در داخل ساختار قدرت ایران بر سر اینکه جمهوری اسلامی باید در برابر فشارهای آمریکا تا چه اندازه مقاومت کند و آیا زمان مذاکره فرا رسیده است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد.
سیانان در تازهترین گزارش خود در خصوص اینکه جنگی که دونالد ترامپ علیه ایران بهراه انداخته است چه زمانی تمام میشود، به تجربه جنگ ایران و عراق اشاره میکند و معتقد است که مفهوم «مقاومت» در شکلگیری نگاه رهبران جمهوری اسلامی به چگونگی پایان دادن به این جنگ نقشی تعیینکننده دارد.
بیش از چهار دهه پیش، در جریان جنگ ایران و عراق، نیروهای ایرانی پس از ماهها ناکامی در برابر ارتش عراق، عملیاتی گسترده را برای بازپسگیری مناطق اشغالشده آغاز کردند. عملیات بیتالمقدس که از اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز شد، در سوم خرداد همان سال به آزادسازی خرمشهر انجامید و به یکی از مهمترین نقاط عطف جنگ تبدیل شد.
اما روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، به پیروزی بهدستآمده از آزادسازی خرمشهر اکتفا نکرد. او میخواست صدام حسین، دیکتاتور عراق، را که هر روز از حمایت بیشتری در واشنگتن برخوردار میشد، سرنگون کند و به دشمنان آینده ایران نشان دهد که ورود به جنگ با این کشور هزینهای سنگین خواهد داشت.
تصمیم روحالله خمینی برای ادامه جنگ، آن را به نبردی فرسایشی تبدیل کرد که شش سال طول کشید و جان صدها هزار نفر را گرفت و به یکی از خونینترین جنگهای تاریخ معاصر خاورمیانه تبدیل شد. حالا، پس از گذشت سالها، ایران بار دیگر با همان دوراهی ادامه جنگ یا رسیدن به یک توافق روبهرو است.
انقلابیونی که آن عملیات را رهبری کردند، از جمله محسن رضایی، امروز در مراکز قدرت در تهران نفوذ و جایگاه اصلی را در اختیار دارند. از دید آنها، جنگ کنونی میان ایران، آمریکا و اسرائیل نیز مانند جنگ ایران و عراق، جنگی «تحمیلی» است و سرنوشت آن را قدرت نظامی طرفین تعیین نمیکند؛ بلکه طرفی پیروز خواهد شد که بتواند مدت بیشتری مقاومت کند.
آقای رضایی که به تازگی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران رسیده است، در دومین سال جنگ ایران و عراق، از شهریور ۱۳۶۰ با حکم روحالله خمینی به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب شد و ۱۶ سال عهدهدار این مسئولیت بود.
هدف تندروهای ایران چیست؟
جریانهای سیاسی رقیب در تهران در مواضع علنی خود همچنان میگویند ایران در این جنگ پیروز شده است. با وجود این، در داخل جمهوری اسلامی همچنان اختلافی عمیق و ایدئولوژیک بر سر این مسئله وجود دارد که پیروزی واقعی برای جمهوری اسلامی دقیقا به چه معناست و باید چگونه حاصل شود.
در یک سو، عملگرایان و تکنوکراتها به رهبری مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، قرار دارند. این جریان خواهان رسیدن به یک توافق نهایی است و برای موضع خود به وضعیت اقتصادی ایران که بر اثر جنگ آسیب دیده، محاصره دریایی فرساینده آمریکا و خسارتهای واردشده به زیرساختهای کشور استناد میکند.
این جریان بهصراحت هشدار داده است که فرصت برای پایان دادن به درگیری در شرایطی که ایران هنوز از موضع قدرت برخوردار است، رو به پایان است. آقای پزشکیان در اظهاراتی در این ماه گفت: «این جنگ بالاخره باید یک روز تمام شود. چه بهتر که امروز در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند جنگ را پایان دهیم.»
در طرف مقابل، محافظهکاران تندرو قرار دارند که ۵۰ سال است اساس دیدگاهشان بر بیاعتمادی به آمریکا بنا شده است و حالا جنگ را تاییدی بر درستی مواضع خود در برابر جریانهای میانهرو میدانند. آنها همچنین مقامهای فعلی را به «غربگرا» بودن و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی در جهت پذیرش توافق، از طریق بزرگنمایی مسائل داخلی، متهم میکنند.
