ارزیابی احتمال یک کودتا در ایران

پنج شنبه, ۶ام مهر, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

هم زمانی اظهارات سریالی سرداران سپاه پیرامون جنگ و استقبال از درگیری همه جانبه با اسراییلو آمریکا و همچنین روانه زندان کردن فرزندان هاشمی رفسنجانی را نمی توان یک تصادف زمانی به حساب آورد. سرداران سپاه هرچه را ندانند معنای جنگ را به خوبی می دانند و نیز این را می دانند که تهدید آمریکا و اسراییل در منطقه چه عواقب برگشت ناپذیری برای کشور در بر دارد.

در شرایطی که کشور در وضعیت سقوط آزاد قرار گرفته، فروش نفت به حوالی یک میلیون بشکه در روز رسیده است، دولت بزودی حتی توانایی پرداخت حقوق کارمندان را نخواهد داشت و در ضمن عواملی مانند تورم، گرانی، تامین ارزاق، قیمت دلار وطلا همگی مهار ناپذیر شده اند در منگنه قرار دادن هاشمی رفسنجانی نمی تواند فی البداهه طراحی شده باشد.

سرداران سپاه طی ۸ سال گذشته و تالی انتخابات سال ۸۸، هم مدیریت بحران و سرکوب تظاهرات مردمی و اضمحلال جریان اصلاح طلبی در ایران را بر عهده داشته اند و هم شیرینی انعقاد قراردادهای نفتی چند میلیارد دلاری را با وساطت وزیر سردار رستم قاسم خانی تجربه کرده اند. اساسا در کشورهای غیر دمکراتیک مانند ایران که آرای مردم تعیین کننده روندهای سیاسی و معیار دست به دست شدن قدرت نیست، هنگامی که قدرت نظامی، درآمدهای کلان اقتصادی ( نفت )، واختیارات امنیتی در اختیار یک گروه سیاسی مثلا سپاه قرار می گیرد آن جریان سیاسی متناسب با سلایق و دیدگاه های خود اقدام به دوباره چیدن مهره های سیاسی یا حذف برخی از مهره هامی کند. همان جریان سیاسی به خود اجازه می دهد یا دارای اختیاراتی است تا بخش های مهمی از نظام سیاسی و حقوقی، مثلا مجلس را از طریق برگزاری انتخابات فرمایشی مهندسی شده به کنترل درآورد یا مثلا با نفوذ در قوه قضاییه (از طریق حفاظت اطلاعات قوه قضاییه) دستگاه قضایی را تا حد امکان با خود همراه سازد وهر تهدیدی را از سر راه بردارد و مخالفان را سر به نیست کند.

بی تردید زندانی کردن فرزندان هاشمی جز با نگاه امنیتی سرداران برای یک آینده نزدیک که آبستن حوادثی بس سنگین است صورت نگرفته است. آنان در کسوت هاشمی رفسنجانی رقیبی را برای آقای خامنه ای می بینند که در شرایط پیش رو ممکن است یا قرار است در صحنه حضور نداشته باشد. از نگاه سرداران هاشمی رفسنجانی یا سردار سارندگی دیروز در دسترس ترین، امکان پذیرترین، و عملیترین گزینه برای جانشینی خامنه ای است که امکانات و ارتباطات او برای بر هم زدن طرح های سرداران امروز و رفقای دیروز بسیار خطرناک و کاراست.

هاشمی رفسنجانی کاملا در جبهه مقابل سرداران قرار ندارد اما تفاوت نگاه او با سرداران در مورد سیاست خارجی و داخلی به دورانی باز می گردد که مدیران سپاه، سرداران امروز نشده و اعلام نکرده بودند که از این به بعد پای قرارداد کمتر از چند میلیارد دلار را امضا نخواهند کرد. از نگاه این سرداران ممکن است هاشمی رفسنجانی پس از خامنه ای طلایه دار دورانی باشد که سردمداری سرداران در آن به پایان رسد یا برای مثال قرارگاه خاتم الانبیاء مجبورشود به قراردادهای بسیار کمتر از چند میلیارد دلار رضایت دهد.

سرداران می دانند که هاشمی رفسنجانی بزرگ خانواری است که از کوچک و بزرگ و زن و مرد همگی طرفدار جنبش سبز هستند و همگی کوچکترین روابط پدرشان و نیز رابطه وی با خامنه ای را با دقت می پایند و مرتبا از او استدلال می طلبند. همین عامل، هاشمی را درمقابل سردارانی قرار می دهد که از ۸ سال پیش ذهن خود را بر دنیای خارج قفل کرده اندو هضم تحولات جدید در آن راهی ندارد. از نگاه سرداران، هاشمی رفسنجانی یک خودی واگذار شده به غیر و خطرناک است که حضور او در نظام و ارتباط او با خامنه ای ممکن است منشاء رخدادهای غبر قابل پیش بینی باشد.

اگر سرداران به این جرات و جسارت رسیده اند که برای سیاست خارجی کشورخط مشی های برگشت ناپذیر جنگی ترسیم کنند و در کنار آن هاشمی رفسنجانی را به عنوان یک تهدید تحت فشار قرار دهند شاید روزی هم برای از صحنه خارج کردن خامنه ای وارد میدان شوند. در نظامی که قرار نیست کسی به مردم پاسخگو باشد و مسابقه حذفیدر ایران آخرین دور های خود را طی می کند باید منتظر بود تا بدون درآمد نفتی پرده های آخر نمایشروی صحنه رود.

