روزنامۀ لوموند در مطلب جدیدی که امروز ۴ آوریل منتشر کرده، به بهانۀ هدف قرار گرفتن زیرساختهای ایران از سوی جنگندههای اسرائیل و آمریکا، فرضیهای را پیش کشیده که استدلال میکند؛ پس از یک ماهواندی بمباران بیوقفه، اکنون هدف اولیۀ آغازگران این جنگ تغییر کردهاست. حالا به نظر میرسد هدف این است که با نابودی برنامهریزیشدۀ مجموعههای صنعتی-نظامی، جمهوری اسلامی وادار به عقبنشینی شود.

به باور نویسندگان این مطلب، وعدۀ ترامپ به بازگرداندن ایران «به عصر حجر» و «نابودکردن پلها و نیروگاهها»، آنهم پس از آن که مسؤولیت بمباران کردن پلی در کرج را بر عهده گرفت، آشکارا نشان میدهد که دونالد ترامپ ابزارهای معیشت مردم را با رژیم جمهوری اسلامی یکی گرفتهاست.
رئیس جمهوری آمریکا، در تحقق امر، حتی مهلت ضربالاجل تعیینشده را رعایت نکرد و حملاتی را که مطابق تعهد خودش میبایست از دوشنبه ۶ آوریل آغاز میکرد، زودتر از موعد شروع کرد. زیرا، ترامپ از این که تهران هنوز برای «یک توافق» با واشنگتن اعلام آمادگی نکرده، شگفتزده شدهاست.
لوموند تأکید میکند که اسرائیل در این جنگ، از آغاز اهداف دیگری را دنبال میکرد. این کشور از ابتدا تأسیسات غیرنظامی، به ویژه مراکز درمانی را هدف قرار داد. هر چند اولویتش تضعیف رژیم و تشویق ایرانیان به سرنگونی حکومت، پس از جنگ بود. مقامهای اسرائیلی در توجیه بمباران مراکز غیرنظامی استدلال میکردند که فرماندهان رژیم و نیروهای مسلح ایران به این مراکز پناه بردهاند اما هر قدر که جنگ ادامه یافت، این استدلالها بیاعتبار شدند.
شاهر کویفمان، رئیس پیشین دفتر ایران در بخش پژوهش اطلاعات نظامی اسرائیل به لوموند میگوید: «هدف این بود که در درون رژیم شکاف ایجاد شود و افسران امنیت داخلی دچار تردید شوند، اما هرچه جنگ طولانیتر میشود و غیرنظامیان را بیشتر هدف میگیرد، این هدف دورتر میشود. این مردان امروز لحظات بزرگی از مقاومت را تجربه میکنند. وقتی ما زیرساختها را هدف میگیریم، آنها دیگر فقط از رژیم دفاع نمیکنند، بلکه از کشور دفاع میکنند».
به استدلال لوموند، هدفگذاری جدید سبب شده که اسرائیل اکنون احتمال پایان جنگ را در پی توافقی رسمی کنار بگذارد و بنابر فرض تلآویو، چنین توافقی تهران را در موقعیت بهتری قرار میدهد.
روزنامه از دو مقام پیشین اطلاعاتی و نظامی قولی را نقل کرده که این فرضیه را مستند میکند: «پایان دادن به جنگ بدون توافق، و صرفاً با مبادلۀ آرامش در برابر آرامش، به بازیگران منطقهای و بینالمللی اجازه میدهد کارزار فشار حداکثری علیه رژیم اسلامی را ادامه دهند و امکان مداخلۀ نظامی علیه اورانیوم غنیشده را نیز حفظ کنند، اگر ایرانیها بخواهند آن را از اعماق سایتهای هستهای ویرانشده بیرون بیاورند».
نویسندگان مطلب تأکید میکنند؛ اینکه اکنون دامنۀ اهداف جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی به بخش بهداشت و درمان گسترش یافته نیز در پرتو چنین برنامهای قابل فهم است. ویرانی قدیمیترین مؤسسۀ پتروشیمی و داروسازی ایران (پاستور) که بیش از ۵۰ درصد واکسنهای کشور را تأمین میکرد و سالانه بیش از ۱۵ میلیون دُز واکسن، عمدتاً برای کودکان، تولید میکرد نیز همراستا با همین هدف است.
اهدافی که به قول کارشناسان، صرفاً با ویرانی آن، ظرفیت تولید دارو از میان نمیرود، بلکه کل سامانۀ پایش میکروبیولوژیک، پیشگیری از واگیریها و پاسخ فوری به بحرانهای بهداشتی نیز از بین میرود.
حالا اگر چنین ویرانی هدفمند، به شبکۀ آبهای آشامیدنی یا شبکۀ فاضلاب نیز تسری یابد، باید انتظار فاجعۀ بزرگتری را در نظر داشت.
