از شیخ فریبکار تا سید جنایتکار (آرمان ملتی در مسلخ)

چهارشنبه, ۲ام تیر, ۱۴۰۰
اندازه قلم متن

وقتی مشروطه سربرآورد، ملت خسته از قاجار ناکارآمد و ایرانی سراسر فقر و بیماری و بی دولتی سه خواسته مشخص داشت: تاسیس عدالت خانه، مجلس شورا و دولتی مستقر و مقتدر. از روز نخست نهضت تا استبداد صغیر و سپس جنگ داخلی و به سلطنت نشستن احمدشاه کودک، ملت هیچکدام را در واقع تجربه نکرد جز تاسیس مجلسی که در آن هر روز جنگ و دعوا بود و دولتهایش دولتهای مستعجل چند روزه و چند ماهه. در آن فضا، رضاخانی پیدا شد و شد آنچه شد و آرمان مشروطه در جنگ با ناکارآمدی و بلبشوی سیاسی، به اقتدار تک نفره باخت و رضایت داد بجای پاسخگوکردن قدرت، کارآمدکردنش اولویت و تنها راه است. رییس الوزرا نهایتاً شد شاه کشور و قانون اساسی مشروطه تنها یادگار بی اثر آنهمه آرزو و رشادت و از جان گذشتگی‌های مشروطه خواهان به فراموشی سپرده شد.

رضاخان که رضاشاه شده و در ده سال نخست شاهی‌اش، کشور را تکانی داده بود، به مالیخولیای حرص مال اندوزی و زمین خواری و ترس از تهدید اطرافیان و مآلاً حذف و سرکوبشان دچار شد، در ۴ سال آخر سلطنتش جنایاتی کرد بسیار و در جنگ جهانی دوم و با یکدندگی ایی که هماره با او بود، قربانی دعوای دول اروپایی شد و انگلیسیها جز خلعش از سلطنت به کمتر رضایت ندادند و با اشغال کشور و تحمیل قحطی و مرگ به ملتی آزرده و رنجور، کار او را یکسره کردند. ضربه آخر به آرمان مشروطه، اشغال میهن بود و تبعید پادشاه. پسر جوان و نابلد او که به مدیریت و سماحت فروغی بر تخت پدر نشست تا کشور را ازین بحران رهایی بخشد، تا ۱۲ سال، شاه مشروطه بود و بجای حکومت، سلطنت می‌کرد. انتخابات مجلس برگزار می‌شد و دولتها بیشتر از پیش، برآمده از خواست مردم بودند. رهایی از اشغال و حفظ تمامیت ارضی و شروع نوعی از مشارکت سیاسی در امر حکومت، نتیجه همان مشروطه باقی ماندن شاه جوان بود. اما بحران نفت و پدیدارشدن شخصیتی چون محمد مصدق داستان این کشور و تاریخش را چرخشی داد که تا به امروز از آثار و عواقبش رهایی نیافته‌ایم. قدرت ملت در برابر قدرت سلطنتی که بیقرار بود برای حکومت کردن، شد کودتایی ننگین و نخستین و مهمترین گام انهدام «دولت» در دل «قدرت مطلق پادشاه». شاه کودتا، رییس حکومت بود اما رییس دولت هم شد و دولتها و مجالس پس از کودتا جملگی بله قربان گویان شاه پهلوی. پایان مشروطه، همان مرداد ۳۲ بود. آغاز خودکامگی شاهانه و بازتولید استبداد تاریخی در این دیار.
آن استبداد، با تمام تناقضات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی که در درون خود داشت، به آتش اسلامگرایی و چپ اندیشی و طوفان انقلاب برآمده از کینه مرداد ۳۲ چنان سوخت که تا دهه‌ها و شاید قرنی توان رهایی ملتی را متلاشی کرد. استبداد جدید تمام سطوح و مراحل استبدادهای پیشین را به عنصر قوی دین و دیانت، علاوه کرد و استبداد فردی ولایت فقیهی را در دل دیکتاتوری نهادهای عریض و طویل وابسته به چاه نفت، دو قبضه، مهریه ولی فقیه نمود. ملتی خسته از استبداد سیاسی پهلوی، به چاه استبداد همه جانبه ولی فقیه افتاد. چاهی عمیق که راهی به رهایی از آن در افق دیده نمی‌شود. جنگ تحمیلی که هدیه ایی بود برای حکومت جدید برای تداوم حیاتش و حذف رقبایش، سپاهی را به وجود آورد چونان لویاتان و هیولایی رام نشدنی که دیگر نه در اقتصاد و سیاست و امنیت و سرکوب بل تا سینما و اینترنت، مافیایش، فعال مایشاست و رهبری که باید علی الظاهر رییس آن می‌بود، سخنگو و ویترین آن شده است.
حذف تمام اندیشه‌های مترقی و شخصیت‌های مستقل و وطن دوست چه با ترور، چه با تخریب، سرکوب، زندان و حصر و چه با اجبار به تبعید، به دست کسانی که جز منافع خود و باندشان، چیزی در سر ندارند کار این ملت را بجایی رسانده که از مسما به دولت «شیخ فریبکار» به دامن دولت نظر کرده «سید جنایتکار» افتاده است. ملتی که با صدایی رسا «نه» و «تحریم» را در انتصخاباتی مضحک و تحقیر کننده، فریاد زدند و رسوایی این سیرک را در برابر چشم جهانیان، با مدنی ترین شکل ممکن، به خبر اول جهان تبدیل کردند. رییس این دولت کودتایی که «آنگوزمان» و «پرپکانی» و «لوکوموتیر» را به لغت نامه افتضاحات حکومت اضافه کرده است، نیآمده مضحکه خلق شده و قرار است با جادوگری و مشاطه گری، ابربحرانهایی را حل کند که صدتا از او هم توان روبروشدن با یکی از این بحرانها را ندارند چه برسد به حل و فصل مشکلات کشور و ملت.
اما ملت ایران که در طول تاریخ هماره در برابر اشغالگران و متجاوزان به خاک و سرزمینش، قدعلم کرده و با صبوری راه خویش را یافته و سرزمین مادری را حفظ کرده، این بار نیز با سرمایه عظیم «نه» بزرگ به حکومت جور ولی فقیه، آینده ایی روشن و تابناک خواهد داشت. آینده ایی که اگرچه دور به نظر میآید، اما از هماکنون در آن قدم گذاشته‌ایم.

