یادنامه‌ی پنجاهمین سال تاًسیس سازمان‌های جبهه ملی ایران در اروپا

چهارشنبه, ۲۶ام مهر, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

امسال سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا وارد پنجاهمین سال تاٌسیس خود شد.

پنجاه سال پیش، در تابستانِ ۱۳۴۱ (۱۹۶۲) بود که اولین کنگره ی وسیع سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا، از ۲۴ تا ۲۹ مرداد (۱۴ تا ۱۹ اوت) در شهر ویسبادن آلمان برگذار گردید، کنگره ای که بعدأ کنگره ی ویسبادن نام گرفت.

برگذاری این کنگره ی وسیع نتیجه ی نزدیک به دوسال کار و فعالیت جدی صدها تن از اعضاء قدیمی و هواداران جبهه ملی ایران بود که به دنبال از سرگیری فعالیت سازمان در ایران و تشکیل شورای مرکزی جبهه ملی ایران در داخل کشور به تشکیل کمیته های محلی در شهرهای محل تحصیل دانشجویان ایرانی در اروپا پرداخته آنها را به مراجع مرکزی معرفی کرده بودند.

پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت

یک سال پیش از تشکیل کنگره ی ویسبادن اجلاسی مرکب از نمایندگان منتخب بخش مهمی از کمیته های سازمان در شهر اشتوتگارت(آلمان) برگذار گردیده بود. در ابتدا قراربود که این اجلاس به عنوان نخستین کنگره ی سازمان وارد عمل شود. اما پس از تصویب اعتبارنامه های نمایندگان و در آغاز کارِ اجلاس از سوی دو تن از آنان پیشنهاد شد که، از آنجا که هنوز شمار مهمی از کمیته ها نتوانسته بودند نمایندگان خود را به کنگره اعزام کنند، به اجلاس عنوان پیش ـ کنگره داده شود و وظیفه ی تدارک کنگره ی وسیع دیگری بر عهده ی آن گذاشته شود. این پیشنهاد پس از شور مختصری به تصویب رسید و اجلاس عنوان پیش ـ کنگره(که از آن پس به پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت موسوم گردید) گرفت. پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت که مرکب از نمایندگان منتخب واحد های شهری بود، پس از بررسی وضع کمیته های حاضر و غایب و رسیدگی به وظائف سازمان در سال بعد، به انتخاب یک هیئت اجرائی موقت مستفر در وین و به ریاست دکتر علی گوشه مبادرت کرده به آن ماًموریت داد که با کمک کمیته های شهرها و پنج کشور حاضر درآن کنگره مقدمات برگذاری نخستین کنگره ی وسیع را برای سال بعد فراهم نماید.

اعضاء کمیته ها اکثرأ از فعالان جنبش دانشجویی خارج از کشور بودند که درآن سالها رو به گسترش داشت. شماری از آنان قبلأ در پیش ـ کنگره ی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که در ژانویه ی همان سال در لندن برگذار شده بود حضور یافته بودند، و همگی خود را برای برگذاری نخستین کنگره ی سرتاسری دانشجویان ایرانی که در ابتدای سال میلادی بعد در پاریس تشکیل می شد آماده می کردند.

برگذاری کنگره ی اشتوتگارت با ایجاد آشنایی و نزدیکی بیشتر میان هواداران و اعضاء جبهه ملی ایران در اروپا، بخصوص با توجه به برخورداری از یک مرکز هماهنگ کننده در وجود هیئت اجرائی موقت، این امکان را فراهم کرد که هواداران جبهه ملی در اروپا فعالیت های خود را بهتر سازمان دهند و از جمله بتوانند در کنگره ی بعدی کنفدراسیون( درواقع نخستین کنگره ی سرتاسری) با نظم و توان بیشتری شرکت کنند.

باید توجه داشت که در آن زمان فعالیت های دانشجویی در خلاء فکر سیاسی صورت نمی گرفت؛ علاوه بر دانشجویان هوادار جبهه ملی ایران که همگی دوران نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را به یاد داشتند(کودتا در سال ۱۹۵۳ یعنی ۸ سال پیش از پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت رخ داده بود)، دانشجویان عضو یا هوادار حزب توده نیز درعرصه ی دانشجویی سخت فعال بودند و فعالیت های آنان از سوی ارگان های رهبری حزب توده، مستقر در آلمان شرقی، سازمان داده می شد. اگر بتوان گفت که دیکتاتوری شاه نیز درمیان دانشجویان ایرانی هوادارانی داشت ـ امری که شاید نتوان منکر آن شد ـ باید اضافه کرد که این بخش از دانشجویان نه شمار قابل اعتنایی داشتند و نه انگیزه ی مبارزه ی اجتماعی. به همین دلیل از سوی گروه اخیر فعالیت درخور توجهی به چشم نمی خورد. در نتیجه تنها فعالان سیاسی که به جنبش دانشجویی الهام می دادند عبارت بودند از دانشجویان هوادار نهضت ملی یا هوادار حزب توده. تا این زمان در برخی از انجمن های داشجویی ابتکار فعالیت ها بیشتر با گروه اخیر بود و آنان در رهبری سازمان های دانشجویی جای برجسته ای داشتند. با آغاز فعالیت های منظم ترِ هواداران جبهه ملی برای تشکیل سازمان خود ابتکارفعالیت های دانشجویی نیز هر روز بیشتر به دست گروه اخیر افتاد. تشکیل پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت نقطه ی شتاب این فرآیند بود و نقش رهبری کننده ی هواداران نهضت ملی در جنبش داشجویی در کنگره ی اول کنفدراسیون ـ کنگره ی پاریس ـ این حالت را به اوج خود می رسانید.

کنگره ی وسیعِ ویسبادن

پس از مقدمات بالا و تحت نظر هیئت اجرائی منتخب پیش ـ کنگره ی اشتوتگارت، به ریاست دکتر علی گوشه، بود که سرانجام نخستین کنگره ی وسیع سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا برگذار می گردید. محل برگذاری شهر ویسبادن(آلمان غربی) و زمان آن ماه اوت ۱۹۶۲ میلادی ـ ۱۳۴۱ ـ بود.

اولین جلسه ی کنگره در ساعت ۴۰ دقیقه بعد ازظهر روز چهارشنبه ۱۵ اوت ۱۹۶۲ زیر نظر هیات رئیسه موقت کمیته ی شهر مهماندار (ماینس ـ ویسبادن) مرکب از زنده یاد دکترعلی امین و دکتر حسین مِصِراوغلی رسمیت یافت.

تالار وسیع جلسه ی کنگره به نحو زیبایی تزئین شده بود. در قسمت بالای تالار تصویر بزرگی از دکتر محمّد مصدّق که به روی پارچه نقاشی شده بود قرار داشت. در دو سوی آن پرچم بزرگ سه رنگ ایران و پرچم کشور میزبان ـ آلمان ـ قرارداشت.

شعارهای

* استقرار حکومت قانونی هدف جبهه ی ملی ایران است
* پیروزی جبهه ی ملی پیروزی ملت ایران است
* دانشجو، جبهه ی ملی سنگر مبارزات ملی است
در سه سوی تالار به چشم می خورد.

