یک شانه تخم‌مرغ از مزد روزانه گران‌تر شد؛ سفره کارگران ایران کوچک‌تر می‌شود

Wednesday, 9th September, 2026
اندازه قلم متن

فقر غذایی، حذف پروتئین، کاهش مصرف لبنیات و میوه و ناتوانی در تامین تغذیه مناسب کودکان می‌تواند آثار منفی بلندمدت اجتماعی در جامعه به جا بگذارد

در ایران امروز، داشتن شغل دیگر تضمینی برای فرار از فقر نیست. میلیون‌ها کارگر، بازنشسته و شاغل غیررسمی با وجود کار روزانه، از خرید ساده‌ترین مواد غذایی ناتوان شده‌اند. تا جایی که قیمت یک شانه تخم‌مرغ اکنون از دستمزد روزانه یک کارگر حداقل‌بگیر بیشتر شده است و گزارش‌های میدانی از محله‌های فقیرنشین تهران نشان می‌دهد برخی خانواده‌ها ماه‌ها است گوشت و مرغ را از سفره خود حذف کرده‌اند.

تازه‌ترین موج افزایش قیمت مواد غذایی در میانه شهریور، تصویری روشن از عمق بحران معیشتی ارائه می‌دهد. چهارشنبه ۱۸ شهریور در روزی که قیمت هر دلار آمریکا در بازار تهران از ۲۳۳ هزار تومان نیز عبور کرد، قیمت تخم‌مرغ فله در کارخانه از کیلویی ۲۰۰ هزار تومان به ۲۵۰ هزار تومان افزایش یافت؛ رشدی معادل ۲۵ درصد که هنوز به‌طور کامل به بازار مصرف منتقل نشده است.

پیش از این افزایش نیز قیمت یک شانه تخم‌مرغ ۳۰ تایی در فروشگاه‌ها به ۶۲۰ هزار تومان رسیده بود. در حالی که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار حدود ۵۵۴ هزار تومان است. یعنی یک کارگر پس از هشت ساعت کار، حتی به اندازه خرید یک شانه تخم‌مرغ هم درآمد ندارد.

این مقایسه شاید بیش از بسیاری از شاخص‌های اقتصادی بتواند وضعیت فعلی را توضیح دهد. تخم‌مرغ که همواره یکی از ارزان‌ترین منابع پروتئین خانوارهای کم‌درآمد محسوب می‌شد، اکنون برای بخشی از مزدبگیران به کالایی گران تبدیل شده است و با انتقال افزایش تازه قیمت تولیدکننده به بازار، احتمال افزایش بیشتر قیمت آن وجود دارد.

اما بحران به تخم‌مرغ محدود نیست. گزارش‌ها از افزایش بیش از ۱۵۰ درصدی قیمت بسیاری از مواد خوراکی طی یک سال گذشته حکایت دارند و جهش نرخ دلار به بالای ۲۳۳ هزار تومان نیز موج دیگری از افزایش هزینه واردات، مواد اولیه، حمل‌ونقل و تولید را به بازار منتقل کرده است.

افزایش تازه قیمت بنزین نیز می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، فشار بیشتری بر قیمت کالاهای مصرفی وارد کند. هم‌زمان حتی نان، آخرین پناه غذایی بسیاری از خانوارهای کم‌درآمد گران‌تر شده است. گزارش‌های میدانی از مرکز تهران نشان می‌دهد قیمت یک نان بربری کنجدی که پیش از شهریور حدود ۲۵ هزار تومان بود، به ۳۵ هزار تومان رسیده است.

در چنین شرایطی، مفهوم فقر در ایران نیز تغییر کرده است. مسئله دیگر فقط بیکاری نیست و پدیده «شاغلان فقیر» هر روز گسترده‌تر می‌شود؛ افرادی که هشت ساعت در روز کار می‌کنند، بیمه دارند و حقوق می‌گیرند، اما درآمدشان برای تامین خوراک، مسکن، درمان و آموزش خانواده کافی نیست.

یک فعال کارگری در تهران به ایلنا می‌گوید حقوق پایه حدود ۱۶ میلیون تومانی حتی هزینه یک هفته زندگی را پوشش نمی‌دهد. در مقابل، براوردهای مطرح‌شده درباره حداقل هزینه زندگی یک خانوار چهار نفره از رقمی در حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه حکایت دارند. فاصله‌ای که نشان می‌دهد دستمزد رسمی بخش بزرگی از نیروی کار تنها کسری از هزینه واقعی زندگی را پوشش می‌دهد.