محافظهکاران تندرو پزشکیان را رئیس جمهوری ضعیفی میدانند که پس از کشته شدن ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری تندروی پیشین در سانحه بالگرد، بهطور اتفاقی به قدرت رسید. از نگاه آنها، امضای پزشکیان در کنار امضای ترامپ بر توافق آتشبس ماه ژوئن، او را بیش از پیش از جریان آنها دور کرده و دست آنها را برای مقصر دانستن رئیس جمهوری در نابسامانی اقتصادی و شکست توافق با واشنگتن باز گذاشته است.
برخی حتی ادعا میکنند دولت عمدا کمبود سوخت ایجاد کرده تا راهی جز توافق باقی نماند؛ گروهی دیگر نیز اتهام سنگینتری مطرح کرده و میانهروها را به تلاش برای اجرای کودتا متهم میکنند.
این جریان بر توان جمهوری اسلامی برای ادامه مقاومت حساب میکند و مدعی است سیاست تقابل، با تکیه بر نیروهای نیابتی مسلح منطقهای، موشکها، پهپادها و باورهای دینی شیعی، بیش از دیپلماسی مورد حمایت سیاستمداران «غربگرا» از کشور محافظت کرده است.
حتی کامران غضنفری، یک نماینده تندرو مجلس گفت کسانی که خواهان توافق با آمریکا هستند، در واقع در برابر رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنهای، قرار گرفتهاند.
خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از منابع خود گزارش داده بود که تندورهای ایران بر این باور هستند که میتوانند با تبدیل مسیرهای تجاری، خطوط کشتیرانی و زیرساختهای انرژی خاورمیانه به اهرمهای فشار، بیش از واشنگتن دوام بیاورد و بهتدریج هزینه رویارویی را برای آمریکا افزایش دهد.
به این معنا که با گسترش تهدیدها به فراتر از تنگه هرمز، توجه دولتهای منطقه و قدرتهای غربی بیش از پیش به حفاظت از مسیرهای تجارت جهانی و تاسیسات انرژی معطوف شده و تمرکز بر تشدید فشار علیه ایران تا حدی کاهش یافته است.
رویترز همزمان هشدار داده بود که ادامه این روند، در حالی که تهران و واشنگتن در حال آزمودن میزان تحمل و اراده یکدیگر هستند، ممکن است راهبردی را که با هدف افزایش اهرم فشار طراحی شده، به بحرانی تبدیل کند که از کنترل هر دو طرف خارج شود.
مجتبی خامنهای در میان این شکاف سیاسی سکوت اختیار کرده است. به گزارش سیانان، به نظر میرسد او میداند که جانبداری آشکار از یکی از طرفهای مذاکره با ترامپ، که غیرقابل اعتماد تلقی میشود، میتواند به جایگاه رهبری او لطمه بزند؛ بهویژه اکنون که در تلاش است مشروعیت خود را تثبیت کند.
او روز جمعه از عملکرد دولت در شرایط فشار تمجید کرد، اما از مقامها خواست بدون پرداختن علنی و مداوم به نقاط ضعف کشور، برای رفع آنها اقدام کنند و هشدار داد که چنین کاری میتواند دشمنان ایران را جسور و متحدان آن را دلسرد کند.
او همچنین در روز یکشنبه از کشورهای مسلمان، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، خواست در برابر «دشمن واقعی» متحد شوند و گفت اختلاف و تفرقه میان مسلمانان به سود دشمنان آنهاست.
خامنهای در این پیام خواستار وحدت میان مسلمانان، همکاری آنها در حوزههای مختلف و دفاع متقابل شد و گفت هر فرد یا کشوری که «آگاهانه یا ناآگاهانه» باعث ایجاد شکاف و تفرقه میان مسلمانان شود، در واقع به دشمنان اسلام کمک میکند.
سی ان ان در مقاله خود در نهایت استدلال میکند که سرنوشت پایان جنگ ترامپ را رقابت بر سر قدرت در ایران تعیین خواهد کرد.