رئیس موقت جلسه حضور نمایندگان و ناظران را به ایشان خوش آمد گفته با شعارهای زیر آغاز سخن کرد:

ـ بنام ملت ایران

ـ بنام پیشوای خردمند ملت ایران دکتر محمد مصدق

بنام شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران،

زمانی که نام مصدق پیشوای بزرگ ملت ایران بر زبان رانده شد، تالار کنگره بر اثر غریو شادی و کف زدن ممتد نماینگان و ناظران به لرزه در آمد.
در این وقت زنده یاد خسرو قشقائی نماینده ی سابق و سخنگوی فراکسیون نهضت ملی در مجلس شورای ملی آغاز سخن نموده در میان ابراز احساسات نمایندگان و ناظران جلسه را افتتاح نمود.

او در آغاز سخن در باره ی اهمیت آن کنگره ی وسیع و انتظاراتی که همگان از نتایج آن خواهند داشت از جمله چنین گفت:

«هم اکنون در میهن گرامی ما دستگاه حاکمه ی دشمن نواز ملت کش همه ی موازین قانون اساسی، این خونبهای پدران بزرگوار ما را زیر پا نهاده، از مشروطیت به جشن و پایکوبی روز چهارده مرداد و ایراد پیام های گوشنواز بس کرده و آنچه را به حساب نمی آورد ملت ایران و قانون اساسی ملت ایران است.»

بیانات زنده یاد خسرو قشقائی، که با شعار « زنده باد سران جبهه ی ملی ایران ؛ آباد و مستقل و آزاد باد میهن گرامی ما» خاتمه پذیرفت، با شور و احساسات فراوان نمایندگان و ناظران مواجه گردید.

در این وقت پیام تلگرافیِ تهنیت آمیز زنده یاد دکترعلی شایگان رئیس شورای عالی جبهه ی ملی ایرانیان مقیم آمریکا توسط مرحوم خسرو قشقائی خوانده شد و مورد استقبال قرار گرفت.

بدین ترتیب اولین نشست کنگره در ساعت یک بعد از ظهر پایان پذیرفت؛ دومین نشست آن ساعت سه و ربع بعد از ظهر آغاز گردید.

در این جلسه خبرنگاران روزنامه ها، خبرگزاری های خارجی و رادیو ها حضور بهم رسانده بودند. قبل از شروع برنامه و در حین اجراء کار خبرنگاران و عکاسان سرگرم تهیه ی عکس از صحن عمومی کنگره و سخنرانان مختلف بودند.

در آغاز جلسه خبرنگاران مصاحبه ای در زمینه برگذاری این کنگره با آقای خسرو قشقائی بعمل آوردند. سپس یکی از اعضای هیات رئیسه بزبان آلمانی سیر نهضت ملی ایران و حوادث تاریخی مربوط به انقلاب مشروطیت، اوضاع دوران دیکتاتوری، شرایط سیاسی و اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم، و سرانجام نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق، تحت شعار ملی شدن صنعت نفت، و بالاخره حکومت ملی او و کودتای خائنانه بیست و هشت مرداد و نقش مخرب سیاستهای خارجی را برشمرده، خاطرنشان ساخت که در “ شرایط کنونی تنها قدرت متشکلی که میتواند به عمر دستگاه هیاًت حاکمه فاسدکنونی پایان بخشد، سازمان وسیع جبهه ی ملی ایران است”. جلسه، پس از مصاحبه ی رادیوئی توسط آقای خسرو قشقائی در ساعت پنج بعد از ظهر پایان یافت.

در کنگره نزدیک به ۱۱۰ تن نمایندگان انتخاب شده از طرفِ سی و سه واحد شهری، از پنج کشور فرانسه، آلمان، اتریش، انگلستان و سوییس، بود شرکت داشتند.
با وجود زمان طولانی که برای کارهای کنگره پیش بینی شده بود هر روز کنگره ساعت ها بر وقت کار خود اضافه می کرد تا دستور روز با دقت کافی و در محیطی کاملأ دموکراتیک بررسی گردد. به همین دلیل در روزهای نخست کار معمولأ جلسات تا پاسی از شب گذشته ادامه می یافت تا نتیجه های مورد نظر از دستور کار روز به دست آید.

 

ــ اعتبار نامه ها

در ابتدای کنگره کمیسیونِ رسیدگی به اعتبار نامه ها مرکب از پنج نفر تشکیل جلسه داد و ضمن تصویب اکثریت قریب به اتفاق اعتبارنامه ها شمار حدود پنج مورد از آنها، مربوط به شهرهایی را که انتخابات در آنها مخدوش به نظر می رسید، رد و گزارش کار خود را به کنگره تقدییم کرد.

بعد از ظهر همان روز بار دیگر نشست همگانی کنگره رسمیت یافت و سخنگوی کمیته ی تدارکات گزارش تنظیم شده در باره ی اعتبارنامه ها را خواند و کنگره برای تصویب آن وارد کار گردید. امر بررسی اعتبار نامه ها در آن شب و روز بعد ادامه داشت.

منتخبانی که اعتبار نامه ی آنان در کمیسیون رد شده بود حق داشتند رسیدگی مجدد به اعتبارنامه ی خود را از کنگره تقاضا نمایند. پس از انجام این کار که این بار با دقت باز هم بیشتری انجام گردید و به تاًیید راًی کمیسیون انجامید، کنگره، با حضور بیش از صد نماینده ی منتخب، و گروهی از مهمانان دعوت شده از طرف سازمان وهوادارانی که از طرف هیئت اجرائی موقت اجازه ی ورود به صحن جلسه را دریافت کرده بودند، وارد دستور جلسه شد.

از جمله مهمانان اجلاس زنده یاد پروفسور سیف پور فاطمی، برادر دکتر حسین فاطمی و استاد دانشگاه در آمریکا را می توان نام برد. در تمام طول جلسه نیز بعضی از مسئولان با مرحوم دکترمهدی آذر وزیر فرهنگ دولت دکتر مصدق و مسئول امور خارج از کشور جبهه ملی در آن زمان و نیز با دکتر علی شایگان نماینده ی مجلس در زمان دولت ملی که در آن زمان در آمریکا اقامت داشت، و مرحوم ناصر قشقایی نماینده ی مجلس شورا در دوران نهضت ملی و از همکاران برجسته ی دکتر مصدق، در تماس تلفنی بودند.

پنج شنبه شب برابر ۱۶ اوت هیات رئیسه ی دائمی کنگره انتخاب شد و هیات رئیسه موقت به کار خود پایان داد.

روز ۱۷ اوت جلسه کنگره زیر نظر هیات رئیسه جدید به ریاست دکتر علی راسخ افشار رسمیت یافت.

ــ سخنان پروفسور سیف پور فاطمی در کنگره

به دنبال ابراز احساسات حاضران، پروفسور فاطمی و همسر او به محل هیات رئیسه رفتند و پس از خیر مقدم رئیس کنگره به ایشان، زنده یاد فاطمی آغاز سخن نموده، از جمله چنین گفت:

دوستان عزیز، برادرانم، بسیار مفتخرم که فیض حضور در این جمع را پیدا نمودم. خبر تشکیل کنگره را از رادیو زوریخ شنیدم و یکسر باینجا آمدم تا در جمع شما شرکت کنم.

دوسال است که کشور بدون مجلس اداره می شود، آزادی وجود ندارد، مردم را بخون کشیده اند؛ دانشجویان را با سرنیزه نظامیان مجروح ساخته و دانشگاه را تعطیل نموده اند. ما حکومتی می خواهیم که حد اقل معیشت زندگی را برای مردم تاًمین نماید، نه آنکه چند نفر کنتراتچی مملکت را بچاپند.