با این حال، دولت پزشکیان هنوز برای ترمیم فوری دستمزدها برنامه مشخصی ارائه نکرده است. در شورای عالی کار تنها درباره تشکیل دوباره «کمیته مزد» و به‌روزرسانی هزینه سبد معیشت بحث شده است و نمایندگان کارگری می‌گویند هنوز وارد مرحله رسمی بررسی افزایش حقوق نشده‌اند.

در همین حال، مقام‌های دولتی بیشتر بر کالابرگ و حمایت‌های غیرنقدی تاکید می‌کنند؛ سیاستی که نمایندگان کارگری آن را جایگزین دستمزد نمی‌دانند. به گفته آنان، یک میلیون تومان کالابرگ در شرایط فعلی حتی برای خرید نیم کیلو گوشت یا چند قلم محدود مواد غذایی هم کفایت نمی‌کند و نمی‌تواند شکاف چند ۱۰ میلیون تومانی میان درآمد و هزینه زندگی را پر کند.

عمق بحران را بیش از همه می‌توان در محلات کم‌درآمد مشاهده کرد. گزارش‌های میدانی از زنان دستفروش جنوب تهران نشان می‌دهد افزایش اجاره‌بها و قیمت مواد غذایی زندگی بسیاری از خانوارها را از مرحله «تامین معیشت» به تلاش روزانه برای «بقا» رسانده است. یکی از زنان دستفروش می‌گوید اجاره خانه‌اش از ۱۵ میلیون تومان به ۲۵ میلیون تومان افزایش یافته است. آن هم برای خانه‌ای کوچک که او و همسرش پس از ساعت‌ها کار در خیابان، شب‌ها تنها برای خواب از آن استفاده می‌کنند.

زن دیگری در محله دروازه‌غار تهران می‌گوید صاحبخانه اجاره ۱۰ میلیون تومانی را به ۲۰ میلیون تومان رسانده است. او می‌گوید خانواده‌اش شش ماه است گوشت نخورده‌اند و آخرین‌ بار با کالابرگ توانستند مقدار محدودی گوشت تهیه کنند.

حتی محله‌هایی که سال‌ها مقصد خانوارهای کم‌درآمد بودند، دیگر برای بسیاری از آنان ارزان محسوب نمی‌شوند. موج افزایش اجاره‌بها افراد با درآمدهای پایین را از مناطق مرکزی و سپس جنوبی تهران نیز به نقاط دورتر می‌راند؛ در حالی که برخی حتی پول جابه‌جایی و تامین ودیعه خانه جدید را هم ندارند.

پیامد این وضعیت تنها کاهش سطح رفاه نیست. فقر غذایی، حذف پروتئین، کاهش مصرف لبنیات و میوه و ناتوانی در تامین تغذیه مناسب کودکان می‌تواند آثار اجتماعی و جسمی بلندمدت به جا بگذارد. به طور نمونه، در مناطق مرزی خراسان جنوبی، فقر اکنون به یکی از موانع ادامه تحصیل کودکان تبدیل شده است و خانواده‌ها حتی توان خرید گوشی هوشمند یا هزینه اینترنت برای آموزش مجازی فرزندانشان را هم ندارند.

به این ترتیب، بحران اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران اکنون تقریبا تمام ابعاد زندگی خانوارها را درگیر کرده است. کالا در فروشگاه‌ها وجود دارد، اما میلیون‌ها نفر توان خرید آن را ندارند. به همین دلیل برخی فعالان کارگری از اصطلاح «قحطی نوین» استفاده می‌کنند؛ وضعیتی که در آن قفسه‌ها خالی نیست، اما یخچال خانه‌ها خالی مانده است.

ادامه سقوط ارزش ریال و رسیدن قیمت دلار به ۲۳۳ هزار تومان، در کنار افزایش قیمت سوخت، جهش هزینه مسکن و عقب ماندن دستمزدها از تورم، می‌تواند فشار معیشتی را به نقطه‌ای برساند که نارضایتی اقتصادی بار دیگر به اعتراض‌های خیابانی گسترده تبدیل شود. با این حال، نشانه‌ای از تغییر اولویت‌های جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود و هم‌زمان با عمیق‌تر شدن فقر و خالی‌تر شدن سفره خانوارها، تنش نظامی با آمریکا نیز ادامه دارد. چنانکه بامداد چهارشنبه بار دیگر دو طرف در محدوده تنگه هرمز با یکدیگر درگیر شدند.

ادامه این وضعیت می‌تواند هزینه جنگ کنونی و سیاست‌های منطقه‌ای و نظامی جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش به زندگی روزمره مردمی منتقل کند که بخش بزرگی از آنان اکنون حتی برای تامین ابتدایی‌ترین نیازهای خود نیز با مشکل مواجه‌اند.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.