روزی که برای مصدق کیفر خواست اعدام صادر شد

یکشنبه, ۲۹ام مرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست ها پنهان
نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است…
مهدی اخوان ثالث

هنوز دو ماه از کودتای ۲۸مرداد نگذشته بود که دادستانی ارتش در نهم مهر ۱۳۳۲ کیفرخواست علیه دکتر محمد مصدق و سرتیپ ریاحی را صادر کرد و متن آن در روزنامه های ۱۲مهر به چاپ رسید. اتهام آنان خیانت و اقدام برای به هم زدن اساس حکومت و ترتیب وراثت تخت و تاج و تحریض مردم به مسلح شدن علیه قدرت سلطنت بود که بر وفق ماده «۳۱۷» قانون دادرسی و کیفر ارتش، مجازات اعدام برای آن مقرر شده بود. به
این گونه بود که بزرگ ترین محاکمه تاریخ ایران آغاز شد. کودتاچیان آرزو داشتند با اعدام مصدق همه زمزمه های حاکمیت مردم را برای ابد خاموش کنند. اما عجب فراز و فرودها دارد روزگار! مصدق در جلسات محکمه چنان رژیم کودتا را منکوب کرد که شاید «آن مرد» – اشاره به نحوه خطاب کردن مصدق نسبت به دادستان ارتش – و اربابانش آرزو می کردند کاش به هماوردی مصدق نشتافته بودند.
شعری که در آغاز این نوشتار آمد اثر جاودان شاعر نامدار معاصر مهدی اخوان ثالث است در وصف خفقان پس از کودتای ۲۸مرداد. اخوان شاید زیباترین تعبیر را در وصف اوضاع و احوال آن روزگار ایران به کار برده باشد که البته این تعبیر تا سال های سال پس از زمان سروده شدن به تاریخ انقضای خود نرسید. بگذریم که تنها اشاره به این شعر اخوان کفایت می کند در وصف حال دوران کودتا و سرمستی کودتاگران و این نوشته بنا ندارد تا به تکرار آن وضعیت بپردازد، چه آنکه غرض تنها اشاره ای اجمالی به دادگاه های فرمایشی است که دکتر محمد مصدق در آنها محاکمه شد، آن هم به بهانه سالروز صدور کیفرخواست اعدام علیه خوشنام ترین نخست وزیر دموکرات ایران.
۳۱مرداد ۱۳۳۲ یعنی سومین روز پس از کودتا بود که سرلشکر زاهدی با خبرنگاران خارجی که نظر وی را درباره دکتر مصدق جویا بودند، مصاحبه کرد و گفت: «او در دو مورد به زودی توسط مجلسین سنا و شورا محاکمه خواهد شد. مورد اول برای اشتباهات و عملیاتی که در زمان نخست وزیری اش مرتکب شده است و مورد دوم برای جنایاتی که در زمان حکومت غیرقانونی خود به ضدحکومت قانونی قیام و انجام داده، به وسیله عالی ترین محکمه مملکتی محاکمه خواهد شد.»
البته یک روز بعد حسین مکی با امضای رییس کمیسیون عرایض مجلس شورای ملی در نامه ای خطاب به زاهدی درخواست کرد که مصدق را تا موقع انعقاد و تشکیل جلسات مجلس شورای ملی به احمد آباد یا نقطه امن دیگری منتقل کنند. مکی در این نامه دوران زمامداری مصدق را به دو قسمت کرد؛ قسمتی که به زعم او منطبق با جریان نهضت ملی ایران و آمال و منویات ملت بود و قسمتی که به گفته مکی، جناب ایشان – مصدق – از جریانات نهضت ملی ایران منحرف شدند. مکی می گفت که مصدق باید برای قسمت دوم دوران زمامداری اش با اجازه مجلس شورای ملی و طبق قانون محاکمه وزرا محاکمه شود.
اما حکومت کودتا آسیمه سر تر از آن بود که بخواهد محاکه فرمایشی را تا باز شدن مجلس شورای ملی – که معلوم نبود چه زمانی باز می شود – و رسیدگی در دیوان عالی کشور بر وفق قانون محاکمه وزرا، عقب بیندازد. آنها فقط یک چیز می خواستند و آن اینکه مصدق باید نابود شود. بنا بر این برخلاف گفته صریح زاهدی و بدون توجه به پیشنهادات کسانی نظیر حسین مکی محاکمه مصدق به عهده دادرسی ارتش گذاشته شد که در آن ایام در دست سلطنت بود.
در ۲۲شهریور ۱۳۳۲ سخنگوی دولت کودتا خبر داد که پرونده مصدق و همکاران او که تا چندی پیش از آن در اختیار فرمانداری نظامی بود، به دادرسی ارتش فرستاده شده است و تحقیقات سری از او ادامه دارد. بازپرسی از مصدق عملادر ۲۶شهریور شروع شد و تا هفتم مهرماه ادامه یافت در حالی که در جلسه اول بازپرسی قرار بازداشت موقت او صادر شده بود. دادگاه نظامی هم که قرار بود مصدق در آنجا محاکمه شود، آن قرار را در اولین روز مهر ۱۳۳۲ تایید کرده بود.