ایران باید دارای سیاست مستقل باشد و استقلال کامل خود را حفظ کند. کشور ما نباید پابند سیاست روس و انگلیس و آمریکا باشد. باید در تمام جریانات بین المللی پا برجا بماند. باید که دنیا احترام ملت ما را رعایت نماید. هنوز در کشورهای خاور میانه و در نزد ملل آزاد شده از بند استعمار نام مصدق به بزرگی یاد می گردد و امروزه دول انگلیس و آمریکا از شنیدن نام مصدق بر خود می لرزند.

او در باره ی اهمیت کنگره و اخلال دشمنان ملت و جبهه ی ملی ایران گفت:

«شماها پیشقدم شده اید که به کار خود تشکیلات بدهید تا دشمن را بزانو در آورید ولی سازمان امنیت و دشمنان دیگر می کوشند که با همه ی قوا صف شما را خرد سازند. کوشش کنید که متحد باشید تا دشمن بزانو در آید. مصدق و یاران وفادارش نشان دادند که ایرانی دلیر و متحد است. ما نیز باید کوشش کنیم که متحد باشیم و برای ایران کار کنیم.»

گفته های مهمان کنگره با کف زدن حاضران و ابراز احسا سات مورد استقبال قرار گرفت.

دستور کار بعدی جلسه تشکیل کمیسیون های پنجگانه ی خطِ مشی و برنامه، آئین نامه و تشکیلات، تبلیغات و انتشارات، مالی، قطعنامه و پیام ها بود، و پس از بحث و گفتگوی کافی در لزوم آنها، انتخاب اعضاء آنها بعمل آمد.

در همین روز کمیسیون های پنجگانه در تالارهای جداگانه تشکیل جلسه داده به بررسی مسائل مورد بحث پرداختند.

سپس کنگره برای تصویب گزارش کمیسیون ها به کار خود ادامه داد و پس از بحث کافی، گزارش کمیسیون مالی همان روز به تصویب رسید.

علاوه بر امور جاری، مصوبات کنگره شامل بود بر قطعنامه ی کنگره شامل یک مقدمه و ۲۲ بند، پیام به دکتر مصدق، پیام به ملت ایران، پیام به شورای عالی جبهه ملی ایران و پیام به دانشجویان ایران، که شمه ای از برخی از آنها در پایان نقل می شود.

در این جلسه همچنین تصویب گردید که هیچ ارگانی بدون موافقت شورای عالی جبهه ی ملی ایرانیان مقیم اروپا و جبهه ی ملی ایرانیان مقیم آمریکا بنام جبهه ی ملی خارج از کشور نمی تواند وجود خارجی داشته باشد.

سپس، در ساعت هفت و نیم صبح یکشنبه نمایندگان کنگره بدون شرکت ناظران طیِ یک جلسه ی سرّی به انتخاب اعضاء شورای عالی سازمان های جبهه ی ملی ایران در اروپا پرداختند و در ساعت ده و نیم صبح یکشنبه ۱۹ اوت پس از هفده ساعت کار مداوم جلسه ی کنگره به عنوان تنفس تعطیل گردید.

ــ آغاز کار شورای عالی سازمانهای جبهه ی ملی ایران در اروپا

و دعوت از زنده یاد ناصر قشقایی به عضویت درآن

پس از انتخاب اعضاء شورای عالی، اولین جلسه ی معارفه این شورا در روز یکشنبه ۱۹ اوت با حضور آقای پروفسور فاطمی تشکیل یافت و به بررسی مسائل مختلف و از جمله، ترتیب کار نشریه ی ارگان رسمی جبهه ی ملی ایران در اروپا پرداخت. در نتیجه این بحث جلسه تصمیم گرفت که عنوان ایران آزاد را که پیش از جنگ جهانی دوم نام یک نشریه ی قدیمی ایرانی در اروپا بوده برای نشریه ی ارگان رسمی خود انتخاب نماید.

روز دوشنبه ۲۰ اوت، صبح و بعد ازظهر نیز جلسه شورا تشکیل گردید. در جلسه ی صبح بر طبق ماده ی واحده ی مصوب کنگره، اعضاء شورای عالی تصویب نمودند که زنده یاد ناصر قشقائی که از شخصیت های بارز ملی و خدمتگزاران صدیق نهضت ملی ایران و از همکاران دکتر مصدق بود، به عضویت این شورا پذیرفته و دعوت شود. قرار بر این گردید که تصمیم شورا توسط پروفسور فاطمی به اطلاع زنده یاد ناصرخان قشقایی برسد.

روز سه شنبه صبح جلسه ی شورا مجددأ تشکیل گردید و اعضاء آن زنده یاد ناصر خان قشقائی را بهمراهی پروفسور فاطمی در میان خود یافتند. رئیس جلسه به ایشان خیرمقدم گفت و دسته گل زیبائی به حضور ایشان تقدیم گردید.

زنده یاد ناصر قشقائی ضمن اظهار تشکر از اعضای شورا موافقت خود را برای همکاری با شورا اعلام داشت و اظهار امیدواری نمود که شورا بتواند نقش موثری در رهبری مبارزات سازمان های جبهه ی ملی ایران در اروپا ایفا نماید.

بعد از ظهر روز سه شنبه و روز چهارشنبه نیز جلسات شورای عالی مرتب جهت بررسی مسائل مختلف و اتخاذ تصمیمات فوری با حضور زنده یادان ناصر خان قشقائی و پروفسور فاطمی برقرار و مشغول به کار بود.

سپس، در ساعت هفت بعد از ظهر، جلسه ی مصاحبه ی مطبوعاتی در حضور پروفسور فاطمی تشکیل و به سئوالات یکایک خبرنگاران پاسخ داده شد. زنده یاد فاطمی خاطر نشان ساخت که مبارزات ملت ایران تا استقرار حکومت قانونی و از میان بردن شرایط مرگبار حاکم ادامه خواهد یافت. او در باره ی سیاست خارجی متذکر شد که “ما به سیاست مستقل ایرانی و بدور از وابستگی به قدرتهای شرق و غرب معتقد بوده، دوستی کامل خویش با ملل رها گشته از بنداستعمار در آسیا و آفریقا را حفظ خواهیم ساخت”.
با رسیدن خبر پایان کار کنگره و انتخاب اعضای شورای سازمان به ایران این خبر همراه با نام اعضای منتخب شورا، ابتدا در نشریه ی اخبار جبهه متعلق به جبهه ملی ایران نشر یافت و پس از آن، با وجود جو خفقانی که البته در آن سالها اندکی تخفیف یافته بود، در یکی از نشریات پرتیراژ شب تهران نیز منتشر گردید.

ــ پیام به دکتر مصدق

چنانکه گفته شد از جمله پیام های کنگره پیامی بود که به دکتر مصدق که در خانه ی خود در احمدآباد زندانی بود فرستاده شد. در آن پیام از جمله چنین می خوانیم:

پیام کنگره

به دکتر محمدّ مصدّق پیشوای ملت ایران

درودی است به تو سردار قهرمان از آنان که هر گز از راه مقدس تو باز نماندند و نمانند، از مبارزینی که پیکار بی تردیدشان را به خاطر رهائی ملت خویش، جز پیروزی سرانجامی نیست، زیرا که درس پیکارجویی، راستی، پاکبازی، سرسختی و پایداری در راه خلق را در مکتب مقدس تو آموخته اند.

