
قیمت نوشتافزار در آستانه بازگشایی مدارس، طی یک سال گذشته بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و نتیجه روشن است: سبد خرید نوشتافزار خانوادهها ۵۲ درصد کوچکتر شده است. خانوادهای که تا دیروز خرید مدرسه را یکباره انجام میداد، حالا دفتر و مداد را مرحلهای و اضطراری میخرد. این فقط خبر گرانی نوشتافزار نیست؛ خبر عقبنشینی قدرت خرید از زندگی روزمره است.
اما پشت این اعداد، چیزی بزرگتر در حال رخ دادن است: اقتصادِ تولید فقر. اقتصادی که فقط کالا را گران نمیکند، بلکه بهتدریج توان خریدن را از مردم میگیرد. تورم در اینجا صرفاً افزایش قیمت نیست؛ مکانیسم انتقال ثروت است: پول از جیب حقوقبگیر، کارگر و خانوادههای کمدرآمد کنده میشود و به سوی صاحبان دارایی، رانت، انحصار و سوداگران حرکت میکند.
فقر در این اقتصاد ناگهان از سقف فرود نمیآید؛ قسطقسط ساخته میشود. اول خانواده گوشت را حذف میکند، بعد میوه را کم میکند، بعد تفریح را کنار میگذارد، بعد خرید لباس را عقب میاندازد و سرانجام دفتر و مداد کودک هم وارد فهرست «بعداً میخریم» میشود. این همان چیزی است که میتوان نامش را گذاشت: زنجیره حذف رفاه.
اینجا مفهوم دیگری هم شکل میگیرد: مالیات تورمی بر کودکی. تورم فقط از درآمد پدر و مادر کم نمیکند؛ از کیفیت کودکی و آموزش فرزند نیز مالیات میگیرد. هر دفتر نخریده، هر کتابی که به تعویق میافتد و هر وسیله آموزشی که حذف میشود، بخشی از سرمایه انسانی نسل آینده است که امروز قربانی میشود.
افت ۵۲ درصدی سبد نوشتافزار، در واقع یک شاخص اجتماعی است؛ شاخص عقبنشینی خانواده از استاندارد زندگی. کودک هنوز به مدرسه میرود، اما کیفیت زندگی او آرامآرام از درِ مدرسه بیرون گذاشته میشود. دفتر نصفه، مداد سال قبل و کیف کهنه فقط کالاهای مصرفشده نیستند؛ سندهای کوچک فقیرشدن یک خانوادهاند.
این همان فقرِ تدریجی است؛ فقری که با یک سقوط بزرگ آغاز نمیشود، بلکه با صدها حذف کوچک ساخته میشود. خانواده هنوز خانه دارد، هنوز غذا میخورد، هنوز فرزندش را به مدرسه میفرستد؛ اما هر سال چیزی از زندگیاش کم میشود. فقر ابتدا سفره را کوچک میکند، بعد انتخاب را، بعد آرزو را.
و اینجا اقتصاد سیاسیِ فقر خود را نشان میدهد: وقتی درآمدها کند حرکت میکنند و قیمتها با سرعت میتازند، مردم فقط فقیر نمیشوند؛ فقیرسازی میشوند. سازوکار اقتصادی به شکلی عمل میکند که قدرت خرید بهطور مستمر از بخش بزرگی از جامعه تخلیه شود.
از این منظر، نوشتافزار فقط یک کالا نیست؛ ورودیِ اقتصاد به آینده است. اگر خانواده امروز از آموزش فرزندش بزند، اقتصاد فردا هزینه آن را با نیروی انسانی ضعیفتر، نابرابری بیشتر و تحرک اجتماعی کمتر پرداخت خواهد کرد. این همان تورمِ آیندهخوار است: تورمی که فقط امروز را نمیبلعد؛ بخشی از فردا را هم خرج امروز میکند.
و دردناکتر اینکه جامعه کمکم به این وضعیت عادت میکند. خرید مرحلهای، حذف کالا، تعویق نیاز و «فعلاً همین را داشته باش» تبدیل به سبک زندگی میشود. وقتی فقر طولانی شود، فقط جیب را خالی نمیکند؛ انتظار آدم از زندگی را هم کوچک میکند.
وقتی مردم خرید مداد را هم به تعویق میاندازند، مسئله دیگر فقط گرانی کالا نیست؛ مسئله، ارزانشدنِ زندگی انسان است.
مدرسه باید محل تولید فرصت باشد، نه جایی که کودک نخستین درس اقتصاد سیاسی را از روی دفتر خالی خود یاد بگیرد:
در اقتصادی که تورم تولید میکند، فقر هم تولید میشود؛ و نخستین قربانی، همیشه آینده است.
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo