
ایران وایر
«اسماعیل بخشی»، فعال کارگری، نماینده «شورای مستقل کارگران هفتتپه» و زندانی سیاسی سابق در گفتوگو با ایران وایر از محرومیتهای سیستماتیک کارگران در ایران بهشدت انتقاد کرد، او میگوید: «به دلیل اعتراضات کارگری هنوز از حقوق شهروندی خود محروم هستیم. ما اخراج شدیم، حبس آن را کشیدیم، شکنجه شدیم تا کجا میخواهید ادامه دهید؟»
او ساختار سرکوب فعالان کارگری در ایران را به شکلی بیپرده شرح داده است: «سرکوبی که با دخالت مستقیم نهادهای امنیتی آغاز میشود، از محرومیت از تحصیل و شغل فراتر میرود و تا اعدام فعالان پیش میرود؛ و درنهایت، هدف آن روشن است: حذف صدای کارگر».
۷ سال است که او را اخراج و از ادامه کار در «نیشکر هفتتپه» محروم کردهاند. میگوید: «تحت شدیدترین فشار اقتصادی قرار گرفتم. هر بار برای بازگشت به کار مطالبهگری کردم، گفتند خودت میدانی قضیه از کجا آب میخورد، وزارت اطلاعات». اسماعیل بخشی ۸ ماه پیش به دیوان عالی کشور شکایت برده ولی هنوز هیچ خبری نگرفته است.
*****
فعالان کارگری هفتتپه پس از گذشت سالها از اعتصابات، همچنان هزینه میدهند. محرومیت از کار، تحصیل در دانشگاه و در تازهترین مورد محرومیت از وکالت، تاوان مطالبات بهحق آنها است.
اسماعیل بخشی، فعال کارگری، با طرح موارد بالا میگوید: «نهفقط ما کارگران را زندانی و شکنجه میکنند، بلکه حتی پس از پایان دوران حبس، از ابتداییترین حقوق انسانیمان نیز محروم میسازند. از تحصیل، کار، وکالت، نفس کشیدن در کشورمان. محرومیتهایی بدون دلیل برای کارگران اعمال میکنند. مجازات کارگران در ایران محرومیت از ابتداییترین و بدیهیترین حقوق خود از سوی حکومت است».
این فعال شناختهشده کارگری میگوید قصد دارد در مورد وزارت اطلاعات صحبت کند، چون به گفته او این وزارتخانه به امور مربوط به کارگران رسیدگی میکند.
به گفته او تنها شباهت بین کارگران و نهادهای امنیتی در قبول نداشتن قانون اساسی ایران است. آقای بخشی میگوید که حکومت هر کار غیرقانونی انجام میدهد ولی در مورد قانونگریزی مردم سختترین مجازات را اعمال میکند:
«مجازاتی را برای طبقه کارگر و حامیان کارگران در نظر میگیرند که برای هیچکس در نظر نمیگیرند. برای حامی کارگر حکم اعدام دادهاند.»
اشاره اسماعیل بخشی به «شریفه محمدی»، فعال کارگری است که در تاریخ ۱۴آذر۱۴۰۲ از سوی ماموران اداره اطلاعات رشت بازداشت شد. او به اتهام «عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» به اعدام محکومشده است.
اسماعیل بخشی با اشاره به اینکه زمانی کارگران را زندانی، شکنجه و تبعید به شهری دور از خانواده میکردند، میگوید: «در حال حاضر حتی در صورت نداشتن پرونده هم از ابتداییترین حقوق شهروندی در ایران محروم هستیم.
کارگران حق تحصیل ندارند حتی حق دریافت پروانه وکالت ندارد. همه اینها با دخالت وزارت اطلاعات اتفاق میافتد. ابراهیم عباسی سه سال متوالی با رتبه عالی در مقطع دکتری قبول میشود، ولی بدون هیچ دلیلی او را رد میکنند. به تمام مراکز ذیصلاح نیز مراجعه کرده است ولی هیچکدام گردن نگرفتهاند. مورد دیگر «حسن جوادی کُهنکی»، فعال کارگری هفتتپه باوجود قبولی در آزمون وکالت با رتبه عالی، در تایید صلاحیت عمومی قوه قضاییه با «اتفاق آرا» به دلیل عدم صلاحیت رد شد، جرم او «کارگر هفتتپه بودن» است. پاسخ مسوولان به او این بوده که ما مشکلی نداریم. مساله مربوط به وزارت اطلاعات میشود. افرادی که رای به رد صلاحیت این فرد دادهاند نمیگویند چرا چنین اقدامی کردهاند. »
او با طرح این سوال که در یک کشور شرح وظایف نهادهای امنیتی چیست؟ میگوید: «آیا این نهاد حقوق میگیرد امنیت جانی، مالی و حقوقی و شهروندی ما را تامین کند یا خود به عامل برهم زدن امنیت شغلی، جانی و مالی تبدیل شود؟ آیا قانونی پشت این است که وزارت اطلاعت در همهچیز دخالت میکند؟ هفت سال است که بدون دلیل من را پشت درهای هفتتپه نگهداشتهاند؛ و هر جا میروم میگویند خودت میدانی چرا اجازه کار نداری و از کجا آب میخورد همین نشانگر دخالت نهادهای امنیتی است».