به تو آموزگار خردمند که به برق هر اندیشه ات چراغی بر راه نسلهای امروز و فردا برافروختی و به کار هر ساعت زندگیت ورقی زرین بر تاریخ ملی ما افزودی.
تو پرچمدار دادخواهی محرومان و بیداد کشیدگان ایران که درفش خشم و طغیان خلق را به بازوی توانای کاردانی ات در اهتزاز آوردی و در تاریک ترین روزهای تاریخ ملت روشنگر راه او شدی.

تو نگهبان دلیری که زندگانی بر حراست مشروطیت ایران گذاردی و در این راه استوار و بی تزلزل همچون کوه طوفان ها را از سر گذراندی. (…)

تو که نام بزرگ و عزیزت بسان رشته ای سحرآمیز قلب ها، مغزها و بازوان یکایک افراد ملتی را پیوند داده و همچون عالیترین مظهر و ضامن وحدت خدمتگزاران خلق شناخته شده است. (…)

ما گِرد آمدگان به گِرد پرچم ایران و نام تو، بار دیگر پیمان خود را با ملت خود و تو پیشوای بزرگش، تازه کرده سوگند یاد می کنیم که تا باز گرداندن کامل استقلال و حیثیت ملی، از پا درآوردن زورگویان و دژخیمان، و برانداختن بنیاد ستم و فقر و محرومیت از سرزمین تو، از پای ننشینیم و در یک کلام، تا زنده ایم هرگز از راه تو باز نمانیم.
گرمترین و صادقانه ترین سپاس ها و سلام های فرزندانت را بپذیر.

ــ پاسخ دکتر مصدق
یک ماه بعد از کنگره پاسخ دکتر مصدق در جواب پیام کنگره جبهه ملی ایران در اروپا، به قرارِی که در پایان این یادنامه می آید، به سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا رسید.

قطعـنامه نخستین کنگره وسیع جبهه ملی ایران در اروپا

از آن زمان که بدنبال توطئه ای خائنانه، شهر تهران بدست مزدوران پلید سیاست های خارجی افتاد و خانهء پیشوای ملت مورد تاراج مشتی بیوطن و بد نام قرار گرفت، نه سال تمام می گذرد.

در آن روزها مردم غیور وطن ما که غافگیر توطئه ای ننگین شده بودند به هیچ روی خود را حاضر به تسلیم نمی دیدند. نفس در سینه ها حبس شده بود و قلبها با آهنگی نا ماًنوس، آهنگ خشم و طغیان، آهنگ دفاع از پیروزیهای گذشته می طپید. همه در جستجوی سنگری بودند که از آنجا متحد و مطمئن به اردوی دشمن بتازند و طومار هستی او را در هم پیچند. زیرا هنوز مردم به نیروی خود موًمن بودند و هنوز شعله های سی ام تیر را فروزان و زنده دیده در پی برپاداشتن سی ام تیری عظیم تر و پرشکوه تر بودند. (…)

دشمن در فرصتی که به چنگ آورده بود بر نیروهای ملت تاخت و از عدم تشکل آن منتهای بهره جوئی را کرد. (…)

اما رژیمی که می خواست تار و پود هستی ملتی را به چنگ و دندان خونین خویش بگسلد از همان آغاز حیات خود محکوم بفنا بود.

در این دوران سیاه و در سراسر این سالهای خوف و هراس آنها که چشمی دوربین داشتند روشنی فردا را در افق زندگی ملت خویش می دیدند. (…)

اگر چه سیاست این رژیم غاصب موجب شده است که اقتصاد میهن ما تبدیل به زائده ای از اقتصاد غرب گردیده به سبب وابستگی سیاست امپریالیسم از رشد و توسعه ی طبیعی خود باز ماند و اتخاذ روشهای علمی به منظور افزایش تولید و طرح برنامه های اقتصادی در زمینه های مختلف صنعتی، کشاورزی و بازرگانی در کشور ما معمول نگردد؛

اگر چه صنایع ملی شده ی نفت دیگر بار بدست غارتگران بین المللی سپرده شد و چپاول دزدانه ی خزانه ی کشور، صدور سرمایه های بیکران، اختصاص مبالغ سرسام آور به بودجه ی نظامی و در پیش گرفتن سیاست دستوری درهای باز مملکت را به پرتگاه نابودی اقتصادی کشید؛ (…)

امروز بدنبال مبارزات دلیرانه ی ملت ایران در طی چند سال گذشته، بویژه دانشجویان قهرمان دانشگاههای ایران و از پس کوششهای شبانه روزی ایرانیان مقیم خارج، برپاداشتن جبهه ای که محل تمرکز و بسیج وسیعترین قشرهای ملت ایران باشد دیگر از صورت یک آرزو برون آمده و به یک واقعیت مسلم مبدل گردیده است.
پس از پیش ـ کنگره ی اشتوتکارت، کنگره ی قاره ای جبهه ی ملی در آمریکا تشکیل گردید و بالاًخره نخستین کنگره ی وسیع جبهه ی ملی ایران در اروپا پس از ماهها کوشش و فداکاری خستگی ناپذیر کمیته های شهری و کشوری به رغم مشکلات فراوانی که تشکیل آن را معوق ساخته بود با شرکت نمایندگان برگزیده سی و سه سازمان شهری با شکوه و جلالی تمام و در محیطی صمیمانه و پرشور در روزهای ۱۵ تا ۱۹ ماه اوت در شهر ویسبادن (آلمان باختری) برگذار گردید و بدین ترتیب گام موثر دیگری در راه فشرده تر کردن و متشکل تر ساختن صفوف جبهه ی ملی و نزدیک ساختن روزهای روشن فردا برداشته شد.

شرکت کنندگان در کنگره (… ) با در نظر گرفتن اینکه:

۱ـ جبهه ی ملی ایران مظهر اراده تزلزل ناپذیر ملت، تنها وارث سنتهای آزادیخواهانه ی نهضت مشروطیت، ادامه دهنده ی جنبش های مترقی ملت ایران در نیم قرن گذشته، یگانه سازمان سیاسی دموکراتیک و پیشرو کشور، راه گشا و الهام بخش رستاخیز ضد استعماری ملت های زنجیر شده است و اینکه:

۲ــ جبهه ی ملی ایران تنها مدافع صدیق، استوار و انعطاف ناپذیر حقوق اجتماعی و سیاسی طبقات زحمتکش ایران بوده در راه تحقق خواست های مشروع این طبقات سرسختانه و صادقانه مبارزه میکند، اعلام داشتند که:

۳ـ جبهه ی ملی ایران مرکز تجمع کلیه ی طبقات و قشرهای ضد استعمار است و عنوان بورژوازی ملی تنها از جانب دشمنان ملت بدان اطلاق میشود.

۴ـ استقرار حکومت قانونی در ایران را نصب العین خود ساخته، نیل بدین هدف را تنها از طریق تجهیز صحیح و بسیج کامل نیروهای ملت ممکن میدانند و هر گونه نرمش و سیاست فرصت طلبانه را درین زمینه محکوم میکنند.

