی منتشر شده اند. دفتر تاریخ نگاری وزارت خارجه آمریکا نیز تصریح کرده است که بخشی از کابل های اصلی عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) از بین رفته اند و برخی نسخه های موجود از روی نسخه های میکروفیلم شده بازسازی شده اند. (Office of the Historian)

از این رو، در مواردی که میان پژوهشگران اختلاف وجود دارد،  من در این مقاله از بیان ادعاهای قطعی بدون پشتوانه خودداری کرده ام و میان «آنچه سند آن وجود دارد» و «آنچه تفسیر تاریخی است» تفاوت گذاشته ام.

در نتیجه، هدف این نوشته ام صدور حکم نهایی درباره شخصیت ها نیست؛ بلکه تلاش برای بازسازی مجموعه عواملی است که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در کنار یکدیگر قرار گرفتند.

۲۸ مرداد را نه می توان فقط به یک دولت خارجی نسبت داد و نه می توان آن را صرفا یک قیام داخلی دانست.

این حادثه حاصل برخورد چندین عامل بود:

منافع نفتی، جنگ سرد، سیاست های آمریکا و انگلیس، تصمیم های شاه، عملکرد دولت مصدق، مخالفان داخلی، شبکه های مذهبی و سیاسی، نیروهای نظامی، گروه های خیابانی، وضعیت اقتصادی و رفتار مردم.

اما در میان همه این عوامل، یک واقعیت تاریخی روشن است:

عملیات تی پی آژاکس (TPAJAX) وجود داشت، برای سرنگونی دولت مصدق طراحی شد و در نهایت، همراه با عوامل داخلی و نظامی، در سقوط دولت او نقش تعیین کننده ایفا کرد.

شاید همین نگاه چندلایه ما را از دو روایت ساده و متضاد دور کند،  روایتی که همه چیز را به «کودتای خارجی» تقلیل می دهد و روایتی که همه چیز را «قیام مردم علیه مصدق» می داند.

واقعیت تاریخی، پیچیده تر از هر دو روایت است.

پارسا زندی  ( مشاور حقوقی )


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.