او با حمایت از کسانی که به دلیل فعالیت کارگری از حقوق خود محروم میشوند، میگوید: «من در مورد حق تحصیل و حقوق شهروندی ضایعشده رفقای کارگرم اصلا کوتاه نمیآیم. هر جا بتوانم حرف میزنم، حق ندارند حقوق شهروندی کارگران را بهصرف مطالبه گری نسبت به حقوق خود ضایع کنند. کارگران، کارگری کردهاند و درسخواندهاند بهسختی در آزمون قبولشدهاند».
آقای بخشی اضافه میکند: «ما را از همهچیز محروم میکنند چون بابت مطالبات کارگری خود اعتراض کردهایم. اگر اعتراض جرم است برویم حبسش را بکشیم و خلاص. بعد از سالها از گذشت اعتراضات کارگری هفتتپه هنوز از حقوق شهروندی خود محروم هستیم. ما اخراج شدیم، حبس آن را کشیدیم، شکنجه شدیم تا کجا میخواهید ادامه دهید؟»
او میگوید: «بهمحض اعتراض مردم به شرایط موجود، حکومت میگوید غرب فریبشان داده است. غرب ما را فریب نداده است. واقعیت این است که ما در کثافتی که شما برای ما ساختهاید، زندگی میکنیم و این فریب نیست. شما زندگی را برای ۸۰ درصد مردم ایران که کارگر هستند جهنم کردهاید بعد میگویید این جهنم فریب غرب است؟ غرب نمیگذارد ما دانشگاه برویم؟ غرب نمیگذارد ما سرکار برویم؟ غرب نمیگذارد در این مملکت نفس بکشیم؟»
اسماعیل بخشی با اشاره به اینکه حتی اجازه مصاحبه به آنها نمیدهند، میگوید: «اگر کارگری در این کشور اعتراض کند تا آخر عمرش محرومیت میکشد. حتی اجازه نمیدهند ما مصاحبه کنیم. اگر با رسانه فارسیزبان خارج از کشور مصاحبه کنیم که جرم است. یکی از رسانههای داخلی با من مصاحبه کردند اما مصاحبه ۲0 دقیقه پس از انتشار به دستور وزارت اطلاعات از روی وبسایت حذف شد. یا در رسانه داخلی مورد تایید خودشان بیش از نیمی از گفتوگو را به دلیل انتقاد از سیاستهای نظام حذف کردهاند. اجازه خروج از کشور هم نداریم».
مملکت حزباللهیها است به دستشان جارو بدهید
اسماعیل بخشی میگوید: «به ما میگویند ایران مملکت حزباللهیها است. اتفاقا من از این استقبال کردم، پاسخم به این افراد این است: اگر مملکت شما است همه کارها را خودتان انجام دهید، بهجای کارگران شهرداری خیابانها را جارو کنید، جای کارگران نیشکر هفتتپه در مزارع کار کنید، در شرکت نفت در دمای بالای ۵۰ درجه مشغول شوید، شما بهجای کارگران بروید بندرعباس منفجر شوید یا در معادن کار کنید. مگر نمیگویید مملکت حزباللهیها است بروید مملکتتان را بچرخانید. فقط مفتخوری و پستها و مدیریتها مال حزباللهیها است؟»
تشکل چه نفعی برای کارگران دارد؟
او در خصوص نبود تشکلهای منسجم کارگری که میتواند یکی از مهمترین مشکلات کارگران باشد نیز میگوید: «نمیگذارند من یک مصاحبه انجام دهم توقع دارید اجازه تشکیل تشکل بدهند؟ اگر تشکل قدرتمندی داشتیم اجازه نمیدادیم چنین بلاهایی سرکارگران بیاید. تشکل داشتم جرمانگاری شده است. در قانون میگوید تشکیل گروه ۱۰سال حبس دارد. قاضی مقیسه به من میگفت حکم تو به جرم محاربه اعدام است.»