۵ـ تعطیل مشروطیت و دادن اجازه ی وضع قوانین به دولت از طرف شاه را که برطبق نص صریح قانون اساسی از اختیارات نمایندگان ملت است، محکوم کرده انجام فوری انتخابات آزاد را خواستارند.

۶ـ مصوبات مجالس فرمایشی پس از کودتای بیست و هشت مرداد سی و دو را غیر قانونی شمرده مجریان آن را به عنوان ناقضین قانون اساسی محکوم می کنند.

۷ـ اجرای صحیح و کامل قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور را، با در نظر گرفتن و مراعات تام و تمام قانون مربوط به طرز اجرای آن، از وظایف و در صلاحیت یک دولت قانونی و ملی می شمرند.

۸ـ استفاده از وام های خارجی را که از تصویب مجلس شورای ملی نگذشته و تاکنون جز در راه تثبیت وضع هیاًت حاکمه و ارضاء خواستهای غارتگرانه ی آن به مصرف نرسیده است، غیرقانونی دانسته، هرگونه تضمین ملت ایران را در برابر وام دهندگان نفی می کنند.

۱۰ـ مصمم به برافکندن بنیاد فقر و بیکاری در ایران از طریق تدوین و اجرای برنامه های عمرانی، صنعتی و کشاورزی می باشد.

۱۱ ـ مصمم به ریشه کن کردن نظام منسوخ ارباب رعیتی در ایران و واگذاری رایگان زمین به دهقانانند.

۱۲ ـ معتقد به لزوم اصلاح و اجرای کامل قوانین کار و بیمه های اجتماعی می باشند.

۱۳ ـ معتقد به لزوم توسعه ی سریع بهداشت عمومی و تعمیم فرهنگ از طریق اجرای تعلیمات اجباری هستند.

۱۴ ـ پیشنهاد های مکرر و تبلیغات پر هیاهوی پاره ای نشریات را مبنی بر تشکیل جبهه ی به اصطلاح واحد ملی بعنوان یک خدعه ی سیاسی قویأ رد کرده، نقش اخلالگرانه ناشرین آنرا که از حمله ی ائتلافی خود قصدی جز تفرقه افکندن در صفوف متحد ملت ندارند، بر یکایک وطنپرستان افشا می نمایند.

۱۵ ـ وحدت کلیه نیروهای ملی را در تمام مراحل مبارزه، بزرگترین و اساسی ترین شرط پیروزی دانسته، مخالفت شدید خود با هر نوع اقدامی را که در جهت ایجاد تشتت و تزلزل مرکزیت سازمانی بعمل آید صریحا” بیان میدارند.

۱۶ ـ هوادار جدی سیاست خارجی مستقل از دو بلوک و بر کنار از جنگ سرد بر مبنای اصل همزیستی مسالمت آمیز، مصوب کنفرانسهای باندونگ و بلگراد، و معتقد به لزوم خروج فوری ایران از پیمانهای نظامی اند.

۱۷ ـ از جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه ی ملت های اسیر صمیمانه پشتیبانی می کنند و دست دوستی این ملت ها را به گرمی می فشارند.

۱۸ ـ معتقد به لزوم پشتیبانی از سازمان ملل متحد در جهت سوق دادن این سازمان بسوی هدفهای منشور ملل متحد می باشند.

۱۹ ـ ادامهء آزمایش سلاح های هسته ای را، از هر سو که باشد، محکوم کرده خلع سلاح عمومی و حل مسالمت آمیز مسئله ی برلن را خواستارند.

۲۰ ـ پیروزی ملت دلاور الجزایر را که از پس هشت سال نبرد پیگیر و خستگی ناپذیر به کف آمده است، بدان ملت شادباش گفته، استقامت و سرسختی اش را الهام بخش خویش در پیکار حق طلبانه ی ملت ایران می شمارند.

۲۱ ـ فداکاریها، ابتکارات و نوآوریهای درخشان دانشجویان قهرمان دانشگاه تهران وابسته به جبهه ی ملی در جوادیه را صمیمانه می ستایند.

۲۲ ـ آزادی فوری دکتر محمد مصدق، پیشوای فرزانه و آزاده ی ملت ایران را قویأ خواستارند.

چنانکه گفته شد پیام های دیگری نیز از طرف کنگره داده شده بود، به قرار زیر:

پیام کنگره به ملت ایران

در این پیام از جمله چنین آمده بود:

پیامی است به ملت زنجیر شده و اسیر ایران؛

پیامی است به پرچمداران دیرین تمدن و فرهنگِ جهان؛

پیامی است به مردمی که به فرمان دژخیمان استعمار محکوم چنین نظام تیره و دردناکی است؛

به تو ای هموطن که در شکنجه گاه استعمار اسیر شوربختی و بندگی شده ای؛(…)

ما همدرد تو، هم میهن تو، و هم زنجیر تو هستیم؛

پیکر ما نیز از ضربات همان تازیانه ها خون آلود است؛

ما به خوبی میدانیم و با همه ی جسم و جان و روح و روان خویش احساس می کنیم که این زندگی شایسته ملت عزیز ما نیست؛

ما آرزوی ایرانی را داریم که دیگر اسیر و برده نباشد؛(…)

برای پیروزی، محتاج تو هستیم و در این نبرد بزرگ به یاری تو نیازمندیم؛(…)

جبهه ی ملی، جبهه ی جنگندگان راه توست. با ما باش و به راه اندیشه های زندگی بخش جبهه ی ملی آینده ی سعادتمند خود را تضمین نما؛(…)

مصدق، چهره ی درخشان نهضت ملی ایران، به گناه نبرد در راه تو هنوز اسیر زندان استعمار است.

او تنها با آرمانهای تو پیوند داشت و هرگز میثاق مقدس خود با ملت را فراموش نکرد. ما با الهام از او برای ایجاد ایران مستقل و آزاد از تو می خواهیم که در این نبرد بزرگ ملی همگام ما باشی.

بگذار که خون ما وثیقه ی پیروزی فردای ملت ما باشد.

درودهای گرم و پرشور ما به ملت قهرمان ایران.

افتخار بر مصدق استعمارشکن، این پرشکوه ترین مظهر تابناک نهضت پیروز ملت ایران.

پیروز جبهه ی ملی، سنگر نیرومند آرمانخواهان ایران.

پیام کنگره به

شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران

ــ د ر این پیام از جمله چنین می خوانیم :

در چنین روزهای بزرگی که بنای آینده ایران به نام ملت و تحت رهبری جبهه ی ملی ایران به دست و اراده ی ما و با الهام گیری و پشتیبانی ملت محروم و ستم کشیده ی ایران بنیاد می یابد، ما سربازان جبهه یکجا و متحد شورانگیزترین فریاد ها، بزرگترین عشق ها و تهنیت هایمان را به سرداران دلیرمان، به دلاوران شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران، به آنهائی که دست از جان کشیده اند و چهره به چهره و سینه به سینه با دشمنان ملت می جنگند و در اراده های قوی شان فتوری راه نیافته، نثار می کنیم. (…)
ما با دلهای پرشور و دستهای بهم زنجیر شده به گرد هم آمده ایم تا به وجدانهای پاک و به ارواح شهدا و عزیزانی که در راه شرف و آزادی ملت خود قیام کرده جان باختند، قسم یاد کنیم که ما نیز دست از جان شسته، به رهبری دلاوران شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران به راه ایشان ادامه خواهیم داد. (…)

ما افتخار می کنیم که در راه استقرار حکومت قانونی و رها ساختن ملتمان از یوغ اسارت تدابیر و دلاوریهای شجاعان شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران را چراغ راهنمای قلب ها و مغزهای خود قرار دهیم.