مصدق در همان بدو ماجرا سه ایراد عمده و اساسی به دادگاه داشت که صلاحیت آن را زیر سوال می برد؛ یکی اینکه وی نخست وزیر بوده و اصل ۶۹ متمم قانون اساسی مقرر داشته بود که به اتهام نخست وزیران باید بعد از موافقت مجلس در دیوان کشور رسیدگی شود. دوم آنکه اتهام براندازی و تغییر رژیم سلطنتی به وضوح یک اتهام سیاسی است. رسیدگی به جرایم سیاسی باز بر وفق اصل ۲۷ قانون اساسی مستلزم حضور هیات منصفه بود و دیگر آنکه سرتیپ آزموده که به عنوان دادستان ارتش کیفر خواست صادر کرده بود، در روز کودتای ۲۸مرداد رییس اداره مهندسی ارتش بوده و مصدق در سمت وزیر دفاع، رییس او بوده است بنابراین دخالت او به عنوان دادستان در این محاکمه با مقررات بند ۶ ماده «۳۷» قانون دادرسی ارتش منافات دارد.
آزموده بر این ایرادات مصدق پاسخی داشت و عجب پاسخی که خود می دانست نه مصدق را قانع می کند و نه تاریخ را! او در پاسخ به مصدق مدعی شد که جرایمی که در کیفرخواست به متهم نسبت داده شده، در فاصله میان ۲۵ تا ۲۸مرداد به وقوع پیوسته و دکتر مصدق از ساعت یک صبح ۲۵مرداد که فرمان عزل شاه به او ابلاغ شده یاغی بوده است. یعنی که او در فاصله ۲۵ تا ۲۸مرداد سمتی نداشته که رییس وقت مهندسی ارتش، مرئوس او بوده باشد. مصدق در پاسخ به آزموده نخست تردید در اصالت فرمان شاه را با ذکر دلایلی متقن مطرح کرد و سپس به تردید در مشروعیت فرمان رسید. او تاکید کرد که اگر هم فرمان اصالت می داشت، او قانونا مکلف به جلوگیری از کودتا بوده است زیرا به موجب اصل ۶۴ قانون اساسی وزرا نمی توانند احکام کتبی یا شفاهی پادشاه را مستمسک قرار داده و سلب مسوولیت از خودشان بنمایند. بعد از همه اینها هم رفت سراغ محدوده اختیارات پادشاه و داد مشروطیت سر داد که: «درست است که اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مقرر می دارد که عزل و نصب وزرا به موجب فرمان همایونی پادشاه است، اما این اصل غیر از یک جنبه تشریفاتی اثر دیگری ندارد. اگر بنا بود که پادشاه هر وقت خواست وزیری را عزل یا نصب نماید، مشروطیت معنا و مفهومی پیدا نمی کرد و این همان کاری است که قبل از مشروطیت هم سلاطین استبداد می کردند.»
مصدق همچنین در جای دیگر در سومین جلسه دادگاه گفت: «شاه حق عزل مرا به هزار دلیل که می آورم، نداشت پس وقتی که شاه حق عزل مرا نداشت، آن سه روز بنده نخست وزیر بودم و این دادگاه صلاحیت رسیدگی به کار من ندارد… نه تنها در آن سه روز بلکه هنوز هم خود را نخست وزیر می دانم، رسیدگی به جرایم فرضی من خیلی بالاتر از صلاحیت تیمسار آزموده و دادگاه نظامی است و تنها مرجعی که حق رسیدگی و قضاوت در این امر را دارد، مجلس شورای ملی است.»
چندی بعد بود که ماجرای محاکمات فرمایشی پایان یافت و مصدق را به قلعه احمد آباد فرستادند. مصدق در تمام جلسات دادگاه می غرید و با عنوان نخست وزیر ملت ایران سخن می گفت. او چنان بود که محمدرضا پهلوی بعدها در نوشته هایش از وی با عنوان متهمی که دادگاه را کلافه کرده بود، یاد کرد. مصدق کابوس شاه جوان بود و از همین رهگذر بود که یک بار که خواستند مصدق را به دلیل بیماری به بیمارستانی در تهران منتقل کنند، در پاسخ به درخواست کنندگان گفته بود: مرده و زنده اش، احمد آباد! جلسات محاکمه مصدق به عنوان حساس ترین و بزرگ ترین محاکمات تاریخ ایران شناخته می شود و می توان از آنها با عنوان قربانگاه آزادی، عدالت و دموکراسی یاد کرد.
از: روزنامه شرق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. درود بر شرف آزاد مردی که زنده اش بر اندام طاغوت زمان لرزه انداخته بود و هنوز هم یاد و خاطره اش آنچنان خواب و آرام را از حاکمان جور ربوده است که به دست اندازی به تاریخ رو آورده و کاشانی را رهبر ملی شدن صنعت نفت به کودکان و نوجوانان این مرز و بوم معرفی می کنند.