اسماعیل در مورد نقش مجامع عمومی میگوید: «اگر مجامع عمومی به این معنا است که کارگران تجمع کرده و در مورد حقوق خود تصمیم بگیرند باید بگویم که پاسگاه شهر هفتتپه داخل هفتتپه یک دفتر مستقر کرده است. وقتی ما اعتصاب میکردیم تکتیرانداز بالای ساختمان فرمانداری گمارده بودند. اگر اجازه تشکیل تشکل داشتیم کار به اینجا کشیده نمیشد. ما میخواهیم تشکل داشته باشیم تا برای احقاق حقوق خود در خیابان نریزیم و در مورد حقوق خودمان و قوانین کارگری خودمان تصمیم بگیریم واصلیترین حرف را ما بزنیم نه مسوولان».
در بخش دیگری از گفتوگو، اسماعیل بخشی با انتقاد شدید از «خانه کارگر» میگوید: «خانه کارگر همهچیز هست غیر از خانه کارگر. در جمهوری اسلامی نهادها همهچیز هستند غیر از اسامی که بر خود مینهند. برای نمونه سید محمد خاتمی، گفت دولت اصلاحات، همه کار کرد غیر از اصلاحات، احمدینژاد گفت دولت پاکدستان و ناپاکترین دولت بود، همینطور سایر دولتها مثل تدبیر و امید که بیتدبیرترین دولت و ناامیدترین بود.»
او با اشاره به سابقه تشکیل خانه کارگر در اوایل انقلاب سال ۵۷ میگوید: «هسته اولیه آن با شخصی مثل علی ربیعی، اطلاعاتی و بازجو شکل داده شد. خانه کارگر فقط نهادی است با ردیف بودجه مشخص که اعضای آن حقوقبگیر هستند. خروجی هم ندارند».
چه بر سر هفتتپه آمد؟
کارگرانی که سندیکای هفتتپه را تشکیل دادند از کار بیکار شده بهزور بازنشستهشان کردند. شماری از کارگران از مزایای بازنشستگی ۳۰ سال کارگری محروم شدند. نصف مقداری که هر کارگر بازنشسته در زمان بازنشستگی دریافت میکند به این افراد تعلق گرفت. بازنشستگان هفتتپه باگذشت سه سال هنوز برای اعتراض کف خیابان هستند ولی کسی به حرف آنها گوش نداد.
اسماعیل بخشی با این عنوان که حفظ تشکل بسیار مهم است، مشکل کارگران را در این میداند که با پایان اعتصابات شکلدهی تشکل را فراموش میکنند. او ادامه میدهد: «اما در صورت حفظ تشکل باقدرت از مطالبات شما دفاع خواهند کرد. هرچند این نقد به کارگران وارد است ولی از طرف دیگر این اجازه را هم به کارگران نمیدهند، هنوز کارگران شرکت واحد و هفتتپه بابت تشکیل سندیکا در دهه ۸۰ دارند حبس میکشند».
او راهحل برونرفت از این بحران را در فهرست کردن مطالبات خود و تعطیلی کار میداند و میگوید: «صنایع بزرگ کار و بازار را تعطیل کنید. اینطور نمیشود که یک نهاد و یک بیسواد بخواهد برای از صدر تا ذیل زندگی ما تصمیمگیری کند. ما خودمان بلد هستیم برای خودمان تصمیمگیری کنیم. تشکلهای مردمنهاد، سندیکاها و سازمانهای غیردولتی به همین منظور تشکیلشدهاند».
او با گلایه از نفوذ نیروهای اطلاعاتی میگوید: «نهادهای اطلاعاتی کشور را اداره میکنند، اعلام کنید که مردم یقه دولت و وزرا را نگیرند مستقیم به در ادارات وزارت اطلاعات مراجعه کرده و برای دریافت حقوحقوق خود اعتراض کنند».
از وزارت اطلاعات شکایت کردم، قاضی من را تحویل خودشان داد
آقای بخشی به دلیل شکنجههایی که در زمان بازداشت تحمل کرده بود شکایت کرد. با این توضیح میگوید: «از وزارت اطلاعات شکایت کردم قاضی حکم بازداشت من را برای تحقیقات صادر کرد. من را به وزارت اطلاعات تحویل دادهاند، من از آنها شکایت کرده بودم شما بیطرف نیستی که بخواهی ضابط شوی. قاضی من را تحویل وزارت اطلاعات داد که چرا از وزارت اطلاعات شکایت کردهام».
اسماعیل بخشی خطاب به مردم میگوید: «تا زمانی که سکوت میکنید، این داستان ادامه دارد. معترضان را بازداشت میکنند و بعد به خانواده میگویند سکوت کنید ما درست میکنیم، درحالیکه دروغ میگویند. کوچکترین حقی از هرکس ضایع شد باید فریاد بزند».