با پیروی از تصمیمات رادمردان شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران یکبار دیگر عهد و میثاق خود را تجدید می کنیم که تا آخرین لحظه از شرف و آزادی ملت خود دفاع نمائیم و در راه تحقق خواست ها و آمال ملت عزیز و قهرمانمان از هیچ جانبازی دریغ ننمائیم. (…)

درود به ملت ایران

درود به همه ی سربازان دلیری که با تجمع خود در سنگر جبهه ی ملی ایران به خاطر آزاد ساختن ملت ایران مبارزه می کنند.

درود به مصدق، رهبر و پیشوای عالیقدر ملت ایران

درود به دلاوران شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران

پیام کنگره به

دانش آموزان و دانشجویان ایران

خواهران و برادران همرزم،

کوشش پیگیر ما برای رهائی از قید استعمار و استثمار، تجدید عهد با خون شهدای راه آزادی و بالاخره عشق به استقرار حکومت قانونی موجب اجتماع ما در این کنگره عظیم شده است.

این است رسالت ما، رسالت بنیاد گذاردن روزهای بزرگ تاریخ آینده ی وطنمان، تاریخی که صفحاتش با مرکب خون فرزندان خلف میهن رقم شده و مشحون از افتخارات ملی است.

بر ما پوشیده نیست که شما دلاورانه با مشت و دندان به مقابله ی گلوله می روید، جسورانه می جنگید و دلیرانه جان می فشانید ولی هر آینه آزادی مائده ای نیست که از آسمان فرود آید و به کف سپرده شود، بلکه باید در راه به چنگ آوردن آن کوشید و بدیهی است که برای استیفای حقوق ملت رنجدیده ی ایران روزی این نیروهای سترگ چهره دیگر کرده دندان و چنگال گرگان را خواهند شکست و آنوقت چه با شکوه است جشن فتحی که از پس شام تیره روزی و سیه بختی ملت ایران به پا خواهد آمد.

ما همچنان به خاطر انتقام خون شهدای شانزده آذر و اول بهمن و دیگر شهیدان راه آزادی مبارزه می کنیم و میدانیم که هیچیک از ما در این نبرد حق و باطل تنها نیست. قلب ما در سینه به یاد یکدیگر می طپد و مهر وطن با گوشت و خونمان عجین شده و ما سوگند میخوریم که همواره هم پیمان شما باشیم.

طبیعی است که هماهنگی کامل میان نیروهای جبهه ی ملی ضامن موفقیت ما و شکست دشمنان ملت است و ایمان واثق داریم که تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس ملی را جز آن راهی نیست.

پیروز باد نبرد دلیرانه ی شما فرزندان قهرمان ایران

برقرار باد همبستگی خلل ناپذیر دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در نیل به آرمانهای ملی.

ــ تفسیری بر کنگره و کارهای آن

الف ــ ترکیب اعضاء کنگره

چنانکه بالاتر هم اشاره شد کنگره مرکب از نمایندگان انتخاب شده در جلسات انتخاباتیِ سی و سه واحد شهری، از پنج کشور فرانسه، آلمان، اتریش، انگلستان و سوییس، بود که جمعآ به نزدیک به ۱۱۰ تن بالغ می شدند.

در این کنگره ی تاریخی، با وجود تشکیل کنگره ی اشتوتگارت یک سال پیشتر از آن، و کنگره ی دانشجویی پاریس هشت ماه پیش ازآن، تعداد نمایندگان کمیته ها، که همه ی آنان در واحد های شهری خود انتخاب شده بودند، و شمار مهمانان که آنان هم دست چین شده بودند، چندان زیاد بود که بسیاری از حاضران در کنگره یکدیگر را از نزدیک نمی شناختند.

میانگین سن اعضاء کنگره را می توان به تخمین ۲۵سال دانست، اگرچه برخی از آنان، از جمله پزشکان، پایان نامه های تحصیلی خود را گذرانده بودند و به کار اشتغال داشتند و بعضی نیز با داشتن مدارک عالی تحصیلی در کارِ گذراندن دوره ی دکترای خود بودند. برخی از اعضاء فعال و مؤثر نیز کسانی بودند که پس از دوران نخستین تحصیلات عالی در ایران و کار در داخل کشور برای تکمیل تحصیلات به خارج آمده بودند؛ برخی نیز با سابقه ی کار پژوهندگی دانشگاهی در ایران، با عزیمت به خارج به علت اوضاع سخت کشور، به عنوان محقق به کار اشتغال داشتند. به علاوه آنان که هنوز به تحصیل مشغول بودند همه کار تحصیلی را با دریافت مدارک و مشاغل عالی چون پزشکی تخصصی، مهندسی، استادی دانشگاه در داخل یا خارج از ایران به پایان رساندند و این امری است که شامل همه ی اعضاء دیگر سازمان های جبهه ملی در اروپا، جز شماری معدود و استثنائی از آنها، می شد.

از لحاظ سیاسی و حزبی ترکیب اعضاء کنگره، مانند ترکیب اعضاء کمیته ها بیشتر از منفردینی بود که در هیچیک از احزاب جبهه ملی ایران چون : حزب ایران، حزب سوسیالیست ایران، حزب ملت ایران، حزب مردم ایران، سابقه ی عضویت نداشتند. معذلک اقلیتی کوچک اما فعال از اعضاء آن حزب ها نیز در سازمان و در کنگره وجود داشت.

بطور کلی می توان گفت که، علاوه بر کار مهم هیئت اجرائی موقت، کمیته ی جبهه ملی پاریس که پایه گذاران و فعالان آن تقریبأ همگی در دوره ی دکترا بودند و فعالیت مهمی هم در اتحادیه ی دانشجویان ایرانی فرانسه داشتند مؤثرترین نقش را در برگذاری کنگره و موفقیت آن انجام داده بود. علاوه بر پاریس شهرهایی چون وین در اتزیش، دوسلدرف و مونیخ در آلمان، لندن، و لوزان در سوییس هم نقش های قابل توجهی در تشکیل و موفقیت کنگره ایفاء کردند.

ب ــ روحیات و طرز تفکر اعضاء

چنانکه پیش از این گفته شد کنگره ی ویسبادن به همت کسانی تشکیل شد که همگی دوران مبارزات نهضت ملی، دوران دولت ملی دکتر مصدق و بالاًخره کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را، ولو با سنین اندکی متفاوت، به چشم دیده بودند.

هرچند، با وجود مشاهدات و خاطرات سیاسی زنده ی این گروه وسیع و جوان دانش سیاسی و اجتماعی و اطلاعات تاریخی اکثر آنان هنوز محدود بود اما سرمشق های زنده و مستقیم دکتر مصدق و بهترین همکاران و هواداران او در روحیه ی آنان موجب وجود صفاتی چون تواضع و همبستگی شده بود که در موفقیت های آنان نقشی مؤثر داشت.
این مشاهدات زنده وعینی، با ضربه ی روحی ناشی از سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق که همه ی نسل جوان آن روز ایران خود را در آن سهیم می دانست سبب شده بود که مهم ترین محرک جوانان این نسل احساسات تند ضد دیکتاتوری و ضد استعماری باشد؛ چه آنان که در عین جوانی دموکراسی مترتب بر رعایت قانون اساسی و آزادی های ناشی از آن بویژه آزادی بیان و اجتماعات را به دیده ی خود مشاهده کرده، و از آثار جانبخش آن بهره مند شده بودند کمتر از هرکس می توانستند خودکامگی و بی قانونی پس از آن و خفقان و بگیر و ببند خودسرانه ای را که برای آنان تازگی داشت بدون واکنش تحمل کنند.

