اختر قاسمی: فاجعه سینما رکس آبادان، اولین لکه ننگ جمهوری اسلامی

چهارشنبه, 30ام مرداد, 1392
اندازه قلم متن

cinema rex abadan

تأسف‌بار است که ما ملت و به‌خصوص خانواده‌ی سینما چگونه این جنایت را فراموش کردیم و حتی تلاش نکردیم که مسئولان را وادار کنیم تا سینما رکس را به محل یادبود قربانیان تبدیل کنند! سینما رکس را خراب کردند تا هیچ اثری از این فاجعه وحشتناک که خود به‌بار آوردند نباشد

به یاد قربانیان سینما رکس؛
تقدیم به خانواده های آنها
و همه ی هموطنانم در آبادان

هر سال سالگرد سینما رکس آبادان حس عجیبی به من دست میدهد و به آن روزهای شوم می اندیشم. در این روزها اغلب من در خیال خود در خوزستان سیر می کنم و به لحظاتی می اندیشم که این خبر وحشتناک را شنیدم و تاثیر بسیار منفی و دردناکی که بر روح و روان همه ما وارد کرده بود. روزهای غم انگیزی خوزستان را فرا گرفته بود. در آن زمان در ذهن من نوجوان این پرسش مدام تکرار می شد که چگونه ممکن است و چه کسی می تواند انسان ها را زنده زنده بسوزاند؟ حتی تصورش غیر ممکن بود. جو انقلابی و هرج و مرج وحشتناکی بود. در آن زمان آنقدر تبلیغات علیه ساواک و رژیم قوی بود که هر جنایتی بدون هیچگونه بررسی از جانب مخالفین شاه و انقلابیون به ساواک و شاه نسبت داده میشد (گرچه بعدها مشخص شد که برخی از طرف عوامل خمینی و آخوندها بود). در آن دوران انقلابی متاسفانه شعور کمتر عملکرد داشت و شور انقلابی حرف اول را میزد.

این جنایت درست در روز ۲۸ مرداد یعنی سالروز قدرت گرفتن دوباره شاه در ایران و برکناری دولت مصدق بود. بهترین روزی که مرتجعین مذهبی بتوانند خشمشان را علیه مدرن بودن رژیم شاه و خود شاه که خمینی کینه ای شخصی از او داشت، نشان دهند. آبادان را که می توان مدرن ترین شهر ایران در آن زمان نام نهاد، هدف مرتجعین قرار گرفت. ملایان و مرتجعین به خوبی می دانستند که برای همراه کردن خوزستان که شریان اقتصادی مملکت را در دست داشت باید اقدامی تاثیر پذیر کرد. خوزستان نسبت به بقیه ی استان های ایران به دلیل وجود نفت و حضور غربی ها بخصوص انگلیسی ها از زمان پیدایش نفت فرهنگ متفاوتی با دیگر استان های ایران داشت. فرهنگ مدرن غربی تا حدی شهرهای نفتی خوزستان بخصوص آبادان را تصرف کرده بود و زنان و دختران در این شهرها بسیار آزادانه تر رفتار می کردند. نوع لباس پوشیدن و رفتار دختران و پسران جوان در این شهرها با اغلب شهرهای ایران متفاوت بود. چیزی که مرتجعین مذهبی نمی توانستند تحمل کنند.

آنها با آتش زدن سینما رکس که بیش از ۷۰۰ تماشاگر داشت و سوختن اغلب آنها احساسات مردم را جریحه کردند و خشم آنها را برافروختند. عاملین این سناریوی وحشتناک بعد از آتش سوزی به سرعت اعلامیه از قبل آماده شده ی خود را در سطح شهر آبادان پخش کردند و آن را به ساواک و شاه نسبت دادند. خشم و تنفر مردم نسبت به رژیم رشد کرد بطوریکه بعد از این فاجعه اعتراضات در خوزستان بیشتر شد و به دنبال آن اعتصابات کارگران شرکت نفت که رژیم را به زانو در آورد. با اینکار به دو هدف رسیدند شوراندن مردم و بستن سینماها! فاجعه سینما رکس آبادان به گفته ی شخصی که مامور این کار بود ( حسین تکبعلی زاده) به دستور روحانیون مرتجع عوامل خمینی صورت گرفت. وقتی که حسین تکبعلی زاده بعد از انقلاب به دستور عوامل رژیم اسلامی آزاد شد نزد مسئولین در دولت موقت رفت و تلاش کرد تا به یکی از مسئولین بگوید که او دستور را از چه کسانی داشته! اما کسی به حرف او گوش نداد و به او گفتند به زندگی مخفی ادامه دهد! فشار خانواده ها ی قربانیان باعث شد که او دوباره دستگیر شود. اما با اینکه در محاکمه اش گفت که او دستور از ساواک نداشته، اما در آن شرایط کسی او را نشنید و او را سریع اعدام کردند تا دست جنایتکاران واقعی رو نشود! (حتی برخی مطبوعات رژیم هم به این موضوع اشاره کردند. مطلبی در وبسایت فارس نیوز به نوعی این موضوع را اشاره کرده که تکبعلی زاده خواهان افشای عاملین جنایت در دوران دولت موقت بود و حتی اشاره می کند که اگر افشا می کرد مشکلاتی بوجود میاورد!)