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

۳ نظر

  1. با سلام
    این مقاله نشان می دهد که همچنان در دگم های خود گرفتارید و هرگز نخواهید آموخت وهرگز واقعیت ها را نخواهید دید و اعتراف نخواهید کرد. فقط حالا که شلاق واقعیت از خلال شعارهای ملت برای شما ملیون گریزناپذیر ساخته ، رضایت داده اید کارآمدی رضا شاه را اعتراف کنید ولی همچنان بر پسرش می تازید.
    داستان را از دریچه ای که دوست دارید نگاه و تعریف می کنید و ملا هم از دریچه ای که دوست دارد می بیند و به همچنین الباقی دریچه دارها..

  2. همانطور که من لقب “روباه بنفش” را برای اولین بار برای روحانی فریبکار بکار بردم.
    لقب “لولوی نظام” را هم برای رئیس جنایتکار بکار می برم.

  3. 💚ایرانیان🤍راستین❤

    اشکال از رئیسی و روحانی و خامنه ای نیست،
    اشکال اصلی از احکام وحشیانه اسلام و شیعه است که هر کس آنرا بپذیرد با رئیسی و خلخالی و البغدادی فرقی ندارد:
    رساله خمینی مسأله ۹ جزیه از غیر مسلمانان ـ ‏‏هر یک از بچه های آن ها که بالغ شود، امر به اسلام یا جزیه می شود و چنانچه‏‎ ‎‏خودداری نماید “حربی” می شود. و باید با بچه ها بعد از بلوغشان عقد بسته شود و عقدی‏‎ ‎‏که با پدرانشان بسته شده از آن ها کفایت نمی کند. پس اگر عقد ببندند، با رسیدن سال، از‏‎ ‎‏آن ها جزیه گرفته می شود؛ و سال آن ها در سال پدرانشان داخل نمی شود. و اگر با سفاهت‏‎ ‎‏بالغ شوند، ظاهر آن است که عقد بر اذن اولیایشان متوقف است.‏