نکته مهم این است که در شرایط حاد سیاسی و اقتصادی کنونی فرصت چندانی برای اعمال محاسبه های بسیار دقیق در طرح های حذف این و آن وجود ندارد و همه روندها با سرعت بیشتر و البته با خطای بسیار بیشتر یک شبه آغاز و اجرایی می شوند. این همان تحولی است که در آستانه انتخابات آمریکا شاید بتوان از آن به عنوانکودتایسرداران یاد کردکه با هم سرایی فرماندهان سپاه و نیز با مهار هاشمی علنی شده است. شاید دیری نپاید که این مسابقه حذفی با اسلحه و ترور و انفجار بمب هم همراه شود.

این سرداران برای بقا در شرایطی که آثار واقعی تحریم ها دارد خودنمایی می کند و بزودی دیگر سنگ روی سنگ بنا نمی شود و حتی نان و قند و چای مردم را تحت تاثیر قرار داده است نیاز به فضای جنگی دارند. علاوه بر این برای تحمیل و قبولاندن این تئوری به دیگران که بدون تضمین منافع آنان چیزی جز زمین سوخته از سراسر ایران باقی نمی ماند و اینکه از مسئولان کشور کسی تلاش نکند دوران انتقال پس از خامنه ای را بر عهده بگیرد هاشمی رفسنجانی را به مهار درآورده اند.

هرچند هاشمی رفسنجانی می گوید که فرزندان من تفاوتی با دیگران ندارند، اما اصل موضوع وزن سیاسی خود هاشمی است و جایگاه آقای خامنه ای که با تحولات آتی ممکن است دچار یک خانه تکانی جدی شود. در چنین شرائط حساسی در صورتی که هاشمی به دفاع از فرزندان خود قد علم کند طرح های سرداران برای حذف قطعی او نهایی می شود و اگر سکوت کند احتمالا با طرح پرونده های جدید و محکومیت های طولانی فرزندانش علیهاو گرو کشی می شود. در هر حال هاشمی رفسنجانی با دو فرزند زندانی اش، گروگان فرماندهان سپاه است تا دست از پا خطا نکند.

کسی نمی تواند ادعا کند که دستگیری فرزندان هاشمی بدون موافقت خامنه ای صورت گرفته باشد، با این حال با شتابی که سرداران از خود بروز داده اند باید منتظر رو شدن قطعه جدیدی از این بازی نزدیک دقیقه 90 در آینده نزدیک شد. مسلما هر چه باشد طرح مخالفان هاشمی یا “گروه های خودسر بیت رهبری ” برای بر هم زدن باقی مانده روابط اندک هاشمی و خامنه ای و به تعطیلی کشاندن برنامه دیدار منظم هاشمی و خامنه ای کم کم به بار می نشیند. در چنین شرائطی هم هاشمی را راحت تر می توان برای همیشه از سر راه برداشت و هم خامنه ای بیش از پیش دربست در اختیار نظامیان سپاه قرار میگیرد.

کشوری را که دو سال پیش با ۱۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی نتوانستند اداره کنند امسال یا سال بعد نمی توانند باسی چهل میلیارد دلار اداره کنند. مهم نیست از کشور چه چیزی باقی می ماند یا اساسا امیدی برای آینده باقی می ماند. حتی مهم نیست که مردم ایران در کجای این معادلات مافیایی کثیف قرار دارند. مهم، نهایی شدن پروژه پاکستانیزه شدن ایران است. در همه جهان ارتش و سرداران نظامی را تربیت می کنند تا در صورت نیاز فدای کشور شوند، در ایران و پاکستان برعکس، کشوررا آماده می کنند تا فدای مطامع و آینده سپاه وسردارانش شود.

از: روز آنلاین


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. میدونم این متن و تحلیل ماله ۴ سال پیشه من امروز دیدمش
    اول اینکه معلومه از طرفدارای فتنه ۸۸ هستی و تحلیلت رو تحت تاثیر بدبینی یا دقیقتر بگم تنفرت از نظام و سپاه انجام دادی و قسمتی هم بر اساس آرزو و رویاهای خودت تحلیل کردی منظورم قسمت جانشینیه هاشمی به جای رهبری هستش مگه دیگه کسی نیست که هاشمی با اون همه سنش بشه رهبر که ۴ روز بعد بخوان بکی دیگه بزارن دوم اینکه همین الان هاشمی داره از سران فتنه حمایت میکنه پس نتیجه اینکه زیاد فکر نوشتنه نظر کارشناسی نباش چون خانوم ها از رو احساسات مطلب می نویسن تحلیلت خیلی ابکی بود خیلی تحمل کردم تا بتونم همش رو بخونم.
    ناراحت نشو حالا خانوم روستازاده چون اصلاح طلب ها ۸۸ نتونستن ولی به جاش الان با برجام و ادامه کاراشون دارن به خوبی مملکت رو به بیگانه ها تقدم میکنن?