دکتر مصطفی بادکوبه ای: خون گریه کن

Sunday, 17th November, 2013
اندازه قلم متن

badkubeei

هرچه خواهی بر شهید کربلا خون گریه کن
ماه ها بنشین و بر آن ماجرا خون گریه کن

در دل تاریخ، سرگردان بمان، تا روز حشر
همصدا با نوحه ی اهل عزا خون گریه کن

تا فراموشت شود وضع پریشان وطن
بر پریشانحالی ی آل عبا خون گریه کن

از غم امروز گر گویی به خشم آید خدا
در غم دیروز از بهر خدا خون گریه کن

نوحه ی تزویر می خوانند یاران ستم
در کنار ظلم بنشین، بی ریا خون گریه کن

چون اسیر بند و زندان نیست این جا هیچ کس
بر غل و زنجیر سبط مصطفی خون گریه کن

شعله های اعتیاد ار سوخت نسلی را چه باک
تو به یاد شعله های نینوا خون گریه کن

مصلحت را بر حقیقت برگزین از روی عجز
قصه ی “هیهات مِنَ الذله” را خون گریه کن

چون جوانان وطن را نیست رنج و کاستی
بر عروس قاسم نیکو لقا خون گریه کن

تشنه ی مهر و محبت نیست این جا کودکی
بر یتیم تشنه ی دشت بلا خون گریه کن

زآنکه دامان وطن ایمن ز فقر است و فساد
در عزای چادر دردانه ها خون گریه کن

از شهادت می گریز اما به امید ثواب
هر چه خواهی بر شهید کربلا خون گریه کن

دکتر مصطفی بادکوبه ای
۲۲ آبان ۱۳۹۲


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

7 نظر

  1. این صحبت طرفداران جمهوری اسلامی مثل اینست که جمع جنایتکاری بخواهد در مورد موجه بودن یا نبودن عقاید این و آن حرف بزند

  2. تف بذاتت بادکوبه ای..امام حسین قیامش بر علیه ظالمین بر ملتها بود..واقعه کربلا وشهادت امام حسین ویارانش..رمز یکپارچگی همه مظلومان برعلیه ستمگران جهان است..ولی توی متعصب بدون جز زباله های بی دروپیکر تاریخ چندتا نژادپرست بیسواد بیش نیستی!!!هرکه با ال علی دافتد ورافتد.

  3. بسيار زيبا ، سپاس . كاش همه متعصبين مذهبي از اين دست عقائد را هر از گاهي بشنوند ، شايد اثر كند

  4. آفرین بر این استاد عزیز.فقط همین را میتوانم بگویم دراین روز که نور را در پستونهان میکنند این نامادرزادها

  5. «ما را چه به بدبختی لبنان و فلسطین * جایی که وطن یکسره در آه و فغان است»
    درود بر این مرد وطن‌پرست آریایی!

  6. سینا شکوری

    درود بر بادکوبه ایی وطن دوست
    درود بر تمامی ایرانیان وطن دوست و ملی گرا و آریایی
    زنده باد آزادی ، دمکراسی ،

  7. این سروده ی دکتر بادکوبه ای من را به یاد شعر ملک الشعرای بهار انداخت که گفت:

    در محرّم ، اهل ری خود را دگرگون می كنند …….از زمین آه و فغان را زیب گردون می كنند
    گاه عریان گشته با زنجیر میكوبند پشت…..گه كفن پوشیده ، فرق خویش پرخون می كنند
    گه به یاد تشنه كامان زمین كربلا…………………… جویبار دیده را از گریه جیحون می كنند
    وز دروغ كهنه ی « یا لیتنا كنّا معك» …………شاه دین را كوك و زینب را جگرخون می كنند
    خادم شمر كنونی گشته، وانگه ناله ها……..با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می كنند
    بر “یزید” زنده میگویند هر دم، صد مجیز ………..پس شماتت بر یزید مرده ی دون می كنند
    پیش ایشان صد عبیدالله سر پا، وین گروه ………ناله از دست “عبیدالله مدفون” می كنند
    حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی……….هر دو را تسلیم نوّاب همایون می كنند
    آید از دروازه ی شمران اگر روزی حسین، ……….شامش از دروازه ی دولاب بیرون می كنند
    حضرت عباس اگر آید پی یك جرعه آب، …………….مشك او را در دم دروازه وارون می كنند
    گر علی اصغر بیاید بر در دكانشان …………….درد و پول آن طفل را یك پول مغبون می كنند
    ور علی اكبر بخواهد یاری از این كوفیان، ..روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می كنند
    لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد ……خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند
    گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد، ………………خاك پایش را به آب دیده معجون می كنند
    سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است……..هی نشسته لعن بر هارون و مامون می کنند
    خود اسیرانند در بند جفای ظالمان، ………… بر اسیران عرب این نوحه ها چون می كنند؟
    تا خرند این قوم، رندان خرسواری می كنند ……وین خران در زیر ایشان آه و زاری می كنند