گویا ایده حسن روحانی مبنی بر این که در کنار چرخیدن چرخ سانتریفیوژ، چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد، مقبول بخشهایی از حاکمیت نیست. آنها همچنان رویه تقابلی محمود احمدینژاد را میپسندند هرچند که موجب وضع تحریمها و اعمال فشار اقتصادی بر شهروندان ایرانی باشد. در آخرین مورد از اظهارات این چنینی، علی سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه گفته که نمیشود همه چیز را با “نان” معامله کرد و مردم ایران باید آماده تحمل “رنجها” باشند.
بعضی میگویند بناست که زندگی کنیم
” شاخ به شاخ شدن با آمریکا هزینه دارد بعضی ها این را متوجه نیستند؛ میگویند ما بناست زندگی کنیم”این جملات را علی سعیدی، در “همایش بصیرتی نیروهای مسلح” که روز شنبه 24 اسفند در اهواز برگزار شد، عنوان کرد.
نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاریخ جهان را به سه مقطع تقسیم میکند که در آنها حق و باطل “در تقابل عینی و عملی” قرار داشتهاند؛ اولی در عصر فرعون، دومی در زمان عباسیین و سومین مقطع، ضعیت حالِ جمهوری اسلامی که یک طرف “اراده ذات باری تعالی” و در سوی دیگر “اراده قدرتهای استکباری و نظام سلطه برای جلوگیری از تحقق اراده خدا” قرار گرفتهاند.
او به نوعی ایرانیان را همان ملتی میداند که باید زمینهساز “ظهور” شوند: “ملت ایران باید توجهات بیشتری نسبت به رسالت و ماموریت خود برای آماده کردن زمینه برای ظهور امام زمان داشته باشند.”
این روحانی بلند پایه تاکید دارد که “چالشها و تحریمهایی پیش روی ملت ایران وجود دارد، ولی آن گونه نیست که آنچه را با خون به دست آوردیم برای نان از دست نمی دهیم و مردم باید آماده تحمل رنجها باشند.”
به اعتقاد سعیدی، “قطعا قبل از ظهور امام زمان نیازمند یک حکومت شبیه حکومت امام زمان هستیم” که “بدون تردید مصداق قطعی و منحصر به فردش” در ایران است؛ چرا که در هیچ کجای دنیا حکومت براساس فقه اهل بیت وجود ندارد.
او از دولت “تکنوکرات” اکبر هاشمی رفسنجانی٬ دولت “اصلاحات” محمد خاتمی و دو سال آخر دولت محمود احمدینژاد به عنوان “دستاندازهای داخلی” برای ظهور “امام زمان” نام برده ومعتقد است که “ریشه چالشها در کشور ما از بازرگان گرفته تا اصلاح طلبان و هاشمی مبنایی و اعتقادی است”.
سعیدی میگوید: ” شاخ به شاخ شدن با آمریکا هزینه دارد. بعضیها این را متوجه نیستند و میگویند ما بناست زندگی کنیم و تز ژاپن را دارند که نباید مقابل قدرت ایستاد. بلکه باید از کنارآن عبور کرد تا زندگی کرد. یک دولت با اراده قوی نیاز است تا ایستادگی در مقابل قدرتها را دنبال کند.”
تمایل رهبر به اقتصاد مقاومتی
“اصلاح الگوی مصرف”، “همت مضاعف، کار مضاعف” ،”جهاد اقتصادی”، “تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی” و “حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی” عنوان شعارهایی است که آیتالله خامنهای در پنج سال اخیر برای نامگذاری سالها انتخاب کرده است. شعارهایی که همگی اقتصادیاند و از نگاه ویژه رهبر جمهوری اسلامی به اقتصاد در دوران تقابل با غرب حکایت میکند.
او در شهریور ماه 1389 نیز از مفهومی به نام “اقتصاد مقاومتی” پردهبرداری کرد که در همان سال و در مجموع سخنرانیهایش 509 بار تکرار شد. رهبر جمهوری اسلامی، از آن پس تاکنون هزاران بار به اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد مقاوم اشاره کرده و آن را به عنوان یکی از الزامات سیاست راهبردی کشور به مسوولان ابلاغ کرده است. او در تعریف این مفهوم گفته است: “اقتصاد مقاومتی يعني آن اقتصادی كه در شرايط فشار، در شرايط تحريم، در شرايط دشمني ها و خصومت های شديد مي تواند تعيين كننده رشد و شكوفايی كشور باشد.”
در مهر ماه 1390 هم که محمود احمدینژاد از مردم درخواست میکرد تا در سه ماه آینده برای خرید کالاهای غیرضروری به بازار نروند، مطالبه آیتالله خامنهای از دولت این بود که “در محصولاتى كه مشابه داخلى دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزى وارد نكنند.”