این یک سوی موضوع بود و سوی دیگر آن در این بود که برای این نسل تجربه ای که می بایست پایه و زمینه ی پیشرفت آن به سوی تجربیات سازنده و پخته کننده ی دیگری برای خدمت به کشور و جامعه باشد در همان ابتدای راه قطع شده بود. آنان دیگر نه توانسته بودند در اجتماعی آزادانه و بدون بیم و هراس شرکت کنند و نه می توانستند درباره ی احساسات مشروع درونی خود پیرامون کشور خویش و سرنوشت آن سخنی بر زبان برانند. پس از زندانیان و کشته شدگان دوران جدید در وجود آنان احساسات جوشان از یک طرف و ضرورت شدید حزم و احتیاط با هم در جدال بود. و پیداست که با چنین حالتی آنان در انتظار فرصتی بودند که عشق به قانون و دموکراسی و خشم و کین نسبت به مسئولان نابودی آزادی را با تمام شور جوانی به ظهور برسانند و به دنبال آن به حرکت درآیند.

با اینهمه، چنانکه از متن پیام به شورای مرکزی جبهه ملی ایران پیداست، آنان در این مواضع خود به نسل پیشین، یعنی به پیشروان خویش به دیده احترام کامل می نگریستند و در عین برخورداری از حس و دید انتقادی که شرط لازم تربیت دموکراسی و منش آنان بود، به راه پیشی گرفتن از سرمشق ها و نسل پیشرو نسبت به خود نمی رفتند.
اکثریت همان فعالان که هنوز از نعمت زندگی بهره مندند و از فراز تجارب پنجاه ساله ی خود به روحیه ی سراسر شور و احساس آن زمان خویش می نگرند، هرچند می توانند به فقدان آگاهی های وسیع امروزی خود در آن زمان دریغ خورند، اما می دانند که با مایه ی عقلی امروزی نمی شد نیرو و حرارت واکنش آن روز را داشت و قهرأ با روحیه ی جوان و کنشگر آن دوران نیز دسترسی به آموخته های امروزی وتجارب و آگاهی های علمی بدست آمده دراین فاصله ی زمانی قابل تصور نمی نمود.

شاید بتوان گفت که اینها دلیل وجود دو بُعد در واکنش مصدق به پیامی است که کنگره برای او فرستاده بود؛ یکی احترام به آن احساسات و بیان پرشور آن به زبانی که احساسات او را نیز برمی انگیزد؛ دودیگر آنجا که آن مرد سالخورده و جهاندیده “اتحاد” حاصل شده میان آنان را ستوده، آن جوانان پرشور را در کارشان به “صبر و حوصله” دعوت می کند تا سراسر غرقه در احساسات مشروع اما یک رویه ی خود نمانند و مبادا در اثر آن دچار تک روی و تفرقه گردند.

با اینهمه، با جنبش وسیعی که در سراسر سرزمین های استعمارزده برخاسته بود، و بخصوص بدنبال نهضت های گاندی و مصدق و جنگ جهانی دوم دامنه ی آن به همه ی قاره ها کشیده بود، چگونه می شد از جامعه ی ایرانی، و خاصه نسل جوان آن که رابطه ی روزمره اش با نسل مجرب پیش از او نیز در اثر خفقان قطع شده بود، انتظار داشت که همچون جهاندیدگان پخته و کارکشته عمل کنند و عقل را به قدر کافی بر احساسات خود حاکم سازند؟ از اینجا بود که بخش مهمی از فعال ترین اعضاء این نسل که ناظر اوضاع و وقایع روزمره ی جهان نیز بودند به ناچار نمی توانستند از تاثیرات حوادث تکان دهنده ای چون جنبش آزادی بخش ملی الجزایر و انقلابِ کوبا که یکی امکان پیروزی بر استعمار دیرین فرانسه را ثابت می کرد و دیگری غلبه بر یک دیکتاتوری پلیسی و فاسد کوبا را شدنی نشان می داد، برکنار بمانند.

درباره ی نهضت استقلال طلبی الجزایر که همه ی مردم این کشور را به حرکت درآورده بود همه ی ناظران جهان می پنداشتند که وقتی مردمی به این درجه از همت مشترک و همبستگی دست یافتند مبارزه ی آنان ناچار آزادی سیاسی یعنی دموکراسی را هم بدنبال خواهد داشت و تصور خلاف آن برای کمتر کسی، حتی هواداران مصدق، ممکن بود. نهضت ضددیکتاتوری کوبا نیز که در چند سال آغازین “انقلاب”، یعنی پیش از برقراری نظامِ تک حزبی و اعلام رهبری حزب کمونیست کوبا برآن، در پوشش آزادیخواهی ظاهر شد بخش بزرگی از ناظران مجرب جهان را مجذوب خود کرده و در آن سالها به الگویی برای همه ی آزادیخواهان جهان تبدیل شده بود.

با اینکه هواداران مصدق، تحت تاًثیر نهضت های مصدق و گاندی، و با مشاهده ی مطامع آزمندانه ی اتحاد شوروی، در برابر افکار لنینیستی که پایه و مایه ی نظام آن کشور و اقمار آن بود مصونیت یافته بودند، اما تجربه ی سیاسی و شناخت اکثریت آنان از تاریخ به آنجا نرسیده بود که بدانند در مبارزات قهرآمیز هیچ ضمانتی وجود ندارد که خطر سلطه ی بعدی کسانی که سلاح ها را در دست دارند و دست کم به مدتی ولو کوتاه می توانند توده های مردم را نیز تحت نفوذ درآورند، اندک تر و بی زیان تر از خطرات استعمار یا دیکتاتوری قبلی باشد؛ یا دریافته باشند که در یک انقلاب نیز، که بر طبق تعریف به معنی بیرون رفتن سرِرشته ی اوضاع از دست نظام حاکم و بروز مدتی بی قانونی و هرج و مرج است، کسی از پیش ضامن آن نیست که نتیجه و سرانجام کار حاکمیت ملت بر سرنوشت خود باشد. به این اعتبار، از آنجا که در نهضت مشروطه همه ی مقدمات قانونی تحول نظام پیشین با پایه گذاری نظام نوین و تشکیل نهاد های آن در زمان سلطنت مظفرالدین شاه پایان یافته و به قبول شاه و از راه انتخابات به تاًیید ملت رسیده بود ـ و دوران بی قانونی که نتیجه ی سرپیچی محمد علی شاه از فرمان پدر و یاغی گری او در برابر اراده ی قانونی مجلس ملی بود با بازگشت به قانون موجود پایان یافتـ شاید نتوان این حادثه رابا تمام اهمیت آن یک انقلاب به معنای بالا نامید و همان عنوان نهضت مشروطه برای آن درست تر باشد.

در نتیجه ی مجموع عوامل بالا این نسل نمی توانست تمامأ از اثر افکار انقلابی و شیوه های تند مبارزه برکنار بماند.

