دعوا بر مصدقی بودن ما یا شاهی و ولایت فقیهی بودن شما نیست، نبرد بر سر دمکراسی خواهی ما و فردسالاری مادام العمر خواهی شما

پنجشنبه, ۱۱ام بهمن, ۱۳۹۷
اندازه قلم متن

ساده لوحی! تازه به رسانه نشانده شده هایی که دست چپ و راست خود را نمیدانند به موعظه میپردازند و پیشنهاداتی برای حل اختلافات بین اپوزیسیون میدهند که انگاری با بچه دبستانی سخن میگویند. در اینجا مقداری تاریخ خدمتشان که بخوانند تا بدانند که شب دراز است…
نخست بدانند که اختلافات سیاسی از کودتای ۲۸ مرداد خیر بلکه از دوران مشروطه آغاز شده، سپس اینکه نبرد بر سر ساختار حکومتی بوده نه بر خوشگلی روی سیاستمداران و آن نبردی بین هواداران ساختار حکومت “مردم سالاری”همانا “جمهور مردم” که در آن هر چند سال به چندسال راس قدرت حکومت عوض شود و یا ساختار نوع شما حکومت “فردسالاری” که شاه یا ولیه فقیه تان مادام العمر آن هم از جنس “نر” انسان ها بر سر مردم گمارده شود.
تاریخ معاصر اشاره میکند که اتحاد و همکاری تنگاتنگ روحانیت و سلطنت همواره “فردسالاری مادام العمر “را بر مردم ما تحمیل کرده:
۱-اتحاد روحانیت با سلطنت در کودتای سلطنتی رئیس الوزرا یا رضاخان :
تاریخ اشاره میکند که رضا شاه(رئیس الوزرا) همواره آرزوی “جمهوریت” نوع اتاتورک را در نظر داشت در حالیکه روحانیت طرفدار سلطنت بود وسردارسپه( رضا شاه) از این موارد ناراحت بود و لذا بدین منظور به قم رفت و در آنجا با آیت‌الله آقاجمال اصفهانی، آیت‌الله نائینی و آیت‌الله حائری، و مدرس و…دیدار کرد و با هماهنگی انها و به خواست آنان مبنی بر توقف “جمهوریخواهی” پاسخ مثبت داد و آنها نیز در عوض قبول کردند که احمد شاه را خلع و خود او سلطنت کنند.
سردارسپه در روز ۱۳ فروردین بیانیه‌ای با امضای رئیس‌الوزرا و فرمانده کل قوا(هردو مقام خود) در انصراف از جمهوریخواهی منتشر کرد؛ که پس از آن با برنامه ای که در قم هماهنگ شده بود، علمای قم نیز تلگرافی مخابره و در ان به ملت ایران دامت گفتند که چون در تشکیل “جمهوریت”، بعضی اظهاراتی شده بود که مرضی(مورد پسند) عموم نبود و با مقتضیات این مملکت مناسبت نداشت لذا در موقع تشرف حضرت رئیس‌الوزرا (منظور رضا شاه ) به قم، نقض این عنوان و الغاء اظهارات مذکور و اعلام آن به تمام بلاد را خواستار شدیم و اجابت فرمودند. بدین‌ترتیب پرونده نخستین دست یازیدن به “جمهوریخواهی” سرانجام بسته و سرکوبی روشن اندیشان زمانه بوسیله روحانیت و سلطنت شروع شد و اندیشمند ملی ایران علی اکبر دهخدا که به عنوان کاندیدای مردمی جمهوری بود از این مورد بی بهره نبود و مجبور به کناره گیری از سیاست شده و به مدت دو سال و نیم در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و به تدوین فرهنگ‌نامه‌ فارسی پرداخت. سر انجام طبق برنامه های ریخته شده فی مابین روحانیت و رضا شاه, وی در سوم اسفند رضا شاه کودتای سلطنت اعلام و با خلع احمد شاه قاجار خود به سلطنت رسید و از ان پس با قزاق ها مراسم عزاداری و تکیه ها برقرار کرد و خود نیز (رضا شاه) در مراسم ها شرکت میکرد و به بدرقه روحانیون از نجف به قم میرفت و همچنین اخوند ابولقاسم کاشانی را به مجلس راه داده و وی نطق های پرشور و آتشینی در مجلس در حمایت از رضاخان سر میداد.
۲- قیام نهضت ملی شدن نفت و ادامه ان به روی کار امدن دولت ملی دکتر مصدق که به فرار شاه انجامید هیچگاه بدون همکاری روحانیت با سلطنت طلبان به بازگرداندن سلطنت نمی انجامید. کودتای شکست خورده ۲۵ مرداد۱۳۳۲ به گواه مدارک و مستندات ثابت کرد که سلطنت بدون یاری روحانیت نمیتواند در برابر دمکراسی خواهی مردم مقاومت کند. بیگانگان که واقف بر نفرت روحانیت از “جمهوری” بودند انها را بگارگرفتند و در نتیجه کودتای ۲۸ مرداد روحانیت و سلطنت باردیگر فردسالاری را بازگردانده و دکتر فاطمی که خواستار برقراری حکومت جمهوری شده بود را تیرباران کردند نه دکتر مصدق.
۳- قیام سرنگونی ساختار فردسالاری مادام العمر در ۵۷
اسناد و شواهد نشان میدهد که اکثریت مردم ا در این رخداد تاریخی برای سرنگونی سلطنت، حکومتی با ساختار “فردسالاری مادام العمر” شرکت داشتنه اند لیکن با کنار هم گذاردن زنجیره شواهد و رجوع به خاطرات سیاستمداران درگیر حقایقی بر ملا میشود که اشارات زیادی به این دیده میشود که در مسیر طبیعی انقلاب ۵۷ دخالت هایی شد که با واقف بر این بودن که شاه تمایل نداشت و یا وحشت از مشارکت مشارکت دگر اندیشان و ملیون داشت یا اینکه به روحانیون حکومتی بدهکار بود، حکومت به سرعت به روحانیون منتقل (ترانسفر) و از ساختار حکومت فردسالاری “شاه محوری” به ساختار مذهبی “ولایت فقیه محوری” تبدیل شد.
اگر ریز کندوکاوی در تاریخ معاصر بیشتر شود شواهد این نبردا بین هواداران دمکراسی جمهور مردم و فردسالاری مادام العمر همواره مشهود میباشد.

از: بالاترین


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.