از زمان شروع مذاکرات اتمی میان جمهوری اسلامی ایران و دولت «دونالد ترامپ» بحثها درباره راهاندازی یک کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم بهعنوان راهحلی برای به دست آمدن توافق میان ایران و آمریکا مطرح بوده است اما عمر ربع قرنی بحران اتمی جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که این طرح راهحل نهایی برای یک توافق احتمالی نیست.
نافرجام بودن طرح کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم در ایران بهویژه آنچه در میانه دهه ۱۳۸۰ و از سال ۲۰۰۳ میلادی به بعد مطرح شد به دلایل متعددی بازمیگردد که عمدتا ریشه در بیاعتمادی متقابل، اختلاف عمیق منافع و برنامههای درازمدت و هدف اصلی جمهوری اسلامی از غنیسازی اورانیوم دارد.
کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم در ایران به معنای همپیمانی یا ائتلاف دو یا چند دولت برای رسیدن به هدف مشترک تولید سوخت اتمی در خاک ایران است که معمولا با سرمایهگذاری مشترک انجام میشود.
در حقوق و اقتصاد، کنسرسیوم نوعی همکاری است که بدون از بین رفتن استقلال حقوقی اعضا، آنها را برای انجام یک کار خاص گرد هم میآورد. جمهوری اسلامی زمانی میگفت که کنسرسیوم غنیسازی هم این امکان در داخل خاک ایران را حفظ میکند هم دیگر کشورها را وارد آن میکند که بهنوعی بر آن نظارت دائم داشته باشند.
این ایده اولین بار از سوی «محمد البرادعی» مدیرکل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شد تا به جمهوری اسلامی ایران اطمینان بدهد که در صورت نیاز به سوخت اتمی، آژانس میتواند تامین آن را تضمین کند. سرانجام مرکز غنیسازی بینالمللی زیر نظر آژانس در قزاقستان افتتاح شد اما جمهوری اسلامی همانطور که از نشانهها مشخص بود، مشتری آن باهدف کنار گذاشتن غنیسازی اورانیوم در نطنز و فردو – دو مرکز اصلی غنیسازی اورانیوم خود نشد.
ایران تاکید داشت که حق غنیسازی در خاک خود را بر اساس معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی دارد، اما کشورهای غربی بهویژه در زمان اوج بحران خواهان توقف کامل غنیسازی در ایران بودند. مشابه وضعیتی که اکنون دولت ترامپ بر آن تاکید دارد.
طرحهایی که برای ایجاد کنسرسیوم غنیسازی ارائه شد مثلا پیشنهاد روسیه برای غنیسازی در خاک روسیه یا ایجاد کنسرسیوم مشترک در ایران با نظارت بینالمللی، فاقد جزییات عملیاتی شفاف، ضمانت اجرایی و مکانیزمهای قابلاتکا بودند. این باعث شد طرفین نتوانند به یک نقشه راه مشترک برسند.
«حسن روحانی» مذاکرهکننده اتمی ایران در شروع این بحران گفته است که طرحی برای ایجاد کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم با مشارکت آفریقای جنوبی در دست داشت که با موافقت «تابو امبکی» رییسجمهور وقت آفریقای جنوبی همراه شد و امبکی در تماس با رهبران سه کشور اروپایی موافقت آنها را هم جلب کرده اما به تعبیر روحانی انتخابات سال ۱۳۸۴ و ریاست جمهوری «محمود احمدینژاد» همه برنامهها را به هم زد.
واقعیت این است که ایالاتمتحده در آن زمان از ایجاد کنسرسیوم غنیسازی حمایت نمیکرد. چند ماه پس از شروع ریاست جمهوری احمدینژاد و پایان تعلیق غنیسازی اورانیوم، وقتی پرونده به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد ایده کنسرسیوم دیگر در حد حرف هم قابلطرح نبود.
تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریمهای یکجانبه آمریکا در همان بازه زمانی، فضای لازم برای توافق و پیگیری چنین طرح را تنگتر میکرد. حتی طرح تبادل اورانیوم غنیشده ایران با مشارکت ترکیه و برزیل که با سفر رهبران این دو کشور در تهران امضا شد نهتنها جدی گرفته نشد که قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت که از سختگیرانهترین مصوبات تاریخ این شورا است پسازاین توافق صادر شد. واکنش قدرتهای جهانی نشان میداد بیاعتمادی به جمهوری اسلامی به بالاترین سطح خود رسیده است. چین و روسیه هر دو مدافع این قطعنامه بودند.