به عنوان نمونه می توان شعار “واگذاری رایگان زمین به دهقانان…” در بند ۱۱ قطعنامه ی کنگره :

“ مصمم به ریشه کن کردن نظام منسوخ ارباب رعیتی در ایران و واگذاری رایگان زمین به دهقانانند.” را، که بخوبی پیداست تحت تاًثیر شعارهای احزابی چون حزب توده و نیروی سوم به روحیات برخی از احزاب جبهه ملی ایران واعضاء آن در اروپا و آمریکا راه یافته بوده مثال آورد و پرسید اگر این چپروی نبوده پس چپروی چیست.

به عبارت دیگر در سرزمینی که در آن وفور زمین بایر به حدی است که نیازی به “واگذاری رایگان” آن وجود ندارد اما، درعوض، آنچه قابل توزیع رایگان نبوده و نیست زمینِ آباد یعنی برخوردار از منابع کمیابِ آبی است که چون تامین آنها همواره نیازمند کار جمعی و دائمی و در نتیجه حفظ و بقاءِ واحدهای کارکردیِ(فونکسیونکل) جمعی موسوم به نسق، بنه و …، بود و این شرایط اخیر نیز عملأ نمی توانست به رایگان فراهم گردد، پیداست که شعار”واگذاری رایگان زمین” هم به تنهایی نمی توانست حلال مشکلی باشد؛ و هنگامی که دیکتاتورهم بنا به توصیه های آمریکا، فشار ایدئولوژیک نوعی از”چپ”، و بدون توجه به ساخت اقلیمی و سنتی کشاورزی ایران، نظیر این شعار را در مرکز “انقلاب سفید شاه و ملت “ خود قرارداد این کار جز آنکه با مقروض شدن سریع دهقانان سبب ورشکستگی و ریشه کن شدنشان از روستا، سرازیر شدن سیل آسای آنان به شهرها، و در نتیجه ویرانی کشاورزی سنتی ایرانی شود حاصلی نداشت.

انتخاب چنین شعاری همچنین نشان می دهد که در اثبات مواضع اجتماعی پیشرفته و داشتن جای برجسته در مسابقه ی شعارهای “طبقاتی” در جامعه ی ایران، بعضی از ما حتی از ارج و اهمیت قانون چهل ماده ای دولت مصدق ـ شامل بر اختصاس بیست درصد از بهره ی مالکانه برای تقسیم به تساوی میان کشاورزان و صندوق های عمران و تعاون آنان، و تشکیل شوراهای انتخابی ده، دهستان، بخش و شهرستان برای اداره ی این صندوق ها و نظارت بر سایر امور کشاورزی که، به منظور اصلاحات اولیه در وضع کشاورزان، بنا به قانون اختیارات درمهرماه ۱۳۴۲ تصویب شده بود و ناشی از شناخت عمیق مصدق از کشاورزی ایران بود، در آن زمان غافل بوده ایم و سالها لازم بود که با مطالعه ی پژوهش های موجود در ساخت این کشاورزی از یک طرف و مشاهده ی نتایج مخرب “اصلاحات ارضی” شاهانه از طرف دیگر، اگر نه همگی، بسیاری از ما به اینگونه کمبودهای خود پی بریم.

ولی تاکید لازم بر این حقایق و تکرار آنها هرگز برای انکار این حقیقت بزرگترکافی نخواهد بود که آنچه اثر منفی این عوامل را دوچندان می کرد شدت و دوام خفقان سیاسی در کشور و ممانعت دیکتاتوری از بیان آزادانه ی خواست های مشروع و آرمان های مردم بطور کلی، و جوانان بطور اخص، بود یعنی وضعی که به آنان این فرصت لازم را نمی داد که درست و نادرست افکارشان در معرض داوری جامعه ای آزاد و بیدار قرار گیرد و هرآینه در بوته ی تجربه به محک آزمایش ارزیابی شود بطوری که آنان در عرصه ی سیاست عملی روزمره و ضمن درگیری با مسائل گوناگون و پیچیده ی یک جامعه ساخته شوند و نه تنها در آرزوی تحقق چند اصل کلی هرچند هم این اصول اساسی و حیاتی بوده باشند؛ و به همین علل یاد شده بود که بعضی از کسانی که از همان زمان در این مبارزه شرکت داشتند در طول سالیان کوشش خود از خطاهایی چون تندروی ـ گاه گذرا و گاه نیز پیگیرـ یا تکروی، و حتی دسته بندی مخفی از دیگران که می توانست ضرباتی مهلک به مجموعه وارد کند، مصون نماندند.

با اینهمه نشان کوته بینی یا غرض ورزی خواهد بود اگر ندانیم یا نگوییم که سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا، با وجود همه ی این عوامل و با همه ی موانعی که بر سر راه داشت، در هدایت جنبش اجتماعی جوانان ایرانی چه در جهت بیداری سیاسی آنان بطور کلی و برقراری یک رشته روابط سازمانی مبتنی بر دموکراسی تشکلیلاتی تقریبأ بی سابقه در ایران بطور اخص، که به صورت یک نوع آموزش عملی دموکراسی درآمده بود، و چه از این جهت که توانست آنان را به آزاداندیشی عادت دهد، و از این راه نگذارد که طعمه ی نظریات سیاسی افراطی چون تبلیغات ایدئولوژیک به ظاهر مترقی و نافذِ حزب توده یا دیگر افکار تند و نادرست آن زمان شوند، نقشی صد درصد مثبت و حیاتی ایفا کرده است.

پاسخ دکتر مصدق به پیام کنگره ی وسیع
سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا
احمد آباد ـ ۲۲ شهریور ماه ۱۳۴۱

کنگره وسیع جبهه ملی ایران در اروپا

پیام پرشور و حرارت آن کنگره محترم مرا آنقدر متاًثر ننموده که بتوانم تاًثرات خود را عرض نمایم. قبول بفرمائید نه یکبار بلکه هر چند بار که آنرا خواندم اشک از چشمهایم درآمد و چه خوش گفته آنکه دُرِ معنا سفته: بر دل نشیند هر آنچه از دل در آید. این پیام که از حلقوم یک عده رجال وطن پرست برای حقیر تهیه شده آنقدر پر معنا و دلپذیر بود که نه من بلکه هر سنگدلی را متاًثر می کرد و این است معنای بلاغت و فصاحت کلام. من در این زندان اول امیدم به خدا و بعد به شما نسل جوان است و هیچ تردید ندارم با اتحادی که نموده اید بر مشکلات غلبه می کنید و یکی را بعد از دیگری از بین می برید. صبر و حوصله را پیشه قرار دهید و باور کنید آنچه بر ما گذشته است بیش از ساعتی از عمر یک ملت نیست. بیش از این تصدیع نمی دهم و از خدای منان اتحاد و توفیق شما را در مبارزه با دشمنان ایران خواهانم.
دکتر محمد مصدق

****

از آنجا که در این یادنامه به ذکر حداقل اکتفا شد سازمان امیدوار است در آینده ی نزدیک شرح کامل تری از این کنگره، همراه با اسناد بیشتری در باره ی آن، منتشر کند.
پانزدهم مهرماه ۱۳۹۱
سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا
دکتر علی راسخ افشار، دکتر پرویز داورپناه، علی شاکری زند، مهندس مهدی مقدس زاده.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.