رهبر گفته بود: ” خوشبختانه ما در كشور و در بخشهاى مختلف، محصولات كيفى داريم. قسمت عمدهاى از توليدات كشور، مصرف كنندهاش دستگاههاى دولتى ما هستند. دستگاههاى دولتى بايستى جزم و عزم داشته باشند بر اينكه جز توليدات داخلى – در آن مواردى كه توليد داخلى وجود دارد – هيچ چيز ديگر مصرف نكنند. يعنى واقعاً در محصولاتى كه مشابه داخلى دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزى وارد نكنند. اين را بخواهيد، در دولت مطرح كنيد، آقاى رئيس جمهور به دستگاههاى دولتى دستور بدهد؛ و اين ممكن است. ما اين را تجربه كردهايم. در مواردى به صورت قاطع به يك دستگاهى گفته شد كه اين كارى كه دارد انجام ميگيرد، بايد هيچ محصول غير ايرانى در آن به كار نرود؛ و شد، و به بهترين وجهى هم انجام شد.”
او پیشتر هم در دیدار با “فعالان بخشهاى اقتصادى كشور” سخنانی حاکی از رضایت و آسودگی خیال از وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرده بود که اشاره پررنگی به “تحریمها” داشت: “ما امسال را سال جهاد اقتصادى اعلام كرديم. سياست استكبارى، زمين زدن ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى از راه اقتصاد است… هدف تحريمها، فلج كردن اقتصادى است. البته اين افتخار را ملت ايران دارد كه سى و دو سال است دارد اين تحريمها را تحمل ميكند. البته توسعهى تحريمها و تنوع تحريمها در سالهاى اخير بيشتر بوده، ليكن در مقابل توسعه و تنوع فعاليتهاى سازنده در كشور، كوچك و ناچيز است. سى سال پيش كه تحريمها را عليه ما شروع كردند، آن تحريمها ممكن بود عليه ما كارگرتر واقع بشود تا تحريمهایى كه امروز عليه ما دارند تصويب و اجرا ميكنند و همين طور هى وعده هم ميدهند كه بيشترش خواهيم كرد. اين معنايش اين است كه ما در مقابل تحريمها تدريجاً يك حالت ضدضربه پيدا كرديم؛ ميتوانيم به شكلهاى مختلف با تحريمها مقابله كنيم: يا با دور زدن تحريمها – كه شگرد خوب و جالب و ظريفى است و خوب است كه دولت و ملت اين شگرد را به كار ببرند – يا از جهت رو آوردن به ظرفيتهاى درونىاى كه كار بنيادى و زيربنائى است و حتماً بايد انجام بگيرد و تا حالا هم انجام گرفته.”
اما زمان کمی لازم بود تا مشخص شود که نه اتکا به تولید داخل و نه “شگرد خوب و جالب و ظريف” دور زدن تحریمها چاره بحران اقتصادی ایران و ایرانیان نیست. آیتالله خامنهای به تجربیات دوران جنگ اشاره میکرد مدعی بود که دولت و ملت ایران “ضد ضربه” شدهاند. اما سال 91 در حالی به پایان رسید که حتی بانک مرکزی هم در آمارهایش تایید کرد که قیمت کالاهای مصرفی در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد حدودا ۴ برابر شده و در کمتر از ۸ سال تورم ۲۸۱ درصد رشد داشته است. در همان سال، دادگاه بزرگترین اختلاس تاریخ ایران برگزار شد؛ مردم برای مرغ صف کشیدند و ازدحام صفهای مرغ کشته هم داد؛ در آن سال قیمت ماست هم با قیمت ارز بالا و پایین رفت و معلوم شد قطعنامههای تحریم برخلاف آنچه احمدینژاد میگوید، ورقپاره نیستند، سال سخت و بدی بود. این چنین بود که سیاستمداران و کاندیداهای ریاست جمهوری از هر طیف و جناح، سیاستهای دولت را زیر سوال برده و از گشایش در داخل و خارج برای بهبود وضعیت اقتصادی سخن گفتند؛ تنها کسی که گفتمانی مشابه احمدینژاد داشت و همچنان از تقابل و مقاومت با دنیای خارج میگفت، سعید جلیلی بود که کمی بیشتر از چهار میلیون رای کسب کرد؛ یعنی چیزی در حدود 20 درصد آرای رییسجمهور منتخب، حسن روحانی. همان کسی که وعده داد حواسش به چرخیدن چرخ زندگی مردم در کنار چرخ سانتریفیوژ خواهد بود.
با این حال، گویا رهبر جمهوری اسلامی همچنان اقتصاد مقاومتی را بیشتر میپسندد. او در 30 بهمن ماه امسال با ابلاغ سیاستهای كلی اقتصاد مقاومتی” دستور داد: “لازم است قوای كشور بیدرنگ و با زمانبندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصههای مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقشآفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند.”
در پاسخ، وزیر اقتصاد، اقتصاد مقاومتی را راه نجات اقتصاد کشور از مشکلات جهانی نامید و معاون اول رییسجمهوری نیز با انتشار دستورالعملهایی دستگاههای اجرایی را ملزم به پیگیری طرح “اقتصاد مقاومتی” کرد.
حالا و در آخرین روزهای سال 92، نماینده ولی فقیه در سپاه از لزوم تحمل رنجهای بیشتر و تاوان دادن بابت زمینهسازی ظهور صحبت میکند. پیام نوروزی سال آینده و شعاری که از سوی آیتالله خامنهای انتخاب خواهد شد تا حد زیادی روشنگر است که راس قدرت در ایران، همچنان مایل به تقابل و ریاضتکشی است یا به شیوه تعامل و بهبود تدریجی دولت جدید متمایل شده است.
از: روز
