چگونه ایران وارد جرگه کشورهای دارای پارلمان در دنیا شد؟

دوشنبه, 13ام مرداد, 1393
اندازه قلم متن

sakhteman majless shoraye melli
ساختمان نخستین پارلمان ایران “مجلس شورای ملی”

سیمای جهان، هنگام انقلاب مشروطه در ایران

ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی با انقلاب مشروطیت به عنوان هفدهمین کشور مردم‌سالار جهان به خیل اندک کشورهای دارای پارلمان می‌پیوندد. در جهانی که زیر سلطه‌ استعمار و استبداد بود، کاری که ایرانی‌ها به ثمر رساندند، دست‌آورد عظیمی بود.

عصر ایران؛ علیرضا افشاری – برابرِ تعریفِ مناسبی که در دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا آمده است: «به مجموعه‌ کوشش‌ها و رویدادهایی که در دوره‌ مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره‌ محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب نخستین قانون اساسی ایران انجامید جنبش یا انقلابِ مشروطه/ مشروطه‌خواهی/ مشروطیت گفته می شود».

انقلاب مشروطه یکی از بزرگترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود، چرا که با این انقلاب ،کشور ایران وارد جرگه‌ کشورهای دارای مجلس (پارلمان) و پذیرای مردم‌سالاری از نوع مدرنِ آن شد. برای درکِ اهمیت این موضوع کافی است نگاهی به وضعیت جهان، هنگامی که این فرمان صادر شد،‌ بیندازیم.

در آغاز سده‌ بیستم در جهان فقط ۴۳ کشور مستقل وجود داشت. امروزه تعداد اعضای سازمان ملل متحد به بیش از ۱۹۰ کشور رسیده است. این کمابیش ۱۵۰ کشور جدید، همگی برآمده از جنگ جهانی دوم‌اند، یعنی پرسابقه‌ترین‌شان ۴۵ تا ۵۰ سال و بقیه هم ۲۰ سال و ۱۰ سال و… پیشینه دارند.

از آن ۴۳ کشوری که در آن زمان دارای استقلال بودند، تنها سه کشور ایران، ترکیه (عثمانی) و تا اندازه‌ای افغانستان از کشورهای اسلامی امروز، مستقل بودند.

باقی جهان در چنگ چند کشور بود: آفتاب در امپراتوری بریتانیا غروب نمی‌کرد؛ فرانسه به‌عنوان دومین قدرت استعماری بخش‌هایی از آسیا، بخش‌هایی از شمال آفریقا و بخش‌هایی از آمریکای مرکزی را و دولت روسیه بخش‌های بزرگی از اروپا و آسیا را در اختیار داشت؛ ‌در کنار این‌ها امپراتوری عثمانی که تنها امپراتوری مسلمان بود، بخشی از آسیا و اروپا را در اختیار داشت؛ پرتغال و اسپانیا هم قدرت استعماری بودند.

اگر شما به جهان آن‌روز بنگرید می‌بینید به جز بخش‌های کوچکی از آسیا، بقیه‌ جهان مستعمره بود. قاره‌ آفریقا و اقیانوسیه، بخش‌هایی از اروپا که مستعمره‌ امپراتوری اطریش ـ هنگری و امپراتوری‌های روس و عثمانی بود، از آمریکا هم بخش‌هایی زیر استعمار بود.

از سوی دیگر از میان این ۴۳ کشور مستقل، فقط ۱۶ کشور را می‌شد با اما و اگر در زمره کشورهای مردم‌سالار رده‌بندی کرد، یعنی کشورهایی که دارای پارلمان بودند.

