ویروس “خودی وناخودی”

شنبه, ۹ام اسفند, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

Ahmad Rafat2

در روزهای گذشته ۱۹۰ نفر از کنشگران مدنی و سیاسی داخل و خارج از کشور در نامه ای خطاب به سپ بلاتر، رئیس فیفا یا فدراسیون بین المللی فوتبال، که نهادی غیر دولتی است، خواهان فشار بر جمهوری اسلامی ایران جهت رفع ممنوعیت حضور زندان در ورزشگاهها برای مشاهده مسابقات فوتبال شدند.

انتشار این نامه در دهها سایت و رسانه فارسی زبان که با استقبال بسیار خوبی میان ایرانیان مواجه شد، خشم سایت «کلمه» را برانگیخت که در سرمقاله ای این نامه را اقدامی «مغایر با منافع ملی، ضدمردمی و کج سلیقگی» می خواند.

در این نوشته کوتاه تلاش خواهم کرد به برخی از استدلال های نویسنده سرمقاله «کلمه»، بعنوان یکی از ۱۹۰ امضا کننده این نامه پاسخ بگویم. در ابتدا اشاره می شود که حامیان این نامه را « طیف متنوع و گاه ناهمسانی» تشکیل می دهند. در کنار هم قرار دادن افرادی که در بسیاری موارد دارای نظرات متفاوتی هستند در زیر یک درخواست مدنی، نه تنها نمی تواند یک نکته منفی بحساب آید، بلکه بر عکس نشان از حقانیت این خواست دارد. احتمالا دوستان «کلمه» بر این نظر هستند که حتی حمایت از یک خواست «قابل دفاع» که «پیگیری آن قابل تقدیر» است باید تنها از سوی خودی ها و بدون حضور ناخودی ها صورت گیرد. در کنار هم قرار گرفتن خودی و ناخودی گویا از دید نویسنده این سرمقاله تبدیل به امری می شود که می تواند منافع ملی را به خطر بیاندازد. برخی از امضا کنندگان را نویسنده «کلمه» موجه دانسته و لابد دیگران هم غیر موجه هستند. اگر جای موجه و غیر موجه را با خودی و ناخودی تغییر دهیم شاید این استدلال «کلمه» مفهوم تر بشود.

نویسنده سرمقاله «کلمه» خود را در مقام قاضی قرار می دهد و می نویسد این نامه در برگیرنده خواسته های «عده ای از سیاسیون اپوزیسیون با اهداف مشخص سیاسی» است. هدف ار نگارش این نامه بسیار مشخص است: رفع هرگونه تبعیضی که مانع ورود زنان به ورزشگاههای بشود. حال این خواست سیاسی است یا مدنی، تفاوت آنچانی ندارد. بحث اصلی حقانیت این خواست است.

نویسنده «کلمه» در مرزبندی بین خودی و ناخودی در حدی پیش می رود که برای محمود احمدی نژاد و اصولگرایان هم حق مبارزه علیه این تبعیض آشکار را برسمیت می شناسد، ولی همین حق را از نسرین ستوده یا محمد ملکی سلب می کند. چرا این ۱۹۰ ایرانی نباید حق داشته باشند، گذشته از نظرات و خواست های سیاسی شان، از حقوق شهروندی شان استفاده کرده و علیه تبعیضی اعتراض کنند، پرسشی است که «کلمه» باید پاسخگو باشد، در غیر اینصورت این ابهام پیش میابد که این دوستان هم معتقد به شهروندان درجه یک و دو هستند، و مانند ایرانیان بهائی که حق تحصیلات دانشگاهی را در جمهوری اسلامی ندارند، شهروندان غیر خودی هم حق مبارزه برای حقوق مدنی خود را ندارند و باید به انتظار بنشینند تا کسانیکه «کلمه» صلاحین آنها را تائید کرده است این حقوق را برای آنها بدست بیاورند.

نویسنده سرمقاله «کلمه» مشخص نیست بر کدام مبنا بخود اجازه صدور مجوز فعالیت مدنی برای امضا کنندگان این نامه را می دهد. دوست عزیز سرمقاله نویس، هر شهروندی که برای حقوق خود و یا دیگران دست به هر فعالیتی بزند فعال مدنی بحساب میاید و فعالیت برای حقوق مدنی هم در انحصار هیچ فرد،گروه، سازمان و یا ارگانی نیست که برای دیگران مجوز صادر کند. نویسنده «کلمه» در خاتمه می نویسد پیگیری حق حضور زنان در ورزشگاه ها باید توسط «افراد دیگری که صاحب صلاحیت ترند به راه و روش خودشان» پیش برود. بر این مبنا نه تنها برای حضور در مجلس، شوراهای شهری و دیگر ارگانهای جمهوری اسلامی باید از زیر تیغ شورای نگهبان رد شد، بلکه برای مبارزه مدنی هم باید «کلمه» صلاحیت شهروندان را تائید کند و علاوه بر این راه روشی را پیش گیرند که از سوی بخش خودی جامعه مورد پذیرش قرار گیرد.

سرمقاله نویس «کلمه» که در استدلال کم آورده است دست بدامان پوپولیسم که درست نقطه دمکراسی است میشود و مینویسد «بالاخره همه این را می دانند که بسیاری از هواداران پر و پا قرص فوتبال، به مستعضفان و بخش هائی از جامعه تعلق دارند که از بسیاری از شادی ها و آزادی ها و حقوق محرومند و اگر نباشند، حتا اگر بخواهند، شرایط معیشتی و اقتصادی به آنها اجازه نمی دهد ورزش و دلمشغولی دیگری داشته باشند. بزبان دیگری چون بسیاری فوتبال را دنبال می کنند از این حق زنان بگذریم تا حمایت آنها را از دست ندهیم. البته این جمله نویسنده «کلمه» می تواند البته هدف دیگری را هم دنبال کند: سر مردم را، بویژه بخش هائی از جامعه که آسیب دیده تر را با فوتبال گرم کنیم که مبادا خواست های جدی خودشان را مطرح کنند.

مقایسه درخواست کمک از فیفا با حمایت از تحریم ها یا اتهام رجوع به نیروهای خارجی هم مثل این می ماند که از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد بخواهیم در مورد نقض حقوق بشر در جمهور اسلامی اقدامی نکند، یا اینکه اعتراض کنیم چرا فعالین کارگری از سازمان بین المللی کار می خواهند در مورد آزادی سندیکاها در ایران اقدامی انجام دهد. فیفا یک دولت خارجی نیست، نهادی بین المللی است که فدراسیون فوتبال ایران در آن عضویت دارد و بنابراین اگر این فدراسیون کاری خلاف موازین فیفا انجام می دهد وظیف آقای سپ بلاتر است که در این مورد اقدام کند. که البته امیدوارم به درخواست امضا کنندگان این نامه رسیدگی کند.

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.