طرح کنسرسیوم، اگرچه ازنظر فنی و دیپلماتیک میتوانست راهحلی میانهرو باشد، اما به دلیل عدم وجود اعتماد سیاسی، اختلاف در برداشت از حقوق هستهای، و فضای تقابلی آن دوره، بعدها هم قابلطرح نبود.
در برنامه تأسیس یک کنسرسیوم غنیسازی هدف برای جمهوری اسلامی باقی نگهداشتن امکانات فنی غنیسازی اورانیوم در خاک ایران بود. ایران خواهان نقش پررنگتر و مستقلتر در مدیریت کنسرسیوم بود، ولی روسیه و غرب، خواستار نظارت شدید و نقش مدیریتی محدود ایران بودند. این اختلاف از اولین موانع توافق شد.
اگرچه روسیه بهطور رسمی از این طرح حمایت میکرد، اما ایالاتمتحده با هرگونه غنیسازی مرتبط با ایران، حتی در خارج از خاک ایران، به دیده تردید نگاه میکرد. آمریکا در آن دوره که همزمان با ریاست جمهوری «جورج بوش» پسر بود خواستار توقف کامل برنامه غنیسازی ایران بود، نهفقط انتقال مکان آن.
روسیه تامین انحصاری سوخت نیروگاه بوشهر را به جمهوری اسلامی تحمیل کرد و ایده کنسرسیوم غنیسازی با حضور مسکو بایگانی شد. افتتاح مرکز بینالمللی غنیسازی اورانیوم در قزاقستان هم پیگیری این موضوع را بهکلی از سوی جمهوری اسلامی منتفی کرد و با به دست آمدن توافق برجام که به ایران غنیسازی در خاک این کشور را اجازه میداد، دیگر انگیزه اصلی ایجاد کنسرسیوم برای حاکمان ایران هم از بین رفت.
اینک این طرح دوباره از بایگانی بیرون کشیده شده اما دیگر توجهی جلب نمیکند. جمهوری اسلامی زمانی میگفت که با تاسیس این کنسرسیوم دولتهای غربی میتوانند در آن عضو شوند و فرستادگان خود را ناظر مراحل غنیسازی اورانیوم در ایران کنند که بهنوعی تضمین این باشد که جمهوری اسلامی سلاح اتمی نخواهد ساخت.
در زمانهای که جمهوری اسلامی ایران گردشگران اروپایی و آمریکایی را با اتهامهای جاسوسی دستگیر میکند، نهتنها امکان حضور نمایندگانی از کشورهای غربی در برنامههای غنیسازی اورانیوم در ایران فکاهی به نظر میرسد که طرح حضور هر تبعه خارجی حتی از کشورهای همسایه در این برنامه کمترین جذابیتی برای سرمایهگذاران خارجی ندارد.
دولتهای خلیجفارس روابط گرم و قابلاعتمادی با جمهوری اسلامی که پیشنیاز طرحهای بزرگی همچون کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم است ندارند. روابط بحرین با تهران نزدیک به یک دهه است که قطعشده و امارات و عربستان سعودی هم گرچه با جمهوری اسلامی سفیر مبادله کردند اما هدف از بهبود روابط، مهار فعالیتهای مخرب حکومت ایران است که در ضعیفترین وضعیت خود از زمان انقلاب بهمن ۵۷ است. بسیار دور از ذهن است که این دولتها برای غنیسازی اورانیوم در خاک ایران در جمهوری اسلامی سرمایهگذاری کنند.
حتی اگر ایده کنسرسیوم غنیسازی عملی بود، جمهوری اسلامی بهوضوح نشان داده که خواهان جایگزین کردن آن با غنیسازی اورانیوم به شیوه کنونی نیست. «عباس عراقچی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی هم واکنشی سرد به بیرون کشیدن مجدد طرح کنسرسیوم بهعنوان راهحل داشته است.
حکومت ایران میخواهد که غنیسازی اورانیوم را همچون برگ برندهای در برابر غرب حفظ کند و آن را تا آستانه رسیدن به سلاح اتمی نگه دارد. همانطور که در یک سال گذشته و در اوج درگیری با اسراییل بارها اعلام کرد که توانایی ساخت بمب اتمی را دارد و در صورت افزایش فشارهای نظامی، از آن ابایی نخواهد داشت.