در تمام این کشورها و در ایران، زنان فاقد حق رأی بودند. اولین‌بار زنان در سال ۱۹۲۱ در ایالات متحده‌ آمریکا حق رأی به‌دست آوردند و بعد در سال ۱۹۲۷ در بریتانیا و تازه در دهه‌ ۸۰ است که زنان سوئیسی، حق رأی پیدا کردند و هنوز هم در بسیاری از جاها، زنان از حق رأی محروم‌اند. در این ۱۶ کشوری که دارای پارلمان بودند، مردان هم به‌ویژه از طبقات فرودست به‌دلیل پیچیده بودن نظام انتخاباتی، حق رأی نداشتند…

در چنین شرایطی بود که ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۹۰۶ میلادی) با انقلاب مشروطیت به عنوان هفدهمین کشور مردم‌سالار جهان به خیل این کشورهای اندک می‌پیوندد. بر این‌پایه، در جهانی که زیر سلطه‌ استعمار و استبداد بود، کاری که ایرانی‌ها به ثمر رساندند، دست‌آورد عظیمی بود، یعنی در سراسر قاره‌ پهناور آسیا، ایران نخستین ملتی بود که بانگ ملّت‌گرایی را بلند کرد و در این مبارزه هم موفق شد.
1
انقلاب مشروطه تأثیرات فراوانی را در وضعیت و رخدادهای بعد از خود و تا به امروز ایران برجای گذاشته است و به همین ترتیب مخالفت‌ها و تقدیرها، تحلیل‌ها و نقدهای فراوانی را به‌دنبال خود به همراه آورده است.

بسیاری نارضایتی عمیق جامعه ایران در دوران حکومت قاجار را ریشه اصلی اعتراضات مردمی علیه دولت و زمینه‌ساز شکل‌گیری نهضت مشروطیت می‌دانند.

به عبارت دیگر هرج و مرج و فساد در دستگاه اداری، تهی شدن خزانه مملکت بر اثر اسراف و ولخرجی‌های شاهان و درباریان، انجام مسافرت‌های مکرر و غیر ضروری مظفرالدین‌شاه به فرنگ از طریق دریافت وام با شرایط سنگین از دول خارجی و تحمیل مالیات‌های کمرشکن بر مردم، قحطی فزاینده در تهران و شهرستان‌ها، تسلط روزافزون بیگانگان بر کشور، بحران مالی و سقوط اقتصادی کشور و اعطای امتیازات گوناگون به قدرت‌های استعماری، همه و همه مواردی است که به عنوان ریشه‌های انقلاب مشروطیت مطرح می‌شوند.

از سوی دیگر، تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی، اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید.

نوشته‌های روشنفکرانی مثل حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌های مشروطه‌خواهی را فراهم آورد.

mojahedan mashrouteh

جمعی از مشروطه طلبان

سخنرانی‌های سیدجمال واعظ و ملک‌المتکلمین توده‌ مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می‌کرد. نشریاتی مانند حبل‌المتین و چهره‌نما و حکمت و کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر می‌شدند نیز در گسترش آزادی‌‌خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.

کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه‌ی خود را قطع ریشه‌ ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال‌الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه‌خواهی را سبب شد.

آن ریشه‌های بنیادین و این عوامل محرک سبب شکل‌گیری هسته‌ها و انجمن‌های ضد حکومتی در کشور و سرآغاز نهضت مشروطه گردید.

انقلاب بزرگی که شاید بتوان آن را همزاد انقلاب ۱۹۰۵ روسیه دانست که به تأسیس مجلس «دوما» منجر شد؛ انقلاب‌هایی که ریشه‌ی مشترکی داشتند: قفقاز.

در واقع، بسیاری از بانیان دو انقلاب که در مقاطعی هم با همدیگر همکاری نزدیک داشتند از مردمان قفقاز بودند و به نظر می‌رسد جنگ‌های قفقاز که به جنایات خونین و کشتارهای وسیع ارتش تزاری در آن منطقه انجامید که در آن میان ضعف ارتش ایرانی و بی‌لیاقتی حاکمانِ وقت بی‌تأثیر نبوده است در شکل‌گیری این روحیه در میان انقلابیان بعدی مؤثر بوده باشد؛ امری که شرایطش با تشکیل نخستین سندیکاهای کارگری در شهر نفتی بادکوبه مهیا شد.۲

یاد همه‌ی کوشندگانِ نامی و گمنام انقلاب بزرگ مشروطیت را گرامی می‌داریم.

۱ – جنبش مشروطیت، دکتر هوشنگ طالع (متن سخنرانی در انجمن افراز)، نامه‌ی افراز، شماره‌ی ۱۰، زمستان ۱۳۸۸

۲ – برگرفته از درس‌گفتارهای دکتر شروین وکیلی


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.