فاجعه ی سینما رکس جنایتی که هیچگاه فراموش نمی شود گرچه عاملین واقعی آن نه تنها محاکمه نشدند بلکه بعد از انقلاب با قدرت گرفتن بیشتر جنایت کردند. افسوس که ما به راحتی فراموش می کنیم به طوریکه همین جانیان را امروز برخی ناجی خود و مردم میدانند. مرتجعین مذهبی در این سالیان هم نشان دادند که برای رسیدن به خواست های خود به هر جنایتی دست میزنند. آنها نشان دادند که چگونه ضد تمدن و مدرنیت و سینما و هنر هستند.

عملکرد رژیم اسلامی و کارنامه ی ۳۵ سال جنایت های گوناگونش از سنگسار و اعدام های دسته جمعی و تجاوز و شکنجه ی زنان باردار در زندان تا پرتاب مخالفین از کوه، با ماشین رد شدن از روی تظاهر کنندگان، تکه تکه کردن مخالفین با کارد و… به سوال من پاسخ داد که چنین کاری به راحتی از مرتجعین مذهبی قسی القلب برمی آید!

ضدیت انقلابیون اسلامی با مدرنیت و هنر پیش از انقلاب به صورت آتش زدن سینماها و بلافاصله بعد از انقلاب پس از روی کار آمدن با اخراج کارگردانان و هنرپیشگان و دست اندرکاران متخصص سینما ادامه یافت و حزب الهی هایی را که هیچ گونه اطلاعی از سینما و تئاتر نداشتند بر سر کار آوردند (به جز چند فرصت طلبی که همکاری کردند!)

تاسف بار است که ما ملت و بخصوص خانواده ی سینما چگونه این جنایت را فراموش کردیم و حتی تلاش نکردیم که مسئولین را وادار کنیم تا سینما رکس را به محل یاد بود قربانیان تبدیل کنند! سینما رکس را خراب کردند تا هیچ اثری از این فاجعه وحشتناک که خود ببار آوردند نباشد. امیدوارم که دست اندرکاران متعهد سینما و خانواده های قربانیان با کمک مردم بتوانند محل یادبودی را با ذکر نام قربانیان سینما رکس در آبادان و تهران بنا نهند.

تنها کارگردان ایرانی که به عنوان یک سینماگر وجدانش اجازه نداد در این رابطه سکوت کند پرویز صیاد بود که با تحقیقاتش در این رابطه نمایش محاکمه ی عاملین سینما رکس را ساخت و در آلمان و اروپا به روی صحنه برد که نقش مهمی در افشاگری عاملین فاجعه داشت.

در سالگرد این فاجعه متاسفانه آنچنان که باید این روز یادآوری نمی شود. حتی رسانه ها هم گاهی فقط چند خطی از این روز می نویسند. فاجعه ی سینما رکس آبادان لکه ی ننگی برای رژیم اسلامی ست که با هیچ چیز پاک نمی شود و به همین دلیل هم پس از ۳۵ سال اجازه داده نمی شود تا در این باره تحقیق شود و ۳۵ سال است که سکوتی غم انگیز نسبت به این فاجعه وحشتناک حاکم است.

به امید روزی که عاملین واقعی این فاجعه دستگیر و محاکمه شوند …
یاد قربانیان سینما رکس زنده باد!

اختر قاسمی

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.